Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “لیدی ال” as Want to Read:
لیدی ال
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

لیدی ال

3.46 of 5 stars 3.46  ·  rating details  ·  1,029 ratings  ·  71 reviews
На своя 80-ти рожден ден Лейди Л., един от стълбовете на Британската империя, гранд-дама, превърнала се в символ на достолепие, аристократизъм, разюздан лукс и здрав разум, почитана родителка, дала на Империята министър, епископ, полковник от Кралския полк и виден банкер, започва смайващ разказ пред почтения сър Пърси Родинър, по английски дискретно влюбен в нея от 40 годи ...more
Published 2007 by ناهید (first published 1957)
more details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about لیدی ال, please sign up.

Be the first to ask a question about لیدی ال

Community Reviews

(showing 1-30 of 1,491)
filter  |  sort: default (?)  |  rating details
Ahmad Sharabiani
رومن گاری در سال رمان «لیدی ال» را که رویارویی عشق و سیاست است، به فرانسه نوشت، سپس خود آن را به انگلیسی برگرداند. در سال توسط مهدی غبرایی به فارسی ترجمه و انتشارات نیلوفر آن را منتشر کرد. داستان عشق دو فرانسوی «انت بودن» لیدی ال و «آرمان دنی» که معشوقه ی انت است، او از کشیش شدن دست برمیدارد و آنارشیست میشود. رمان آکنده از عناوین مکاتب هنری، فلسفی و سیاسی است. ا. شربیانی ...more
Tandis Toofanian
بیاید از دنیا، تا زمانی که هنوز فاسد است لذت ببریم
صبا
نمی دانی چه روزهایی را بی تو گذرانده ام.به خاطر این روزها از تو بدم می آید.می توانستیم با هم خوشبخت باشیم.

"به طور نفرت انگیز و آزمندانه ای به عقایدش چسبیده بود،مانند بسیاری از مردان طماع که به طلا می چسبند.با این حال تمام آنچه لیدی ال می خواست هم او بود.او را شدیدا،تماما و بی باکانه می خواست-اما قادر به داشتنش نبود.خود را بسیار نگون بخت می دید.کاش عاشق یک قمارباز،یک افیونی،یک دزد معمولی،یک آدم دایم الخمر می شد-اما نه معشوقش ایده آلیست بود."
Farnaz
کتاب رو که بستم احساس کردم خالی شدم واقعا شوکه شدم!
احساس پوچی بهم دست داد نسبت به همه قوانین و قراردادای زندگی حس بدی پیدا کردم
واقعا فکر می کنم لازمه این کتاب رو چندین بار دیگه هم بخونم اما به طور جدی از رو به رو شدن باهاش وحشت دارم!
Shakiba
دوست ندارم اولین برخوردم با یک مکتب از دیدگاه مخالفش باشد، مخصوصا کسی با نگاه طنزآمیز رومن گاری، چون طنز صریحش بینظیر است و من این توان را در خودم نمیبینم که بعد از این با نیشخند نگاه نکنم.؛

" آزادی و برابری باز هم آمدهاند تا بابا را ببرند. برادری لابد مست کرده و تو خیابان افتاده"

گاری مسیو بودِن پدر آنت را این طوری معرفی میکند:

"با آن ریش و سبیل شبیه به ناپلئون سوم آنجا مینشست و به نقطهای نامعلوم خیره میشد و در آرزوی چیزی میسوخت که بعدا همیشه به یک بطری مشروب مبدل میشد."


"گاهی اوقات موسیو بودِن چند
...more
Foroogh
پایان کتاب خیلی شبیه به "یک گل سرخ برای امیلی"ست.
"جز محبوبم دیگر یاری نمی شناسم
جز محبوبم.
بی محبوبم دمی زنده نخواهم ماند
بی محبوبم"از کتاب
Amir imani
بعد خوندن خداحافظ گاری کوپر ، اومدم سراغ این کتاب و تا حدودی انتظاری مثل کتابی قبلی داشتم ، اما خب کلا با اون فرق میکرد.
اما در جای خودش خیلی کتاب خوبی بود . هنوز از شوک پایان ماجرا بیرون نیومدم . به نظرم لیدی ال واقعا عاشق بود . واقعا .
Parisa
بنظرم یجاهایی دیگه توصیفاتش درازه گویی بود و حوصله آدم واقعا سر میرفت ،پایانشو دوست داشتم چون قابل پیش بینی نبود اصلا و در مجموع کتاب کاملا متوسطی بود بنظرم
Saeed Ozah
رومن گاری در این کتاب همه کار کرد. به زیبایی تمام قصه اش را تعریف کرد. در مورد آنارشیزم گفت و مثل یک تحلیل گر اندیشه سیاسی چال و چوله های این اندیشه را بیان می کند. هم حرف خوب زد و هم خوب حرف زد
ستایش  دشتی
یک. بعد از مدتها کتابی خواندم که حقیقتاً من را به دنبال خودش کشید آن هم در زمانی که هیچ حوصلهٔ داستان و رمان را نداشتم. به گمانم مهمترین چیزی که رومن گاری بلد است، حفظ ریتم داستان است. داستان در جاهایی که باید، با ضربآهنگ تند پیش میرود و در جاهای دیگر آهستهتر. من برخلاف برخی دوستان ریویونویس معتقد نیستم که کتاب، طرح اولیه بوده و جای کار داشته است. هنر گاری است که به بهترین شکل ممکن داستانش را گفته، در همین حجم نسبتاً. در خداحافظ گاری کوپر هم همینطور بود.
مشکلی که خیلیها با رومن گاری دارند، حرفهای
...more
Faeze Taheri
براي اولين بار فهميد كه شايد عشق بزرگترين نوع بندگي باشد و براي رهايي از قيد آن آدم بايد خرابكار شود و عليه استبدادش بجنگد.

