Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “مجموعه اشعار فروغ فرخ زاد” as Want to Read:
Blank-133x176
مجموعه اشعار فروغ فرخ زاد
 
by
فروغ فرخزاد
Rate this book
Clear rating

مجموعه اشعار فروغ فرخ زاد

4.06 of 5 stars 4.06  ·  rating details  ·  1,492 ratings  ·  61 reviews
"من خواب ديده ام که کسی می آيد، من خواب يک ستاره قرمز را ديده ام / و پلک چشمم هی می پريد/ و کفشهايم هی جفت می شد / و کورشوم اگر دروغ بگويم... ." ديوان فروغ در بردارنده دفترهای ديوار، عصيان، تولدی ديگر و ايمان بياوريم به آغاز فصل زرد
Published 2002 (first published January 1st 1384)
more details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about مجموعه اشعار فروغ فرخ زاد, please sign up.

Be the first to ask a question about مجموعه اشعار فروغ فرخ زاد

This book is not yet featured on Listopia. Add this book to your favorite list »

Community Reviews

(showing 1-30 of 2,041)
filter  |  sort: default (?)  |  rating details
hima saki
دخترك خنده كنان گفت كه چيست راز اين حلقه زر
راز اين حلقه كه انگشت مرا سخت گرفتست به بر

راز اين حلقه كه در چهره او،اين همه تابش و رخشندگي است
مرد حيران شد و گفت حلقه خوشبختي است حلقه زندگي است
همه گفتند مبارك باشد،دخترك گفت دريغا كه مرا
باز در معني ان شك باشد،سالها رفت و شبي.....
زني افسرده نظر كرد بر ان حلقه زر،ديد در نقش قروزنده ان
روزهايي كه به اميد وفاي شوهر،به هدر رفته هدر
زن پريشان شد و ناليد كه واي،واي از اين حلقه كه در چهره او
باز هم تابش و رخشندگي است،حلقه بندگي و بردگي است
Saman
زندگی شاید آن لحظه‌یِ مسدودی‌ست که نگاهِ من
در نیمه‌یِ چشمانِ تو خود را ویران می‌سازد
و در این حسی‌ست که من آنرا با ادراکِ ماه و با دریافتِ ظلمت خواهم آویخت

***

وقتی به بانوانِ شاعرِ بعد از (فروغ) نگاه می‌کنم و شعرهای ایشان را می‌خوانم، می‌بینم بیش‌تر آن‌ها باردارِ (فروغ) هستند. بیش‌تر آ‌ن‌ها آمده‌اند همان شعرهای (فروغ) را گفته‌اند؛ آن‌هم نه به آن استحکام. نه به آن پختگی و قاعدتاً نه به آن جهان‌بینیِ آن عزیزِ از دست رفته. بیش‌تر، شعرهای رقیقِ درجه پنج و شش است که اگر هم نبود چیزی از دست نمی‌رفت و به
...more
Shaghayegh Sedaghat
و این منم
زنی تنها
در آستانه فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده زمین
و یاس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دست های سیمانی

زمان گذشت
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
چهار بار نواخت
امروز روز اول دیماه است
من راز فصل ها را میدانم
و حرف لحظه ها را میفهمم
نجات دهنده در گور خفته است
وخاک؛خاک پذیرنده
اشارتی ست به آرامش

زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت

در کوچه باد می آید
در کوچه باد می آید
و من به جفت گیری گل ها می اندیشم
به غنچه هایی با ساق های لاغر کم خون
و این زمان خسته ی مسلول
و مردی از کنار درختان خیس میگذرد
مردی که ر
...more
Faeze
از آینه بپرس
نام نجات دهنده ات را
آیا زمین که زیر پای تو می لرزد
تنهاتر از تو نیست

بعضی شعر هایش وصف ناپذیرند،ناگفته هایی که مرا به سوی فکرهای نویی می کشانند. جسارت قابل تحسینی در انتخاب بعضی واژه ها و موضوعات در اشعارش به چشم می خورد که گرچه ممکن است در همه حال خوشایند من خواننده نباشد ولی نشان از تفکر خاص اوست. و من دوست می دارم همچون فروغ پرواز را بخاطر بسپارم و فراموش نکنم که پرنده مردنیست
Ebrahim Geranpayeh
همزبانی نیست تا برگویمش
راز این اندوه وحشتبار خویش
بیگمان هرگز کسی چون من نکرد
خویشتن را مایه آزار خویش
Mehdi khani
فردا اگر ز راه نمی آمد
من تا ابد کنار تو می ماندم
من تا ابد ترانۀ عشقم را
در آفتاب عشق تو می خواندم

در پشت شیشه های اتاق تو
آن شب نگاه سرد سیاهی داشت
دالان دیدگان تو در ظلمت
گوئی به عمق روح تو راهی داشت

لغزیده بود در مه آئینه
تصویر ما شکسته و بی آهنگ
موی تو رنگ ساقۀ گندم بود
موهای من،خمیده و قیری رنگ

