reviews
Nov 02, 2011
باز هم این نویسنده وسطهای داستان توی چشم مان فرو می کند که "خدا" چه موجود بزرگی است و "اگر اینطور نبود که این همه حرف و بحث پشت سرش نداشت" (نقل به مضمون). اینها البته ربطی به موضوع این نمایشنامه ندارد اما خب خواننده متاسفانه این اشاره های عقیدتیِ زیرپوستی را متوجه می شود. و بعضن ممکن است مثل من خوشش نیاید که جا و نابجا نویسنده عقاید دینی اش را توی حلقومش فرو کند.
خود داستان هم تا حدودی نخ نماست: نویسنده نابغه ای که مردم گریز است و رابطه و عشق کلاسیک را قبول ندارد، حا More...
خود داستان هم تا حدودی نخ نماست: نویسنده نابغه ای که مردم گریز است و رابطه و عشق کلاسیک را قبول ندارد، حا More...
Nov 28, 2009
حتی اگر از توانایی استثنایی نویسنده در «غافلگیر کردن» صرف نظر کنیم باز چیزهای زیادی برای کتاب خوبی بودن دارد.
من از سیر روایی داستان و حرکت به ظاهر گنگ اما جهت دار داستان لذت بردم. اما آنچه باعث میشود امتیاز چهار را به آن بدهم این است که داستان بدون اینکه احتمالا قصد نویسنده این باشد خیلی معانی جدید و جالبی برایم داشت.
داستان به نوعی از حواشی «عشق» میگوید از ازدواجِ با عشق و عشقِ بدون ازدواج و چند حاشیه دیگر که شاید در فرهنگ اایرانی یا فرهنگ ِحاکم بر افکار من ملموس نباشد More...
من از سیر روایی داستان و حرکت به ظاهر گنگ اما جهت دار داستان لذت بردم. اما آنچه باعث میشود امتیاز چهار را به آن بدهم این است که داستان بدون اینکه احتمالا قصد نویسنده این باشد خیلی معانی جدید و جالبی برایم داشت.
داستان به نوعی از حواشی «عشق» میگوید از ازدواجِ با عشق و عشقِ بدون ازدواج و چند حاشیه دیگر که شاید در فرهنگ اایرانی یا فرهنگ ِحاکم بر افکار من ملموس نباشد More...
Dec 18, 2011
Too long for what it offers. The set-up forced and the play continues in this fashion by forcing two men to be in the same space for no apparent reason. Of course there's The Big Secret with what Schmitt teases his audience constantly but even though this secret isn't anything spectacular - especially not worth the two hours this play takes to perform -, the intertwining dialogue is even less interesting. There's no tension, structure is poor and dialogue is weak as it depends too much on two me
More...
Aug 20, 2010
A journalist lands an exclusive interview with a reclusive author. He arrives on the tiny isolated island (is that redundant?) where the author makes his home and is immediately shot at. Thus begins a contest of wit and wills as the journalist tries to uncover the true identity of the woman at the center of the author's latest book. The author in turn begins to wonder about the true identity of the journalist.
I enjoyed this play even though the initial meeting between the two char More...
I enjoyed this play even though the initial meeting between the two char More...
Oct 02, 2008
به اندازه ي خرده جنايت ها غافلگير كننده البته خيلي هم بيشتر. اما يك ستاره كمتر دارد برايم شايد به خاطر آخرش. و پي بردن به اين كه چقدر اين نويسنده دوست دارد در صحنه ي آخر شخص دوم برگردد، و به اشتراك مطلوب برسند. پايانش دور از انتظاري بود كه از شخصيت زنوركو در طول داستان در ذهن شكل ميگرفت. هرچند كه شايد اين هم بر ميگردد به توانايي اريك امانوئل اشميت در ايجاد شوك و تكان دادن هر چند دقيقه ي آدم.
More...
Apr 17, 2010
خیلی جالب بود. اشمیت هر لحظه آدم رو غافلگیر می کنه. روی موضوعاتی هم دست گذاشته که برای من خیلی جالبن، رابطه بین آدما و مرگ.
Nov 03, 2010
نمایش نامه ای جالب مثه بقیه ی نمابش نامه های اریک امانوئل اشمیت
هنوز جا داره یه ستاره ی دیگه هم بهش بدم!
هنوز جا داره یه ستاره ی دیگه هم بهش بدم!
Jan 17, 2010
امانوئل اشمیت همیشه عادت به غافل گیر کردن داره . این اتفاق بارها توی "نوای اسرارآمیز" می افته .
Nov 30, 2010
این سه تا ستاره هم واسه غافلگیری آخرش :)
من که اصلن انتظارشو نداشتم !
من که اصلن انتظارشو نداشتم !
Mar 18, 2008
این کتاب جزء نمایشنامه های محشریه که خوندم. جدداً این آقای اشمیت کاراش حرف نداره
Aug 20, 2010
A little great book full of surprises and joy and gives you a true feeling of love, the one which can only be found in books!
Feb 13, 2012
Feb 11, 2012
Feb 02, 2012
Jan 27, 2012
Dec 20, 2011
