ارمیا
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating

ارمیا

3.1 of 5 stars 3.10  ·  rating details  ·  817 ratings  ·  71 reviews
امیر خانی در مورد این کتاب می گوید:
«من هيچ وقت سعي نكردم نويسنده شوم. وقتي شروع كردم به نوشتن ارميا (كه فكر مي كنم داستان بلند يا شايد رمان باشد) هنوز فرق بين داستان كوتاه و رمان و داستان بلند را نمي دانستم. به زحمت فرق شعر و داستان را مي دانستم. اما احساس مي كردم بايد اين قصه را نوشت. فقط چنين فشاري بود. فكر مي كنم محتوا بيشتر به ما فشار آورد. به نظر من «چگونه نوشتن» كاري...more
300 pages
Published by افق (first published 1990)
more details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about ارمیا, please sign up.

Be the first to ask a question about ارمیا

Community Reviews

(showing 1-30 of 1,104)
filter  |  sort: default (?)  |  rating details
zahra yazdannezhad lomer
فکر نمی کردم آخرش اینطوری تموم شه، انگار قصه ییهو سکته زد
Afsaaneh R
ازینکه رضا امیرخانی این قدر زیبا به زندگی ساده ی معدن چیان پرداخته خوشحالم ولی از نحوه ی اتمام کتاب خوشم نیومد..انگار اینگونه افراد(مانند ارمیا)یا باید شهید شوند یا بمیرند یا دائم تو خودشون باشن و یا گریه کنن!
و من با اینکه از ابتدای کتاب خوشم آمده بود بعدا از کتاب زده شدم و با وقفه به ادامه ی کتاب پرداختم ولی هنوز مشتاقم سایر کتاب های امیرخانیو بخونم
Masoomeh Tavakoli
سال سوم راهنمایی بدون شک به این کتاب 5 ستاره می دادم. امّا وقتی امسال -به بهانه ی کلاس- دوباره خواندمش، به نظرم رسید حدّاکثر مستحقّ 3 ستاره است. آن هم نه چون این اندازه ارزش ادبی دارد، بلکه به حرمت تأثیری که روزگاری بر من نهاده و نقشی که در «این» شدنم ایفا کرده...
(آیا نبایستی به همین دلیل 4 یا 5 ستاره خرجش کرد؟)
به هر روی، بخواهم یا نخواهم، خوشم بیاید یا نیاید، ارمیا -با همه ی خامی و ناپختگی اش- بخشی از من است...

پ.ن.1. سارا در جلسه ای که به بحث درباره ی ارمیا اختصاص یافته بود، حضور به هم رسانید!
و...more
Hossein
بهترین کتاب امیرخانی نیست
ولی از صفای دلش نوشته است
وقتی که هنوز نویسنده به معنی حرفه‌ای نبوده است
وقتی که برای آرمانش می‌نوشته است
کتاب از ابتدا تا آخر پیشرفت محسوسی در روایت و زبان دارد
و از عجایب روزگار آن که بی‌خبر از تم داستان
در روز 14 خرداد به صفحات آخرش رسیدم
صفحه‌های انا لله و تشییع پیکر امام
دست آقا رضا درد نکند، حال خوبی داشت و داشتم
Vahid 22
داستانِ تیکه پاره ای داشت ، بخشِ جنگ و بعد فوتبال و دانشکده و بعدتر معدن و جنگل و آخر سر هم محبتِ بیش از اندازه به امام که یهویی تو قصه پدیدار شد و اصلا معلوم نشد از کجا اومده ، چرا که حتی تو قسمت هایِ مربوط به جنگ هیچ اثری ازش نبود
اما خوب با توجه به اینکه کارِ اول امیرخانی بوده ، به نظرم قوتِ خوبی داشت و نکته ی مثبتش توصیفاتِ بی نظیر نویسنده از حالات شخصیت ها که بسیار در خلقِ فضا اثر داشت
نکته ی دیگه ای که تو نقدهایِ دوستان قبلِ کتاب خوندم و باعث شد من هم به درکِ عمیق تری از اون برسم این بود که...more
Mohammad amin
بهترین کتاب امیرخانی نیست
رمان قوی ای هم نیست.
صرفاً به خاطر نام نویسنده‌اش خواندم.
از خواندنش احساس خسران هم ‌نمی‌کنم.
اما می‌شد بهتر از این‌ها در گیر موضوع شد و در گیر و دار موضوع زیباتر نوشت.
در کل کتابی نبود که مورد پسند چون منی باشد.

