Three Drops of Blood
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating

Three Drops of Blood

3.73 of 5 stars 3.73  ·  rating details  ·  3,110 ratings  ·  86 reviews
This collection of short stories, previously unpublished in English, displays the disturbing and evocative force of Hedayat’s writing, and confirms his place in the literary canon. They depict a world of revelation, uncanny similarity, grotesquery, and insanity. The title story, "Three Drops of Blood," follows the protagonist’s increasingly unstable mental state through th...more
Paperback, 200 pages
Published January 1st 2009 by Oneworld Classics (first published January 1st 1964)
more details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Community Reviews

(showing 1-30 of 3,000)
filter  |  sort: default (?)  |  rating details
Mariel
Apr 09, 2014 Mariel rated it 4 of 5 stars
Recommends it for: happiness in the nature of the world
Recommended to Mariel by: fallen on the ground
He was gazing into space, with a half open mouth, as if he were laughing at something out of reach. He felt a pressure at the base of his skull which extended to his forehead and temples and caused wrinkles to appear between his eyebrows. from "The Man Who Killed His Passions"

Is there a thing as normal? Sometimes a book will squish me, and all I have is a vague feeling that it believed in a these are the days we live in, that stranger to me. I don't know about this, just a kind of suspicion. It...more
Zainab Alvandi
آسمان لاجوردی، باغچه سبز، و گل‌های روی تپه باز شده، نسیم آرامی بوی گلها را تا این جا می‌آورد. ولی چه فائده؟ من دیگر از چیزی نمی‌توانم کیف کنم، همه اینها برای شاعر‌ها و بچه‌ها و کسانی که تا آخر عمرشان بچه می‌مانند خوبست.
Faranak Bakhshipour
ده یازده ساله بودم که چند کتاب از هدایت درانباری خانه قدیمی مان پیدا کردم ... برای روزگار جوانی پدر بودوقتی اولین بار کتاب را خواندم غم و افسردگی عجیبی به دلم رخنه کرد و تا چند روزی حال روحیم خراب بود ... مادر که فهمید مرا برای خواندن این کتابها تنبیه کرد و من تا سالها آن کتابها را ندیدم ...
درست 5 سال پیش بود در اسباب کشی از خانه قدیمی ... داخل جعبه کفش کودکیهایم ... سه کتاب کهنه پیدا کردم ... سه کتاب کهنه از هدایت که سالها از خواندنشان محروم بودم
کتابخانه گوگولی
شب‌ها از دست عشق‌بازي نازي خوابم نمي‌برد، آخرش از جا در رفتم، يك روز جلو همين پنجره كار مي‌كردم. عاشق و معشوق را ديدم كه در باغچه مي‌خراميدند. من با همين ششلول كه ديدي، در سه قدمي نشان رفتم. ششلول خالي شد و گلوله به جفت نازي گرفت. گويا كمرش شكست، يك جست بلند برداشت و بدون اين‌كه صدا بدهد يا ناله بكشد از دالان گريخت و جلو چينة ديوار باغ افتاد و مرد.

سه قطره خون/صادق هدایت
Gelareh
دریغا که بارد گر شام شد
سراپای گیتی سیه فام شد
همه خلق را گاه آرام شد
مگر من که رنج وغمم شد فزون
جهان را نباشد خوشی در مزاج
بجز مرگ نبود غمم را علاج
ولیکن در آن گوشه در پای کاج
چکیده است بر خاک سه قطره خون
(از متن کتاب)
Maryam Shahriari
با خوندن اين اثر هدايت ديدم نسبت بهش عوض شد.

قبلاً زياد ازش خوشم نيومد ولي اينو كهخوندم باهاش حال كردم!