كتاب براي من جداي اينكه يه وسيله براي ياد گرفتنه، براي هيجان گرفتن هم هست! واسه همينه كه هرچي از كتاب هيجان بيشتري بگيرم بيشتر لذت ميبرم، چه در طول كتاب و خصوصن آخر اون! همينه كه باعث ميشه اين كتابو از بهترينها بدونم چون پايانش غافلگيرم كرد!
...more
Doroti
Малко ми напомни на 'Европа' като маниер на разказване.
Отново този плътен стил и ужасно, до болка богат език - описания, ирония, насмешка, жестокост, любов - към една идея и към един човек... Любов, която е способна буквално на всичко. И може би в крайна сметка много пропилени човешки животи, но 'какво тук значи някаква си личност'.
Reza Mardani
خوندن این کتاب که بر اساس زندگی آرمان دنی آنارشیست فرانسوی نوشته شده، بعد از بانکدار آنارشیست پسوآ داره منو کم کم به سمت آنارشیست شدن سوق میده،اگر دیدین مجلس ر چند روز آینده منفجر شد، بدونید کار من بوده
Eric
Believe me, when you get this book you can't put it down … crazy …this book, this man as writer , crazy
Leyla Haghighi
آخرش عجيب بود ! اما هنوزم ميگم خداحافظ گارى كوپر شاهكار رومن گاريه !
Garrett Dunnington
Told in third person from the narrative of an old woman. It can be seen as a story about an old woman who is coming to grips with aging, similar to John Cassavete's Opening Night (1977).
The woman known as Lady L. had a very distinct experience. She was raised by a father who believed in Liberty, Equality and Brotherhood, who was an anarchist. After some time through her adolescence, she cannot take it any longer. She runs away, becomes a prostitute in order for her to make a living. Her life cha
...more
Narjes
موضوع اصلی کتاب رودررویی عشق و ایده آلهای عقیدتی آدمهاست .

آنت دختر فقیر و زیبایی است که در محلات پایین پاریس تن به کارهای پست می دهد . روزی رنه لاوالس یکی از پااندازان مشهور پاریس به سراغ او می آید و او را پیش دوستانش می برد . دنی ارمان جوانی انارشیست است که می خواهد نظم جامعه را از بین ببرد تا جامعه ای جدید بسازد او تصمیم دارد از انت یک بانوی متشخص بسازد تا به مجامع ثروتمندان راه یابد و در دزدی کمک حال آنها باشد . انت عاشق ارمان می شود و به خاطر عشق او هر کار می کند ارمان نیز عاشق انت است اما
...more
Hannibal
لیدی ال - نمونه ترین و ممتاز ترین زن عصر خود - کسی که فرزندان و نوه هایش پست های مهمی در کابینه، ارتش، کلیسا و بانک ها دارند، کسی که عالی مقام ترین سیاستمداران روزگاری برای صعود از نردبان ترقی برای حضور در محافل اش سر و دست می شکستند، زنی که سلیقه هنری اش شاخص هنر روز است، کسی که هنوز برای آنهایی که می خواهند با دیدن ردپایی از شکوه دوران ویکتوریایی احساس اطمینان کنند، می تواند لبخند های استاندارد اشراف انگلیس را در عکس هایش تجلی دهد، کسی که برترین خریدار شاهکارهای هنری است و گرانبهاترین گنجینه خ ...more
Arman Azadniya
FREAKING extra ordinary ending!!!wow!
a bitter-sweet romantic story that definitely worth to be read.
wonderful Persian translation by مهدی غبرایی.one of the best translations I've read so far.
got a new job,so can't take my time to read and also write reviews like past,but ain't gonna finish any day without reading and leave any book without writing a review.
Lida Ghahremanlou
تاریخ یک واقعه در این کتاب مرور شد (فعالیت های آنارشیستی قرن نوزدهم ) هرچند به نظر می رسد کمی سطحی به آن پرداخته شده است . عشقی بیمارگونه اما کم نظیر به توصیف کشیده شد با پایان بندی که اصلا انتظارش نمی رفت. و دوباره تکرار این واقعیت که عشق تصاحب است و همیشه در جستجوی مالکیت. تا اواسط داستان آرمان دنی را عاشقی بی رحم و خودخواده می دانستم اما با کاری که آنت با او کرد - هشت سال فرستادنش به زندان و آن پایان خوفناک - به نظرم آرمان دنی خیلی عاشق تر از لیدی ال آمد و این زن داستان بود که با خودخواهی هر ...more
Zooey
چیزی که در مورد این کتاب من رو جذب کرد نوع خواص عشق لیدی ال به آرمان دنی بود....هرچند من همچین عشقی رو قبول ندارم و فکر نمی کنم کاری که لیدی ال کرد (منظور آخر داستانه!) واقعا به عاشق بودنش برگرده (بلکه به نظر من خود خواهی مطلق بود )اما به هر حال هرچی بود قشنگ بود ....به خصوص پایان کتاب که واقعا آدم رو شگفت زده می کرد ....شیوه روایت داستان هم خوب بود (داستان به صورت فلش بک روایت شده )....
Preslav Ganev
Въпросната Лейди Л., става ясно още от самото начало, не е съвсем със синя кръв и никак не прилича на благоприличните обрани напудрени дворцови дами. Както Гари през собствените ѝ очи сам я описва: „Лейди Л. изпитваше ужас от пуританите и дори си бе мислила да боядиса замъка в розово, но ако бе научила нещо в Англия, то бе, че когато може да си позволи всичко, човек трябва да умее да се въздържа“.

