Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “چشمهایش” as Want to Read:
چشمهایش
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

چشمهایش

3.52  ·  Rating Details  ·  4,832 Ratings  ·  277 Reviews
چشمهایش نام رمانی از بزرگ علوی است که برای نخستین بار در سال خورشیدی منتشر شد. بزرگ علوی در این رمان روش استعلام و استشهاد را به کار برده، بدینگونه که قطعات پراکندهٔ یک ماجرا را کنار هم گذاشته و از آن طرحی کلی آفریده است که برحدس و گمان تکیه دارد این شیوه بیشتر در ادبیات پلیسی معمول است. برخی معتقدند این رمان و شخصت استاد ماکان، با الهام از زندگانی کمالالملک نگاشته شده اس ...more
Paperback, 271 pages
Published 2007 by مؤسّسۀ انتشاراتِ نگاه (first published January 1st 1952)
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about چشمهایش, please sign up.

Be the first to ask a question about چشمهایش

Community Reviews

(showing 1-30 of 3,000)
filter  |  sort: default (?)  |  Rating Details
Fatima kiyan
May 01, 2016 Fatima kiyan rated it it was amazing
یکی از بهترین رمان هایی بود که تا به حال خوانده ام , متن روان بود و داستان هیجان خاصی داشت که مدام قلبم میتپید تا ادامه ی اش را بخوانم و ببینم چه بر سر فرنگیس و فدا شدنش جهت زنده نگه داشتن استاد نقاش ماکان میاید , فرنگیس نماد یک زن باهوش ایرانی و البته مهربان و نکته بین هست , نماد زنی روشن زنی امروزی که خوب بلد هست با سیاست زنانه اش زندگی مردی که دوست دارد را از مرگ به دست شاه و زیر دستان و خائنین و زیراب زنان نجات بدهد , اما استاد ماکان که در تمام کتاب چه در شروع و چه در پایان از او به عنوان یک ...more
Amir
Sep 27, 2011 Amir rated it really liked it
Shelves: novel
سال های دبیرستانم بود. دبیر ادبیاتی در دبیرستان شهید بهشتی ارومیه داشتم به اسم آقای مولودی که امیدوارم هرجایی هست خوش و خرم باشه. تو یکی از کتابای ادبیاتمون که یا مال دوم بود و یا سوم وقتی صحبت از علوی کرد پیشنهاد داد که این کتابشو بخونین. برای اولین و آخرین بار، یک پیشنهاد. گفت سالهای سربازیش بوده که این کتاب رو خونده. موقع گفتن این چیزا چشاش یه جورایی پر شده بود که بعدها با خوندن کتاب بود که فهمیدم چرا. چند سالی گذشت به اقتضای بازیگوشی اون دوران پیشنهادش رو فراموش کردم تا اینکه یه روز تو کتابخ ...more
Miss Ravi
May 14, 2016 Miss Ravi rated it liked it
Shelves: رمان
داشتم ریویوی دوستام رو روی این کتاب میخوندم که اغلبشون به یه خاطرهای پیوست شده بود. خب، خاطرهی منم اینه که زکیه چشمهایش رو سال دوم دبیرستان بهم هدیه داد. صفحه اولش با اتود یه جمله از خواجه عبدالله انصاری نوشته که هیچ به فضای رمان نمیاد ولی زکیه یه همچین آدمی بود و تهش اضافه کرده با اتود نوشتم که هر وقت خواستی پاک کنی که منم تو این سالها هیچوقت پاکش نکردم. از کتاب خوشم اومد. چون عاشقانه بود و شونزده سالگی برای خوندن یه رمان عاشقانه سن مناسبیه. از این جهت که آدم کلیات رو جذب میکنه، عواطف رو و تصاو ...more
Heba
Aug 15, 2015 Heba rated it liked it  ·  review of another edition
وحينما تجتمع كل نقاط الضعف في امرأة ..فتُحيل حياتها عذاباً وشقاءً...
امرأة كانت حياتها المُترفة المُدللة سبب في تعاستها و كان جمالها بلائها..
مُترددة ما بين الهاوية والقمة ..فأصبحت روحها مُعلقة بين الأثنين ..لا هى ترتقي فتبلغ غايتها ولا تهوى فتكون نهايتها
أوقفت حياتها على كلمة من رجل لم يُشجعها لصقل موهبتها وتنمية ميولها الفنية لكى تصبح رسامة يوماً ما ..بل وعادت اليه رفيقة كفاح فى نضاله السياسي بشجاعة مُصطنعة لعلّها تفوز بقلبه
وضحت بسعادتها في سبيل انقاذ حياته .. فما كان ظنه فيها إلا انها تخلت عنه ف
...more
Arezu Wishka
3 ستاره
این کتاب رو توی سخت ترین شرایط زندگیم تا به این لحظه خوندم...وقتی احساس خفا و مردن می کردم و فقط به یه چیزی چنگ می زدم که منو به زندگی وصل کنه و این کتاب منو می برد به حدود صد سال پیش توی همین کشور...پیش آدم های داغونی مثل فرنگیس که تمام دنیا رو هم داشت نمی تونست خوشبخت باشه چون پایبست افکارش بهم ریخته و غلط بود و توی این دید مه آلود و اغراق شده و غیر شفافش نسبت به اطرافش آدم هایی رو به مای خواننده نشون می داد که داشتن برای اهداف شون تلاش می کردن. مولد و نترس بودن. در حالی که فرنگیس توی
...more
Sara Kamjou
Feb 22, 2016 Sara Kamjou rated it it was ok  ·  review of another edition
Shelves: رمان
قبلترها که تو کتابهای ادبیات و تاریخ ادبیات دوران دبیرستان اسم بزرگ علوی به گوشم خورده بود، تصورم این بود که احتمالا با یک اثر و نثر فوقالعاده روبرو خواهم شد. رو همین حساب واسه خوندن چشمهایش ذوق زیادی داشتم.
اولش که کتاب رو شروع کردم فکر کردم کتاب تاریخیه و داره زندگینامه یه شخصیت رو روایت میکنه، اما بعد دیدم نه! من حتی نمیتونم بگم این کتاب تاریخی یا سیاسی بود. به نظرم فقط یه کتاب داستانی بود که نه محتوای عاشقانه جذابی داشت و نه شخصیت قابل تاملی.
خیلی جاها از رو نوشتهها پرش داشتم اینقدر که ناگیرا
...more
Ketabism.Ir
Sep 01, 2015 Ketabism.Ir rated it it was amazing
رمان چشمهایش از برجستهترین رمانهای ایرنی به شمار میرود. بزرگ علوی در سال 1357 این کتاب را منتشر کرد. به دلیل فضای سیاسی خاص حاکم بر داستان که اشاره به فساد حکومت و تضاد طبقاتی شدید بین افراد جامعه دارد، این کتاب برای سالها در لیست کتابهای ممنوع الچاپ قرار گرفت.