از قديم گفتن: ديوانه چو ديوانه ببيند خوشش آيد

:)
علی

در مورد هدایت و آثارش جداگانه در وبلاگ گودریدز نوشته ام؛
http://www.goodreads.com/author_blog_...
Farhad
اندیشه هدایت در سه قطره خون جا افتاده است اگرچه این داستان (و دیگر داستان های این مجموعه) پیش از بوف کور نوشته شده اند با این همه پیداست که هدایت به آن نگرش کلی خود رسیده و حالا احتمالا قرار است در بوف کور آن را به تعالی برساند. از درون مایه سه قطره خون که بگذریم ایجاد خط سیر کافکاییک، کاربرد نمادها و شخصیت پردازی های هول از نقاط قوت داستان است. در مورد این سه بخش که در آینده نیز به نحو درخشانی در آثار هدایت به چشم می خورد می توان به اختصار چنین گفت:
خط سیر کافکاییک که در اصل توسط وی به ایران و ن...more
Say
A book of short stories set in Tehran. The collection is from books published in the 1930's.

The stories explore what were then unspeakable aspects of life- love, sex, divorce, grief, madness, alternative religious beliefs and suicide. The stories are all from a male persepctive; they are plainly written directly telling of emotional turmoil but in non emotive way. The issues explored, the time and context make them a fascinating read.

There are also some insightful descriptions of animals a "ca...more
Hamid Hasanzadeh
مجموعه داستان سه قطره خون به قلم صادق هدایت (از انتشارات جامه دران) شامل 11 داستان کوتاه است. شروع دیوانه وار این کتاب با داستان اصلی یعنی 3 قطره خون به قدری سنگین و مبهم و در عین حال زیبا بود که من به شخصه فکر کردم که باقی داستان ها نیز در همین حال و هواست و با ذوق بسیار به خواندن کتاب ادامه دادم. قرار دادن داستان سه قطره خون در ابتدای کتاب سطح توقعات من را بسیار بالا برد. به همین دلیل با این که دیگر داستان ها نیز شریف و دل نشین و از دل فرهنگ مردم کوچه بازار ایران بر آمده بود آنچنان مرا راضی نک...more
Amin
گربة سه قطره خون موجودی است که اسرار زندگی خودش را فاش نمی‌کند و خیلی تودار است و تنها وقتی با گربة نر آشنا می‌شود و معاشقه می‌کند بخش بزرگی از خویش و رمز و رازش را آشکار می‌کند و سیاوش را متوحش می‌کند. پیامد این تثلیث عاشقانه کاملا آشکار است و همان فاجعة هولناکی است که رُخ می‌دهد و به گمان من باید انتظار چنین حادثه‌ای را، در پایان داستان، برای «رخساره» هم داشته باشیم.
Batool
چند روز پیش این کتاب رو برای بار دوم یا سوم خوندم واقعا عالیه مخصوصا شعرش رو خیلی دوست دارم

