60th out of 787 books
—
161 voters
بامداد خمار
بامداد خمار اثر بانو فتانه حاج سیدجوادی (پروین) نشر البرز چاپ دوم
Paperback, چاپ دوم, 440 pages
Published
1995
by نشر البرز
(first published 1994)
Friend Reviews
To see what your friends thought of this book,
please sign up.
Community Reviews
(showing
1-30
of
3,000)
Apr 02, 2007
Saffa
added it
مزخرف ترين كتابي كه ميشه براي سن 16 تا 18 نوشت! يادمه اونموقع خيلي اين كتاب جالب و بحث برانگيز (!) بود تازه يه نويسنده مرد ديگه اسمش هم حتي يادم نيست اومده بود يه كتاب در جواب اين كتاب نوشته بود از زبون پسره كه بعله آقا يهطرفه به قاضي نرين پاي حرفهاي پسره هم بشينين و يه مشت جفنگ سر هم كرده بود بنام مهتاب خمار؟؟؟ يه همچين چيزي....
اما شعر معروف سعدي كه حال دل با تو گفتنم هوس است...خبر دل شنفتنم هوس است....طمع خام بين و قصه فاش...از رقيبان شنفتنم هوس است...
و ....بلاخره شب شراب نيرزد به بامدار خمار!...more
اما شعر معروف سعدي كه حال دل با تو گفتنم هوس است...خبر دل شنفتنم هوس است....طمع خام بين و قصه فاش...از رقيبان شنفتنم هوس است...
و ....بلاخره شب شراب نيرزد به بامدار خمار!...more
مگر از روی نعش من رد شوی
این طور حرف نزنید مامان، خیلی سبک است. از شما بعید است. شما که میدانید من تصمیم خودم را گرفته ام و زن او میشوم. شروع داستان در بامداد خمار با جمله های بالا شکل میگیرد. بیشتر کتابخوان ها خوانده اند. نیاز به توصیه های کاسب کارانه نیست. میدانند نوشته های بانو فتانه، کشش خوبی دارد، به خانواده های ایرانی، رسم و رسوم آنها و مخصوصا قدیمی ترها آشناست، تصنعی نمینویسد، اما بعد از خواندن یاد آدم نمیماند که چی خوانده است. ا. ش.
این طور حرف نزنید مامان، خیلی سبک است. از شما بعید است. شما که میدانید من تصمیم خودم را گرفته ام و زن او میشوم. شروع داستان در بامداد خمار با جمله های بالا شکل میگیرد. بیشتر کتابخوان ها خوانده اند. نیاز به توصیه های کاسب کارانه نیست. میدانند نوشته های بانو فتانه، کشش خوبی دارد، به خانواده های ایرانی، رسم و رسوم آنها و مخصوصا قدیمی ترها آشناست، تصنعی نمینویسد، اما بعد از خواندن یاد آدم نمیماند که چی خوانده است. ا. ش.
Apr 05, 2007
Aida
added it
fine writing that you can't stop reading but the most stupid book i've ever read!!!!!!!
"بامداد خمار" سرگذشت عشق پرشور و شتابزده دختری پانزده ساله به نام مجبوبه از طبقه متمول و نسبتا اشرافی اوایل سلطنت رضا شاه، نسبت به جوانی تهیدست از طبقه پایین اجتماع است. عشقی خام که دختر جوان را بر آن میدارد تا به رغم مخالفت اطرافیان و با رد عواطف عاشقانه و پیشنهاد ازدواج پسر عمویش _ منصور _ و با قبول محرومیت از پدر و مادر طی مراسمی ساده به عقد رحیم شاگرد دکان نجاری سرگذر، در آید. آشیانه عشق محبوبه که به مدد پدرش بصیر الملک در خانهای کوچک و محقر جایگزین میشود به مرور زمان به شکنجهگاهی جهنم...more
با این که سالها بود از خوندن این کتاب خودداری کرده بودم چون فکر می کردم در ردیف کتابهای فهیمه رحیمی ه، ولی خوب نمی دونم چرا بعد از خوندن کتاب "خانوم" از مسعود بهنود هوس کردم بخرم و بخونمش. درسته که از ردیف کتابهای عامیانه بود ولی خوندش تن من رو لرزوند و ترسیدم و برخلاف نظر بقیه که می گن چرت بود، درصد عبرت آموزیش برای دخترا خیلی بالاست و فکر نکنم دخترا بعد از خوندنش حس غریبی نداشته باشند
نثر بسیارروان فضاسازی های بسیار زنده و ملموس و شخصیت پردازی قوی و داستان فوق العاده جذاب
که در ظاهر ممکنه موضوع به نظر پیش پا افتاده بیاد اما نحوه نگارش و پرداخت
داستان و پیامی که میخواد انتقال بده چیز دیگه ای میگه
نویسنده طوری داستانو بیان می کنه که خودتو تو اون فضا حس میکنی و اصلا حالت نقل قول و روایتی نداره بیشتر شبیه یه فیلم زنده اس