ساختار داستانی کتاب چشمهایش همانند اکثر داستانهای بزرگ علوی، به توصیف و توجیه اتفاقی میپردازد که قبل از شروع داستان رخ داده است. راوی داستان در ابتدا ناظم مدرسه و از مریدان استاد بزرگ نقاشی درگذشتهای به نام ماکان است. ناظم در پی کشف راز تن
...more
Saman Kashi
رمان (چشمهایش) در کارنامهی آقا (بزرگ علوی) یکی از نقطههای اوج و درخشان به حساب میآید. اصلاً در زمانهی خودش و برای دیگر نویسندگان هم نسل او راهگشاست. داستانی روان و خوشخوان و در عین حال پر از کنایه به روزگار جو و حکومت آن

داستان با این جملات شروع میشود: از کودکی به سرم زده بود که میتوانم نویسنده بشوم. هر وقت قصهای میخواندم، میل داشتم برای دیگران نقل کنم. بعدها هرگاه رمانی میخواندم، خود را فریب میدادم که تو هم میتوانی نظیر آنرا بنویسی.

...more
Roozhin
Jun 25, 2015 Roozhin rated it it was ok
اسم کتاب چشمهایش رو از کتاب ادبیات دبیرستان شنیده بودم و همیشه تصورم چیزی خیلی بهتر از این کتابی بود که خوندم. راستش را بخواهیم اگر این بهترین اثر بزرگ علوی باشد من ترجیح میدهم دیگر کتابی از این نویسنده نخوانم. کتاب تا حدود صفحه کاملا کند پیش میرفت و از این حدودا هم بازهم بیش از حد کش امده بود، من فرنگیس رو زنی بی اراده دونستم که تمام ناکامی های خودش رو به وضعیت مالی و زیبایی و ادم های اطرافش نسبت داد، زنی که می تونست با چیزهایی که داشت به خیلی چیزها برسه اما انقدر لوس و ضعیف و متزلزل بود که د ...more
Nastaran
Jul 23, 2016 Nastaran rated it really liked it
استاد ماکان بهترین نقاش قرن اخیر ایران بوده، چندین سال از مرگش میگذره و آخرین اثرش که طی سالهای تبعید خلق شده بوده، بزرگترین سوال رو در مورد استاد میسازه... تابلویی از یک زن جوون با عنوان چشمهایش...
راوی قصه سالها به این تابلو زل زده، ساعتها صرف تجزیه و تحلیل این تابلو کرده خودش رو غرق توی چشمهای زن ناشناس تابلو کرده ولی همچنان نمیدونه این چشمها، چشمهای چه کسی هستن و حرفشون چیه...؟
عاشقانهای که به پاسخ این سوال میده لطیف و زیباست و غمانگیز...
درسته که قصه کمی کند پیش میره، ولی وقتی همراهش بشید و اح
...more
Saeed
Sep 15, 2012 Saeed rated it liked it
Shelves: novel
بی چاره دل،
بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد
ای دیده خون ببار که این فتنه کار تست

