reviews
Apr 11, 2007
فیلم نامه خوانی را دوست نداشته ام مگر مثل نوبت عاشقی که حس کنی کاش این را دیگری (مثلا آنتونیونی) فیلم می کرد . نمی دانم چه حسی دارد خودش بعد از گند زدن به این فیلم نامه سوررآلیستی. از این کتاب نوبت عاشقی و نان و گل خوب به نظرم آمد، مرا ببوس بنجل و بندتنبانی و محبوبه های شب شاهکار. هنوزم بعد شاید 15 سال، جمله هایش مثل خاطره ای که برای خودم اتفاق افتاده باشد به یادم مانده: ...در تمامی آن سال ها؛ مادرم ظهرها مرا به زور می خوابانید. اما خوابی نیود. سراسر خیال بود و خاطره...
راوی تامعمول، در More...
راوی تامعمول، در More...
Jun 16, 2010
پیرمردی سنگین گوش که مشغول ضبط کردن صدای پرندگان در پارک است از رابطه ی زنی شوهردار، با مردی جوان و موبور مطلع می شود
گفتم آهم دلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی
سعدیا دور نیکنامی رفت
نوبت عاشقی است یکچندی
گفتم آهم دلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی
سعدیا دور نیکنامی رفت
نوبت عاشقی است یکچندی
Feb 28, 2009
گفتم آهن دلی کنم چندی / ندهم دل به هیچ دلبندی
سعدیا دور نیکنامی رفت / نوبت عاشقی است یک چندی
سعدیا دور نیکنامی رفت / نوبت عاشقی است یک چندی
0 comments
like
(1 person liked it)
Jul 30, 2008
يك داستان از اين كتاب را دوست دارم به نام مرا ببوس. چاپ اول اين کتاب را دارم و همان موقعها خواندم، اما هنوز آن داستان را در خاطر دارم و هر وقت يادش ميافتم لذت ميبرم
Dec 16, 2009
I Was 13 Years Old When I read it first Time! I Love It!
Speacialy the Last Story:
Maraaa Bebooos.... Baraaye Akharin Baar...
Only the person that read it can understand me!
Speacialy the Last Story:
Maraaa Bebooos.... Baraaye Akharin Baar...
Only the person that read it can understand me!
Apr 26, 2007
عجب روايتي دارد اين كتاب و چه نامتعارف . انگار مخملباف دوم خرداد را از اينجا ديده است
Jan 23, 2012
Jan 04, 2012
Dec 29, 2011
Nov 07, 2011
Nov 04, 2011
Nov 03, 2011
Sep 21, 2011
Sep 10, 2011
Aug 30, 2011
Aug 16, 2011
Apr 14, 2011
Feb 13, 2011
Dec 06, 2010
Nov 29, 2010
Nov 23, 2010
Oct 31, 2010
