Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “(مجموعه آثارِ احمد شاملو (دفترِ یکم: شعرها 1378-1323” as Want to Read:
(مجموعه آثارِ احمد شاملو (دفترِ یکم: شعرها 1378-1323
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

(مجموعه آثارِ احمد شاملو (دفترِ یکم: شعرها 1378-1323 (مجموعه آثارِ احمد شاملو #1)

4.42  ·  Rating Details  ·  2,381 Ratings  ·  68 Reviews
Ahmad Shamlu (1925-2000) is considered to be one of Iran's greatest poets and one of the most influential literary figures of the 20th century. A native of Tehran, Shamlu has been publishing poetry and other writings since the mid-1940s. His poetry, like much great literature, appears simple on the surface but actually have many layers of meaning to appreciate. Shamlu has ...more
Hardcover, 1118 pages
Published 2009 by مؤسّسۀ انتشاراتِ نگاه
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

Be the first to ask a question about (مجموعه آثارِ احمد شاملو (دفترِ یکم

Community Reviews

(showing 1-30 of 3,000)
filter  |  sort: default (?)  |  Rating Details
shirin
Aug 19, 2007 shirin added it
زندگي با من كينه داشت
من به زندگي لبخند زدم
خاك با من دشمن بود
من بر خاك خفتم
چرا كه زندگي سياهي نيست
چرا كه خاك خوب است
من بد بودم اما بدي نبودم
از بدي گريختم
دنيا مرا نفرين كرد
من ستاره ام رايافتم من خوبي رايافتم
به خوبي رسيدم
و شكوفه كردم
Saman Kashi

آنچه كه حداقل براي خود من جالب مينمايد، اين است كه وقتي به گذشته نگاه ميكنم و سير آشنايي خويش با شعرا و خوانش كتابهاي شعر ايشان را ميبينم، اولين شخص اينان مرحوم (شاملو) بوده است. يعني (شاملو) را پيش از شاعران كهن همچون حافظ، مولانا، سعدي، نظامي، بيدل، فردوسي، قاآني، ناصرخسرو، ابوسعيد ابوالخير و ... و پيش از نيما، فروغ، اخوان و سپهري و ... خواندم و قاعدتاً اين نكتهاي طبیعی نيست؛ چرا كه شعرهاي (شاملو) براي يك پسر نوجوان پانزده ساله كه شروع به شعرخواني كرده است مثلاً به رواني شعرهاي فروغ يا اخوان ن
...more
peiman-mir5 rezakhani
دوستانِ گرانقدر، اکثر ما نقدهایِ فراوانی رو در موردِ جنابِ شاملو مطالعه کردیم، پس نقد کردن در اینجا فقط تکرارِ مکررات هستش
چیزی که بیشتر از همه توجهِ من رو در اشعارِ جنابِ شاملو جلب میکنه، این هست که شاملو خودش عناصر و شخصیت ها و یا ارکانِ شعر رو خلق میکنه، سپس به تنهایی اونهارو هدایت میکنه و یا بهتر بگم اونارو راهنمایی میکنه

پیروز باشید و ایرانی
Amir ali
Aug 17, 2013 Amir ali rated it really liked it
Shelves: شعر-نو
نگاه كن چه فرو تنانه بر خاك مي گسترد
آنكه نهال نازك دستانش
از عشق
خداست
و پيش عصيانش
بالاي جهنم
پست است.
آن كو به
يكي « آري » مي ميرد
نه به زخم صد خنجر،
مگر آنكه از تب وهن
دق كند.
قلعه يي عظيم
كه طلسم دروازه اش
كلام كوچك دوستي است.

