Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “در راه ویلا” as Want to Read:
در راه ویلا
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

در راه ویلا

2.92  ·  Rating Details ·  156 Ratings  ·  17 Reviews
Paperback, 104 pages
Published May 1st 2008 by نشر چشمه (first published 2008)
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about در راه ویلا, please sign up.

Be the first to ask a question about در راه ویلا

This book is not yet featured on Listopia. Add this book to your favorite list »

Community Reviews

(showing 1-30)
filter  |  sort: default (?)  |  Rating Details
Paria
Feb 02, 2017 Paria rated it liked it
فریبا وفی جز معدود نویسنده های زن سال های اخیره که عاشقانه های بی محتوا نمی نویسه. قلمش زیباست و خیلی خوب میدونه چطور احساسات عمیق زنانه رو به تصویر بکشه. زن هایی با موقعیت ها و شرایط متفاوت. این کتاب یه مجموعه ی داستان کوتاه بود. به همون سبک همیشگی فریبا وفی. معمولا داستان کوتاه خیلی مورد علاقه ی من نیست. از طرف دیگه، بنظرم این کتاب نسبت به بقیه آثارش ضعیف تر بود.
Zohreh Hanifeh
داستان گرگها را از همه بیشتر دوست داشتم. پایان بعضی داستان هاش گنگ بود. ...more
Fera Sabetian
May 11, 2011 Fera Sabetian rated it really liked it
داستان اول کتاب، در راه ویلا، به قدری ملموس و زنده بود که عاشق قلم این نویسنده شدم. داستانهای بعدی به خوبی اولی نبود
Farzane
چه چیزی را می خواستم ثابت کنم؟ خواندن چند جلد کتاب چه حاصلی داشت؟ آیا با درس خواندن می توانستم زندگی ام را به چیز دیگری که گمان می کردم گم شده پیوند بزنم؟ بعد چه می شد؟ داشتم با این کار پایه های زندگی ام را محکم می کردم یا متزلزل؟ خودم هم به درستی نمی دانستم. احساس دزدی را داشتم که نمی دانست چه استفاده ای از غنایمش بکند. نمی فهمیدم چرا یکباره هدف هایم ناچیز و از چشمم دور شده بودند. شاید احتیاج داشتم قوی بشوم. ولی می شد مخفیانه قوی شد؟ می شد در تاریکی و پنهانی به دلخواه زندگی کرد؟ می شد در خفا به ...more
Masoud Niazi
Sep 28, 2015 Masoud Niazi rated it it was ok
نویسنده داستان ها رو حول محور هویت زن میگرداند
داستانها علاوه بر دستمايه قرار دادن مضامين اجتماعي
و واقعيتهای روزمره، از احساساتی زنانه و عميق كه با
درونمايهي پررنگي از تنهايي آميختهاند، حكايت ميكنند
خوندنش رو بیشتر به مردها توصیه میکنم
من از داستان در راه ویلا و گرگ ها خوشم اومد


