Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “تولدی‌ دیگر” as Want to Read:
تولدی‌ دیگر
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

تولدی‌ دیگر

4.09  ·  Rating Details  ·  2,091 Ratings  ·  58 Reviews
Paperback
Published by انتشاراتِ مروارید (first published 1963)
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about تولدی‌ دیگر, please sign up.

Be the first to ask a question about تولدی‌ دیگر

Community Reviews

(showing 1-30 of 2,982)
filter  |  sort: default (?)  |  Rating Details
Azy
Oct 20, 2009 Azy rated it it was amazing
Shelves: poems
نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
چگونه سایه ی سیاه سرکشم
اسیر دست افتاب می شود
نگاه کن
تمام هستی ام خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام می کشد

نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود

نگاه کن
تو می دمی و افتاب می شود


----------------------------------

در شب کوچک من افسوس
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کوچک من دلهره ی ویرانیست

گوش کن
وزش ظلمت را می شنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی مینگرم
من به نومیدی خود معتادم

ابرها چون انبوه عزاداران
لحظه ی باریدن را گویی منتظرند
...more
Kebrit !!!
May 25, 2010 Kebrit !!! rated it really liked it
آیا شما که صورتتان را
در سایهی نقابانگیز زندگی
مخفی نمودهاید
گاهی به این حقیقت یاس آور
اندیشه میکنید
که زندههای امروزی
چیزی به جز تفالهی یک زنده نیستند؟
گویی کودکی
در اولین تبسم خود پیر گشته است...
...more
طيبه تيموري
همهء هستی من آیهء تاریکیست

که ترا در خود تکرار کنان

به سحرگاهان شکفتن ها و رستن های ابدی آه کشیدم ، آه

من در این آیه ترا

به درخت و آب و آتش پیوند زدم





زندگی شاید

یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد

زندگی شاید

ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه میاویزد

زندگی شاید طفلیست که از مدرسه بر میگردد

زندگی شاید افروختن سیگاری باشد ، در فاصلهء رخوتناک دو

همآغوشی

یا عبور گیج رهگذری باشد

که کلاه از سر بر میدارد

و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی میگوید " صبح بخیر "





زندگی شاید آن لحظه مسدودیست

که نگاه
...more
Amir ali
Oct 14, 2013 Amir ali rated it it was amazing
Shelves: شعر-نو
همهء هستی من آیهء تاریکیست
که ترا در خود تکرار کنان
به سحرگاهان شکفتن ها و رستن های ابدی آه کشیدم ، آه
من در این آیه ترا
به درخت و آب و آتش پیوند زدم

زندگی شاید
یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد
زندگی شاید
ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه میاویزد
زندگی شاید طفلیست که از مدرسه بر میگردد
زندگی شاید افروختن سیگاری باشد ، در فاصلهء رخوتناک دو
همآغوشی
یا عبور گیج رهگذری باشد
که کلاه از سر بر میدارد
و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی میگوید " صبح بخیر "

زندگی شاید آن لحظه مسدودیست
که نگاه
...more
Kamiyab
Dec 29, 2014 Kamiyab rated it really liked it
Shelves: poetry
جایی خونده بودم که اولین شاعر پست-مدرن فارسی فروخ فرخ زاد بود. اون موقع متوجه این حرف نشدم، نه حتی وقتی گزیده ی اشعارشو خوندم. نفهمیدم تا به نیمه ی دوم این کتاب رسیدم. و البته که فرق داره. عبارت شعر -و به طور کلی ادبیات- پست مدرن معادل شده با ترشحات کثیف یک سری مغز کثیف به بی هدف ترین شکل ممکن. اما شعرای فرخ زاد این طور نیست. توشون از این تصنعی که تو کارای امروزی باب شده خبری نیست. غمش یه غم قشنگه... تاریکه، اما انسانیه و واقعی. زیبایی بعضی شعراش مثال زدنیه واقعا. من "باد ما را با خود خواهد برد" ...more
Aygin Sehat nezhad
May 14, 2014 Aygin Sehat nezhad rated it it was amazing
Shelves: poems
داشتم با همه جنبش هایم
مثل آبی راکد
ته نشین میشدم آرام آرام ...
maryam
Jul 04, 2007 maryam rated it it was amazing
کوچه ای هست که قلب من آن را از محله های کودکی ام دزدیده است...
Baharan
Jul 03, 2015 Baharan rated it it was amazing
تنها شاعر زن ايران كه شعرهاي زنانه ميسرود
Niloo
بهتره فعلا از كارنتلى ريدينگ خارج شه :دى
Zari
Sep 06, 2015 Zari rated it really liked it
Shelves: poem, women
تمام روز را در آئینه گریه میکردم
بهار پنجره ام را
به وهم سبز درختان سپرده بود
تنم به پیلهء تنهائیم نمیگنجید
و بوی تاج کاغذیم
فضای آن قلمرو بی آفتاب را
آلوده کرده بود
نمیتوانستم ، دیگر نمیتوانستم
صدای کوچه ، صدای پرنده ها
صدای گمشدن توپهای ماهوتی
و هایهوی گریزان کودکان
و رقص بادکنک ها
که چون حبابهای کف صابون
در انتهای ساقه ای از نخ صعود میکردند
و باد ، باد که گوئی
در عمق گودترین لحظه های تیرهء همخوابگی نفس میزد
حصار قلعهء خاموش اعتماد مرا
فشار میدادند
و از شکافهای کهنه ، دلم را بنام میخواندند