رازی درون سینۀ من می سوخت
می خواستم که با تو سخن گوید
اما صدایم از گره کوته بود
در سایه،بوته،هیچ نمی روید

زآنجا نگاه خستۀ من پر زد
آشفته گرد پیکر من چرخید
در چارچوب قاب طلائی رنگ
چشم «مسیح» بر غم من خندید

دیدم اتاق در
...more
لیلا ملکی
سالهای جوانیم را با عمیق ترین احساسات با شعر فروغ زندگی کردم.فروغ ساحره شعر فارسی است.نامش جاویدان
Maryam Vatannia
روح فروغ بینهایت زیباست.. شکنندگی و لطافت روحش در شعرش تنیده..
Zari
نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام میکشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطر ها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاجها ز ابرها بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شورها
به راه پر ستاره ه می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برک
...more
Saleh Rezaei nasab
تا نهان سازم از تو بار دگر
راز این خاطر پریشان را
می کشم بر نگاه ناز آلود
نرم و سنگین حجاب مژگان را
دل گرفتار خواهشی جانسوز
از خدا راه چاره می جویم
پارساوار در برابر تو
سخن از زهد و توبه می گویم
آه ... هرگز گمان مبر که دلم
با زبانم رفیق و همراه است
هرچه گفتم دروغ بود دروغ
کی تو را گفتم آنچه دلخواه است
تو برایم ترانه می خوانی
سخنت جذبه ای نهان دارد
گوئیا خوابم و ترانه تو
از جهانی دگر نشان دارد
شاید اینرا شنیده ای که زنان
در دل " آری" و " نه" به لب دارند
ضعف خود را عیان نمی سازند
راز دار و خموش و مکارند
آه من
...more
Maryam
البته هیچگاه اشعار فروغ به صورت مجموعه در زمان حیاتش چاپ نشدند, آنچه که امروز با عنوان مجموعه اشعار فروغ فرخزاد در دسترس است حاصل صحافی نسخه های کپی شده در غالب یک مجموعه است
Babak Habibi
شعرای فروغ فرخزاد مثل یه کارد میوه خوریه که می خوای باهاش خودتو بکشی ، نمیکشتت، زجر کشت می کنه

ای یار ای یگانه ترین یار...
Sophia
من آن شمعم که با سوز دل خویش فروزان می کنم ویرانه ای را اگر خواهم که خاموشی گزینم پریشان می کنم کاشانه ای را
Ebrahim Refaghat
آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست
Amir ali
نه اميدي كه بر آن خوش كنم دل
نه پيغامي نه پيك آشنايي
نه در چشمي نگاه فتنه سازي
نه آهنگ پر از موج صدايي
ز شهر نور و عشق و درد و ظلمت
سحر گاهي زني دامن كشان رفت
پريشان مرغ ره گم كرده اي بود
كه زار و خسته سوي آشيان رفت
كجا كس در قفايش اشك غم ريخت
كجا كس با زبانش آشنا بود
ندانستند اين بيگانه مردم
كه بانگ او طنين ناله ها بود
به چشمي خيره شد شايد بيابد
نهانگاه اميد و آرزو را
دريغا آن دو چشم آتش افروز
به دامان گناه افكند او را
به او جز از هوس چيزي نگفتند
در او جز جلوه ظاهر نديدند
به هرجا رفت در گوشش سرودند
كه زن را بهر ع
...more
Massy
در سرزمین قد کوتاهان معیار های سنجش همیشه بر مدار صفر سفر کردهاند ، چرا توقف کننم؟ من از عناصر چهارگانه اطاعت می کنم و کار تدوین نظامنامه قلبم کار حکومت محلی کوردلان نیست.
rosita rahaei
Sep 19, 2007 rosita rahaei added it  ·  review of another edition
Recommends it for: me
har ketabe irani oonam az foroghe farokhzad aaliye
Mojtaba
اشعار فروغ معصوميت و آرامش خاصي داره
Setare
او فروغ است.. فروغ جاودانه ی شعر..
فروغ رو خیلیا دوس ندارن چون آزادی و بی پروایی تو شعراش موج میزنه! ولی همین راحتی تو گفتنه شعره که کردش *فروغ فرخزاد*.. روحش شاد..
Farima
سلام ای شبی که چشم های گرگ های بیابان را
به حفره های استخوانی ایمان و اعتماد بدل میکنی
و در کنار جویبارهای تو؛ارواح بیدها
ارواح مهربان تبرها را میبوییند
من از جهان بی تفاوتی فکر ها و حرف ها و صدا ها می آیم
و این جهان به لانه ی ماران مانند است
و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست
که همچنان که تو را میبوسند
در ذهن خود طناب دار تو را میبافند.
Saber
از خواندنش لذت می برم...ش


و این منم"
زنی تنها
در آستانه ی فصلی سرد
در ابتدای درک آلوده ی زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دست های سیمانی"ش