این داستان من رو به یاد مدوسا از اساطیر یونان انداخت. او میتوانست هر کس که به چشمانش نگاه میکرد را تبدیل به سنگ کند.
...more
Pardis Parto
Oct 28, 2014 Pardis Parto rated it it was ok
ستاد ماکان نقاش بزرگ که یک مبارز سیاسی علیه دیکتاتوری رضا شاه است در تبعید درمی گذرد. یکی از آثار باقیمانده از او، پردهای است بهنام «چشمهایش»، چشمهای زنی که گویا رازی را در خود پنهان کرده است. راوی داستان که ناظم مدرسه و نمایشگاه آثار استاد ماکان است، سخت کنجکاو است راز این چشمها را دریابد. بنا بر این سعی میکند زن در تصویر را بیابد و از ارتباط او با استاد ماکان بپرسد. پس از سالها ناظم زن مورد نظر را مییابد و در خانهٔ او با هم گفتوگو میکنند. زن به او میگوید که او دختری از خاندانی ثروتمند بوده است ...more
Mohammad
Oct 01, 2012 Mohammad rated it really liked it
دو داستان روایت می شوند. داستان مریدی و داستان عاشقی. مریدی که در انتهای کتاب به مراد دل خود می رسد و داستانش از ابتدا تا انتهای کتاب ادامه دارد. و عاشقی که از میانه ی راه می رسد و سطر سطر دل خود را روایت می کند، روایتی پر از حسرت، پر از دودلی و عاقبتی با مایه ای از نهایتِ فداکاری و اوجِ ناکامی. چه قدر نوشته ی بزرگ علوی در انتهای کتاب این گمان را تقویت می کند که خودش را روایت کرده است و داستان عشقش به نویسندگی و ناکامی از رسیدن به آن را، حال آنکه چنین شاهکاری را خلق کرده! در داستان هسته ای، فرنگ ...more
Farnoosh Farahbakht
Aug 15, 2015 Farnoosh Farahbakht rated it really liked it
این کتاب رو دو سال پیش از دوست عزیزی هدیه گرفته بودم. نمی دونم شاید به خاطر این که اسمش رو توی کتاب ادبیات دبیرستان خونده بودم و همیشه دافعه خاصی داشتم به چیزایی که مدارس ایران دیکته میکنن شروع به خوندنش نکردم.
اما الان از خوندنش لذت بردم. ترکیبی از عشق و سیاست... و احساسات یک زن رو خیلی زیبا و شفاف تصویر کرده بود. با تموم کردنش همه اش این شعر توی ذهنم تکرار می شد : می خونم آخ که دیگه فرنگیس، عشق تو داغونم کرد، به کی بگم که چشمات، تو غصه زندونم کرد...
Javid Momeni
Jan 17, 2013 Javid Momeni rated it it was amazing
وسطای سربازی بود، دوشنبه تعطیل بود و همه هم رفته بودن مرخصی، پادگان خلوت بود، منم توی اتاقم تنها بودم، هیچ کاری نمیشد کرد جز کتاب خوندن و در آرزوی یک کتاب خوب بودم...
یه افسر مخابرات بود، اسمش کریم بود، خیلی اهل دل بود!
رفتم تو اتاقش و این کتاب رو دیدم...
آخر اون هفته من بودم و یه پادگان و یه کتاب، پادگان که نه، ناوگان بود، ناوگان دوم ارتش، بوشهر.
یادمه بعضی جاهاش رو لب اسکله تو نور ناوهای جنگی ارتش خوندم...
Azy
May 12, 2013 Azy rated it liked it
Shelves: novels-stories
تو کتابا خیلی ازش تعریف شنیده بودم...خیلی مشتاق شدم بخونمش، متاسفانه اونقدری که فکر میکردم برام جذاب نبود
Faranak Bakhshipour
از زمان دبیرستان نام این کتاب را شنیده بودم.در تستهای کنکور هم سئوالش آمده بود. اسمش آنقدر گیرایی داشت که هوس خواندنش به سرم بزند اما تا چند روز پیش نتوانسته بودم نسخه ای از آن پیدا کنم. هر شب نیمی از مسیر شرکت به خانه را پیاده روی میکنم. این پیاده روی هرروزه قسمت لذت بخشی از زندگی من است. آهنگهای مورد علاقه ام را بجای صدای آزاردهنده خیابان و متلکهای شرم آور عابران گوش میدهم و اغلب در راه خرید میکنم. خرید چیزهایی که همیشه برای خریدشان بیرون میروم و پیدا نمیکنم اما در راه عین همان چیز را میبینم و ...more
