Suvashun
by
سیمین دانشور
Savushun chronicles the life of a Persian family during the Allied occupation of Iran during World War II. It is set in Shiraz, a town which evokes images of Persepolis and pre-Islamic monuments, the great poets, the shrines, Sufis, and nomadic tribes within a historical web of the interests, privilege and influence of foreign powers; corruption, incompetence and arrogance...more
Paperback, 392 pages
Published
May 28th 2006
by Cobre
(first published January 1st 1969)
Friend Reviews
To see what your friends thought of this book,
please sign up.
Community Reviews
(showing
1-30
of
3,000)
دوست داشتن که عیب نیست بابا جان . دوست داشتن دل آدم را روشن می کند . اما کینه و نفرت دل آدم را سیاه می کند . اگر از حالا دلت به محبت انس گرفت ، بزرگ هم که شدی آماده دوست داشتن چیزهای خوب و زیبای دنیا هستی . دل آدم عین یک باغچه پر از غنچه است ، اگر با محبت غنچه ها را آب دادی باز می شوند ، اگر نفرت ورزیدی غنچه ها پلاسیده می شوند
در مورد "بانوان نویسنده" در وبلاگ گودریدز، یک مطلب کلی نوشته ام و تا اندازه ای به همه ی آثارشان اشاره کرده ام، پس نیازی به "ریویو"ی جداگانه نیست، اگر مایلید، اینجا را بخوانید؛
http://www.goodreads.com/author_blog_...
http://www.goodreads.com/author_blog_...
این کتاب را در سالهای قبل از 1350 خوانده ام، ولی سوگ سیاووشان را همیشه بیادم می آورد، هرچه سعی کردم یکبار دیگر هم کتاب را بخوانم، نتوانستم، شاید بخاطر بیرنگتر شدن اعتقادات آن روزگاران در من از پا فتاده و بجا مانده در میدان جنگ های ایدئولوژیکی و یا تبدیل شدن موضوع به واقعه ای تاریخی اما غیرواقعی، این کتاب که از خواندنش در آن روزها مدهوش شدم هر وقت از کنارش میگذرم چشمکی میپراند یاد باد آن روزها را، که چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
زری گریه کنان گفت: هرکاری می خواهند بکنند، اما جنگ را به خانه ی من نیاورند! به من چه مربوط است که شهر شده عین محله ی مردستان! شهر من، مملکت من، همین خانه است. اما آنها جنگ را به خانه من هم می کشانند
-و بچه ها آنقدر خوشحال بودند که انگار مالک بزرگترین چرخ و فلک های دنیا هستند و زری می اندیشید که چرا پیرمرد پسرهایش را زن نمی دهد درحالی که موقع زنشان است. و بعد فکر کرد آدم هایی که با این همه گل سر و کار دارند چه لزومی دارد زن بگیرند
-انگار طنازی و دلبری از یاد زری رفته بود. همه اش در این فکر بود که آ...more
-و بچه ها آنقدر خوشحال بودند که انگار مالک بزرگترین چرخ و فلک های دنیا هستند و زری می اندیشید که چرا پیرمرد پسرهایش را زن نمی دهد درحالی که موقع زنشان است. و بعد فکر کرد آدم هایی که با این همه گل سر و کار دارند چه لزومی دارد زن بگیرند
-انگار طنازی و دلبری از یاد زری رفته بود. همه اش در این فکر بود که آ...more
زری معصومانه پرسید:شما می گویید من دیوانه نشده ام؟
دکتر عبدالله خان گفت:به هیچ وجه
زری باز پرسید:دیوانه هم نمی شوم؟
دکتر عبدالله خان گفت: قول می دهم نشوی.
چشم در چشم زری دوخت و باصدای نوازشگری گفت:اما یک مرض بدخیم داریکه علاجش از من ساخته نیست.مرضی است مسری.باید پیش از اینکه مزمن شود ریشه کنش کنی.گاهی هم ارثی است.
زری پرسید: سرطان؟
دکتر گفت: نه جانم ،چرا ملتفت نیستی؟مرض ترس.خیلی ها دارند.گفتم که مسری است.
باز دست زری را گرفت و پیامبرانه افزود: من دیگر آفتاب لب بامم اما ازین پیرمرد بشنو جانم.در این دنیا...more
دکتر عبدالله خان گفت:به هیچ وجه
زری باز پرسید:دیوانه هم نمی شوم؟
دکتر عبدالله خان گفت: قول می دهم نشوی.
