Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “رویای تبت” as Want to Read:
رویای تبت
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

رویای تبت

3.35  ·  Rating Details  ·  597 Ratings  ·  45 Reviews
Paperback, 175 pages
Published 2005 by نشر مرکز
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about رویای تبت, please sign up.

Be the first to ask a question about رویای تبت

This book is not yet featured on Listopia. Add this book to your favorite list »

Community Reviews

(showing 1-30 of 993)
filter  |  sort: default (?)  |  Rating Details
Mehdi Miri Disfani
Feb 11, 2012 Mehdi Miri Disfani rated it really liked it
Shelves: farsi-books
رمان حکایت زنانه ای از عشقهای ناتمام و ممنوعه است. سه زن محور این عشقها هستند: شعله، شیوا و فروغ. در عین اینکه که داستان کشش زنانه شیوا و شعله را به سوی یک عشق جدید به خوبی نشان میدهد همزمان با گریز به حکایتهای جوانی فروغ حسرتهای او از عشق شکست خورده اش را هم به خوبی به تصویر میکشد. مشکل همه این زنها اما به نظر من جامعه مردسالاری است که حتی بر عشق هم سایه افکنده، ارزشهایش را به همه چیز تحمیل کرده است و همه ظرافت زنانه عشق را از آن ربوده است.
فروغ همسر اول (و عشق اول و آخر) خود را به خاطر بچه دار
...more
طيبه تيموري
فکرمی کردم آدم ها همان طور که آمده اند، می روند. نمی دانستم که نمی روند. ردشان می ماند حتی اگر همه چیزشان را هم با خودشان بردارند و بروند
Samaneh
May 20, 2012 Samaneh rated it liked it
تجربیات آدم خیلی مهم است . وقتی چشمت به روی زندگی باز می شود و آن را برای اولین بار می فهمی ، دیگر نمی توانی جور دیگری فکر کنی . اگر آن یک بار آسیب ببینی زندگی برای همیشه طعم واقعی اش را از دست می دهد . دیگر نمی توانی به دنیا مثل چیز باارزشی نگاه کنی .

گفت : " تو دختر قشنگی هستی . با شعوری . "
این جور مقدمه را خوب می شناختم . خوبی ها را به تو می گفتند تا خوبتر ها را از تو دریغ کنند .

اعتراف کردم که می دیدم . از مدت ها پیش می دانستم . ولی آن قدر اراده نداشتم که به موقع کنار بکشم .

شاید ایده و شخصیت
...more
Ahmad Sharabiani
The dream of tibet, Fariba Vafi.
عنوان: رویای تبت؛ نویسنده: فریبا وفی؛ تهران، نشر مرکز، 1384، در 175 ص؛ چاپ سوم 1385: چاپ پنجم 1388؛ چاپ دهم 1392: شابک: 9789643058241؛ موضوع: داستانهای نویسندگان معاصر ایرانی قرن 21 م
...more
Mehrdad Momeny
Oct 30, 2011 Mehrdad Momeny rated it it was amazing
جالب بود
یه شبه تقریبا خوندمش
احساس همزادپنداری با یکی از شخصیتها کردم، که برام جالب بود، از بالا به خودم نگاه میکردم
البته باید یکی دو دور دیگه بخونم و رفتار و کردارش رو بررسی کنم، اگه درست نتیجه گرفته باشم، کتاب مفیدی خواهد بود برام :)))


تکههایی از رمان که تو فیسبوک پست کردم:

جاوید روز خواستگاریات شعر آرش کمانگیر را برایت خوانده بود. میگفتی چقدر هم طولانی بود. میگفتی از همان ابتدا تحتتاثیر چانهی محکمش قرار گرفتهای. به فک برآمدهی جاوید نگاه میکردم و فکر میکردم توهم آدمها کارآمدتر از جراحی زیبایی است
...more
Leyla Haghighi
Mar 08, 2016 Leyla Haghighi rated it really liked it  ·  review of another edition
Shelves: persian-language

گفتم:پس من چی؟؟
وفکر کردم همیشه باید خودم را یادآوری کنم.
رفت تو فکر.
گفت: همه چیز تمام می شود.تو هم فراموش می کنی.


.................


گفت : " تو دختر قشنگی هستی . با شعوری"
این جور مقدمه را خوب می شناختم . خوبی ها را به تو می گفتند تا خوبتر ها را از تو دریغ کنند


.................
fatemeh شهبازی
Jul 23, 2012 fatemeh شهبازی rated it it was amazing
گفتم:تو می ترسی
گفت: شاید.ولی من سال ها با چیزهایی زندگی کرده ام.برایم سخت است جور دیگری زندگی کنم.در موردش خیلی فکر کرده ام.نمی توانم.

