Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “هشت کتاب” as Want to Read:
هشت کتاب
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

هشت کتاب

4.07  ·  Rating Details ·  5,216 Ratings  ·  185 Reviews
هشت کتاب: مرگِ رنگ. زندگیِ خوابه. آوارِ آفتاب. شرقِ اندوه. صدای پای آب. مسافر. حجمِ سبز. ما هیچ، ما نگاه ...more
Published 2002 by طهوری (first published February 1977)
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about هشت کتاب, please sign up.

Be the first to ask a question about هشت کتاب

Community Reviews

(showing 1-30 of 3,000)
filter  |  sort: default (?)  |  Rating Details
Ahmad Sharabiani
چه بنویسم که شما از سهراب ندانید، هشت دفتر بوده که عنوان دفترهایش را بنوشته ام. گواهی میدهم یکجا خیال و دل همگان برباید و با خود ببرد، نه شاید هم دچار کند (دچار یعنی عاشق)؛ کجا میبرد، به سفر میبرد تا بگویید هنوز در سفرم؛ به همانجا که خوب میدانید، به دیدار واژه های مهربانی و رستنگاه تنگ بلور و آبی آب و آسمان خیال چشمه ها؛ گاه به سفرهای دور هم میبرد اما زود باز برمیگرداند تا بگوید: من از مجاورت یک درخت میآیم؛ که روی پوست آن، دستهای ساده ی غربت؛ اثر گذاشته بود: «به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی.»؛ هر ش ...more
peiman-mir5 rezakhani
May 12, 2016 peiman-mir5 rezakhani rated it really liked it
دوستانِ گرانقدر، این کتاب از 8 بخش جداگانه و 132 شعر تشکیل شده است که به انتخاب ابیاتی را در زیر برایِ شما بزرگواران مینویسم
------------------------------------------------------------------------------
دیر گاھی است که چون من ھمه را
.رنگ خاموشی در طرح لب است
:جنبشی نیست در این خاموشی
.دست ھا ، پاھا در قیرِ شب است
------------------------------------------------------------------------------
نیست رنگی که بگوید با من
:اندکی صبر ، سحر نزدیک است
:ھردم این بانگ برآرم از دل
!وای ، این شب چقدر تاریک است
-------
...more
Amir
Jan 11, 2010 Amir rated it it was amazing
Shelves: poetry
هیچ وقت شبی سردی رو سر مزار سهراب گذروندم فراموش نمی کنم. اون شب باشکوه رو. شب قبل تولدم تک و تنها زدم بیرون و با اتوبوس راه افتادم طرف قم تا صبح از اونجا برم کاشان و از اونجا به مشهد اردهال. یاد مینی بوس بین کاشان و مشهد اردهال بخیر که بین راه وسط بیابون خراب شد و فرصتی بهم داد تا بتونم بیابونای اطراف کاشان رو لمس کنم. یاد بیابوناش بخیر و یاد اون آبادی های نابهنگامش که آدم رو به حیرت مینداخت که آخه وسط بیابون یه همچین آبادی چی کار میکنه. یاد مزار ساده ی سهراب بخیر که از فرط سادگیش کم مونده بود ...more
علی
- هر ایرانی اهل ذوقی، دوره ای از جوانی عاشق سهراب سپهری می شود. دوران جوانی من هم پر از سهراب سپهری بود؛ روزگاری که "هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی" نمی گرفت. چند قدمی بلند که در شعر و نثر و متن و تاریخ و گفتار و... برداشته باشی، با صورتی سرخ و ورم کرده از سیلی واقعیت های زندگی، سپهری به "موزه ی حسرت ها" منتقل می شود، به دوران اشک و آه و خاطره و تخمه ژاپنی؛ زمانی که "زندگی چیزی بود، مثل یک بارش عید، یک چنار پر سار... صفی از نور و عروسک ... حوض موسیقی .. و ". سپهری مال وقت هایی ست که پوست ظری ...more
Reza.Montazer
Oct 27, 2015 Reza.Montazer rated it it was amazing
اعتراف می کنم که نتونستم با همه اشعار آقای سپهری ارتباط برقرار کنم ولی حس زیبایی که بیشتر شعر ها به ادم منتقل می کنه توصیف ناشدنیه
این کتاب رو باید شب تو خلوت خودت زیر نور مهتاب...
یا به هنگام بوییدن یک گل خوشبو توی یک صبح بهاری...
یا تماشای یک سیب سرخ زیبا تو ظهر تابستون خوند.
وقتی کتاب رو باز میکنی ی دنیای خیلی زیبا جلو چشماته...پر از گل و سبزه و سیب...که از تماشا کردن و بوییدن هیچ کدوم از اونها خسته نمی شی...غرق میشی تو یک فضای نامتناهی البعد...
اما وقتی که کتاب رو می بندی دوباره برمیگردی به واقع
...more
افشین افشار
Jul 01, 2007 افشین افشار rated it really liked it
کنار مشتی خاک

