Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم” as Want to Read:
چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating

چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم

3.48 of 5 stars 3.48  ·  rating details  ·  4,298 ratings  ·  201 reviews
Paperback, 29th, 293 pages
Published 2008 by نشر مرکز (first published 2002)
more details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

Be the first to ask a question about چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم

Community Reviews

(showing 1-30 of 3,000)
filter  |  sort: default (?)  |  rating details
Henna
نه با کسی بحث کن. نه از کسی انتقاد کن. هر کی هر چی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن. آدم ها عقیده ات را که می پرسند، نظرت را نمی خواهند. می خواهند با عقیده خودشان موافقت کنی. بحث کردن با آدم ها بی فایده است.

Mahsa
برای اینکه قهرمان زندگی خودت باشی لازم نیست حتما تو زندگیت اتفاقای فوق العاده بیافته یا اینکه جوون باشی یا خیلی خاص,میتونی خودت باشی و فقط زندگی کنی!
Roozbeh Estifaee
«چراغها را من خاموش میکنم» داستان زندگی زنی ارمنی به نام کلاریس است، به روایت خود او. خلاصه داستان و اسم و سابقه شخصیتها را در منابع بسیاری میتوانید پیدا کنید، اما از فضای داستان اگر بگویم آبادان پیش از انقلاب است و در شهرک مسکونی کارکنان شرکت نفت و در بین ارمنیهای ساکن این محل. کل ماجرا هم در محدوده خانه کلاریس و محیطهای کمتعداد دیگری که او به آنها رفت و آمد دارد میگذرد و روایت اصلی هم به شرح زندگی روزمره و عادی کلاریس خانهدار اختصاص دارد که به واسطه ورود همسایههای جدید کمی تغییر شکل یافته ولی ...more
Shahr Baran
کتاب تقدیم شده به ساشا وشروین .نویسنده در اول کتاب متذکر شده که داستانش واقعی نیست .ادمها واتفاق ها کاملا تخیلی اند .هرچند زمان داستان کم وبیش مشخص است اما برخی از مکان ها دستکاری شده اند .کتاب با داستان زندگی یک خانواده در یکی از خانه های سازمانی شرکت نفت در عصر یک روز آغاز میشودخانواده های این داستان همه از اقلیت مسیحی ایران هستند ولی فرقی با یک خانواده ایرانی مسلمان ندارند .داستان در حدود دهه 50در شهر ابادان اتفاق میافتد .مادر خانواده راوی داستان است وچقدر هم شیرین قصه میگوید .شخصیت ها همه جا ...more
Fattane
اولین کتابی بود که از زویا پیرزاد می خوندم با نثری روان و گیرا. وقتی شروع به خوندن کردم بی وقفه خوندمش تا تموم شد. شخصیت پردازی ها عالی بودند.
روزمرگی های مادر بودن و زن بودن، تلاش و جستجوی روزنه ای در روزمرگی برای "خود" بودن رو عمیقا القا میکرد

ساعت 3:20 صبح
22 سپتامبر
pegah
دلم میخواست بهش 3.5 امتیاز بدم. نثر روانش باعث میشد بشه راحت آدمها و مکانها رو تصور کرد. شاید کتابی بود که میشد 200 صفحه دیگه ادامه اش داد و بازم خواننده رو به دنبال کشید
علی
لطافت و ظرافت در قلم، وصفی آرام و دردناک از روزگار زنی از میان میلیون ها، از نگاه یک زن، شعر بلندی دردناک و تراژیک، که زنی به زمزمه با خود بخواند، و عشقی ممنوع با روایتی زنانه ...
حتی برای توصیف زیبایی و روانی این روایت، کلمه کم می آورم.
در مورد دو رمان خانم پیرزاد، اینجا را بخوانید؛
https://www.goodreads.com/author_blog...
در مورد "بانوان نویسنده" در ادبیات معاصرمان، مطلبی کلی نوشته ام، اگر مایلید، اینجا را بخوانید؛
https://www.goodreads.com/author_blog...
Mohammad
یکی از تفریحات من وقتی رمان میخوانم این است که شخصیتها در ذهنم با آدمهایی که میشناسم یکی میشوند
نه اینکه از عمد بگردم دنبال اینکه این شخصیت شبیه کیست تا تصویر او را دنبال شخصیت راه بیاندازم... این فرآیندی کاملا غیرارادی است... کاملا ناخواسته اما کاملا مورد استقبال من!... شخصیتها اینگونه صورت (نه تصویر) زنده ای در ذهن من پیدا میکنند و تا آخر داستان، خاکستریِ موجهی را به دست میدهند
فکر میکنم این اتفاقی است که برای خیلیها میافتد... هرچه رمان در تار و پود خواننده بیشتر نفوذ کند، این قرینه سازی و تلاش
...more
Hamideh Mohammadi
فضاي آرامي داشت، ولي حرفي براي گفتن نه.
از توصيف افكار، وقت سخنراني يا هنگام مطالعه خوشم آمد.
اين كتاب براي وقت پركردن، وقت مسافرت و غيره مناسب تر است
Ahmad Sharabiani
به داستان واقعی می ماند ولی واقعی نیست
عنوان: چراغها را من خاموش میکنم؛ نویسنده: زویا پیرزاد؛ مشخصات نشر: تهران، نشر مرکز، 1380، در 294 ص، شابک: 9789643056568 ؛ موضوع: داستانهای نویسندگان فارسی قرن 14 خورشیدی، قرن 21 م
جایزه های ادبی: بهترین رمان سال پکا - مهرگان ادب (1380)، بهترین رمان سال بنیاد گلشیری (1380)، بهترین رمان سال در بیستمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران (1380)، لوح تقدیر از نخستین دوره جایزه ادبی یلدا