Mahdi Nosrati
Aug 22, 2007 Mahdi Nosrati rated it really liked it
نوشته های برخی از دوستان را درباره ی این کتاب خواندم شاید به نوعی یا من دچار اشتباه شده باشم یا خدای نکرده دیگران .برای این که چشمهایش را به عنوان یک داستان با مفهوم سیاسی با پی رنگی رمانتیک و در شرایط اجتماعی و سیاسی هنگام نگارش آن باید بررسی کرد اینگونه نقد ساده انگارانه و با نگاه یک آدم قرن 21 به درد نقد نوشتن برای این داستان نمی خورد.لازم است که کمی به عقب برگردیم .هرچند که حتی با همین نوع نگرش امروزی نیز این اثر همچنان درخشان و زیبا و خواندنی است.
Zahra Dashti
بیش از تصورم از کتاب لذت بردم.البته یک کتاب عاشقانه است تا یک کتاب سیاسی یا... نثر روان و گیرا و جذاب، داستان پر کشش بود و با وجود عاشقانه بودن عاری از حواشی مثلا عاشقانه مبتذل و پیش پا افتاده بود.موارد رمانتیک اش به حد لازم بود، نه بیش از حد که باعث دلزدگی بشه.
ولی نقطه قوتش، این بود که یک نویسنده مرد، نسبتا خیلی خوب تونسته بود فضای عاشقانه یک زن رو توصیف کنه، احساسات یک زن، انزجارها و رغبتهاش، شدیدا ملموس بود.مطمئنم اگر اسم نویسنده رو نمی دونستم فکر می کردم اثر یک زن هست. ارزش خوندن رو داشت.شدی
...more
ژیار
Jan 15, 2015 ژیار rated it it was amazing  ·  review of another edition
ڕۆمانێکی سەرنجڕاکێشە، باس لە نیگارکێشێک کە تابلۆی "چاوەکانی" کێشاوە.. بەڕاستی بەشێوەیەک نووسراوە کە حەزناکەیت دەست لە خوێندنەوەی هەڵبگریت وە کاتێ کەدەمخوێندەوە نەمدەتوانی واز لە کتێبەکە بێنم تاوەکو تەواوم کرد.
Ahmad Sharabiani
عنوان: چشمهايش؛ نویسنده: بزرگ علوی؛ تهران، امیرکبیر، چاپ سوم 1357؛ در 213 ص؛ داستانهای نویسندگان ایرانی قرن 20 م
چاپ دوم 287 ص بوده
mohamadadali abtahi
Jul 29, 2012 mohamadadali abtahi rated it really liked it
صد سال پیش خوندمش و بارها بعدش هم خوند. با بزرگ علوی هم شخصا یک بار در المان دیدار داشتم.تو ویلاگم عکسش هست
Sahand
Jul 16, 2007 Sahand rated it really liked it
Shelves: roman
یکی از بهترین رمانهای فارسی که تا به حال نوشته شده.
NaaZaaNiN
Aug 28, 2015 NaaZaaNiN rated it really liked it
یه رمان سیاسی عاشقانه بود شبیه به سبک رمان های مودب پور که قبلا زیاد میخوندم وقتی تو مدرسه راجع به آثار بزرگ علوی میخوندیم فک نمیکردم یه روزی برسه بخونمش و فک نمیکردم سبکش شبیه به یه کتاب معمولی عاشقانه باشه که حالا تم سیاسی هم داره خیلی بیشتر ازش توقع داشتم
احساسی که فرنگیس با یبار دیدن استاد ماکان داشت ازهمون عشق یهویی هایی بود که تو همین سبک کتابای عاشقانه زیاد خوندیم و اینکه استاد ماکان هم با اینکه فرنگیس و درست نمیشناخت بهش علاقه پیدا کرد ؛به نظرم عشق و علاقه ی منطقی نبود . هدف اصلی نویسند
...more
عمر فارس
الله يسامحك يا خديجة.
mahdieh
Oct 20, 2008 mahdieh rated it it was amazing
چند سال پیش ( دبیرستان بودم )خواندم ولی یادمه وقتی کتاب و می خواندم برای لحظه ای هم دوست نداشتم کنار بگذارم و یادمه تا دیروقت بیدار ماندم تا تمام کنم . داستان جذابی است و خواننده را تا پایان به دنبال خود می کشاند