А как всъщност Лейди Л. се е озовала в този бляскав замък и е станала опора на един от най-могъщите
...more
Kebrit !!!
به صدای بلند اعلام می کرد: «ازدواج یک جور دزدی است. به هیچ وجه عادلانه تر از انواع دیگر مالکیت خصوصی نیست.» یا با آن ریش و سبیل شبیه ناپلئون سوم آنجا می نشست و به نقطه ای نامعلوم خیره می شد و در آرزوی چیزی می سوخت که بعدا همیشه به یک بطری مشروب مبدل می شد
واسع علوی
After reading Adieu Gary Cooper by Romain Gary I thought there's no way he could have written more books like this. After reading Lady L I'm one step surer of that opinion!
Nejat et
لیدی ال را به خاطر پایان غیر قابل پیش بینی اش واقعا دوست داشتم ، گرچه حس میکردم رومن کاری فقط طرح خام رمانش را نوشته و کتاب همچنان می توانست هیاهوی عصر لیدی ال را بیشتر و بهتر توصیف کند :)
Azra
ترجمه با اینکه ضعیف بود، اثر " مهدی غبرایی " است. نه آن طور که در شناسنامه ی گودریدزی کتاب، به اشتباه " بهمن غبرایی " آمده است.
Mark
I got this at a book sale for 5 cents. It was pretty good. I intend to read some more of his books someday.
Mahdi Meskin
ان قدرها هم جالب نبود
فیلمش اگه باشه یا بسازن خیلی بهتر میشه به خاطر فضاسازی
Lnaz Izd
" هدف هنر نجات جهان نیست، بلکه آن است که دنیا را پذیرفتنیتر کند" ...more
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 49 50 next »
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »
  • همسایه‌ها
  • هفته‌ای یه بار آدمو نمی‌کشه
  • میرا
  • نان سال‌های جوانی
  • وردی که بره ها میخوانند
  • روح پراگ
  • سال بلوا
  • شازده احتجاب
  • اسرار گنج دره جنی
  • دفترچه ممنوع
  • گل‌های معرفت
  • مرگ در می‌زند
  • Les Fruits d'Or
  • زندگی جنگ و دیگر هیچ
  • یوزپلنگانی که با من دویده‌اند
  • کجا ممکن است پیدایش کنم
  • دیوانه بازی
32807
Romain Gary was a Jewish-French novelist, film director, World War II aviator and diplomat. He also wrote under the pen name Émile Ajar.

Born Roman Kacew (Yiddish: קצב, Russian: Кацев), Romain Gary grew up in Vilnius to a family of Lithuanian Jews. He changed his name to Romain Gary when he escaped occupied France to fight with Great Britain against Germany in WWII. His father, Arieh-Leib Kacew, ab
...more
More about Romain Gary...
خداحافظ گاری کوپر زندگی در پیش‌رو Promise at Dawn Les cerfs-volants Clair de Femme

Share This Book

No trivia or quizzes yet. Add some now »

“چیزهایی هست که از دست رفتنشان را هیچ چیزی در دنیا نمی تواند جبران کند ...
نمی دانی چه روزهایی را بی تو گذرانده ام . به خاطر این روزها از تو بدم می آید . می توانستیم با هم خوشبخت باشیم .”
8 likes
“Когато се събличаше, за да се оставиш на клиента, не вършеше кой знае какво зло... Хората никога не правят зло, когато си събуват гащите... Това е буржоазен морал. Не, за истинските си мръсотии хората се обличат. Дори си слагат униформа или сюртук. Никой никога не е сторил голямо зло по гол задник...” 4 likes
More quotes…