گفتم:پس من چی؟؟
وفکر کردم همیشه باید خودم را یادآوری کنم.
رفت تو فکر.
گفت: همه چیز تمام می شود.تو هم فراموش می کنی.

قلبم یخ زد.

"رویای تبت" فریبا وفی
Atena
Jul 22, 2016 Atena rated it liked it
ولی من نمی توانم.یکبار آن را تجربه کرده ام.یکبار در آن فردا زندگی کرده ام.عجیب است که تجربه چیزی از حساسیتم را کم نکرده،برعکس وحشتم را زیاد کرده است.درد کهنه ام را تازه کرده است.
تازه فهمیدم که یک زنم.یواش یواش حواسم درگیرشد.به دیدنش عادت کردم.باید او را در کنارم حس میکردم.صدایش را می شنیدم. باید هربار مطمئن می شدم که او هم به همین شدت مرا می بیندواحساسم میکند،
حالا فکر می کنم دروغ است.نمی شود فقط توی ذهن عاشق یک نفرشد.
فکر میکردم آدمها همانطور که آمده اند،می روند.نمی دانستم که نمی روند.می مانند رد
...more
♍
May 11, 2015 rated it liked it
هیچ چیز تضمین ندارد و رابطه ی آدم ها یخچال و لباسشویی نیست که گارانتی داشته باشد . یک روز هست و یک روز نیست و اگر کسی تضمینی بدهد دروغ گفته است .
Shadi
Dec 06, 2014 Shadi rated it really liked it
به نظرم کتاب خیلی خوبی بود خیلی حس خوبی بهم داد و از اون کتابایی بود که وقتی شروع به خوندن کردم تا انتهاش خوندم نتونستم کنار بذارمش.
Nezhla Motamedi
Jul 18, 2016 Nezhla Motamedi rated it did not like it  ·  review of another edition
Shelves: in-my-library
خيلي سطحي بود. فصلهاي كوتاه كوتاه كه هيچكدام تو را به عمق شخصيت ها نمي برد. يه داستان پيش پا افتاده. پيانبندي مسخره كه از اول داستان خواننده را منتظر جمله اي كه شيوا گفته و همه را انقدر متعجب كرده مي كشاند و من همه اش منتظر شك اخر داستان بودم كه نبود همونقدر سطحي گذشت.
ناگهان ياد يكي از داستانهاي كوتاه هنرمندانه جومپا لاهيري افتادم كه خيلي نامحسوس مي فهماي بچه عزيز تر مرد مسافر حاصل خيانت همسرش بوده.
ولي اين رمان با همه طول تفصيل اش آن ايجاز را نداشت.
Negar R.
Aug 01, 2013 Negar R. rated it really liked it
رویای تبت - فریبا وفی
در مورد این کتاب باید بگم که جملههای تاثیرگذاری داشت که به دلم نشست. اما نثر کتاب روان نیست، نویسنده برای پنهان کردن راز اصلی داستان مجبور شده که گنگ و در هم بنویسه که وقتی برای بار اول خونده میشه تو ذوق میزنه. با این حال من اولین بار که کتاب رو خوندم در آخرین صفحات سورپرایز شدم. بار دوم خیلی روانتر و دلنشینتر به نظرم اومد چون این بار قطعات پازل رو کنار هم میچیدم و جلو میرفتم. به هر حال این کتاب سبک جالبی داشت و من خواندنش رو توصیه میکنم.
چند جمله از کتاب:
توهم آدمها کارآمدتر
...more
Maahee
Feb 05, 2016 Maahee rated it it was amazing
I like it .That was amasing !
Mrs.Fariba Vafi is one of the best writes in Iran, in my opinion till I read her other books too.
Zari
Mar 15, 2016 Zari added it
Shelves: novel, women
جاوید از روی صندلی به طرف من خم شد.
«همهاش که غریزه نیست. منافع آدمها مهمتر است. وقتی حرف از دوست داشتن میشود و میگویند با تمام وجود، باور نکن. یک دروغ شاخدار است.»
بیشتر از قبل به عشقبازیتان شک کردم. فکر کردم جاوید از آن دسته مردهایی است که زنش را بغل میکند و در همان حال به فکر میخی است که باید به دیوار اتاقش بزند یا چکی که فردا باید پاس کند.
جاوید بلند شد. از کنارم رد شد و به شانهام زد.
«عاقل باش دختر.»
رفت که بخوابد. ناله کردم که مردهشور عقلتان را ببرد. عقل کذاییتان به چه کار من میآید؟ اصلا به چه
...more
Farzane
Dec 07, 2014 Farzane rated it it was amazing
گفت:من از زنی خوشم میآید که موقعیت ها را خوب بفهمد
گفتم که منظورش را نمیفهمم و دستم را عقب کشیدم.
گفت:مثلا در آشپزخانه یک کدبانو باشد و در اتاق پذیرایی مثل یک خانم باشد نه یک آشپز. در اتاق مطالعه یک زن متفکر و دانا و در اتاق خواب مثل یک...
حرفش را تند و با تحقیر قطع کردم:
«مثل یک هرزه.»
از حرفم جا نخورد. با خستگی روی فرمان قوز کرد.
«زنی که فکر میکند در اتاق خواب باید دانشمند و فیلسوف باشد احمق است.»