چشم در چشم زری دوخت و باصدای نوازشگری گفت:اما یک مرض بدخیم داریکه علاجش از من ساخته نیست.مرضی است مسری.باید پیش از اینکه مزمن شود ریشه کنش کنی.گاهی هم ارثی است.
زری پرسید: سرطان؟
دکتر گفت: نه جانم ،چرا ملتفت نیستی؟مرض ترس.خیلی ها دارند.گفتم که مسری است.
باز دست زری را گرفت و پیامبرانه افزود: من دیگر آفتاب لب بامم اما ازین پیرمرد بشنو جانم.در این دنیا...more
زنی عاشق و رنج کشیده در برابر رنج ها و دردهای مردی که عاشق اوست ،صبر و مقاومت می کند و پا به پای او هم از درون خانواده و هم از بیرون و جامعه همراه و همگام است زندگی مرحوم جلال آل احمد که توسط همسرش سیمین در قالب رمانی خواندنی بیان می شود
نثر زيبا و محاوره اي خانم سيمين دانشور در اين كتاب بسيار جذاب و خواندني است و از اصطلاحات و ضرب المثل ها و گفتگوهاي ميان شخصيت ها مي توان فهميد كه نويسنده در متن جامعه بوده و در اتاقي دربسته و در عالم رويا اين قصه را ننوشته است . جلال اميدها و آرزوهاي سيمين در ا...more
نثر زيبا و محاوره اي خانم سيمين دانشور در اين كتاب بسيار جذاب و خواندني است و از اصطلاحات و ضرب المثل ها و گفتگوهاي ميان شخصيت ها مي توان فهميد كه نويسنده در متن جامعه بوده و در اتاقي دربسته و در عالم رويا اين قصه را ننوشته است . جلال اميدها و آرزوهاي سيمين در ا...more
داستان کتاب، هرچه جلوتر می رویم بهتر می شود، به طوریکه در اواخر داستان، همه احساساتتان را به خودش جلب می کند. تغییرهای تدریجی که در شخصیت اصلی رخ می دهد و روند حوادث داستان همه نشان دهنده استعداد دانشور، در نویسندگی است.
یکی از مهم ترین نکات هم این هست که زری، شخصیت اول داستان، در نهایت تبدیل به زنی مبارز نمی شود و تنها ترس او از مبارزه کردن محو می شود، و مشخص است که برای او تجربه های دیگری لازم است تا به یک زن مبارز تبدیل شود.
نکته دیگر این هست که با خواندن این کتاب، تاثیر تفکرات جلال آل احمد، کا...more
یکی از مهم ترین نکات هم این هست که زری، شخصیت اول داستان، در نهایت تبدیل به زنی مبارز نمی شود و تنها ترس او از مبارزه کردن محو می شود، و مشخص است که برای او تجربه های دیگری لازم است تا به یک زن مبارز تبدیل شود.
نکته دیگر این هست که با خواندن این کتاب، تاثیر تفکرات جلال آل احمد، کا...more
قبل از هر چیز باید در این کتاب تحول نقش زن را در جامعه ی ایرانی دید، چه طور یک زن خانه دار که فقط به امور خانه و به شوهر و بجه هایش رسیدگی میکند و تمام زندگیش به همینها خلاصه میشود در پایان کتاب خود به زنی مبارز تبدیل میشود که برای ادامه ی راه همسر شهیدش از جا بر میخیزد. نکته ی دیگر تفاوت مبارزات زنان با مردان است هر چه مرد در پی اسلحه برداشتن و حرف زدن با تفنگ است زن در پی راههایی میگردد تا بتواند با خشونت کمتر و هزینه ی جانی کم تری مبارزه را پیش ببرد.
خوب ولی این رو هم فراموش نکنیم که بافت داس...more
خوب ولی این رو هم فراموش نکنیم که بافت داس...more
سووشون دومین رمان ایرانی بود که خواندم و واقعا از خواندنش لذت بردم.
فضا و زبان برایم آشنا بود.شخیتها گرچه خاکستری، اما واقعی بودند و آنها را حس می کردم.
گفتگوهای سرشار از عبارات و ضرب المثل های ایرانی بسیار دلنشینند و همه ی این ها، تاثیر عمیقی بر روی خواننده ای که در این مرز و بوم بزرگ شده می گذارد.
از همه مهمتر بار مفهومی داستان بود که من را مجذوب کرد و باعث شد به آن پنج ستاره بدهم: "در زندگی و برای زنده ها باید شجاع بود"...