این قسمتش شاهکاره به نظرم...ش
Mahdi
براي من فروغ همانا آن الهه سهمگيني است، آن زن تابوشكن، آن عاشق صادق، آن دختر كز كرده و تكيه داده بر تير چراغ برقي در افق، در شبي برفي در چله زمستان
Farnaz vafaee
ای علی ای علی دیوونه تخت فنری بهتره یا تخت مرده شور خونه!!!!! و این تنها جمله امید بخش لحظه های ناامیدی من شد....
Sayyed Khalil
من به پایان راه نیاندیشم
که همین دوست داشتن زیباست....
Someone122
دخترک خنده کنان گفت که چیست
راز این حلقه ی زر
راز این حلقه که انگشت مرا
این چنین تنگ گرفته است به بر

راز این حلقه که در چهره ی او
این همه تابش و رخشندگی است
مرد حیران شد و گفت :
حلقه ی خوشبختی است ، حلقه زندگی است

همه گفتند : مبارک باشد
دخترک گفت : دریغا که مرا
باز در معنی آن شک باشد
سال ها رفت و شبی

زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه ی زر
دید در نقش فروزنده ی او
روزهایی که به امید وفای شوهر
به هدر رفته ، هدر

زن پریشان شد و نالید که وای
وای ، این حلقه که در چهره ی او
باز هم تابش و رخشندگی است
حلقه ی بردگی و بندگی است
Naghmeh Siami
که همین دوست داشتن زیباست....
Bahar.musavi
دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز
بر پیکر خود پیرهن سبز نمودم
در آینه بر صورت خود خیره شدم باز
بند از سر گیسویم آهسته گشودم
عطر آوردم بر سر و بر سینه
فشاندم
چشمانم را ناز کنان سرمه کشاندم
افشان کردم زلفم را بر سر شانه
در کنج لبم خالی آهسته نشاندم
گفتم به خود آنگاه صد افسوس که او نیست

تا مات شود زین همه افسونگری و ناز

چون پیرهن سبز ببیند به تن من

با خنده بگوید که چه زیبا شده ای باز
امین
به نظزم سیر نغییر فروغ رو به خوبی میتونیم از دفتر اول شعرش تا آخرین شون به خوبی به خوندن شعر هاش بفهمیم جوری که از یه دختر عاشق پیشه کم کم دغدغه هاش جامع تر میشه،و موضوع شعر هاش از شخصی بودن خارج و عمومیت پیدا میکنه.
Zari
Jan 04, 2014 Zari added it
Shelves: poem
در شب کوچک من ، افسوس
باد با برگ درختان ميعادي دارد
در شب کوچک من دلهرهء ويرانيست

گوش کن
وزش ظلمت را مي شنوي ؟
من غريبانه به اين خوشبختي مي نگرم
من به نوميدي خود معتادم
گوش کن
وزش ظلمت را مي شنوي ؟

در شب اکنون چيزي مي گذرد
ماه سرخست و مشوش
و بر اين بام که هر لحظه در او بيم فرو ريختن است
ابرها، همچون انبوه عزاداران
لحظهء باريدن را گوئي منتظرند

لحظه اي
و پس از آن، هيچ.
پشت اين پنجره شب دارد مي لرزد
و زمين دارد
باز مي ماند از چرخش
پشت اين پنجره يک نامعلوم
نگران من و تست
اي سراپايت سبز
دستهايت را چون خاطره اي سوزان، در د
...more
B.F
ketabe bahalie 2sh aghayede zibaye ye 2khtare iruni be dur az geirate mardane neveshteh shode albateh in noskhash ke man entekhab kardam sansur kam dare vali uni ke vase entesharate shaghayege kheili sansor shode.
albateh ba tavajoh be uzae un mogea va masaele dini va mazhabi va idologiki ke bud nabayad az vabasteghie furugh be yek edde gheire dini cheshm pushid ke dar asaresh va raftaresh ziad malmus nist faghat aaz ruye gruh ha va 2stanash ke dar peye takhribe chehreye no saze eslam budan vazeh
...more
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 68 69 next »
topics  posts  views  last activity   
Hoora N 3 9 Jun 23, 2014 08:03AM  
  • آیدا در آینه
  • آخر شاهنامه
  • هشت کتاب
  • The Divan
  • سه دفتر
  • غزلیات سعدی
  • حسنی نگو یه دسته گل
  • مجموعه کامل اشعار
  • آبی، خاکستری سیاه
73639
(Forough Farrokhzad)

فروغ فرخزاد (۸ دی، ۱۳۱۳ - ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵) شاعر معاصر ایرانی است.‏‏‏‏‏‏ وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه‌های قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در ۳۲ سالگی بر اثر تصادف اتومبیل بدرود حیات گفت.‏‏

فروغ با مجموعه های «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تحول ف
...more
More about فروغ فرخزاد...
ایمان بیاوریم به آغازِ فصلِ سرد تولّدی‌دیگر Another Birth ;Let Us Believe In The Beginning Of The Cold Season گزینه اشعار فروغ فرخزاد Another Birth: Selected Poems

Share This Book