...more
Roozbeh Daneshvar
Jan 15, 2017 Roozbeh Daneshvar rated it really liked it
به نظرم شخصيت پردازى ها خيلى خوب بود (مثل بقيه ى كناب هاى نويسنده) و روايت داستان ها هم خيلى پخته بودند، چنان كه پرش هاى زمانى مكرر هيچ وقت باعث سردرگمى نمى شدن. در خيلى از داستان ها مى شد به راحتى خودم و خيلى از اطرافيان رو ببينم كه با مهارت يك جا جمع شده اند. به نظرم دو داستان اول به مراتب قشنگ تر از بقيه ى داستان ها بودن
Zahra
مصطفى مستور كتاب «حكايت عشقى بى قاف، بى شين، بى نقطه» رُ تقديم مى كنه به زن ها؛ «به همه ى زن ها. اين تنها ساكنان سمت روشن و معصوم و معنادار زندگى.» وقتى اين كتابُ مى خوندم و يا «دوست داشتم كسى جايى منتظرم باشد» ِ آنا گاوالدا رُ، مدام اين جمله ى مصطفى مستور توى ذهن م برد.
اين كتاب هم مثل كتاب گاوالدا يك مجموعه داستان ه، با محوريت زنان.
شايد توى اين مدل از كتاب ها با موضوعاتى اين چنينى خيلى قوى نبود، امّا براى من كه اصلاً تجربه ى خوبى از خوندنِ داستان هاى ايرانى ندارم و كم پيش مى ياد دنبال ش برم، ي
...more
Parisa
Jun 19, 2014 Parisa rated it it was ok
متوسط.جملاتی در خلال داستان ها نوشته شده بود که قصد داشت خواننده رو به چالش بکشونه،زبانش ساده بود و همه ی داستان ها مربوط به مشکلات زنان و ظلم هایی بود که بر آنها روا داشته شده.
یه مشکل اساسی کتاب این بود که انگار نویسنده عجله داشت داستانو تموم کنه.این اتفاق خیلی تو کتاب های ایرانی میفته.پایان باز با پایان نداشتن خیلی فرق می کنه و داستان های این کتاب پایان نداشتند.
Osric
Jul 19, 2015 Osric rated it really liked it
تنها مشکل این کتاب زنونه بودن زیاد اون بود. بعضی از مشکلات شخصیت داستان ها ، بعضی از صحنه و بعضی از غم و اندوه ها فقط برای زنان قابل درک هست! اما از نظر ساختار نوشتاری و جذابیت کتاب چیزی کم نداشت.
Sara
Nov 27, 2014 Sara rated it liked it
قصه «گرگها » رو نفهمیدم.
قصه «روز قبل از دادگاه» ماجرای زنی است که میخواهد از همسرش جدا شود ولی دلیل این فکرش درست توضیح داده نمیشه. نحوه نوشتن پایان قصه من رو یاد فیلم «Becoming Jane» انداخت که بازیگر مرد جین آستن رو به این متهم میکرد که چیزی از روابط جنسی نمیدونه و توی کتابش این صحنه ها رو خیلی مسخره توصیف میکنه. به پایان این قصه هم همین ایراد وارده، البته شاید شرایط سانسور باعث چنین گونه نوشتاری شده:
«شیر آب را بیخودی باز کرد و بست و خدا خدا کرد مادرش چیزی نپرسد. چطور میتوانست بگوید در آن لحظه
...more
ZaRi
Apr 08, 2016 ZaRi added it
Shelves: short-story, women
اولين تلنگر را مادر شوهرش زد، وقتي که اسم کوچکش را فراموش کرد و صدا زد: «عروس، بيا پايين.» روزهاي بعد با معناي عروس بيشتر خو گرفت. هر چه بود عروس بود و يک روز فهميد که عروس يک نفر نيست. صدها و هزارها عروس ديگر است. رفته رفته دانست که عروس يک عالم معنا دارد که بيشترش به او مربوط نمي شود. به صدها عروس پيش از او مربوط مي شود. فهميد که هر کاري مي کند، سايه اي از خاطره و رفتار و منش عروس هاي قبل را هم با خودش دارد. طول کشيد تا بفهمد که بيرون آمدن از آن قالب حاضر و آماده سخت است، نشان دادن و ثابت کردن ...more
Phouzhan
Jan 03, 2016 Phouzhan rated it it was amazing