فضا و زبان برایم آشنا بود.شخیتها گرچه خاکستری، اما واقعی بودند و آنها را حس می کردم.
گفتگوهای سرشار از عبارات و ضرب المثل های ایرانی بسیار دلنشینند و همه ی این ها، تاثیر عمیقی بر روی خواننده ای که در این مرز و بوم بزرگ شده می گذارد.
از همه مهمتر بار مفهومی داستان بود که من را مجذوب کرد و باعث شد به آن پنج ستاره بدهم: "در زندگی و برای زنده ها باید شجاع بود"...
اولین و تنها رمانی که از دانشور خوانده ام.گویا دستمایۀ داستان ،حادثه ای واقعی بوده و چندان وامدار تخیل نویسنده نیست.اماحتی اگر بپذیریم که تنها اثر قابل توجه دانشور است؛سووشون با نثری شاعرانه،دقیق و محکم و تصویر سازی هنرمندانه اش از شرایط خطۀ فارس در بحبوحۀ جنگ جهانی دوم،نویسنده اش را سزاوارِ شهرتی می سازد که به آن دست یازیده است
Middle class family (landowners) faced with foreign occupation and tragedy.
"Yusof always seemed to have a teardrop hidden in his eyes, like two moist emeralds." (28)
"When I tossed her up in the air and caught her in my arms, she asked, 'Daddy, has Mama given you two starts? I can see them in your eyes.' " (33)
"She poured wine for everybody. The guests lifted their glasses and said, "To the health of khanum Zahra." She dropped her head and thought, What good is health alone?" (206)
He again held Z...more
"Yusof always seemed to have a teardrop hidden in his eyes, like two moist emeralds." (28)
"When I tossed her up in the air and caught her in my arms, she asked, 'Daddy, has Mama given you two starts? I can see them in your eyes.' " (33)
"She poured wine for everybody. The guests lifted their glasses and said, "To the health of khanum Zahra." She dropped her head and thought, What good is health alone?" (206)
He again held Z...more
Mar 28, 2011
Ashkan Ansari
rated it
3 of 5 stars
·
review of another edition
Shelves:
رمان-های-فارسی,
ادبیات-گرایانه-داس
من تنها نوشته قابل اعتنای خانم دانشور را همین کتاب می دانم. با این وجود کلیت داستان برایم نفرت انگیز است (که البته شخصی است) استفاده از نمادهای ملی و تبدیل آن به شور انقلابی کاری است که تنها از جنبش چپ ایران بر می آید و من آن را هم تخریب نمادهای ملی می دانم و هم تحقیر مردمی که آن نمادها برایشان ارزش بسیاری دارد.
چون می دانم که داستان سیاوش را بسیاری نمی دانند خلاسه ای از آن را اینجا می آورم. مادر سیاوش را دو تن از پهلوانان در دشتی می یابند. آنچنان او زیبا و دلفریب بود که هیچ یک از آنان برای بدس...more
چون می دانم که داستان سیاوش را بسیاری نمی دانند خلاسه ای از آن را اینجا می آورم. مادر سیاوش را دو تن از پهلوانان در دشتی می یابند. آنچنان او زیبا و دلفریب بود که هیچ یک از آنان برای بدس...more
داستان زیبای سو و شون، داستانی که هرگز رنگ کهنگی به خود نمی گیرد. داستان زیبای خانم محترم دانشور. الان داشتم مصاحبه ای از ایشان در آدرس زیر می خواندم:
http://www.aineha.com/22/interview.htm
که مربوط به این کتاب و صحبت ایشان در مورد اینکه این کتاب را آقای آل احمد نوشته یا ایشان. البته بحث در این مورد و شاید تفکر دراین نظریه بسیار مضحک باشد. نثر این کجا و آن کجا؟
کتاب زیبایی است. کتابی که در زمان غولان نثر فارسی و رمان نویسان بزرگ نوشته شد. و پس از حدود 40 سال نه تنها کوچک نشده که در زمانه هابیت های...more
http://www.aineha.com/22/interview.htm
که مربوط به این کتاب و صحبت ایشان در مورد اینکه این کتاب را آقای آل احمد نوشته یا ایشان. البته بحث در این مورد و شاید تفکر دراین نظریه بسیار مضحک باشد. نثر این کجا و آن کجا؟
کتاب زیبایی است. کتابی که در زمان غولان نثر فارسی و رمان نویسان بزرگ نوشته شد. و پس از حدود 40 سال نه تنها کوچک نشده که در زمانه هابیت های...more
کاش دنیا دست زن ها بود ...
