Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “پيکر زن همچون ميدان نبرد در جنگ بوسنی” as Want to Read:
پيکر زن همچون ميدان نبرد در جنگ بوسنی
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating

پيکر زن همچون ميدان نبرد در جنگ بوسنی

3.83 of 5 stars 3.83  ·  rating details  ·  366 ratings  ·  30 reviews
Paperback, 122 pages
Published 2008 by نشر نی (first published 1998)
more details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

Be the first to ask a question about پيکر زن همچون ميدان نبرد در جنگ بوسنی

Community Reviews

(showing 1-30 of 581)
filter  |  sort: default (?)  |  rating details
Amir ali
دورا:

مي خواي بدوني من توي دلم چه تصويري از كشورم دارم؟ كشور من تصوير يه سرباز مست و حيرون رو داره كه خنجرش رو روي پاچه ي شلوار ارتشيش تميز مي كنه و توي غلافش ميذاره. بعدش روي جسد مردي كه خرخره اش رو بريده تف مي كنه.

كشور من تصوير يه پيرمردي رو داره كه از صف پناهنده ها بيرون مي آد و براي اينكه خستگيش رو در كنه روي علفها دراز مي كشه. روي علفهايي كه توش يه مين ضدنفر خاك شده.

كشور من شبيه اون مادريه كه مي بينه اونيفورم پسرش يه دگمه كم داره. با عجله دگمه رو مي دوزه و بعدش پسرش رو خاك مي كنه.

كشور من همو
...more
Babak
"
شب ها، بعد از این که یه ده بیست تا بطری نیم لیتری آبجو با رفقاش بالا می ره، مرد سرزمین بالکان از دست تزلزل معنایی زبان نا امید می شه. می شاشه و می گریه.اشک های اضطراب رومی شاشه، اشک های مرض های اخلاقیش رو، اشک های ناکامی بشریت در برابر راز بزرگ کیهان. بعدش می ره بالا می آره، یه کم دیرتر، طرف های سه بعد از نصف شب ،وقتی سردردش دیگه امونش رو بریده از بس که این بی
ناموس ها آبجو رو با مالت کثافت می سازن.
"
Bahar B
May 05, 2011 Bahar B added it
Shelves: drama
کشور من تصویر یه پیرمردی رو داره که از صف پناهنده ها بیرون می آد و برای این که خستگیش رو در کنه روی علف ها دراز می کشه . روی علف هایی که توش یه مین ضد نفر خاک شده.
کشور من شبیه اون مادری یه که می بینه اونیفرم پسرش یه دگمه کم داره. با عجله دگمه رو می دوزه و بعد پسرش خاک می کنه.
کشور من همون پدری یه که هر روز برای دختر هفت ساله ش که سیصد و چهل و شش روزه که مرده عروسک می سازه
کشور من سربازی یه که توی گیلاسش ، کنیاک و راکی و شراب و ویسکی و هر عرق دیگه یی که گیر می آره قاطی می کنه ، به این میگن fightin
...more
Vahid
شاهکاری که می‌شه براش یه دو جین واژه‌ی پلاسیده مثل " ضد جنگ " ، " تراژدی مغز استخوانی " ، " مرثیه‌ای برای انسان همیشه مصیبت زده‌ای که زیر درخت کهنسالی دوباره زاده می‌شود برای مصیبتی دیگر " ولی نه این‌ها همه مزخرفاتی است که نمی‌شه سر هم کردشان . باید بخوانید
Gilava
نه٬ دیگه بهم نگو که زمان همه چیز رو درست می کنه... من باور نمی کنم که زمان همه چیز رو درست می کنه. زمان فقط می تونه زخم های قابل درمان رو شفا بده. همین . زمان فقط می تونه اون کاری رو که از عهده اش بر می آد بکنه٬ نه بیشتر...
Rana Heshmati
شايد خود كتاب، چيزى بين ٤ و ٥ بود...
اما با آن قسمتى كه چهره ى كشورش رو روايت ميكنه،و دلم ميخواست كه زار زار باهش گريه كنم ....شايد كه، لايق پنج ستاره ى غمگين ه ....