اما رحلت امام و پذیرش قطعنامه را به خوبی شارح بود.
Khodaparastan
علم می گوید ماهی به خاطر دور شدن از آب به دلایل طبیعی می میرد. اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد تصدیق می‌کند که ماهی از بی آبی به دلیل طبیعی نمی میرد، ماهی به خاطر آب خودش را می کشد.
Fatemeh.alef As
..من با کلمه کلمه ی ارمیا نفس کشیدم
شاید یکی از دلایلی که خیلی از این کتاب خوشم اومد این باشه که اون موقعی که این کتاب رو شروع به خوندن کردم خیلی حس و احوالاتم شبیه به ارمیا بود.
هنوز هم دوستش دارم
Zahra
بسی زیبا بود و خالصانه. اما یه 50 صفحه کش داشت...
Akram Taheri
سبکش خیلی عالی بود اما داستانشو زیاد نپسندیدم!‍‏
Peyman Vazzzin
نتوانستم [خیلی زیاد] با ارمیا ارتباط برقرار کنم اما واقعا نمیشد او را همراهی نکرد وقتی که بعد از جنگ و بازگشت به خانه٬ کتاب “روش های نوین مهندسی در ساخت پل” را بیرون می آورد و تاسف میخورد به حال همه مهندسان جوانی که برای پل زدن روی تمدن بشری نیاز به دانستن مطالب زیادی دارند! واقعا نمیشد او را همراهی نکرد وقتی بعد از مدتها در خانه نماز میخواند و نمیتواند طبق عادت معمول «اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک» بگوید.