...more
soheila
داستان، داستان زندگی چند روزه زن ارمنی خانه داری در آبادانه که خوندنش، خیلی ناخودآکاهانه موجب می شه آدم مادرش رو خودآگاهانه تر دوست بداره.


یاد پدر افتادم که می گفت " نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن. هرکی هرچی گفت، بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن. آدمها عقیده ات را که می پرسند، نظرت را نمی خواهند. می خواهند با عقیده خودشان موافقت کنی. بحث کردن با آدمها بی فایده است."

یکی از خوبی های نینا این بود که هیچ وقت دلگیر نمی شد. می گفت"خودم را که می گذارم جای فلانی می بینم حق دارد." از دید نینا همه
...more
Mohammad Ali
فضایی آرامی داشت. این فضا را دوست داشتم. وقتی می خواندم، دلم خواست آن زمان ها و آن مکان ها زندگی کرده بودم، آبادان دهۀ 1340 در محله های پالایش گاه نفت.
دوستی معترض بود که چرا شخصیت داستان شهامت و جسارت لازم را نداشت. فکر نمی کنم داستانی خوب است که قهرمان اش به دلخواه ما رفتار می کند. همین که نویسنده این نداشتن جسارت، به قول دوستم، را به گونه ای ترسیم کرده که خواننده به آن اعتراض می کند، خودش کار ارزشمندی است. یعنی این یک تصویر واقعی را به نمایش گذاشته اما به گونه ای انتقادی. بعد هم چند درصد زن ها
...more
Maryam Shahriari
بهترين كتاب خانم پيرزاد بود. براي پروژه درس ادبياتم كلي دنبال مصاحبه از خانم پيرزاد گشتم ولي دريغ از يكي. حتما بخونيدش. ارزششو داره.
لیلی
به نظرم واقعا بده كه آدم نتونه نظرشو عوض كنه! و بگه قبلا اشتباه ميكرده! هرچند كه واسه من لجباز كله شق خيلي م كار راحتي نيست...ولي، دارم تلاش خودمو ميكنم!
پس از امتيازي كه دادم راضيم...
.منو ياد فيلماي كاهاني ميندازه! خيلي...
.من، خيلي خيلي فاصله دارم تا جايگاه كلاريس...ولي...ولي خوب ميفهممش! اين حس بيهودگي رو ميفهمم...ايني كه حس ميكني هرگز اوني كه ميخواستي نبودي و نشدي و "تو" داري محو ميشي كم كم، و تبديل به مجموعه اي از نقشا واسه ديگران...يه همسر خوب، يه مادر خوب، يه خواهر صبور، يه دوست آروم و مهرب
...more
Hassan Zakeri
مروری بر کتاب چراغ ها را خاموش می کنم