دريغا كه بار دگر شام شد
سراپا گيتي سيه فام شد
همه خلق را گاه ارام شد
مگرمن ،كه رنج وغمم شد فزون
جهان را نباشد خوشي در مزاج
بجز مرگ نبود غمم را علاج
و ليكن در آن گوشه در پاي كاچ
چكيده است بر خاك سه قطره خون
Saman Kashi
سه قطره خون، نام داستانی کوتاهي‌ست از مجموعه‌ای به همين نام از صادق هدایت است که چاپ رسيد. این داستان از داستان‌های سورئالیستی هدایت محسوب می‌شود. بسياري اين داستان هدايت را با يكي از داستان‌هاي ادگار آلن پوو يكي مي‌دانند در صورتي كه هدايت خود اصلاً اين داستان‌سرا نمي‌شناخت
Mohsen Sad
در شخصیت سازی از حیوانات بی نظیر است
Milad
دريغا كه بار دگر شام شد
سراپاى گيتى سيه فام شد
همه خلق را گاه آرام شد
مگر من كه رنج و غمم شدفزون.
جهان را نباشد خوشى در مزاج
به جز مرگ نبوده غمم را علاج
وليكن در آن گوشه در آن پایه کاج
چكيده است بر خاك سه قطره خون.
محتواى اين شعر به كليتى فراگير اشاره دارد و با نوعى نگاه سخت و غير عرفى و
منطقى تلخ، بى عدالتى و ظلم انسان را در حوزه زندگى و معركه نزاع و جدال رقم مي زند.
Nima
اونجور ك بايد و شايد به من نچسبيد داستان ،‌شايد يكمي سرسري خوندمش...
Mehdi khani
بسیاری را اعتقاد برآن است از بوف کور که بگذریم داستان کوتاه سه قطره خون مهمترین داستان روانی هدایت است.چون بوف کور این داستان راوی ای دارد که دیوانه است.راوی دیوانۀ بوف کور در شهر و خانۀ خود رها است و هر کاری می خواهد می کند،ولی راوی دیوانۀ سه قطره خون در دیوانه خانه محبوس است.در هر دو این داستان ها راوی خود را در چهره های دیگری می بیند و می پندارد.به همین مناسبت هاست که سه قطره خون را یک بوف کور کوچک و مقدماتی پنداشته اند که بعدا" قصه ای چون بوف کور زائیده شده و در محافل ادبی جهان مطرح است
dalli
age az dide froydi behesh negah konim dasane jazabiye
nahad varanahad va khod 1adame ke az aval dastan dare dastane khodesho mige ba tamaniyat va khasthashye khodesh va moshkelati ke jamee barash misaza va az tarkibe undo shakhsiyate ashoftash shekl migire va seghatre khon paye derakhte kaj rikhte bod...sayadam sarv shayadam gorbe shayadam ghanari shayad khodam 6lol to jibame ama mitarsam daresh biyaram
maryam
Mar 24, 2007 maryam rated it 4 of 5 stars  ·  review of another edition
Recommends it for: Hedayat Lovers
The story "Se Qatreh Khun" (3 drops of blood) can be considered as Hedayat's introduction for his masterpiece the Blind Owl, however, I am not sure which of them he wrote first.
دریغا که بار دگر شام شد
سراپای گیتی سیه فام شد
همه خلق را گاه آرام شد
به جز من که درد و غمم شد فزون
جهان را نباشد خوشی در مزاج
به جز مرگ نبود غمم را علاج
ولیکن در آن گوشه در پای کاج
چکیده است برخاک، سه قطره خون
Keyvan
کتاب سه قطره خون مجموعه ای از داستان های کوتاه صادق هدایت

مثل هر مجموعه داستان دیگری کیفیت تمامی داستان ها یکسان نیست، در هنر نویسندگی صادق هدایت شکی نیست اما در این مجموعه در بعضی از موارد عقاید نویسنده سیر داستان را مشخص کرده و همین موضوع به بعضی داستانها لطمه زده بشکلی که با نزدیک شدن به داستانهای انتهایی کتاب حدس موضوع و پایان هر داستان آسان و آسان تر میشود.
Arya Ptb
این کتاب نسبت ِ به دیگر کتاب های هدایت که من خونده م متفاوت بود. یه جورایی شاعرانه و احساساتی بود و پر ِاز تخیل و توهم. البته من از چندین داستان ِ در این مجموعه فقط سه چهار تا رو احساس می کنم واقعا فهمیده م و درک کرده م. یه کم هم به نظرم اصرار ِ نویسنده بر مرگ ِ قهرمانان در پایان ِ داستان یه کم اضافه بود و این قضیه در بسیاری از موارد ضرورت نداشت...
Samaneh Khanlari
پس از ماجرای شانزده آذر سال 32 که در آن سه جوان دانشجوی دانشکده فنی که به ورود نیکسون و اعطای دکترای افتخاری به او اعتراض داشتند به دست گارد دانشگاه کشته میشوند یکی از روزنامه ها مقاله ای چاپ میکند با عنوان "سه قطره خون" ... الان که فکر میکنم این سه قطره خون کجا و آن سه قطره خون کجا... (ولی خوب از نقطه نظر ژورنالیستی کار جالبی بوده)
Amir A̵̦̜͈͔͉͗̅ͯ̍̐̀͠M̻̌̀́I̛̼̱̊͋̚
man nemigam sargarm konande nabood.chera sargarm konande bood.vali mesle kheyli ketabaye digash benazare man mafhoome khasi nadasht man ke chizi azash yad nagereftam.nemidoonam shayad moshkel az mane.akhe az 10 11 ta dastanesh to 8 9 tash ye nafar mimire oonam kheyli maskhare.aslan ta vasate dastan ke mirafti mishod ta akharesho hads zad
Sina
Darighaa Ke Baare Degar Shaam Shod
SaraPaaye Gity SiahFaam Shod!
Hame Khalgh Raa Gaah Araam shod
BeJoz Man Ke GHamam shod Fozooooon!
Jahaan Raa Nabashi Khoshi Dar Mezaaj
BeJoz MARG Nabovad Ghamam raa elaaj!
Valikan Dar aan Gooshe Paaye Kaaj
Chekide Ast 3GHATRE KHOOOOOON!!!!