پیش از این کتاب با نویسنده کتاب هیچ آشنایی نداشتم .خیلی وقت هم بود که از نویسنده ایرانی کتابی نخوانده بودم.میخواهم بگویم با دیدی مه چندان مثبت کتاب را شروع کردم و با یک نویسنده قوی و هوشیار آشنا شدم.نویسنده ای که چه داستان بکری داشته باشد و چه فقط بخواهد از روزمرگی حرف بزند چنان توصیفات قوی و به جایی ارائه میدهد و آن قدر موجز حرف میزند که حتی نمیتوانم به رسم کتابخوان ها چند سطری را از این کتاب نقل قول کنم.حس میکنم با این کار به سطور دیگر کتاب خیانت میکنم.اما اگر قرار باشد یک داستان را از میان مج ...more
Negar Ghadimi
Aug 02, 2014 Negar Ghadimi rated it it was ok
فکر می کنم همین ناتوانی از مهربان بودن یا چیزی شبیهِ آن بود که باعث شده بود دچارِ خفگی بشوم و حتا نتوانم مثلِ آدم گریه کنم...
------------------------------------------------------------------------------------
وفاداری اش مانده بود روی دستش و کسی از آن خبر داشت...
-------------------------------------------------------------------------------------
دو درختِ نزدیک به هم را دید که تنه ی باریکشان از هم دور بود ولی سرِ پر شاخ و برگشان چسبیده بود به هم.
Fereshteh
Jul 28, 2013 Fereshteh rated it really liked it
نمیدونم قبلا خونده بودمش یا نه٬ ولی این بار کتاب صوتیش رو گوش دادم و خوب بود. فریبا وفی از نویسندههای زن مورد علاقه منه. معمولا قصهی زنها و دغدغههاشون به خصوص در زندگی مشترک و روزمرگیهاش رو روایت میکنه.
این کتاب چندتا داستان کوتاهه که من از دو سه تای اولش بیشتر خوشم اومد. داستانهای آخرش حول محور طلاق و برگشت به زندگی و بخشش زنها بود که یه کم تکراری بود. ولی مخصوصا داستان در راه ویلا٬ حس و حال جالبی داشت و شخصیتش خیلی قابل درک بود.
...more
Azar
May 05, 2011 Azar rated it really liked it
I loved this book. I liked her writting which is short but deep. She see life from different point of view.
طيبه تيموري
مجموعه داستان كوتاهي با ظرافت هاي نگاه و ارائه تجربه هاي بسيار نزديك و نكته سنجانه
به نظرم بهترين داستان اين مجموعه، داستان نخست آن «در راه ويلا» است
Ehsan Amini
Apr 27, 2014 Ehsan Amini rated it really liked it
از معدود کتابایی بود که خوندم و زبان زنانه اش خیلی خوب بود و من به عنوان یه مخاطب مرد اون میزان لازم از غریبگی را با دنیای داستان حس می کردم.
Pegah Mohammad
Pegah Mohammad rated it it was amazing
Nov 06, 2013
soosan
soosan rated it did not like it
Jun 02, 2014
Alireza Hokmabadi
Alireza Hokmabadi rated it liked it
Dec 03, 2014
Somi
Somi rated it really liked it
Jan 26, 2013
چیناسکی
چیناسکی rated it it was ok
Feb 15, 2016
Laya
Laya rated it did not like it
Mar 22, 2011
Mahsa
Mahsa rated it liked it
Oct 16, 2015
Pendar
Pendar rated it liked it
Sep 05, 2012
Anahita h
Anahita h rated it really liked it
Dec 27, 2009
Mehrnoosh
Mehrnoosh rated it did not like it
Jul 28, 2013
Ehsan Chawoshi
Ehsan Chawoshi rated it liked it
Nov 25, 2012
Azadeh
Azadeh rated it really liked it
Jul 02, 2013
« previous 1 3 4 5 6 next »
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »
  • سمت تاریک کلمات
  • دستکش قرمز
  • چهار چهارشنبه و یک کلاه گیس
  • عاشقیت در پاورقی
  • تو مشغول مردن‌ات بودی
  • مثل همه‌ی عصرها
  • چه كسی باور می‌كند، رُستم
  • خاله بازی
  • پیکر فرهاد
  • یوسف‌آباد، خیابان سی‌وسوم
  • کولی کنار آتش
  • چهل سالگی
  • مرگ‌بازی
  • خواب زمستانی
  • به کی سلام کنم؟
  • گاوخونی
  • احتمالاً گم شده‌ام
  • بهار ۶۳

Share This Book