تولّدی‌دیگر
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating

تولّدی‌دیگر

4.07 of 5 stars 4.07  ·  rating details  ·  1,699 ratings  ·  50 reviews
Paperback
Published by انتشاراتِ مروارید (first published 1963)
more details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about تولّدی‌دیگر, please sign up.

Be the first to ask a question about تولّدی‌دیگر

Community Reviews

(showing 1-30 of 2,297)
filter  |  sort: default (?)  |  rating details
Foroogh
هفت ساله ام.توی مدرسه که به دلیل نبود سیاست"فرزند کمتر زندگی کوفتیتون یک کمی بهتر" جای نفس کشیدن هم نیست تنها دانش آموزی هستم که این اسم را دارم.روزی یکبار حداقل باید به یکی از بچه ها که تا به حال این اسم را نشنیده توضیح بدهم که فروغ یعنی چی(اونموقع هنوز تو هر سریال تلویزیونی یک فروغ پیدا نشده بود)اسمم را دوست ندارم.اسم مناسبی برای پنهان شدن نیست
به مادرم شکایت می کنم که چرا این اسم را برایم انتخاب کرده اند.این کتاب را به من نشان می دهد و از آن فروغ دیگر می گوید که شاعر بوده و من با تعجب به عکس ب...more
Azy
نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
چگونه سایه ی سیاه سرکشم
اسیر دست افتاب می شود
نگاه کن
تمام هستی ام خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام می کشد

نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود

نگاه کن
تو می دمی و افتاب می شود


----------------------------------

در شب کوچک من افسوس
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کوچک من دلهره ی ویرانیست

گوش کن
وزش ظلمت را می شنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی مینگرم
من به نومیدی خود معتادم

ابرها چون انبوه عزاداران
لحظه ی باریدن را گویی منتظرند...more
Kebrit !!!
آیا شما که صورتتان را
در سایه‌ی نقاب‌انگیز زندگی
مخفی نموده‌اید
گاهی به این حقیقت یاس آور
اندیشه می‌کنید
که زنده‌های امروزی
چیزی به جز تفاله‌ی یک زنده نیستند؟
گویی کودکی
در اولین تبسم خود پیر گشته است...
Amir ali
همهء هستی من آیهء تاریکیست
که ترا در خود تکرار کنان
به سحرگاهان شکفتن ها و رستن های ابدی آه کشیدم ، آه
من در این آیه ترا
به درخت و آب و آتش پیوند زدم

زندگی شاید
یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد
زندگی شاید
ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه میاویزد
زندگی شاید طفلیست که از مدرسه بر میگردد
زندگی شاید افروختن سیگاری باشد ، در فاصلهء رخوتناک دو
همآغوشی
یا عبور گیج رهگذری باشد
که کلاه از سر بر میدارد
و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی میگوید " صبح بخیر "

زندگی شاید آن لحظه مسدودیست
که نگاه...more
Aygin Sehat nezhad
داشتم با همه جنبش هایم
مثل آبی راکد
ته نشین میشدم آرام آرام ...
Leila
در اندوه صدایی جان دادن
که به من میگوید
دستهایت را دوست میدارم
maryam
کوچه ای هست که قلب من آن را از محله های کودکی ام دزدیده است...
Emanoel.2006 martin

رنگ آبی


دوست دارم همه جا نام تو را
غرق زیبایی دریا بکنم
دوست دارم صدف خاطر چشمان تو را
رنگ آبی بزنم
تپش قلب تو را در جهش تندر و باد
شعر معنای وجود دل دریا بکنم
ساحل ساکت و آرام دلم را همه جا،
زیر طوفانی امواج تو رسوا بکنم
دوست دارم همه جا یاد تو را
رنگ آبی بزنم
رنگ آبی ، نه به معنای غرور
نه به معنای سرور و سمن لذت روز
نه به معنای عبوری جاری
نه به معنای گذشت و گذران خالی
رنگ آبی یعنی عشق و امید
یعنی از پاکی و از جنس بلور
یعنی از دایره رنگ خدا
دوست دارم نفس پاک تو را
بر سر هر چه گل و سبزه که هست
باز ، افشرده کنم
با...more
Zari
Dec 01, 2013 Zari added it
Shelves: poem
تمام روز را در آئینه گریه میکردم
بهار پنجره ام را
به وهم سبز درختان سپرده بود
تنم به پیلهء تنهائیم نمیگنجید
و بوی تاج کاغذیم
فضای آن قلمرو بی آفتاب را
آلوده کرده بود
نمیتوانستم ، دیگر نمیتوانستم
صدای کوچه ، صدای پرنده ها
صدای گمشدن توپهای ماهوتی
و هایهوی گریزان کودکان
و رقص بادکنک ها
که چون حبابهای کف صابون
در انتهای ساقه ای از نخ صعود میکردند
و باد ، باد که گوئی
در عمق گودترین لحظه های تیرهء همخوابگی نفس میزد
حصار قلعهء خاموش اعتماد مرا
فشار میدادند
و از شکافهای کهنه ، دلم را بنام میخواندند