تمام روز نگاه من
به چشم
...more
HM
Sep 07, 2012 HM rated it really liked it
Shelves: poetry, favorites
از فروغ زیاد ایراد می گیرند ، که دست از آه و ناله ی مرسوم برنداشته و چه و چه
اما راستش هر کتاب نقد شعر جدی از براهنی و حقوقی و موحد و رویایی گرفته تا کدکنی که باز کنی پای ثابت نمونه های موفق در فرم ، اجرا ، عمق عواطف موسیقی درونی و تمام خصلت های یک شعر مدرن در کارش مخصوصن این شعر دیده می شود و افسوس که فرصت نکرد شعرش را در سپهر پرمخاطب تری مطرح کند

در زمان حیات فروغ ، کریم امامی با همکاری او قسمتی از شعرهای موفق اش را مثل تولدی دیگر به انگلیسی برگرداند و مخاطبان جدی شعر جهان فروغ را می شناسند و ت
...more
Hamed
Mar 29, 2015 Hamed rated it it was amazing
Shelves: poetry
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تو ام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه پیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم ز آلودگی ها کرده پاک


ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من
ای ز گندمزار ها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پر بارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردید ها


با تو ام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر ‚ جز درد خوشبختیم نیست
ای دل تنگ من و این بار نور ؟
هایهوی زندگی در قعر گور ؟
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من


پیش از اینت گر که در خود داشتم
هر کسی را ت
...more
Javad
Aug 04, 2008 Javad rated it it was amazing
بیش از اینها آه آری
بیش از اینها می توان خامش ماند
می توان ساعات طولانی
با نگاهی چون نگاه مردگان ثابت
خیره شد در دود یک سیگار
خیره شد در شکل یک فنجان
در گلی بیرنگ بر قالی
در خطی موهوم بر دیوار
می توان با پنجه های خشک
پرده را یکسو کشید و دید
در میان کوچه باران تند می بارد
Leila
Aug 18, 2015 Leila rated it it was amazing
Shelves: favorites, fiction
در اندوه صدایی جان دادن
که به من میگوید
دستهایت را دوست میدارم
Emanoel.2006 martin

رنگ آبی


دوست دارم همه جا نام تو را
غرق زیبایی دریا بکنم
دوست دارم صدف خاطر چشمان تو را
رنگ آبی بزنم
تپش قلب تو را در جهش تندر و باد
شعر معنای وجود دل دریا بکنم
ساحل ساکت و آرام دلم را همه جا،
زیر طوفانی امواج تو رسوا بکنم
دوست دارم همه جا یاد تو را
رنگ آبی بزنم
رنگ آبی ، نه به معنای غرور
نه به معنای سرور و سمن لذت روز
نه به معنای عبوری جاری
نه به معنای گذشت و گذران خالی
رنگ آبی یعنی عشق و امید
یعنی از پاکی و از جنس بلور
یعنی از دایره رنگ خدا
دوست دارم نفس پاک تو را
بر سر هر چه گل و سبزه که هست
باز ، افشرده کنم
با
...more
Maryam_M
همه هستی من آیه تاریکیست
Tannaz Pirasteh
Jun 11, 2014 Tannaz Pirasteh rated it it was amazing  ·  review of another edition
این کتاب رو الهام اولین دوست دوران مدرسه ی من از کتابخونه ی پدرش دزدکی آورده بود که من بخونم ... یادش بخیر ... سوم راهنمایی بودیم

قبل از اون هرگز از فروغ چیزی نخونده بودم... فروغ رو دوس داشتم تا قبل از اینکه صداش رو بشنوم... صداش صدای یک زن ناخوش احوال بود صدایی که حس خوبی بهم نمیداد

نمیدونم!
Marjan
Jul 20, 2014 Marjan rated it really liked it
نگاه کن
تو هيچگاه پيش نرفتي
تو فرو رفتي
Parisa
Sep 02, 2007 Parisa added it
Shelves: persian-edition
دو ستاره برای شعرهای:
میان تایکی-عاشقانه-جمعه-عروسک کوکی-هدیه-تولدی دیگر-
---
من از نهات شب حرف می زنم
من از نهایت اریکی
و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم
Abbas Malek Hosseini
Sep 20, 2012 Abbas Malek Hosseini rated it it was amazing
فقط اینو بگم دیشب خوابم نمی برد پاشدم این دفتر شعرش رو خوندم تا صبح. بعد راحت خوابیدم...