انكار ِ عشق را
چنين كه بر سر سختي پا سفت كرده اي
دشنه مگر
به آستين اندر
نهان كرده باشي.-
كه عاشق
اعتراف را
چنان به فرياد آمد
كه وجودش همه
بانگي شد.
نگاه كن
چه فرو تنانه بر در گاه نجابت
به خاك مي شكند
رخساره اي كه توفانش
مسخ نيارست كرد.
چه فروتنانه بر آستانه تو به خاك مي افتد
آنكه در كمر گاه دريا
دست
...more
Mohamad shahvar
Sep 12, 2009 Mohamad shahvar rated it really liked it
يكي بود يكي نبود
زير گنبد كبود
لخت و عور تنگ غروب سه تا پري نشسه بود.
زار و زار گريه مي كردن پريا
مث ابراي باهار گريه مي كردن پريا.
گيس شون قد كمون رنگ شبق
از كمون بلن ترك
از شبق مشكي ترك.
روبروشون تو افق شهر غلاماي اسير
پشت شون سرد و سيا قلعه افسانه پير.
از افق جيرينگ جيرينگ صداي زنجير مي اومد
از عقب از توي برج شبگير مي اومد...
« - پريا! گشنه تونه؟
پريا! تشنه تونه؟
پريا! خسته شدين؟
مرغ پر شسه شدين؟
چيه اين هاي هاي تون
گريه تون واي واي تون؟
Ahmad Sharabiani
بامداد بودی و با «امرداد» یا همان «امرتات» آمدی. «امرتات» یعنی جاودانی. پس جاودانی و میمانی. سایه ات هنوز گسترده است، به گستردگی گیتی. به احترام آمدنت، دیروز خواستم، بسرایم. نتوانستم، کلامی آهنگین بگویم. این روزها خشکیده ام و باز باید تر شوم. باید بازهم، آب را در ابتدای ِ ابر، ببینم. شاید هم دگرگونی آن دو حرف را در با. که ابتدای باران نیز، هست. اگر احساسم بارید و بارانی شدم. آنگاه، باران را بار ِ آن ابر، خواهم پنداشت. شاید، باز ببینم، آن زیبائی و مشتاقی را، که در سینه ات ذخیره کرده بودی. تا از ک ...more
Nilufar
Jul 27, 2013 Nilufar rated it it was amazing
Shelves: favorites, poetry
شعري كه زندگيست ...


زندگي دام نيست
عشق دام نيست
حتا مرگ دام نيست
چرا که ياران گمشده آزادند
آزاد و پاک...



من عشقام را در سال ِ بد يافتم
که ميگويد «ماءيوس نباش»؟
من اميدم را در ياس يافتم
مهتابام را در شب
عشقام را در سال بد يافتم
و هنگامي که داشتم خاکستر ميشدم
گُر گرفتم.

زندهگي با من کينه داشت
من به زندهگي لبخند زدم،
خاک با من دشمن بود
من بر خاک خفتم،
چرا که زندهگي، سياهي نيست
چرا که خاک، خوب است.
...more
Mehdi khani
Jun 25, 2010 Mehdi khani rated it it was amazing
به پرواز
شک کرده بودم
به هنگامی که شانه های ام
از وبالِ بال
خمیده بود
و در پاک بازی یِ معصومانه یِ گرگ و میش
شب کورِ گرسنه چشمِ حریص
بال می زد

به پرواز
شک کرده بودم من

سحرگاهان
سِحرِ شیری رنگی یِ نامِ بزرگ
در تجلی بود

با مریمی که می شکفت گفتم:«شوقِ دیدارِ خدایت هست؟»ا
بی که به پاسخ آوائی برآرد
خسته گی یِ باز زادن را
به خوابی سنگین
فرو شد
هم چنان
که تجلّی یِ ساحرانه یِ نامِ بزرگ؛

وشک
برشانه هایِ خمیده ام
جای نشینِ سنگینی یِ توان مندِ بالی شد
که دیگر بارَش
به پرواز
احساسِ نیازی
نبود
ARASH
Aug 28, 2007 ARASH rated it liked it
in ketabo doste b man kado tavalod dad hayf k digar nist
Mahan
Apr 30, 2010 Mahan rated it it was amazing
فراقی
چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری!
چه بی تابانه تو را طلب می کنم!
بر پشت ِ سمندی
گویی
نو زین
که قرارش نیست.
و فاصله
تجربه یی بیهوده است.
بوی پیرهنت،
این جا
و اکنون. ـ

کوه ها در فاصله
سردند.
دست
در کوچه و بستر
حضور مانوس ِ دست تو را می جوید،
و به راه اندیشیدن
یأس را
رج می زند