Arvin
Feb 16, 2014 Arvin rated it it was ok
Shelves: داستان
این کتاب رو من در حین مسافرت توی اتوبوس شنیدم . به نظرم این کتاب انقدر که گفته میشه شایسته ستایش نیست- ینی حداقل تو این دوره
به نظر من تو این کتاب شخصیت وجود نداره و همه تیپ هستن - ینی حالا دیگه تیپ هستن
یه نقاش تودار و رازدار و کم حرف و ثابت قدم که به کارش و سیاست بیشتر از هرچیزی پابنده حتا بیشتر از عشضش !
یه دختر افسونگر و خوشگل و سرکش و پولدار و البته نازپرورده که هرکسیو بخواد میتونه بدست بیاره و میخواد نقاش شه ولی وارد جریانات سیاسی میشه بخاطرش عشقش .
یه نوکر باوفا که نقاش بهش لطفی کرده و نو
...more
Sepang
May 08, 2016 Sepang rated it liked it
داستان شدیدا گیرا بود و خیال برانگیزانه :D
تو یه روز خوندن کتابو تموم کردم و در حین خوندن کتابم تقریبا از بیشتر بخش هاش لذت بردم. هنر بزرگ علوی و سبکش کاملا مشهوده تو جریان داستان. هر چند شخصیت پردازی ها، به جز زن ناشناس، خیلی قدرتمند نیست.
چیزیه که به هر کسی که میخواد وقت بگذرونه و حوصله ی خوندن نداره پیشنهاد میکنم و برای کسایی که دوست دارن غرق یه داستان بشن خوب زمینه چیده.
من خیلی به اشارت سیاسی توجه نکردم، توی کتابای این دوره شبیه به هم و مستقیمن و شاید به خاطر همین بود که فکر میکنم غیر از داس
...more
Hamed
Mar 12, 2015 Hamed rated it liked it
Shelves: novel
شهر تهران خفقان گرفته بود ، هيچ كس نفسش در نمي آمد؛ همه از هم مي ترسيدند ، خانواده ها از كسانش مي ترسيدند بچه ها از معلمين شان، معلمين از فراش ها، و فراش ها از سلماني و دلاك؛ همه از خودشان مي ترسيدند، از سايه شان باك داشتند.همه جا، در خانه، در اداره، در مسجد ، پشت ترازو، در مدرسه و در دانشگاه و در حمام مامورين آگاهي را دنبال خودشان مي دانستند. در سينما، موقع نواختن سرود شاهنشاهي همه به دور بر خودشان مي نگريستند، مبادا ديوانه يا از جان گذشته اي بر نخيزد و موجب گر فتاري و دردسر همه را فراهم كند. . ...more
Mashi
Sep 06, 2009 Mashi rated it it was amazing
Shelves: some-years-ago
ولین کتابی که به جرات می تونم بهش 5 تا ستاره بدم!وقتی 13-14 ساله بودم این کتاب رو خوندم و اونقدر به دلم نشست که ماهها بهش فکر می کردم.تو دوران دبیرستان چندین بار با دوستانم این کتاب رو خوندیم و دوره کردیم.می تونم بگم تمام جملاتش رو بلعیدم.بزرگ علوی همیشه در ابتدای داستانهاش معمایی رو مطرح می کنه که دقیقا" آخر کتاب اون معما رو حل می کنه و داستان روند شیرینی پیدا می کنه.
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 99 100 next »
topics  posts  views  last activity   
چشمهایش بزرگ علوی 7 59 Nov 05, 2013 03:18AM  
hi friend 2 36 Sep 06, 2011 12:04AM  
  • Suvashun (سووشون)
  • (کلیدر (دوره‌ی 10جلدی
  • فریدون سه پسر داشت
  • آتش بدون دود
  • (جانِ شیفته (دورۀ چهارجلدی
  • داش‌ آکل
  • شوهر آهو خانم
  • اولدوز و کلاغ‌ها
  • زمستان
  • ایمان بیاوریم به آغازِ فصلِ سرد
  • چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم
  • همسایه‌ها
  • دارالمجانین
  • (مجموعه آثار احمد شاملو (دفتر یکم: شعرها 1378-1323
  • شازده احتجاب
  • هشت کتاب