کتاب خانم زویا پیرزاد را به تازگی تمام کردم و خواندنش را به علاقه مندان به رمان فارسی سفارش می کنم. به عنوان اولین کتابی که از این نویسنده خوانده ام به نظرم می رسد که زویا پیرزاد در نثر شیوۀ روان و بی تکلفی را دنبال می کند و در مقابل در داستان پردازی و خلق لحظه ها استعداد بالای خودش را نشان میدهد.
داستان رمان در مورد زنی است که با خانواده اش (شوهر، پسر، دو دختر دوقلو) در آبادان دهه 1340 در یک خانه سازمانی مربوط به شرکت نفت زندگی می کنند و زندگی زن با آمدن یک
...more
Foroogh
من این کتاب پیرزاد رو به بقیه ترجیح میدم.جدا از مسائل مربوط به داستان چیزی که برای من جالب بود تفاوت نگاه دو جنس درنقدهای نوشته شده در مورد این کتاب بود.چیزی که هست اغلب ما زنهابین چیزهایی که ساخته ایم وچیزهایی که دوست داشتیم بسازیم"در زندگی خانوادگی"درنوسانیم. ولی تعداد کمی از ما چیزهایی رو که دارن نابود می کنن یرای رسیدن به چیزهایی که می خواستند.ما در هر سطح اجتماعی و فرهیختگی که باشیم کسانی رو که دوست داریم به چیزهایی که دوست داریم ترجیح میدیم واینه که خراب کردن پشت سر برای ما اسان نیست
Meshkat Mnsz
تند و عجولانه گرهش باز نشد؟! احساس کردم یکهو همهچی خوب شد.. :-؟ ولی خیلی دوستش داشتم. خیلی!! ...more
J.J. Rodeo
خلاصه داستان: داستان درباره کلاریس، زنی خانه دار بود که با پیدا شدن سر و کله خانواده سیمونیان، همسایه های جدید، هوایی می شود و حس می کند خانواده اش او را درک نمی کنند و کم کم به مرد بیوه همسایه علاقمند می شود. با جلو رفتن داستان، کم کم با بیان بهتر احساسات خودش، موفق می شود خانواده اش را وادار کند او را جدی تر بگیرند و با جند اتفاق، فکر ذکر مرد بیوه همسایه از سرش می افتد
چیزهایی که درباره داستان دوست داشتم: 1- این که آرتوش، شوهر کلاریس، آدمی سطحی و بی فرهنگ نبود. 2- دو قلوها 3- مرموز بودن المیرا
...more
Maryam Fatemi
داستان فوق العاده ای بود ... تا 2 روز بعد از تموم کردن کتاب همش تو حال و هوای آبادان سال 1340 بودم ... دلم می خواست اونجا زندگی می کردم ، همون زمان ، با همون مردم و همون همسایه ها .../.

وقتایی که کلاریس با ذهنش کلنجار می رفت و یه ور ذهنش یه چیز می گفت و ور دیگه یه چیز دیگه می گفت عاااااالی بود ... همش یاد خودم می افتادم و دو دلی هام و دست دست کردنام .../.

مهمترین قسمت داستان هم جایی بود که گفت کی تا حالا کاری رو واسه خود من انجام داده ؟ تا حالا خودم چه کاری رو واسه خودم انجام دادم ؟

سوالی که منم مد
...more
Datis Khajeheian
کتاب جالبی که ما را آبادان دهه 40 میبرد. اون آبادان زیبا و باشکوه که از خانواده هامون شنیدیم. برای ما آبادانی هایی که فقط زمان جنگ رو به خاطر داریم و از آبادان زیبا و دوست داشتنی فقط از زبان خانواده هامون شنیدیم یک حس زیبای نوستالپیک رو بیدار می کنه.
ماجرای یک خانواده ارمنی که در آبادان زندگی می کنند و وقایع روزمره این خانواده از نگاه کلاریس بانوی خانه. نکته جالب در نوشتار این کتاب ظرافت قلم خانم یرزاد است که از چشم کلاریس جزئیات را خیلی جالب و دقیق شرح می دهد به شکلی که احساس می کنید در آن خانه
...more
Mahshid
زمان: دهه 40 شمسی. مکان: آبادان، شهر همیشه گرم جنوب ایران. در خانواده ای ارمنی مادر سی و چند ساله با همسر و سه فرزند سعی دارد همسری نمونه باشد و هست تا همسایه های جدید از راه می رسند و ....