به نظر من بهترین رمان فارسی که خوندم
پیام مهمی هم که داشت این بود که برای ازدواج باید دنیاهاتون به هم بخوره بعضی ها برداشت کردن که طبقه فرودست جامعه رو تحقیر کرده و...more
که در ظاهر ممکنه موضوع به نظر پیش پا افتاده بیاد اما نحوه نگارش و پرداخت
داستان و پیامی که میخواد انتقال بده چیز دیگه ای میگه
نویسنده طوری داستانو بیان می کنه که خودتو تو اون فضا حس میکنی و اصلا حالت نقل قول و روایتی نداره بیشتر شبیه یه فیلم زنده اس
به نظر من بهترین رمان فارسی که خوندم
پیام مهمی هم که داشت این بود که برای ازدواج باید دنیاهاتون به هم بخوره بعضی ها برداشت کردن که طبقه فرودست جامعه رو تحقیر کرده و...more
بعضي ها دوست داشتن اين كتاب رو مايه بي مايگي و سطحي نگري مي پندارند،ولي من متوجه نمي شم چرا اين كتاب سطح پايين قلمداد مي شه ولي غرور و تعصب نه؟زبان خوب و روان و در عين حال كار شده اي داره.توضيحات به جا،توصيفات خوب.خط داستاني منطقي.شخصيت پردازي قابل قبول.هر چند مايه هاي اشرافي گري و درونمايه هاي گاه به گاه كليشه اي هم ازش دور نيست.
به طور معمول فضاسازی رمان های ایرانی که محتوای عاشقانه دارند ضعیف بوده و شخصیت ها ملموس نیستند، اما رمان بامداد خمار توانایی این را دارد که خواننده را با خود به عمق حوادثی ببرد که با دلدادگی دختری بزرگزاده به پسری فقیر و نه چندان نجیب رخ میدهد
وقتی این کتاب رو خوندم به همراه محبوبه دختر قصه عاشق رحیم شدم و به همراه اون از رحیم متنفر شدم از مادرش که زندگی اونها رو به هم زده بود بدم اومد و پدر محبوبه رو دوست داشتم و حسرت زندگی که محبوبه با منصور از دست داده بود به دلم موند...
وقتی این کتاب رو خوندم به همراه محبوبه دختر قصه عاشق رحیم شدم و به همراه اون از رحیم متنفر شدم از مادرش که زندگی اونها رو به هم زده بود بدم اومد و پدر محبوبه رو دوست داشتم و حسرت زندگی که محبوبه با منصور از دست داده بود به دلم موند...
Feb 11, 2011
Fatima Abbas
added it
oh my god ,,, absolutely loved it, it was sooooo beautifully written. and i read shab sarab as well which talks thev story from boys side,but still loved bamdad more and loved mahbobeh's character. shows that diffrent in family class and lifestyle how can be important in marriage, and doesn't matter if there is love or not.
Jul 11, 2012
Masoud
added it
به دوستم گفتم یه رمان ایرانی پرفروش:اونم که خودش دل خوشی از این ها نداشت این کتاب رو معرفی کرد تا منم نسبت به نویسنده و داستان داخلی گارد داشته باشم
فقط میخواستم بدونم این چیه که اینهمه طرفدار پیدا کرده. اصلن کتابهای عامیانه رو رد نمیکنم. به هرحال سلیقه ها مختلفه. ولی خداییش به درد من نمیخورد. مثل سریالهای تلویزون ایرانه که یه داستان کلیشه ای رو به روش افراط - طفریتی تحویل ملت میدن. تبریک به نویسنده گرامی که خوب فهمید ملت تشنه چه چیزی هستند و تونست با این کتاب بارشو ببنده. هر کسی اینقدر باهوش نیست.
داستاني با عناصر مطلوب و كشنده كه بهر حال جايش در بين داستانهاي ايراني خالي بود و فتانه حاج جوادي توانست با نوشتن اين داستان اسم و رسمي براي خويش برپا كند.و بطور كل داستاني است با حال و هواي ايران عصر ااخر قاجاريه كه تصوير مناسبي را به خواننده مي دهد.اگرچه كه قهرمان داستان آنقدر خيالي تصور شده است كه تصور اعمال او و دلسوزيهايش قابل درك نيست.
| topics | posts | views | last activity | |
|---|---|---|---|---|
| بالاخره كدوم وره از اينوره يا اونوره | 5 | 37 | Jun 20, 2012 11:21am |








































Oct 01, 2009 12:21pm
تو دوره ی نوجونی ما کتاب بدی نبود
یعنی دقیقا وقتی که قحطی نویسنده و چاپ کتاب خوب بود.
اون...more
Aug 08, 2012 05:39am