You Should sing it In Esfahan!!!
Poate
Jul 04, 2007 Poate added it  ·  review of another edition
Recommends it for: Hello,
Hello,
It is my pleasure to contact you after going through your profile.Am searching for a sincere man for true love with marriage potentials and i believe i have found you.You can get back to me through my email address(nora1_godwill@yahoo.com).Looking forward to your reply soonest.
narges
Apr 03, 2007 narges rated it 4 of 5 stars  ·  review of another edition
Recommends it for: Iranian who like the modern persian stories!
persaian short stories, semimodern, with a very powerful ability to picture the charachters! Sadegh Hedayat, the author, had deeply influenced the modern persian literature. His stories are often a criticism of society, traditional habits and superstitious beliefs.
Hoda soltani
میرزا یدالله گفت : هرکسی را که نگاه بکنی یک بدبختی دارد.لب کلام آنست که مردم باید آدم بشوند .با سواد بشوند .آخر تا آنها خر هستند ما هم سوارشان می شویم.یک وقت بود خودم بالای منبر می گفتم هر کس یک سفر به عتبات برود آمریزه می شود و جایش در بهشت خواهد بود .
ص 161
Alireza
Dec 10, 2007 Alireza added it  ·  review of another edition
Recommends it for: be tamami aazizanam
aval mazerat mikham ke fihgilish minevisam akhe type farsim aslan khob nist khob man ba ketabaye hedayet kheili hal mikonam ye jori dastan minevise hamash delhore dari nemidoni akharesh chi mishe aslan zabonesh ba hameye nevisandeha fargh dare
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 99 100 next »
topics  posts  views  last activity   
enjoyable 4 40 Sep 15, 2013 02:17PM  
  • ایمان بیاوریم به آغازِ فصلِ سرد
  • انتری که لوطی اش مرده بود
  • شازده احتجاب
  • ابراهیم در آتش
  • سمفونی مردگان
  • زمستان
  • عزاداران بیل
  • جای خالی سلوچ
  • ماهی سیاه کوچولو
  • همنوایی شبانه‌ی ارکستر چوبها
  • هشت کتاب
  • یوزپلنگانی که با من دویده‌اند
6936674
Sadegh (also spelled as Sadeq) Hedayat (Farsi: صادق هدایت) is considered Iran's foremost modern writer of prose fiction and short stories.
More about Sadegh Hedayat...
The Blind Owl سگ ولگرد داش‌ آکل زنده به گور مجموعه داستان توپ مرواری

Share This Book

“دریغا که بار دگر شام شد / سراپای گیتی سیه فام شد

همه خلق را گاه آرام شد / مگر من، که رنج و غمم شد فزون

جهان را نباشد خوشی در مزاج / بجز مرگ نبود غمم را علاج

ولیکن در آن گوشه در پای کاج / چکیده ست بر خاک سه قطره خون”
3 likes
“ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﺧﺴﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﺗﻐﻴﺮ ﺍﺯ ﺍﻃﺎﻕ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺭﻓﺖ، ﺭﺧﺴﺎﺭﻩ ﺍﺑﺮﻭهایش ﺭﺍ ﺑـﺎﻻ ﻛﺸـﻴﺪ ﻭ ﮔﻔـﺖ:«ﺍﻳـن ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ.» ﺑﻌﺪ ﺩﺳﺖ ﺳﻴﺎﻭﺵ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻗﻪ ﻗﻪ ﺧﻨﺪﻳﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺭ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ به رﻭﻳﻢ بستند. به ﺣﻴﺎﻁ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪﻧﺪ، ﺯﻳﺮ ﻓﺎﻧﻮﺱ ﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ شیشه ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ کشیدند ﻭ ﺑﻮﺳﻴﺪﻧﺪ.” 1 likes
More quotes…