این اولین کتابی است که از خانم پیرزاد می خوانم و قطعا آخرین کتاب نخواهد بود. زندگی روزمره یک خانواده و دغدغه های مادر این خانواده را بسیار زیبا به رشته تحریر درآورده اند تا جایی که در بسیاری از فصل ها حس کردم دارم زندگی
روزمره تمام زنانی را که می شناسم (از مادر گرفته تا دوستان و آشنایان) از .زبان کلاریس می خوان
...more
Saman
Aug 26, 2008 Saman added it
Shelves: novel
اين سخني كه عرض ميكنم ربطي به ارزشهاي ادبي و يا خوبي و بدي آثار خانم پيرزاد ندارد؛ مطلقاً. اتفاقاً ايشان جزو نويسندگان زن موفق چند سال اخير هستند. عرض بنده بسيار خصوصيست: حوصلهي آثار استرليزه و پاستوريزه و فانتزي آثار ايشان را ندارم. به خلق و خويم نميخورد. با اين كه چاپ اول كليهي آثار ايشان را در كتابخانهام دارم، اما هيچگاه دنياي داستاني ايشان، براي من جذابيتي نداشت ...more
Zahra H
وقتی می خوانی اش می توانی حتی خیلی بیشتر از دغدغه های درون خودت ، دغدغه های درونی یک زن تنها را در یک محیط به ظاهر عادی زندگی درک کنی. حتما هم لازم نیست که برای حس کردن آن حتما یک زن باشی.
خانم پیرزاد واقعا خوب می نویسد.
Laleh
کلاریس در خودفرورفته و به خودناآگاه است. کنار کشیده تا دنیایش را برنامهی روزانهی بچههایش و روزمرههای پرصدای مادر و خواهرش پر کنند. برای راحتتر جا گرفتن در این قالب، قضاوت میکند و نقشش را فراتر از ناظر بودن و در ذهن خودش از اطرافیانش اعلام برائت کردن، نمیبرد. چه جایی امنتر از بهانهی رسیدگی به خانه و شام و ناهار خانواده، برای فکر نکردن به رشد؟ این سنگر امن و شلوغ کلاریس اما با آمدن همسایهی جدید فرومیریزد. کلاریس با نسخهی جدید از خودش روبهرو میشود: کسی که به مرد همسایه دل میبندد و به ارتباط احتمالی ...more
Peyman Karimi
امروز خوندن این کتاب تموم شد. دوست داشتمش. قشنگ بود. چیزی اضافه نداشت، و آروم آروم چیزهایی رو بهت یاد میداد که نیازه یاد بگیری. یا حداقل من ازش یاد گرفتم چیزهایی رو که به نظرم نیاز بود یاد بگیرم.
نمیدونم چرا زودتر شروعش نکردم، دو سالی بود که کتاب رو گرفته بودم و گوشه خونه داشت خاک میخورد.
شیرینیِ دیگهی این کتاب این بود که اولین کتابی بود که با چندتا از دوستای خوبم همزمان خوندیم، تو میهمانیهای فرهنگیمون. :)
...more
Mohsen
بله، خیلی دوستش دارم. بهنظرم خیلی ماهرانه نوشته شده است و همهچیزش درست و بهقاعده است. بهعنوان رمان اول که واقعاً رشکبرانگیز است، ولی بهعنوان رمانی که آدم هر زمانی و در هر موقعیتی آن را نوشته باشد هم عالی است. شیوهی خانم پیرزاد در روایت داستان، خبر از قریحهای میدهد که ترکیبی است از تجربههای زندگی و بسیار خواندن کتابها و تماشای فیلمها و همهی اینها با هم است که یک نوینسده را پیش میبرد ...more
Reihaneh_T
بس که هر کاری را به خاطر دیگران کردم خسته شده ام...این هم جوابم بچه ام فکر میکند غرغرو و ایراد گیرم .شوهرم هم حاضر نیست یک کلمه با هم حرف بزنیم.مادر و خواهرم هم که فقط مسخره ام میکنند و نینا که مثلا با هم دوستیم فقط بلد است از من کار بکشد.مثل همین الان.مثل همین الان که باید برای آدم هایی که حوصله شان را ندارم غذا درست کنم. ...
Gelareh
کاملا زنانه داستانی که این روزها ارزش زیادی دارد روزمرگی های یک زن داستانی به دور از هر حاشیه و کلیشه ای که تنها اتفاق اکشنی که در آن می افتد حمله دسته ای ملخ به شهر است...خیلی ارام والبته پر از معنا که به چاپ سی و دوم رسیده و از نشر مرکز است
leila
یکی از بهترین کتابهایی بود که از نویسندههای ایرانی خوندم. نثر فوق العاده روان و گیرایی داره. خوندنش برای من واقعا آرامش بخش بود. ...more
samira
the loveliest book i have ever read.i read it when i was 15
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 99 100 next »
  • سووشون Suvashun
  • همسایه‌ها
  • سمفونی مردگان
  • (کلیدر (دوره‌ی 10جلدی
  • شازده احتجاب
  • شما که غریبه نیستید
  • خداحافظ گاری کوپر
  • خاطره‌های پراکنده
  • آتش بدون دود
  • نیمه‌ی غایب
  • همنوایی شبانه‌ی ارکستر چوبها
  • خرده جنایت‌های زناشوهری
  • میرا
  • چشمهایش
  • (مجموعه آثارِ احمد شاملو (دفترِ یکم: شعرها 1378-1323
  • داش‌ آکل
  • هشت کتاب
  • تولّدی‌دیگر
925519
English: Zoya Pirzad

زویا پیرزاد نویسنده و داستان نویس معاصر در سال در آبادان از مادری ارمنی تبار و پدری روس تبار به دنیا آمد.[] در همان جا به مدرسه رفت و در تهران ازدواج کرد و دو پسرش ساشا و شروین را به دنیا آورد.
...more
More about زویا پیرزاد...
عادت می‌کنیم سه کتاب طعم گس خرمالو یک روز مانده به عید پاک مثل همه‌ی عصرها

Share This Book