در دور دست خودم تنها نشسته ام

نوسان ها خاک شد

و خاک ها از میان انگشتانم لغزید و فرو ریخت

شبیه هیچ شده ای

چهره ات را به سردی خاک بسپار

اوج خودم را گم کرده ام

می ترسم

از لحظه ای بعد و از این پنجره ای که به روی احساسم گشوده
شد ....

منظومه شاسوسا اثر سهراب سپهری
ماهور
Jun 07, 2008 ماهور rated it it was amazing  ·  review of another edition
چشمها را باید شست ، جور دیگر باید دید.

روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم ، خرده هوشی ، سرسوزن ذوقی
مادری دارم ، بهتر از برگ درخت
دوستانی ، بهتر از آب روان
و خدایی که در این نزدیکی است

روح خلاق و لطیف سهراب را با خواندن این کتاب لمس کنید.
شعر سهراب ، رود روان زندگیست ، جاری و غیر قابل پیش بینی.
در تمام زندگیم نشانی از اشعار سهراب دارم.
Mani
Sep 01, 2007 Mani rated it it was amazing
to0pe to0pe..
Hanieh Eskandari
Jan 25, 2016 Hanieh Eskandari rated it it was amazing
Shelves: favorite
رنگی کنار شب
بی حرف مرده است .
مرغی سیاه آمده از راه های دور
میخواند از بلندیِ بام شب شکست .
سر مستِ فتح آمده از راه
این مرغِ غم پرست
در این شکست رنگ از هم کسسته رشته هر آهنگ .
تنها صدای مرغک بی باک
گوشِ سکوت ساده می آراید
با گوشوارِ پژواک .
مرغ سیاه آمده از راه های دور
بنشسته روی بام بلند شب شکست
چون سنگ بی تکان
لغزانده چشم را
بر شکل های درهمِ پندارش.
nigo0ol
Feb 07, 2015 nigo0ol rated it it was amazing
نمیشه گفت همه ی کتاب رو خوندم ولی قسمتایی که عاشقشم رو صد بار خوندم
کلا حسی که سهراب سپهری به من میده رو هیچکی نتونسته با شعراش بده... خیلی ساده و پر از حس های قشنگه...کافیه وقتی خیلی گرفته ای بری تو اتاقت و یه عود روشن کنی و با لیوان چاییت بشینی و کتابو باز کنی... انگار داری با یه دوست حرف میزنی اونوقته که حس های خوب کل مغزتو پر میکنه...
Juwairia Sama
Feb 01, 2016 Juwairia Sama rated it it was amazing
Shelves: favorites, أدب
چيزهايى هست كه نميدانم
مى دانم، سبزه اى را بكنم خواهم مُرد
مى روم بالا تا اَوج من پر از بال و پرم
راه مى بينم در ظلمت، من پر از فانوسم
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه، از پُل، از رود، از موج
پرم از سايهء برگى در آب
چه درونم تنهاست !