بی نجوای ِ انگشتانت
فقط.-
و جهان از هر سلامی خالی است

Saeed
Apr 09, 2013 Saeed rated it it was amazing

اي كاش مي توانستم خون رگان خود را

من

قطره

قطره

قطره

بگريم، تا باورم كنند



اي كاش مي توانستم

_ يك لحظه مي توانستم اي كاش _

بر شانه هاي خود بنشانم اين خلق بي شمار را،

گرد حباب خاك بگردانم

تا با دو چشم خويش ببينند كه خورشيدشان كجاست

و باورم كنند

اي كاش، مي توانستم
Fe Dia
Jul 31, 2013 Fe Dia rated it it was amazing
Shelves: poem
چشم هایم را بستم و صفحه ای را گشودم, آمد:
قلعه بانان
این حجت با ما تمام کرده اند
که اگر می خواهیم در این سرزمین اقامت گزینیم
می باید با ابلیس قراری ببندیم.
.
.
.
و اکنون من در آغوش ابلیس آرام گرفته ام! :)
Elham
Aug 19, 2009 Elham rated it it was amazing
من بی نوا بندگکی سر به راه نبودم ، و راه بهشت مینوی من ، بزرو ِ طوع و خاکساری نبود ، مرا دیگرگونه خدایی می بایست شایسته ی آفرینه ای که نواله ی ناگزیر
... را گردن کج نمی کند و خدایی دگرگونه آفریدم
Morteza Shalchian
Sep 19, 2012 Morteza Shalchian rated it it was amazing
گر تو شاه دخترانی من خدای شاعرانم
Javad
Aug 03, 2008 Javad rated it it was amazing
من فکر می کنم
هرگز نبوده قلب من
این گونه
گرم و سرخ:

احساس می کنم
در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندین هزار چشمه خورشید
در دلم
می جوشد از یقین؛
Naele Yousefi
به راست راهی کدام همسفر اطمینان می توان داشت؟
هوایی که می بویم از نفس پر دروغ هم سفران فریب کار من گندآلود است
Parva Rostami
Sep 25, 2009 Parva Rostami rated it it was amazing
ديريست با من سخن به درشتي گفته ايد
آيا تابتان هست پاسخي در خور بشنويد؟
کاوه
Feb 04, 2009 کاوه rated it it was amazing
شرف کیهانی آخر ،بامداد
Mohamad asgari
Aug 27, 2007 Mohamad asgari rated it it was amazing
شعر شاملو عین زندگی است
Mahshad
Feb 03, 2016 Mahshad rated it it was amazing



قناری گفت: کرهی ما
.کرهی قفسها با میلههای زرین و چینهدانِ چینی

ماهی سرخِ سفرهی هفتسیناش به محیطی تعبیر کرد
که هر بهار
.متبلور میشود

کرکس گفت: سیارهی من
سیارهی بیهمتایی که در آن
مرگ
.مائده میآفریند

کوسه گفت: زمین
.سفرهی برکتخیزِ اقیانوسها

انسان سخنی نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
.و آستینش از اشک تَر بود
*************


بر چهره زندگاني من
که بر آن
هر شيار
از اندوهي جانکاه حکايتي مي کند
آيدا
.لبخند آمرزشي است
نخست
دير زماني در او نگريستم
چندان
که،چون نظري از وي باز گرفتم
درپيرامون من
همه چيزي
.به هيات او در آمده بود
آنگاه
...more
Hawnieh.Lio
Jan 10, 2016 Hawnieh.Lio rated it really liked it
زیباوپراحساس
Soroush
Jun 27, 2013 Soroush rated it it was amazing
I wish there could be a translation, capable of showing what Shamloo presents in Farsi. Some poems worth reading tens of times. You start reading some of his alluring poems as much as you fully memorize them- even if they are 10 pages- but still when you read them again, you'll reckon new metaphors!
من هراس ام نيست،
چون سرانجام پر از نكبت هر تيره روانى را،
كه جنايت را چون مذهب حق موعظه مى فرمايد،
مى دانم چيست…
خوب مى دانم چيست…
Maryam
Oct 18, 2014 Maryam rated it it was amazing
توازي رد ممتد دو چرخ يكي گردونه
در علف زار