+مرسى نرگس.پ :دى
Farnaz
می خوای بدونی من توی دلم چه تصویری از کشورم دارم؟ دلت می خواد بدونی؟
کشور من تصویر یِ سربازِ مستِ حیران رو داره که خنجرش رو روی پاچه‌ی شلوار ارتشیش تمیز می کنه و توی قلافش می ذاره، بعدش روی جسد مردی که خرخره‌ش رو بریده تف می‌کنه.
کشور من تصویر یه پیرمردی رو داره که از صف پناهنده‌ها بیرون می‌آد و برای اینکه خستگیش رو در کنه روی علف دراز می کشه. روی علف‌هایی که توش یه مین ضد نفر خاک شده.
کشور من شبیه اون مادری که می‌بینه اونیفرم پسرش یه دکمه کم داره. با عجله دکمه رو می‌دوزه و بعد پسرش رو خاک می کنه.
ک
...more
Tandis Toofanian
کشور ِ من یه دسته زندانیه که قراره اعدام بشن
و مجبورشون می کنن خودشون ، قبر ِ دسته جمعی خودشونو بکنن
Pooriya
پیکر زن در یک کلام نماد پیروزی و شکست در جنگهاست از دیرباز در جنگ های قومیتی قوم غالب برای اثبات پیروزی خویش پیکر زنان قوم شکست خورده را به تارج برده تا نسل آن قوم را متزلزل کند من این نمایشنامه رو وقتی میخوندم متوجه تشابهات بسیاری بین شخصیت ها و قومیت های معرفی شده بالکانی با ایرانی ها دیدم بنابرین یکی از دیالوگ های کتاب رو دوباره بازنویسی کردم تا بیشتر متوجه منظورم بشین:

آخه همه این ساقیا دزدن به خدا. همشون، جون تو، کلاه بردارن. اگه میخوای عرقی که میخوری خیلی خوب باشه یا باس بطری بخری . تازه با
...more
Sahar
و زنان

زنان آویخته به خاموشی شدند ....

توی ذهنم مثل یک شعر تکرار میشه چقدر تصویر داشت عالی بود !
لیلی
Oct 03, 2013 لیلی rated it 4 of 5 stars
Recommended to لیلی by: خانم شریفی:)
خوب! گنگ ولی خوب!
جنگ خیلی جهانیه. یعنی فقط مال ما و عراق و آلمان و فلسطین و اسراییل نیست کلا، خیلی جهانی تر از این حرفاس
"چه جوری برات بگم کیت، که من از کشورم متنفرم؟ که دیگه کشوری ندارم، که دیگه نمی خوام اون جا برگردم. که تنها چیزی که می خوام اینه که از این سرزمین نفرین شده دور بشم، از این سرزمین انزجار...دیگه نمی خوام خونه م رو ببینم...چون دیگه خونه ای ندارم. نمی خوام بدونم اقوامم هموز زنده هستن یا نه. حتی اگه جنگ تموم بشه، این سرزمین مدت ها نفرین شده باقی می مونه. نفرت توش لوه کرده، فریاد قربا
...more
Keivan
ماتئی ویسنی‌یک همیشه فوق العاده‌س. از نمایشنامه‌هاش همیشه لذت میبرم واقعن. ترجمه کمی (و فقط کمی) بضی جاها میتونست بهتر باشه.
از متن:
"مبارزین از روی شهوت افسارگسیخته یا عقده جنسی تجاوز نمی‌کنند. تجاوز نوعی استراتژی ارتشی برای تضعیف روحیه دشمن است. در جنگ‌های میان‌نژادی اروپا، تجاوز همسنگ تخریب خانه‌های دشمن، کلیساها یا عبادتگاه‌های دشمن، آثار فرهنگی و ارزش‌های اوست."
Nazanin
دورا:کشور من تصویر یه سرباز جوونی رو داره که برای اولین بار آدم کشته.کنار مردی که گردنش رو بریده و هنوز داره جون می ده بالا میاره.
کشور من تصویر رادووان کاراژیک،رهبر سیاسی صرب های بوسنی رو داره
یه جنایتکار جنگی و همزمان شاعر،که وسط جنگ بوسنی و محاصره ی سارایوو از طرف مسکو دعوت شد تا یه جایزه ی ادبی بگیره.
کشور من شبیه مادریه که این نامه رو براش فرستادند:
(پسرت رو کشتیم.اگه میخای برات جسدش رو بفرستیم تا خاکش کنی،برامون سه هزار دلار تهیه کن.)
کشور من یه دسته زندانیه که قراره اعدام بشن و مجبورشون میکنن
...more
samira
کشور من تصویر یه پیرمردی رو داره که از صف پناهنده‌ها بیرون می‌آد و برای این‌که خستگیش رو در کنه روی علف‌ها دراز می‌کشه. روی علف‌هایی که توش یه مین ضدنفر خاک شده. کشور من شبیه اون مادریه که می‌بینه اونیفورم پسرش یه دگمه کم داره. با عجله دگمه رو می‌دوزه وبعدش پسرش رو خاک می‌کنه.