/

عالى و بس
Sadegh .Sm
Jul 15, 2009 Sadegh .Sm rated it it was amazing
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن
و بگو ماهی ها؛ حوضشان بی آب است
--------
چرا آغوش مرگ را افسانه می دانید؟
---------
چرا در قفس هیچ کس
کرکسی نیست
----------
چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب
اسب در حسرت خوابیدن گاری چی
مرد گاری چی در حسرت مرگ
-----------
داخل واژه صبح
صبح خواهد شد
---------
دیدم که درخت هست
وقتی که درخت هست
پیداست که باید بود
باید بود
و رد روایت را
تا متن سپید دنبال کرد
----------
دیرگاهی است که چون من همه را
رنگ خاموشی در طرح لب است
جنبشی نیست در این خاموشی
دست ها پاها در قیر شب است
----------
من در ای
...more
Nasi fabulous
Nov 07, 2009 Nasi fabulous rated it it was amazing  ·  review of another edition
oh my goodness,only GOd knows what sohrab wants to tell us,just believe me...
Burak
Oct 05, 2015 Burak rated it really liked it  ·  review of another edition
Shelves: poetry
Bir şekilde hep benimle, bende kalacak, açıp açıp yeniden okuyacağım bir şair oldu Sohrab Sepehri. Ve eldeki kitap, sadece Suyun Ayak Sesi (1967) ve Yeşil Hacim (1967) için dahi okunmaya değer. Bu iki kitabı, özellikle bu ikisini, yeniden yeniden okuyacağımı iyi biliyorum yani, eminim.