جز بازگشت به چه مي انجامد
راهي كه پيموده ام؟
به كجا؟
سامان اش كدام رباط بي ساماني ست
با نهال خشكي كج مج
كنار اب داني تشنه، انباشته به اخال
درازگوشي سوده پشت در ابري از مگس
و كجاوه اي درهم شكسته؟


كجاست بارانداز اين تلاش به جان خريده به نقد تمامت عمر؟
كدام است دست اورد اين همه راه؟

كر گوشان را
به چاووشي
ترانه اي خواندن
و كوران را
به ره اورد
عروسكاني رنگين از كول بار وصله بر وصله براوردن؟
Mohsen
Sep 06, 2010 Mohsen rated it it was amazing
Shelves:
شاملو بهترین دوست تمام دوران زندگی من.
با خوندن شعرای شاملو بود که معنی آزادی،زندگی و انسان بودن رو فهمیدم
.
به تو دست می سایم و جهان را در می یابم
به تو می اندیشم
وزمان را لمس می کنم
معلق و بی انتها
عریان

می وزم، می بارم، می تابم
از تو عبور می کنم
چنان که تندری از شب

می درخشم
و فرو می ریزم
Roya Raastgar
Nov 08, 2014 Roya Raastgar rated it it was amazing
شما که زيبائيد تا مردان
زيبايي را بستايند
و هر مردي که به راهي مي شتابد
جادويي لبخندي از شماست
و هر مرد در آزادگي خويش
به زنجير زرين عشقي ست پاي بست
عشق تان را به ما دهيد
شما که عشق تان زندگي ست !
و خشم تان را به دشمنان ما
شما که خشم تان مرگ است
Erfan Dadgar
Jul 07, 2010 Erfan Dadgar rated it it was amazing
باید اِستاد و فرود آمد
بر آستانِ دری که کوبه ندارد،
چرا که اگر بهگاه آمدهباشی دربان به انتظارِ توست و
اگر بیگاه
به درکوفتنات پاسخی نمیآید.
...more
Sara
Jan 08, 2010 Sara added it
باری
دل در این برهوت
دیگر گونه چشم اندازی می طلبد...
Mohammad  niazi
Feb 09, 2014 Mohammad niazi rated it it was amazing
طرح

شب با گلوی خونین
خوانده ست
دیر گاه.

دریا نشسته سرد.
یک شاخه
در سیاهی جنگل
به سوی نور
فریاد می کشد.
mira
Jul 26, 2014 mira is currently reading it
جز عشقی جنونآسا
هرچیز این جهان ِشما جنونآساست..
...more
Faramarz
Feb 06, 2014 Faramarz rated it it was amazing
چنان زيبايم من كه انسان باشم
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 99 100 next »
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »
  • زمستان
  • تولّدی‌دیگر
  • غزلیات سعدی
  • هشت کتاب
  • The Divan
  • مجموعه کامل اشعار
  • دیوان كلیات شمس تبریزی
  • آرش کمانگیر
  • شعر زمان ما - احمد شاملو
  • سلام، خداحافظ
  • دیر آمدی ری را ! باد آمد و همه رویاها را با خود برد
  • سیاه‌ مشق
  • سکوت سرشار از ناگفته‌هاست
  • خسرو و شيرين
  • مجموعه اشعارِ نصرت رحمانی
  • پنجاه‌وسه ترانه‌ی عاشقانه
6904638
از ویکی پدیای فارسی
احمد شاملو، الف. بامداد یا الف. صبح ( آذر - مرداد )، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگنویس ایرانی و از بنیانگذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام میشد و از همین روی، خانواده اش هرگز نتوانستند برای مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش د
...more
More about احمد شاملو...

Other Books in the Series

مجموعه آثارِ احمد شاملو (4 books)
  • (مجموعه آثارِ احمد شاملو (دفترِ دوّم: همچون کوچه‌ئی بی‌انتها
  • مجموعه آثارِ احمد شاملو - دفترِ سوّم
  • (مجموعه آثارِ احمد شاملو (دفترِ چهارم: ترجمه نمایشنامه ها

Share This Book



“بگذار عشق تو
در شعر تو بگرید...

بگذار درد من
در شعر من بخندد...”
15 likes
“در تاريکی چشمانت را جستم
در تاریکی چشم هایت را یافتم
و شبم پر ستاره شد”
6 likes
More quotes…