واقعا نمیشد حرصت را در نیاورد وقتی در مسابقات فوتبال دانشکده اینچنین با بی خیالی سکو...more
Sa Za
اولین کتابی که از آقای امیرخانی خوندم...
از سر یه خطای معمول شنیداری یکی از دوستان از ابتدا تا انتهای کتاب به گمان این که نویسنده توی ۱۵ سالگی دست به نگارش ارمیا زده، یک سر درحال تمجید و حیرت از استعاره ها و توصیفات توی ذهن بودم.
البته که بعدن کاشف به عمل اومد منظور ۱۹ سالگی بوده و البته بازهم جای تحسین داشت.
از ظهر که کتاب رو گرفتم دستم تا نیمه‌های شب درحال خوندن کتاب بودم و پایان بردنش.
بی‌راه نگفته‌م اگه بگم با چسب دوقلو چفت شده بودم به صفحه‌ها.
نه حتا مواضع فیزیکی که حالات و برخوردها و احساسات ب...more
Hassan Zakeri
ارمیا را روزی در ایستگاه مترو از کتاب فروش خریدم و به خاطر دارم که ظرف سه یا چهار روز تمام کردم. قبل از آن برخی کارهای دیگر رضا امیرخانی را خوانده بودم. رمان را دوست داشتم هر چند به نظرم ساختار بی نقصی نداشت و انسجام آن از ایده آل فاصله داشت، اما وقتی فهمیدم امیرخانی این داستان را در دورۀ دبیرستان نگاشته به او آفرین گفتم.
جوهر اصلی داستان تصویر کردن محبت ویژۀ ارمیا و همنوعانش به سید روح الله خمینی است و حال سرگشتۀ آنها بعد از آتش بس جنگ و از دست دادن فضای معنوی که در آن بودند. از فرازهای داستان...more
Shahr Baran
ارميا داستان اشفتگي وتناقض ادمهاي برگشته از جنگ است ..داستان شيدايي وبهت زدگي ادمها در زندگي بعد از جنگ ..ارمي پسر پولدار ويكي يكدانه اي بود كه به خواست خودش به جنگ رفت ..نزديك ترين دوستانش شهيد شدند ودراو تحول زيادي رخ داد ..او زنده ماند وبه خانه برگشت اما اوضاع واحوال دوران بعد از جنگ با همه چيزهايي كه براي خود در طول دوران جنگ ساخته بود در تناقض بود ..ادمها عوض شده بودند ..حرفها عوض شده بود وزندگي اجتماعي روال خودش راداشت ولي ارمي اشفته از همه دنيا دلش انزواي وگوشه گيري ميخواست ..او در فضاي س...more
Hameed Darvishi
ارمیا به نظر من بهترین کتاب امیرخانی بود
گزارشی از واقعیت یک بسیجی البته مرفه
ارمیا، رضا امیر خانی، سوره مهر.
اولین اثر امیرخانی نویسنده بی وتن، من او، از به، ناصر ارمنی و ... .برنده جایزه کتاب سال دفاع مقدس.
رمانی جذاب درباره جوان شمال شهری به نام ارمیا که در جبهه ... و بعد از آن ... دنیایی خواندنی دارد.
وقتی کتابو می خونین برین تو فضا تا حال کنین، بذارین متن رمان، مجلس عزا براتون بسازه و تو جاهایی هم از ته دل بخندین.
Niloofar
با توجه به اينكه اين كتاب اولين كار آقاي اميرخاني بود ، نه تنها خرده اي بهش وارد نيست بلكه آفرين هم داره . ايراد كار من اي بود كه اول آثار شاهكار ايشون (مثل من ِ او و بيوتن) رو خوندم و بعد اومدم سراغ ارميا . به خاطر همين هم نتونستم اون ارتباط لازم رو برقرار كنم با كتاب
Mahdi Kazemi
یه احساس متفاوت و زیبا چیزی بود که تو این کتاب امیرخانی من رو به دنبال خودش میکشید بر خلاف باقی کتبش (به استثنای جانستان کابلستان) از دور یه شخصیت رو نگاه نمیکررم و اتفاقا خیلی وقت ها دوست داشتم جای کسی نقش اصلی داستان بازی میکرد بودم
Maryam F
ارمياي رضا اميرخاني 22 ساله با اينكه ضعف هاي بسياري داشت اما از ذكاوت نويسنده باهوشش خبر مي داد...
ارميا رو دوست دارم چون نماينده اي است از نسلي از مردم ما...
اما انتهاي كتاب حيف شد..مي تونست بهتر از اينها تموم بشه
محمد طاهری
خیلی خوب نبود برای کسی که اولین کتاب امیرخانی رو بعد از کتابای دیگش میخونه باطبع رمان بیوتن یه چیزه دیگس
Abolfazl Fattahi
سلام
ارمیا یکی از جالب ترین کتاب های حوزه دفاع مقدس بود که من خوندم .
Meysam Soltan
ارمیا زمانی برام خوندنی تر شد که با امضای خود امیر خانی ازش گرفتم
زهرا
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود / ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
پوريا
This review has been hidden because it contains spoilers. To view it, click here.
Susan
چی می شود گفت از ارمیا...جز اشک هایی که آخرش ریختم و کتاب توی دستم می لرزید.فوق العاده بود...بهترین آغاز و بهترین پایان.هرچند کلا اصراری به امیرخانی ندارم و شیفته اش هم نیستم،اما ارمیا جدا تحسین برانگیز بود و باید بابت خلق چنین شاهکاری به نویسنده تبریک گفت.
Hossein
یه قسمتی تو آژانش شیشه ای هست وقتی حاج کاظم داره برا ملت قصه میگه:
"وقتی برگشتن دیدن پیرشون سفر کرده
حرف مردم رو نمیفمیدن چون جنگیدن با دیو زلالشون کرده بود"
ارمیا یعنی همین یه جمله
کتاب بی نظیریه
Komeil Mazraee
صرفن از ترسیمی‌ که شرایط انقلاب و رحلت امام کرده خوشم آمد.
کتاب ضعیفی نبود، اما قوت‌ش آن‌قدرها هم نبود.
رضای امیرخانی با ارمیا شروع شد.
Sara Dajer
موضوع کلی کتاب را دوست داشتم. نوشتن این کتاب در سن پایین، قابل تحسین است ولی این سه ستاره تقریبا تنها برای پایان بندی کتاب است که منو برای مدتی میخکوب کرد :)
Mahdi Bonakdar
سال 86 خواندمش. رمانی جالب از امیرخانی که مقدمه ای شد بر بیوتن
Elham Rabiee
This review has been hidden because it contains spoilers. To view it, click here.
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 36 37 next »
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »
  • مردی در تبعید ابدی
  • داستان راستان
  • از رنجی که می‌بریم
  • دا
  • گریه‌های امپراتور
  • کافه پیانو
  • شما که غریبه نیستید
  • دیوان اشعار پروین اعتصامی
  • گلستان سعدی
  • پله پله تا ملاقات خدا
  • عشق روی پیاده‌رو
  • مایده‌های زمینی
  • گیله‌مرد
  • قصه‌های من و بابام / شوخی‌ها و مهربانی‌ها
  • ماشاالله خان در بارگاه هارون الرشید
  • گل‌ها همه آفتابگردانند
99961
زاده شدن به تاريخِ بيست و هفتمِ ارديبهشت ماهِ 52ي شمسي،

بزرگ شدن در فضاي پرهيجانِ انقلاب اسلامي.

گه‌گاه با كيفِ كودكانه‌اي پر از اعلاميه پوششي بودن براي كارهاي پدري
و گه‌گاه هم‌بازي بودن با ادموند و آربي و آرش در محله‌ي بيست و پنج شهريور در تهران.

بحرانِ اول شدن و بيست گرفتن در هر آن چه كه مي‌شد در دوره‌ي دبستان

راستي، يك بار هم بوسيدنِ دستِ امام به سالِ 61...

بعدترك، سال 62، رفتن به مركزِ آموزش تيزهوش...more
More about رضا امیرخانی...
من او بیوتن از به نشت نشاء قیدار

Share This Book