Öte yandan, bir "Bütün Şiirler" derlemesi, kimi kolaylıkların ve güzelliklerin yanında zorluklar da getiriyor. Şairin 1951-1977 yılları arasındaki yolculuğu ve evrimi, kitap baştan itibaren okunduğunda hayli net t
...more
♍
Nov 09, 2013 rated it liked it
از " مسافر"ا
...
دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز
نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج می شود خاموش
نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این
گل شب بوست
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی رهاند
و فکر میکنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خاهد شد
...
Mashi
Sep 26, 2009 Mashi rated it really liked it
Shelves: some-years-ago
زیر باران باید رفت...
هر که با مرغ هوا دوست شود،خوابش آرامترین خواب جهان خواهد شد...
زندگی مجذور آیینه است...
زندگی حسی ست که یک مرغ مهاجر دارد...
Shaghayegh Sedaghat
Sep 12, 2013 Shaghayegh Sedaghat rated it really liked it
Shelves: poetry
باید کفش هایت را دزدید،
و شعرهایت را،چشمهایت را؛
من از جنس سنگینی کوله بار توام.
سهراب
در مساحت این قرن سیمانی
پیچ و خم های ناکجاآباد
از مسیر رسیدن ها نزدیکترند.
واژه های من و تو
محکومند به تقسیم عادلانه ی یک درک
در تمام عبورهای یک کوچه تاریک...
سهراب
پشت معنای گرم سنگهای بیابانی
ردسرد سرخی رگهایم جاری شده...
و ابر؛
چیزی جز پاکی اندیشه ی آسمان باکره نیست.
و رعد
شرم چکیدن گونه های مرا درک کرده بود.
وباران
تیزی شهوت تند باروت،
به لرزش دست های اسیر درگیجی یک پیت نفت را؛
غسل میداد.
سهراب
چشم هایم برفی شد،
صدایم سبز
و حجم
...more
Jale
Sep 10, 2015 Jale rated it it was amazing  ·  review of another edition
Modern İran şiirinin güzeli, elinden nar düşmeyen, Kaşanlı ressam Sohrab'ın ağacı, gökyüzünü, toprağı anlatan sekiz kitabı bir arada. Demavend Yayınları Ali Güleryüz çevirisi ile Rengin Ölümü ve Biz Hiç, Biz Bakış'ı, YKY ise Cavit Mukaddes çevirisi ile Başlangıcın Sesi ismiyle bir seçki ve şimdilerde baskısı bulunmayan Şule Yayınları'nın Mehmet Kanar çevirisi vardı.
Her bunaldığımda yüzümü göğe çevirip "Nerede olursam olayım gökyüzü benimdir/ Fikir, hava, aşk, yeryüzü benimdir." dizelerinin sahi
...more
Amirabbas Baharfar
و بالاخره سهراب.سپهری بسیار زیباست اما من هم با نظر شاملو و براهنی موافقترم که در دنیایی چنین آشفته شعر باید شیپور باشد و نه لالایی و یا در جهانی که دو سوم آن گرسنه است و ملتی نادان انسان را به مسلسل میبندد حضور هیچ ملایم به چه کار انسان میآید.با همه اینها باز هم سپهری زیباست و گاه آرامشی عجیب لا به لای سطورش مییابید.مخالف سهراب باشی یا موافقش اگر بخواهی شعر بخوانی نمیتوان از سهراب غافل شد. ...more
Maryam Shahriari
Jun 22, 2007 Maryam Shahriari rated it really liked it
Shelves: شعر
از اين هشت تا كتاب من فقط سه تاشو دوست دارم. اول صداي پاي آب ، بعد حجم سبز و بعد هم مسافر...
Samira
Jan 14, 2009 Samira added it
در ابعاد اين عصر خاموش من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم
Hakan T
Dec 19, 2015 Hakan T rated it it was ok  ·  review of another edition
Şiirin tercüme edilemezliği veya bunun çok zor, neredeyse imkansız bir çaba olduğunu bu kitap vesilesiyle bir kez daha anladım. Sohrap Sepheri (1928-1980) modern İran şairinin en önemli birkaç isimlerinden, belki de en önemlisi. Aynı zamanda güçlü bir ressam. Farsça bilmediğimden, yeni yayınlanan, toplu eserlerini içeren bu tercümeyi heyecanla okumaya başlamıştım. Ama maalesef beklediğimi bulamadım. Tercümanımız (Mehmet Kanar) adeta kendi şiirini yazmış çevirirken. İlk bölümlerde sade bir dil ku ...more
nasim
Aug 23, 2013 nasim rated it really liked it  ·  review of another edition
This review has been hidden because it contains spoilers. To view it, click here.
Farshad Firuzi
Jul 24, 2014 Farshad Firuzi rated it it was amazing
من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشيار است!
نكند اندوهی،
سر رسد از پس كوه.
چه كسی پشت درختان است؟
هيچ، می چرخد گاوی در كرد.
ظهر تابستان است.
سايه ها می دانند،
كه چه تابستانی است.
سايه هایی بی لك،
گوشه یی روشن و پاك،
كودكان احساس! جای بازی اين جاست.
زندگی خالی نيست:
مهربانی هست، سيب هست، ايمان هست.
آری
تا شقايق هست،
زندگی بايد كرد.
در دل من چيزی است، مثل يك بيشه نور، مثل خواب دم
صبح
و چنان بی تابم، كه دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر كوه.
دورها آوایی است، كه مرا می خواند.»
...more
Emad ahmadi
Sep 06, 2007 Emad ahmadi rated it it was amazing
Recommends it for: ....نمي دونم
اهل كاشانم...
سهراب در شعرهاي از موجودات ماوراءالطبيعه استفاده نمي كند
به همين خاطره كه شعرهاش رو دوست دارم وقتي مي خونم واقعاً حال مي كنم.نمي دونم چرا ولي يه جورايي گفته كه دلنشينه.
به به!
البته بايد بگم كه سهراب تو شعراش يه نكاتي رو به كار مي بره كه بايد آدم خبرهي شعر باشه تا بفهمه
مثلاً در ميگه: در چشم مردم نيكي دارم.
خوب داره از خودش تعريف مي كنه
زندگي لاي گلهاي حياط.
اينجا هم مي بينيم كه داره مي گه زندگي با طبيعت چه حالي داره
به هر حال اميدوارم با شعرهاش حال كنيد.
...more
Milad
Aug 27, 2007 Milad rated it really liked it
من یکی که اون دنیا یقه ی سهرابو میگیرم.
بهش میگم اول بیا شعرای کتاب ما هیچ،ما نگاه رو معنیشو بگو بعد هرجا میخوای بری برو.
(شعرای عجیبی داره)