Mina kh
همیشه با خودم میگفتم از کتابایی که زن های ایرانی نوشتنشون بدم میاد
خودمم نمیدونستم چرا ولی یه کتاب جواب شو بهم داد.
رویای تبت فریبا وفی رو میخوندم تا 30 40 صفحه اول حالم داشت به هم میخورد میخواستم کتابُ پرت کنم اون ور افسرده ام میکرد
ولی رویای تبت رسید به یه جایی که فهمیدم چرا ازشون بدم میاد...
این زندگیه منه یا زندگی هر زنی تو اینجاس
من شعله
من شیوا
من فروغ
همه اش یکی ئه
همه ش ماییم.
Afsaneh
تجربیات آدم خیلی مهم است. وقتی چشمت به روی زندگی باز می شود و آن را برای اولین بار میفهمی، دیگر نمی توانی جور دیگر فکر کنی. اگر آن یکبار آسیب ببینی زندگی برای همیشه طعم واقعی اش را از دست میدهد.
دیگر نمی توانی به دنیا مثل چیز باارزشی نگاه کنی.
Sara
Aug 24, 2014 Sara rated it it was amazing
پس از مدتها این کتابی بود که خیلی برام هیجان داشت و دوستش داشتم. گرهی دارد که در پایان کتاب باز میشود. دو بار خواندمش، بار دوم با دانستن پایان قصه، و باز هم تمامی جملات کتاب منطقی بود. بیش از همه دلم برای شعله، خواهر شیوا، سوخت که برای مردهای زندگیش انگار عشقی جایگزین بود؛ "مرد آرام" به قول خودش به نزدیکترین آدم به عشق اصلیش نزدیک شده بود تا به آرامش برسه، ولی بدل هیچ وقت اصل نمیشه.
شیوا و جاوید از نگاه دیگران یک زوج مثال زدنی، کامل و عاشق بوده اند. اما در پایان قصه در می یابیم که حداقل برای شیوا
...more
Somayeh Farhadi
Sep 27, 2014 Somayeh Farhadi rated it really liked it
رمانی بود که از نظر عاطفی شدیدن درگیرم کرد. از نظر ساختاری هم داستان خوش نوشتی بود. به خصوص شروع و پایانی که در هم حل می شدند.
Dena
Nov 09, 2013 Dena rated it liked it
این روزها در خواب کارهایی میکنم که هیچوقت فکرش را هم نمیکردم. صبح چشمم را باز میکنم و باور نمیکنم صاحب آن خوابها باشم. ...more
Monafard