زنها که زائیده اند یعنی خلق کرده اند و قدر مخلوق خودشان را می دانند. قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را .
شاید مردها چون هیچوقت عملاً خالق نبوده اند، آنقدر خود را به آب و آتش می زنند تا چیزی بیافرینند.
اگر دنیا دست زنها بود، جنگ کجا بود؟
*********
آدمیزاد چیست؟
یک امید کوچک، یک واقعه خوش. چه زود می تواند از نو دست و دلش را به زندگی بخواند؟
اما وقتی همه اش تو دهنی و نومیدی است، آدم احساس می کند که مثل تفاله شده، لاشه ای، مرداری است که در لجن افتا...more
زنها که زائیده اند یعنی خلق کرده اند و قدر مخلوق خودشان را می دانند. قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را .
شاید مردها چون هیچوقت عملاً خالق نبوده اند، آنقدر خود را به آب و آتش می زنند تا چیزی بیافرینند.
اگر دنیا دست زنها بود، جنگ کجا بود؟
*********
آدمیزاد چیست؟
یک امید کوچک، یک واقعه خوش. چه زود می تواند از نو دست و دلش را به زندگی بخواند؟
اما وقتی همه اش تو دهنی و نومیدی است، آدم احساس می کند که مثل تفاله شده، لاشه ای، مرداری است که در لجن افتا...more
Memorable lines:
Zari closed her eyes, feeling as if all her life-forces had been drained and spent, like a squeezed fruit. It was as though a snake had slithered down her throat and coiled itself around her heart, with its head erect, ready to strike, and she knew that for the rest of her life this snake would stay coiled right there around her heart, so whenever she remembered her husband it could sink its fangs into her bosom.
In this world, everything is in one's own hands. Madness, fear, even...more
Zari closed her eyes, feeling as if all her life-forces had been drained and spent, like a squeezed fruit. It was as though a snake had slithered down her throat and coiled itself around her heart, with its head erect, ready to strike, and she knew that for the rest of her life this snake would stay coiled right there around her heart, so whenever she remembered her husband it could sink its fangs into her bosom.
In this world, everything is in one's own hands. Madness, fear, even...more
This translation is much better than most other books from the Middle East that I've read. The main character, Zari, is genuinely relatable, and most of the other characters are multidimensional and human, including side characters like the drunk Irish revolutionary journalist, McMahon, and the temporarily-adopted tribal boy, Kolu. I also enjoyed the evil British sewing machine salesman/economic tyrant, Singer, who never really learned Persian and speaks in a weird, stilted way as a result (alth...more
اين كتاب از نظر قلم نويسنده عالي بود. ولي من نتونستم پيام داستان رو بفهمم. اينكه بالاخره نويسنده با كارهاي يوسف موافق بود يا نه.
به هر حال داستان از لحاظ تاريخي بودنش خيلي برام جالب بود. اينكه نويسنده با قلم خوبش خيلي عالي فضاي اون سالها رو براي ما آدماي نسل جديد توصيف كرده بود و خواننده خيلي خوب مي تونست با زندگي اون دوره ارتباط برقرار كند.
عشق زري و شوهرش هم خيلي لطيف و قشنگ بود.
به هر حال داستان از لحاظ تاريخي بودنش خيلي برام جالب بود. اينكه نويسنده با قلم خوبش خيلي عالي فضاي اون سالها رو براي ما آدماي نسل جديد توصيف كرده بود و خواننده خيلي خوب مي تونست با زندگي اون دوره ارتباط برقرار كند.
عشق زري و شوهرش هم خيلي لطيف و قشنگ بود.
This is (modern) Iran's first novel published by a woman author, and said to be one of Iran's top best-selling novels ever. I first learned of this novel when reading Christopher de Bellaigue's In the Rose Garden of the Martyrs: a Memoir of Iran, in which he recounts the tale of the Chariot Keeper and the stars.