کشور من تصویر یکی از رایج‌ترین فحش‌ها رو داره: ای لامصبِ بدمصبِ سگ مصب!
Arghavan
Oct 08, 2013 Arghavan added it
Recommended to Arghavan by: موعون
نمی‌تونم ستاره بدم به‌ش واقعاً. بسیار دردناک، و بسیار آزاردهنده. جداً اذیت شدم با خوندن‌ش؛ اگه بخوام طبقِ این، ستاره بدم یک ستاره حقّ‌ش ه! ولی عالی بود و یک ستاره دادن کار احمقانه‌ای ه به نظرم. فلذا هیچ ستاره‌ای نمی‌دم به‌ش.
خیلی بیشتر از حدّ نرمال، دردناک بود این.

× مرسی موعون؛ مرسی کمپین؛ مرسی رعنا که اجازه دادی موعون بده‌ش به‌م :-"
Nima Fallah
...کشور من اون مادری ه که میبینه اونیفرم پسرش یه دگمه کم داره؛ با عجله دگمه رو میدوزه و بعدش پسرش رو خاک میکنه ...
...کشوره من همون پدریه که هر روز، برای دختر هفت ساله ش که سیصد و چهل و شیش روزه که مرده ، یه عروسک می‌سازه ...
Felicia Ghica
Apr 22, 2009 Felicia Ghica rated it 5 of 5 stars  ·  review of another edition
Recommends it for: people who like theatre
Who wouldn't like a book about life as seen from a stage? Or as seen on a stage.
For me, Matei Visniec remains the best romanian writer alive.
He has his unique spirit that will keep my interest for his books up.
mobarake
درد داشت...
Alborz Taheri
یک درام با یک تصویر سازی تلخ ، کوبنده و فاجعه بار از یک جنگ با چاشنی روان شناسی ..
Narjes
Feb 25, 2011 Narjes rated it 3 of 5 stars
Shelves: play
جنگجوی جدید بالکان به زن دشمن نژادی اش تجاوز می کند تا به این ترتیب تیر خلاص را به دشمن نژادی اش بزند.آلت زن دشمن نژادی برایش یک میدان نبرد می شود.در هیچ جای دیگری،همچون این میدان مبارزه ی جدید،نفرت نژادی به این شدت دیده نمی شود.جنگجوی جدید دیگر خود را در معرض فشنگ و خمپاره و تانک قرار نمی دهد.فقط خود را در معرض فریاد های زنان قرار می دهد.اما این فریاد ها عزم او را برای خدمت به وطنش بیش تر می کند و با اراده ی قوی تری هدفش را نشانه می گیرد.

پیکر زن همچون میدان نبرد: مبارزین به آن می شتابند تا تیر
...more
Pardis Parto
آخرین باری که به من زنگ زدی میخواستی بدانی چه موقعی واقعا تصمیم گرفتم نگهش دارم. برایت آن لحظه را تعریف میکنم. یک روز، پس از رفتنت، از اتاقم خارج شدم و در کنار دریاچه قدم زدم. قدم میزدم و به دریاچه و درختان نگاه میکردم. و ناگهان چشم ام به نوشته یی خورد که روی درختی چسبیده بود و نظرم را جلب کرد. نزدیک شدم و نوشته را خواندم: " به اطلاعتان میرسانیم که این درخت یک درخت مرده است. بین دوم تا هشتم آوریل این درخت بریده میشود. به جایش، برای شادی و خوشنودی شما، بلافاصله نونهال جوانی کاشته میشود." این نوشت ...more
anca dc
în general, teatru descompus, sau, omul-ladă-de-gunoi primeşte trei steluţe galbene. mi-ar plăcea să văd spectacolul. în particular, cinci steluţe lucitoare pentru:

~ omul cu calul
~ omul-pubelă (sau omul-ladă-de-gunoi)
~ alergătorul
În sfârşit, zorii... Dacă m-ar vedea cineva, ar zice că sunt o rană care aleargă... Cu siguranţă că în spatele meu se întinde o nesfârşită dâră de sânge... Mă apropii de un munte... Ce bine! Aerul e mai rece... O să plouă... Sunt fericit că va ploua... Ploaia îmi va spă
...more
Azin Naderi
زندگی...جنگ و دیگر هیچ...
Anahita
نمایشنامه ای تلخ درباره ی جنگ بوسنی و حوادث وحشتناک آن خصوصا آنها که برای زنان اتفاق افتاد مثل تجاوز، و معنای تجاوز از دیدگاه مردان بالکان. فکر میکنم که ملی گرایی افراطی و تلاش برای یافتن هویت خود در خاک و قلمرو و نژاد به طور افراطی می تواند در هر جای دنیا همین ابعاد وحشتناک و حیوانی به خودش بگیرد.در کل از این نمایشنامه خیلی لذت بردم گرچه خواندنش به عنوان یک زن خیلی درداور هم بود.
Leilux
در یک کلام می تونم بگم یه شاهکار؛ یه شاهکار روایت گونه از جنگ ...
باید این نمایشنامه رو خوند و کنارش سه تا ستاره ی غمگین از جنس اشک ها و غم ها و جیغ ها و زوزه ها ... از جنس زخم ها و درد ها و خون ها و سیاهی ها کنارش نشوند ...
کتابی که گرچه تلخ و درد آور خصوصا برای زنان، اما دوباره خواهمش خواند ...
Ideh
از بقیه ی کتاباش رئال‌تره
و واسه اونایی که با این جنبه ی نویسندگیش مشکل دارن توصیه می شه
با منی که از اون فکر و خیال بافتن ها
و چیزای عجیب و غریب تو داستان آوردن ها بدم نمی اومد هم خوب کنار اومد این داستان
هم چنین بامزه است
راحت و روون
قابل درک
به شدت
Maryam Gorji
کشور من تصویر اون مادریه که می بینه یونیفرم پسرش یه دگمه کم داره با عجله اون دکمه رو می دوزه و بعد پسرش رو خاک می کنه...کشور من تصویر یکی از رایج ترین فحش های دنیا رو داره ای لامصب بدمصب سگ مصب!
Farzin Souri
صرفاً ترجمش خوب نبود نمی شد فهمید قضیه چیه
kappoo
باید دست خوش بهش گفت این وینسی یک.
Rahele
wonderful, i like it
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 19 20 next »
topics  posts  views  last activity   
نظر 1 7 Mar 08, 2012 03:05PM  
  • مهمان ناخوانده
  • Dans la solitude des champs de coton
  • سه روایت از زندگی
  • دو مرغابی در مه
  • مرگ یزدگرد
  • چاه بابل
  • سوء تفاهم
  • Betrayal
  • مگس‌ها
  • میرا
  • چرا ادبیات
  • دیوانه بازی
  • همه‌ی افتادگان
  • خداحافظ گاری کوپر
  • عقرب روی پله‌های راه‌ آهن اندیمشک یا از این قطار خون می‌چکه قربان
  • شازده احتجاب
  • روح پراگ
3171846
From an early age, Matei Vişniec discovered literature as a space dedicated to freedom. He draws his strengths from Kafka, Dostoevsky, Poe, Lautréamont. He loves the Surrealists, the Dadaists, absurd and grotesque theatre, surrealist poetry, fantastic literature, magical realism, even the realist Anglo-Saxon theatre. He loves everything except Socialist Realism.

Vişniec studied philosophy at Buchar
...more
More about Matei Vişniec...
داستان خرس‌های پاندا: به روایت یک ساکسیفونیست که دوست‌دختری در فرانکفورت دارد تماشاچی محکوم به اعدام سه شب با مادوکس اسب‌های پشت پنجره Scrisori de dragoste către o prinţesă chineză

Share This Book

“طبیعت از خلاء متنفره.قواعد طبیعت هیچ ربطی به صاعقه های وحشیگری انسان ها ندارن.طبیعت کاری با بی شرف ها نداره.تاثیرش رو با وجود اون ها ادامه می ده و اثرش مثل همیشه مرموز و سرشار از زیبایی ه.” 7 likes
More quotes…