"عاقل باش دختر"
رفت كه بخوابد. ناله كردم كه مرده شور عقلتان را ببرد. عقل كذايي تان به چه كار من مي آيد؟ اصلا به چه كار خودتان مي آيد؟ فقط حفظ تان كرده است. آن هم ظاهرتان را. مثل قانون حفاظت از محيط زيست كاري كرده است تا در يك جاي امن بمانيد. خيلي ساده و آسان دست هم را گرفته ايد و بي هيچ مانعي تصميم گرفته ايد در زير يك سقف زندگي كنيد. از اين خوشبختي قراردادي حالم به هم مي خورد. در طول اين مدت به يك آگهي تبليغاتي خانوادگي تبديل شده بوديد؛ هميشه راضي، هميشه عاقل...
راستش دلم خنك شد.هيچ وقت گول ظاهرتا
...more
foroogh
Sep 14, 2014 foroogh rated it it was ok
یک کتاب بسیار معمولی که از همان دو صفحه اول آخر داستان معلوم بود. تکراری و ...
Ali Heidari
شعله دختر جوانیست که عاشق پسری به نام مهرداد بوده اما اکنون مهرداد او را ترک کرده تا با دیگری ازدواج کند . شعله زجر می کشد ، فکر می کند ، زجر می کشد و ... . شیوا خواهر شعله است دختری جدی و عاقل ، دختری که درگیر فعالیت های سیاسی بوده ، عاشق جاوید شده با او ازدواج کرده و همیشه طرفدار جاوید است . آنها ظاهرا زوج بسیار خوشبختی هستند . فروغ نیز نامادری جاوید است ، زنی که عاشق محمدعلی همسر اولش بوده اما به دلیل نازایی مجبور به طلاق و ازدواج با پدر جاوید شده است .
داستان 3 عشق را می خوانیم از آدم های مخ
...more
Zeinab Ghadimi
Jun 02, 2014 Zeinab Ghadimi rated it it was ok
راستش هنوز نتوانستم تصمیم بگیرم که خوب بود یا بد.
اگر یک مقدار کم تر تابلو بود داستانی از آب در می آمد که بدون شک می گفتم خوب است! تابلو بودن را از نظر اعلام مواضع می گویم!


از شعله بدم آمد، اما شیوا دوست داشتنی بود و جاوید ها که همه دور و بر خودمان می بینیم و امیدوارم روزی دیگر نبینیم!
شخصیت شیوا مرا یادِ خواهر بزرگ ترِ خودم انداخت، کسی که هیج وقت اشتباه نمی کند و البته به خشکی او نیست! ولی من عمراً شعله نیستم!
Sahar
Apr 02, 2014 Sahar rated it it was ok
' وقتي آدم به چيزي كه ميخواهد ، نمي رسد ، زياد دور نمي رود. همان حوالي پرسه مي زند و به آشناترين چيز نزديك به او چنگ مي زند "
؛

كتاب جمله هاي قوي و تاثيربرانگيزي داشت . نثر كتاب را ولي خيلي دوست نداشتم ، يك جور عجله و هول تويش بود كه آرامش را از آدم ميگرفت
بعدش هم حدس زدن اينكه "مرد آرام " ِ داستان چه كسي است اصلن كار سختي نبود ! خوشم نيامد كه حدسم درست بود و غافلگير نشدم :)
Leylafd
Jun 24, 2016 Leylafd rated it really liked it
روشنفکرهایی که "در مورد کاینات میتوانند ساعتها حرف بزنند اما از پس ساده ترین مشکلات زندگی بر نمی آیند. بزرگ َشده اند اما تربیت نشده اند."
کتاب به خوبی این دست روشنفکرها، دنیای زنانه و زندگی مردسالار رو به تصویر میکشه. برای من که نمونه های بارز از هر دست رو از نزدیک دیدم بسیار ملموس بود. و البته اوضاع فعالان دیروز و نوکیسه های امروز هم..

Sara tz
May 11, 2015 Sara tz rated it did not like it  ·  review of another edition
در ، صفحه ي اول با كل شخصيت هاي داستان مواجه ميشي بعد كه شخصيت ها جاي خود ميشينند خيلي راحت ميشه اخر داستان رو حدس زد!
دركل من متوجه نشدم كه از اين داستان چي بايد متوجه ميشدم!!!؟
...more
Elnaz Hejazifar
May 08, 2015 Elnaz Hejazifar rated it did not like it
This review has been hidden because it contains spoilers. To view it, click here.
مورچه بوک moorchebook.ir
خرید اینترنتی رویای تبت

http://moorchebook.ir/fa/product/4312...
Roozhin
Apr 15, 2015 Roozhin rated it really liked it
هر زنی می تونه شعله باشه, فروغ باشه، شیوا باشه و.... رویای تبت داستان زندگیه، تلخ ها و شیرین هایی ک جاری هستند.
قشنگ بود.
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 33 34 next »
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »
  • چه كسی باور می‌كند، رُستم
  • جایی دیگر
  • سال بلوا
  • دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد
  • چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم
  • به کی سلام کنم؟
  • بازی آخر بانو
  • وردی که بره ها میخوانند
  • اسفار کاتبان
  • جزیره  سرگردانی
  • من قاتل پسرتان هستم
  • آرش / یک روایت
  • کولی کنار آتش
  • آینه‌های دردار
  • آتش بدون دود
  • همسایه‌ها
  • خداحافظ گاری کوپر
  • ویران می‌آیی

Share This Book