As a non-Iranian reading the book in English translation, I expect I am missing a great deal of the depth, subtlety and cultural references that are no doubt present in the book. Even so,...more
As a non-Iranian reading the book in English translation, I expect I am missing a great deal of the depth, subtlety and cultural references that are no doubt present in the book. Even so,...more
The book is about a mourning ceremonies in shiraz called 'siavashoon'perhaps with basis of SHAHNAME FERDOSI
نويسنده در اين کتاب به تحليل طبقاتي مردم آن دوران پرداخته است .سیمین آنقدر زیبا شخصیت های داستان را پردازش کرده که الان بعد از سال ها شخصيتهای رمان "سووشون" بسيار ملموس و زنده هستند .عده ای معتقداند سيمين دانشور فمنيست است ولی من این طور فکر نمی کنم زري"، شخصيت برگزیده من دراين رمان است ولی نويسنده روي شخصيت مرد يعني يوسف متمركزاست و با مرگ او داستان به اتمام ميرسد
نويسنده در اين کتاب به تحليل طبقاتي مردم آن دوران پرداخته است .سیمین آنقدر زیبا شخصیت های داستان را پردازش کرده که الان بعد از سال ها شخصيتهای رمان "سووشون" بسيار ملموس و زنده هستند .عده ای معتقداند سيمين دانشور فمنيست است ولی من این طور فکر نمی کنم زري"، شخصيت برگزیده من دراين رمان است ولی نويسنده روي شخصيت مرد يعني يوسف متمركزاست و با مرگ او داستان به اتمام ميرسد
زری باسواد و تحصیلکرده است. از ظلم بیزار است و تا هنگامی که خطر آرامش «شهرش» را تهدید نکند مقابل آن می ایستد شجاعت را می ستاید و دوست دارد شجاع باشد اما مگر می گذارند؟ اگر پابند یوسف و بچه ها نبود، نمی ترسید و نمی ترساند! چه بسا پابه پای او ایستادگی می کرد و شاید جوری می ایستاد که یوسف را از دست ندهد «اگر دنیا دست زنها بود، جنگ کجا بود؟».
This is a beautifully written story. It gives this Western reader a glimpse into a different culture with many differences from my own culture. It also confirms what I've long known: people are the same everywhere. I'm quite certain that women from around-the-world would nod their heads knowingly at this statement, made by the books' main character: "If only the world were run by women...women who have given birth and cherish that which they've created. Women who value patience, forbearance,the...more
| topics | posts | views | last activity | |
|---|---|---|---|---|
| availibility | 1 | 23 | Jan 29, 2008 06:17am |
English: Simin Daneshvar
سیمین دانشور نویسنده و مترجم ایرانی است. وی نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفهای در زبان فارسی داستان نوشت. مهمترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است و از جمله پرفروشترین آثار ادبیات داستانی در ایران محسوب میشود.
سیمین دانشور در هشتم ارديبهشت ماه سال ۱۳۰۰ در شیراز به دنیا آمد.
تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مدرسه انگلیسی «مهر آیی...more
More about سیمین دانشور...
سیمین دانشور نویسنده و مترجم ایرانی است. وی نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفهای در زبان فارسی داستان نوشت. مهمترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است و از جمله پرفروشترین آثار ادبیات داستانی در ایران محسوب میشود.
سیمین دانشور در هشتم ارديبهشت ماه سال ۱۳۰۰ در شیراز به دنیا آمد.
تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مدرسه انگلیسی «مهر آیی...more
Share This Book
3 trivia questions
More quizzes & trivia...
“گریه نکن خواهرم. در خانهات درختی خواهد رویید و درختهایی در شهرت و بسیار درختانب در سرزمینت. و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درختها از باد خواهند پرسید: در راه که میآمدی سحر را ندیدی”
—
2 people liked it
“یوسف گفت:"حرف اساسی من این بود که بهشان گفتم به این آسانی که شما خیال میکنید نیست. گفتم مارکسیسم یا حتی سوسیالیسم شیوهٔ فکری مشکلی است که تعلیم و تربیت دقیق میخواهد. گفتم تطبیق آن با زندگی و روحیه و روش اجتماعی ما، مستلزم پختگی و وسعت نظر و فداکاری بیحد و حصری است. گفتم میترسم نمایشی با بازیگران ناشی روی صحنه بیاورید، چند صباحی، به علت وجود بازیگران تازه و حرفهای تازهترشان، عدهی زیادی را به خود جلب کنید، اما زود غالب تماشاگران و بازیگران را ناامید و خسته و دلزده و واخورده کنید. من گفتم روشندلی لازم است تا بتوان با روشنفکری و بیدخالت غیر، برای مردم این مملکت کاری کرد...”
—
1 person liked it
More quotes…

Loading...











view all 9 comments






















![جای خالی سلوچ [Missing Soluch] by محمود دولتآبادی جای خالی سلوچ [Missing Soluch] by محمود دولتآبادی](https://d202m5krfqbpi5.cloudfront.net/books/1268611739m/302983.jpg)