نام را باز ستانیم از ابر
از چنار از پشه از تابستان
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم
در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم
کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم
Mahmoud
Mar 12, 2013 Mahmoud added it
Shelves: poetry
من نمیدانم
که چرا میگویند: اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست.
و چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست.
گل شبدر چه کم از لالهی قرمز دارد.
چشمها را باید شست،جور دیگر باید دید...
...more
Zahra
Sep 15, 2016 Zahra rated it it was amazing
خب من عاشق دنیای سهرابم ولی تا الان فرصت نشده بود که تمام شعراش و بخونم.آدمی دوست داره تو بعضی شعرها زندگی کنه، سهراب خالق این نوع شعره.
Bahar
Sep 13, 2009 Bahar added it
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من
Sophia
Apr 25, 2010 Sophia rated it really liked it  ·  review of another edition
کلی خاطره دارم با این کتاب همه دوران بلوغم و با این کتاب گذروندم
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 99 100 next »
topics  posts  views  last activity   
اندکی بعد 1 49 Jan 20, 2008 04:50AM  
  • زمستان
  • ایمان بیاوریم به آغازِ فصلِ سرد
  • (مجموعه آثار احمد شاملو (دفتر یکم: شعرها 1378-1323
  • غزلیات سعدی
  • The Divan
  • دیوان كلیات شمس تبریزی
  • آینه‌های ناگهان
  • آرش کمانگیر
  • دو منظومه
  • سیاه‌ مشق
7054610
Sohrab Sepehri (Persian: سهراب سپهری) (October 7, 1928 - April 21, 1980) was a notable modern Persian poet and a painter.

He was born in Kashan in Isfahan province. He is considered to be one of the five most famous modern Persian (Iranian) poets who have practised "New Poetry" (a kind of poetry that often has neither meter nor rhyme).

Sohrab Sepehri was also one of Iran's foremost modernist painter
...more
More about سهراب سپهری...

Share This Book



“Sohrab Sepehri
این تن، بی شب و روز
پشت باغ سراشیب ارقام
مثل اسطوره می خفت

فکر من از شکاف تجرد به او دست می زد
هوش من پشت چشمان او آب می شد

روی پیشانی مطلق او
وقت از دست می رفت

پشت شمشاد ها کاغذ جمعه ها را
انس اندازه ها پاره می کرد

این حراج صداقت
مثل یک شاخه تمر هندی
در میان من و تلخی شنبه ها سایه می ریخت
یا شبیه هجومی لطیف،
قلعه ترس های مرا می گرفت

دست او مثل یک امتداد فراغت
در کنار تکالیف من محو می شد

واقعیت کجا تازه تر بود؟
من که مجذوب یک حجم بی درد بودم
گاه در سینی فقر خانه
میوه های فروزان الهام را دیده بودم
در نزول زبان، خوشه های تکلم صدادارتر بود
در فساد گل و گوشت
نبض احساس من تند می شد
از پریشانی اطلسی ها
روی وجدان من جذبه می ریخت
شبنم ابتکار حیات
روی خاشاک برق می زد

یک نفر باید از این حضور شکیبا
با سفر های تدریجی باغ چیزی بگوید
یک نفر باید این حجم کم را بفهمد
دست او را برای تپش های اطراف معنی کند
قطره ای وقت
روی این صورت بی مخاطب بپاشد

یک نفر باید این نقطه محض را
در مدار شعور عناصر بگرداند
یک نفر باید از پشت درهای روشن بیاید
گوش کن یک نفر می دود روی پلک حوادث
کودکی رو به این سمت می آید...

هشت کتاب / دفتر "ما هیچ ما نگاه" / شعر "بی روزها عروسک”
5 likes
More quotes…