تمام روز نگاه من
به چشم...more
HM
از فروغ زیاد ایراد می گیرند ، که دست از آه و ناله ی مرسوم برنداشته و چه و چه
اما راستش هر کتاب نقد شعر جدی از براهنی و حقوقی و موحد و رویایی گرفته تا کدکنی که باز کنی پای ثابت نمونه های موفق در فرم ، اجرا ، عمق عواطف موسیقی درونی و تمام خصلت های یک شعر مدرن در کارش مخصوصن این شعر دیده می شود و افسوس که فرصت نکرد شعرش را در سپهر پرمخاطب تری مطرح کند

در زمان حیات فروغ ، کریم امامی با همکاری او قسمتی از شعرهای موفق اش را مثل تولدی دیگر به انگلیسی برگرداند و مخاطبان جدی شعر جهان فروغ را می شناسند و ت...more
Tannaz Pirasteh
این کتاب رو الهام اولین دوست دوران مدرسه ی من از کتابخونه ی پدرش دزدکی آورده بود که من بخونم ... یادش بخیر ... سوم راهنمایی بودیم

قبل از اون هرگز از فروغ چیزی نخونده بودم... فروغ رو دوس داشتم تا قبل از اینکه صداش رو بشنوم... صداش صدای یک زن ناخوش احوال بود صدایی که حس خوبی بهم نمیداد

نمیدونم!
Javad
بیش از اینها آه آری
بیش از اینها می توان خامش ماند
می توان ساعات طولانی
با نگاهی چون نگاه مردگان ثابت
خیره شد در دود یک سیگار
خیره شد در شکل یک فنجان
در گلی بیرنگ بر قالی
در خطی موهوم بر دیوار
می توان با پنجه های خشک
پرده را یکسو کشید و دید
در میان کوچه باران تند می بارد
Marjan Moradinejad
نگاه کن
تو هيچگاه پيش نرفتي
تو فرو رفتي
Abbas Malek Hosseini
فقط اینو بگم دیشب خوابم نمی برد پاشدم این دفتر شعرش رو خوندم تا صبح. بعد راحت خوابیدم...

فوق العاده فوق العاده فوق العاده..
واسه من درک شعرهای فروغ خیلی سخته. اما این دفتر شعرش عالیه . یه حس خاصی داره که اصلا آدم دلش نمی خواد شعر تموم بشه.
Mahyar Mohammadi
فروغ فرخزاد شاعری است که در نهایت ذوق و اندیشه ی متفاوتش برای من کشش ایجاد کرد، اما از همه ی این ها که بگذریم، شعر «عروسک کوکی» فروغ به راستی معرف عصر حاضر ماست
Yasmina
she was so bold to say...have u ever gone to Zahirodole gravyard for blessing or memorise her grate soule!
Tavalodi digar is one of the best poems from this poet
Amir  reza(mohammad)
الان شاعران دنبال پست مدرن هستند و می خواهند شعر آزاد از قافیه و مصرع باشد آنزمان فروغ در نوشته هایش از همین سبک استفاده کرده است
mehdi tahuri
خورشید مرده بود / و هیچ کس نمی‌دانست / که نام آن کبوتر غمگین / کز قلب‌ها گریخته، ایمان است
♥♫☆☼ღ  AIDA  ღ☯☠☮♥ Rodkouli
کتابهای فروغ و نوشته هایش همیشه زیباست او انگار من هستم با همه غصه هایم
Shokufeh شکوفه  Kavani کاوانی
I know as sad little angle........و من پری کوچک غمگینی را میشناسم
Shadi
May 10, 2009 Shadi rated it 5 of 5 stars
Recommends it for: hame
asheghe foroghammmmm
Somy tiem
من با این کتاب عاشق شدم. زمانی که میخواندم و پسرانی که به من عاشق بودند هنوز
با همان پاهای لاغر و
گردنهای باریک
به تبسم های معصوم دخترکی می اندیشند
که روزی باد او را با خود برد...
Marziye
من به نومیدی خود معتادم -

"باد مارا خواهد برد"



از این دفتر "مرداب" و "وهم سبز" رو خیلی دوست دارم



گر به مردابی ز جریان ماند آب-
از سکون خویش نقصان یابد آب
جانش اقلیم تباهی ها شود
ژرفنایش گور ماهی ها شود