فوق العاده فوق العاده فوق العاده..
واسه من درک شعرهای فروغ خیلی سخته. اما این دفتر شعرش عالیه . یه حس خاصی داره که اصلا آدم دلش نمی خواد شعر تموم بشه.
Mahyar Mohammadi
Aug 18, 2009 Mahyar Mohammadi rated it liked it
فروغ فرخزاد شاعری است که در نهایت ذوق و اندیشه ی متفاوتش برای من کشش ایجاد کرد، اما از همه ی این ها که بگذریم، شعر «عروسک کوکی» فروغ به راستی معرف عصر حاضر ماست
Yasmina
she was so bold to say...have u ever gone to Zahirodole gravyard for blessing or memorise her grate soule!
Tavalodi digar is one of the best poems from this poet
Amir  reza(mohammad)
الان شاعران دنبال پست مدرن هستند و می خواهند شعر آزاد از قافیه و مصرع باشد آنزمان فروغ در نوشته هایش از همین سبک استفاده کرده است
mehdi tahuri
Apr 25, 2007 mehdi tahuri rated it it was amazing
Shelves:
خورشید مرده بود / و هیچ کس نمیدانست / که نام آن کبوتر غمگین / کز قلبها گریخته، ایمان است ...more
♥♫☆☼ღ  AIDA  ღ☯☠☮♥ Rodkouli
کتابهای فروغ و نوشته هایش همیشه زیباست او انگار من هستم با همه غصه هایم
Shokufeh شکوفه  Kavani کاوانی
I know as sad little angle........و من پری کوچک غمگینی را میشناسم
Shadi
May 10, 2009 Shadi rated it it was amazing
Recommends it for: hame
asheghe foroghammmmm
Somia Teimouri
Sep 17, 2014 Somia Teimouri rated it it was amazing
من با این کتاب عاشق شدم. زمانی که میخواندم و پسرانی که به من عاشق بودند هنوز
با همان پاهای لاغر و
گردنهای باریک
به تبسم های معصوم دخترکی می اندیشند
که روزی باد او را با خود برد...
Ahmad Sharabiani
Jul 14, 2015 Ahmad Sharabiani rated it really liked it
تولدی دیگر : از سال 1338 تا 1342؛ فروغ فرخزاد؛ تهران، مروارید خانه کتاب؛ 1342؛ در 161 ص، موضوع: شعر فروغ از سال 1338 تا سال 1342 ؛ شعر شاعران فارسی گو قرن 14 هجری، قرن 20 م
دستهایم را در باغچه میکارم / سبز خواهم شد، میدانم میدانم میدانم / و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم / تخم خواهند گذاشت / ... هیچ صیادی، در جوی حقیری، که به گودالی میریزد، مرواریدی صید نخواهد کرد / من / پری کوچک غمگینی را / میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد / و دلش را در یک نی لبک چوبین / مینوازد آرام، آرام / پری کوچک غمگینی / ک
...more
Marziye
Oct 31, 2013 Marziye rated it really liked it
من به نومیدی خود معتادم -

"باد مارا خواهد برد"



از این دفتر "مرداب" و "وهم سبز" رو خیلی دوست دارم



گر به مردابی ز جریان ماند آب-
از سکون خویش نقصان یابد آب
جانش اقلیم تباهی ها شود
ژرفنایش گور ماهی ها شود


خواب آن بی خواب را یاد آورید-
مرگ در مرداب را یاد آورید

"مرداب"



نمی توانستم، دیگر نمی توانستم-
صدای پایم از انکار راه بر می خواست
و یاسم از صبوری روحم وسیع تر شده بود
و آن بهار، و آن وهم سبز رنگ
:که بر دریچه گذر داشت، با دلم می گفت
!نگاه کن)
تو هیچگاه پیش نرفتی
(.تو فرو رفتی

"وهم سبز"
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 99 100 next »
topics  posts  views  last activity   
با فروغ 4 40 May 21, 2011 07:55AM  
  • هوای تازه
  • زمستان
  • غزلیات سعدی
  • هشت کتاب
  • دیوان كلیات شمس تبریزی
  • شعر زمان ما - احمد شاملو
  • سیاه‌ مشق
  • در کوچه باغ های نشابور
  • نشانی‌ها
73639
(Forough Farrokhzad)

فروغ فرخزاد ( دی، - بهمن، ) شاعر معاصر ایرانی است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونههای قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در سالگی بر اثر تصادف اتومبیل بدرود حیات گفت.

فروغ با مجموعه های «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد.
...more
More about فروغ فرخزاد...

Share This Book



“زندگی شاید افروختن سیگاری باشد، در فاصله‌ی رخوتناک دو همآغوشی” 39 likes
“شاید هنوز هم
در پشت چشم های له شده، در عمق انجماد
یک چیز نیم زنده ی مغشوش
بر جای مانده بود
که در تلاش بی رمقش می خواست
ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها
شاید ، ولی چه خالی بی پایانی
خورشید مرده بود
و هیچکس نمی دانست
که نام ان کبوتر غمگین
کز قلبها گریخته ، ایمانست.”
2 likes
More quotes…