Share This Book



No trivia or quizzes yet. Add some now »

“اما او انسان بود. برایش هیچ چیزی که جنبه‌ی فردی و شخصی داشته باشد وجود نداشت. او همه چیز، حتا ندای درونی دلش را هم مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌داد و اگر با اصولی که به آن‌ها پایبند بود سازگار نمی‌آمد، این ندا را هم خفه می‌کرد. به‌تان گفتم که او برای هنرش، بیان تمام توقعات وجودش بود. آن‌چه او روی پرده می‌‌آورد، آن چیزی بود که از ته دل و از لابه‌لای روح بلندش زبانه می‌کشید. برای او هیچ‌چیز گرامی‌تر از هنرش وجود نداشت. هنرش هم متکی به جامعه و مردمی بود که میان آن‌ها زندگی می‌کرد. دیگر کی توقع داشت که عشقش را هم فدای این آرمان گرامی‌اش نکند. نه این که او می‌توانست بر سیل احساسات پر شور و متلاطمش غلبه کند و با قوای عقلانی، مانند سدی راه آن را ببندد. نه، او می‌توانست دندان روی جگر بگذارد، دل سوزانش را در مشتش بفشارد و نگذارد که تپش آن را کسی خارج از دنیا و عوالم و حالات او ادراک کند. من آن شب فهمیدم که در نزدیکی چه کوره‌ی پر از آتش ایستاده‌ام و دارم از سرما می‌لرزم؛ او می‌خواست و می‌کوشید که ضربات قلب او که از هجر من در جوش بود، از من مخفی بماند.” 0 likes
More quotes…