خواب آن بی خواب را یاد آورید-
مرگ در مرداب را یاد آورید

"مرداب"



نمی توانستم، دیگر نمی توانستم-
صدای پایم از انکار راه بر می خواست
و یاسم از صبوری روحم وسیع تر شده بود
و آن بهار، و آن وهم سبز رنگ
:که بر دریچه گذر داشت، با دلم می گفت
!نگاه کن)
تو هیچگاه پیش نرفتی
(.تو فرو رفتی

"وهم سبز"
Fluffy Singler
These are beautiful poems written by an Iranian woman in the 1950s, when Iran was in a state of flux between the old and the new, between the influence of America and Europe and their own attempts to have a democratic government. That is the backdrop, but these are not political poems, They are poems of love and desire and the political is a subtext that runs through or alongside this work. I discovered her through the work of photographer and filmmaker Shirin Neshat, whom I love, and listed Far...more
ستایش  دشتی
اين دفتر فروغ رو از مابقي بيشتر ميپسندم. نه درگير تداعي هاي آزاد معاني به صورت افراطيه كه تو دفتر بعديش ديده ميشه و مورد پسند من نيست و نه جنبه هاي اروتيك،ديدگاه جنسيت گرايانه و تفكر نابالغي كه هم در فرم و هم در محتوا تاثير مي ذارن توش هست، مثل سه دفتر پيشين. موسيقي كلام هم دروني - برخلاف اسير، ديوار و عصيان - ولي مشهود -برخلاف دفتر بعد- هستش.
یوحنــــا
یادم میاد بروجرد رفته بودم شاید 8 سال پیش...از یه بساطی کنار خیابون خریدم...جالب بود ولی همون چاپ قدیم.خوشم اومد.
با روحیاتش انس گرفتم.میدونید تا وقتی خود کتاب رو نخونید نمیتونید خودنویسندشو بشناسی.
حرفها در موردش زیاده.پیشنهاد من به اونایی که شعر دوستن اینه که حتکا یه نیگاهی بش بندازن.استعاره هاش فوق العادست
Mansoure
سرد است
و بادها خطوط مرا قطع می کنند
آیا در این دیار کسی هست که هنوز
از آشنا شدن
با چهره ی فنا شده ی خویش
وحشت نداشته باشد؟
آیا زمان آن نرسیده است
که این دریچه باز شود
باز باز باز
که آسمان ببارد
و مرد،بر جنازه ی مرد خویش
زاری کنان نماز گذارد؟


Parisa
Sep 02, 2007 Parisa added it
Shelves: persian-edition
دو ستاره برای شعرهای:
میان تایکی-عاشقانه-جمعه-عروسک کوکی-هدیه-تولدی دیگر-
---
من از نهات شب حرف می زنم
من از نهایت اریکی
و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم
علی


یادداشت کوتاهی هم در مورد پروین و فروغ در جای دیگری دارم
http://www.goodreads.com/author_blog_...

یادداشتی در مورد شعر
https://www.goodreads.com/author_blog...
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 76 77 next »
topics  posts  views  last activity   
با فروغ 4 36 May 21, 2011 07:55AM  
  • آیدا در آینه
  • زمستان
  • غزلیات سعدی
  • هشت کتاب
  • سیاه‌ مشق
  • دیوان كلیات شمس تبریزی
  • شعر زمان ما - احمد شاملو
  • The Divan
  • ديوان حافظ
73639
(Forough Farrokhzad)

فروغ فرخزاد (۸ دی، ۱۳۱۳ - ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵) شاعر معاصر ایرانی است.‏‏‏‏‏‏ وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه‌های قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در ۳۲ سالگی بر اثر تصادف اتومبیل بدرود حیات گفت.‏‏

فروغ با مجموعه های «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تحول ف...more
More about فروغ فرخزاد...
ایمان بیاوریم به آغازِ فصلِ سرد دیوان فروغ فرخزاد Another Birth ;Let Us Believe In The Beginning Of The Cold Season گزینه اشعار فروغ فرخزاد Another Birth: Selected Poems

Share This Book

“زندگی شاید افروختن سیگاری باشد، در فاصله‌ی رخوتناک دو همآغوشی” 25 likes
“شاید هنوز هم
در پشت چشم های له شده، در عمق انجماد
یک چیز نیم زنده ی مغشوش
بر جای مانده بود
که در تلاش بی رمقش می خواست
ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها
شاید ، ولی چه خالی بی پایانی
خورشید مرده بود
و هیچکس نمی دانست
که نام ان کبوتر غمگین
کز قلبها گریخته ، ایمانست.”
1 likes
More quotes…