مهمان مامان
مهمان مامان
نوشته: هوشنگ مرادي كرماني
ناشر: نشر ني
سال نشر: 1387 (چاپ هشتم)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 96 صفحه
شابك: 964-312-244-1
نوشته: هوشنگ مرادي كرماني
ناشر: نشر ني
سال نشر: 1387 (چاپ هشتم)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 96 صفحه
شابك: 964-312-244-1
Paperback, چاپ هشتم, 96 pages
Published
2008
by نشر نی
(first published January 1st 2007)
Friend Reviews
To see what your friends thought of this book,
please sign up.
This book is not yet featured on Listopia.
Add this book to your favorite list »
Community Reviews
(showing
1-30
of
1,141)
داستان با این جملات شروع میشود
بهاره قرصها و کپسولها و شیشههای شربت را از پشت آینه شمعدان برداشت، ریخت تو کیسه پلاستیکی. گوش تیز کرد. صدایی شنید. صدای ماشین بود. تو کوچه پیچید، ایستاد
امیر، آمدند. بدو برو در را باز کن
صدای مادر از تو اتاق پشتی آمد
نه، نه، نرو. صبركن
امیر گفت
حالا چه کار کنم؟ بروم يا نه؟
روی شیشه در اتاق روزنامه خیس كشید. مادر دستپاچه بود و حرص میخورد. از اتاق پشتی بیرون آمد. پارچهای توری دستش بود
صبرکن، خودشان در میزنند. خدا کند زود نیایند. از باباتان که هنوز خبری نیست. کی بوده تلفن...more
بهاره قرصها و کپسولها و شیشههای شربت را از پشت آینه شمعدان برداشت، ریخت تو کیسه پلاستیکی. گوش تیز کرد. صدایی شنید. صدای ماشین بود. تو کوچه پیچید، ایستاد
امیر، آمدند. بدو برو در را باز کن
صدای مادر از تو اتاق پشتی آمد
نه، نه، نرو. صبركن
امیر گفت
حالا چه کار کنم؟ بروم يا نه؟
روی شیشه در اتاق روزنامه خیس كشید. مادر دستپاچه بود و حرص میخورد. از اتاق پشتی بیرون آمد. پارچهای توری دستش بود
صبرکن، خودشان در میزنند. خدا کند زود نیایند. از باباتان که هنوز خبری نیست. کی بوده تلفن...more
مهمان مامان از اون فيلماي خوشمزهاي بود كه ديدم. به دل مينشست. ميشد باورش كرد. ميتونستي ترسها و دلهرههاي مامان رو درك كني، از بيخيالي بابا حرص بخوري، دلت بخواد بشيني سر سفرهي شام و بعد از اون همه دويدن همه بري لباس مهمونيهات رو بپوشي و بياي حملهور بشي به سفرهي شام.
مهمون مامان داستاني بود كه به ما آدما نزديك بود. به سطح زندگي اكثريت جامعه ميخورد. وقتي ميديديش حسرت نميخوردي كه كاش تو هم فلان ماشين رو داشتي و توي فلان خونه زندگي ميكردي. به اين خاطر دوستش دارم كه واقعي بود. آدماش آدماي...more
مهمون مامان داستاني بود كه به ما آدما نزديك بود. به سطح زندگي اكثريت جامعه ميخورد. وقتي ميديديش حسرت نميخوردي كه كاش تو هم فلان ماشين رو داشتي و توي فلان خونه زندگي ميكردي. به اين خاطر دوستش دارم كه واقعي بود. آدماش آدماي...more
Nov 09, 2008
Nazanin
added it
10/10
May 15, 2013
Mahbanoo
marked it as to-read
Apr 23, 2013
Atefe
is currently reading it
Apr 10, 2013
Pouya Dakhili
marked it as to-read
Apr 10, 2013
Shayan
marked it as to-read
Mar 29, 2013
Neda
marked it as to-read
Feb 28, 2013
J.J. Rodeo
marked it as to-read
There are no discussion topics on this book yet.
Be the first to start one »
Farsi: هوشنگ مرادی کرمانی
Houshang Moradi Kermani is an eminent Iranian writer who mainly writes for sub-teens and teenagers. He was born in Sirch, (a village in Kerman Province), and was educated in Sirch, Kerman and Tehran.
Several Iranian movies and TV-series have been made based on his books. In 2006, Dariush Mehrjui directed Mehman-e Maman based on Moradi Kermani's novel with the same title.
Som...more
More about Houshang Moradi Kermani...
Houshang Moradi Kermani is an eminent Iranian writer who mainly writes for sub-teens and teenagers. He was born in Sirch, (a village in Kerman Province), and was educated in Sirch, Kerman and Tehran.
Several Iranian movies and TV-series have been made based on his books. In 2006, Dariush Mehrjui directed Mehman-e Maman based on Moradi Kermani's novel with the same title.
Som...more
Share This Book
No trivia or quizzes yet. Add some now »

Loading...































