Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “مهمان مامان” as Want to Read:
مهمان مامان
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

مهمان مامان

3.53  ·  Rating Details  ·  1,111 Ratings  ·  17 Reviews
مهمان مامان
نوشته: هوشنگ مرادي كرماني
ناشر: نشر ني
تعداد صفحات: 96 صفحه
شابك: 964-312-244-1
Paperback, چاپ هشتم, 96 pages
Published 2008 by نشر نی
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about مهمان مامان, please sign up.

Be the first to ask a question about مهمان مامان

This book is not yet featured on Listopia. Add this book to your favorite list »

Community Reviews

(showing 1-30 of 1,437)
filter  |  sort: default (?)  |  Rating Details
Samin
فیلمش رو دیدم و کتابش رو نخوندم. این نوع حکایات و داستان ها سلیقه ی من نیست.
Maryam Shahriari
Aug 24, 2008 Maryam Shahriari rated it really liked it
Shelves: فيلم
مهمان مامان از اون فيلماي خوشمزهاي بود كه ديدم. به دل مينشست. ميشد باورش كرد. ميتونستي ترسها و دلهرههاي مامان رو درك كني، از بيخيالي بابا حرص بخوري، دلت بخواد بشيني سر سفرهي شام و بعد از اون همه دويدن همه بري لباس مهمونيهات رو بپوشي و بياي حملهور بشي به سفرهي شام.

مهمون مامان داستاني بود كه به ما آدما نزديك بود. به سطح زندگي اكثريت جامعه ميخورد. وقتي ميديديش حسرت نميخوردي كه كاش تو هم فلان ماشين رو داشتي و توي فلان خونه زندگي ميكردي. به اين خاطر دوستش دارم كه واقعي بود. آدماش آدمايي بودن كه من دو
...more
Neda
Mar 12, 2015 Neda rated it liked it
Shelves: ya-lit
اگه در پی آینه ای برای نمود فرهنگ و آداب رسوم و در کل منش ایرانی هستید مهمان مامان کرمانی را بخوانید..
برخلاف دیگر آثار کرمانی این رمان را چندان نپسندیدم.
Ahmad Sharabiani
Nov 30, 2012 Ahmad Sharabiani rated it liked it
Shelves: film-script, novel, movie
داستان با این جملات شروع میشود
بهاره قرصها و کپسولها و شیشههای شربت را از پشت آینه شمعدان برداشت، ریخت تو کیسه پلاستیکی. گوش تیز کرد. صدایی شنید. صدای ماشین بود. تو کوچه پیچید، ایستاد
امیر، آمدند. بدو برو در را باز کن
صدای مادر از تو اتاق پشتی آمد
نه، نه، نرو. صبركن
امیر گفت
حالا چه کار کنم؟ بروم يا نه؟
روی شیشه در اتاق روزنامه خیس كشید. مادر دستپاچه بود و حرص میخورد. از اتاق پشتی بیرون آمد. پارچهای توری دستش بود
صبرکن، خودشان در میزنند. خدا کند زود نیایند. از باباتان که هنوز خبری نیست. کی بوده تلفن زدم
...more
Reihaneh_T
Nov 11, 2013 Reihaneh_T rated it really liked it
من فیلمشو خیلی وقت پیش دیدم خیلی خوشم اومد اما کتابشو امروز خوندم خوب بود اما فیلمش یه چیز دیگه بود.
اون قسمتی که میرن خونه یوسف وغذا برمیدارن به نظرم که جذابش کرده بود که تو کتابش نبود...
Zari
Sep 09, 2015 Zari added it
Shelves: novel
جلوی پسر خاله و عروس بشقاب تخمه بود و توی شیرینی خوری شیرینی های تری که خودشان آورده بودند.بهاره سر خود شیرینی ها را گذاشته بود تو شیرینی خوری و آورده بود:
- می خواستیم شیرینی بخریم.فکر کردیم این دور و برها شیرینی خوب نیست که قابل عروس خانم باشد.بابام دیر آمد و گرنه می رفت از خیابان های بالا شیرینی می خرید.دیدید چه قنادی هایی آن بالاهاهست!
- ماشاءالله چه سروزبانی داری،چه تعارف هایی بلدی!ما با این سن و سال از این چیزها بلد نیستیم.
- استادش مامانش است.مامان کو؟
- تو حیاط با همسایه ها حرف می زند و کاره
...more
Mashi
Sep 06, 2009 Mashi rated it liked it
Shelves: some-years-ago
سادگی و افتادگی و صمیمیت آدمهای محله های پایین شهر.خونه های قدیمی و غذاهای سنتی که عطرش از توی همون کتاب و فیلم هم آدم رو مست و مسخ می کنه!
Mina kh
Sep 22, 2013 Mina kh rated it really liked it
یکی از لطیف ترین کتابای مرادی کرمانی. فیلمش هرچند قشنگ بود ولی حق مطلبُ ادا نکرد
Niloufar
از اون به بعد عاشق مهموني شدم. آخه قبلش مهموني رفتن برام شكنجه بود
Faranak Bakhshipour
Feb 18, 2008 Faranak Bakhshipour rated it it was ok
اول داستان فوق العاده بود ... سادگی داستان و بازی روان بازیگران از جمله خانم آدینه باعث شد فیلم را تا به آخر ببینم ... فقط سر از فلسفه بی نمک درمان ماهی زخمی حوض درنیاوردم و باعث شد فیلم کمی از چشمم بیافتد ...
آخر داستان هم مثل هیمشه ی داستانهای ایرانی کمی آبدوغی بود.
Samin
Jul 09, 2008 Samin rated it it was amazing  ·  review of another edition
man asle ketab ra nakhoondam.ama ba tavajoh be filmi ke didam va in tajrobe ke ketabaie aghaie moradi kermani bedoone estesna ziba hastand,be in ketab 5 setare midam! be nezare shoma filmesh ghashang tare ia ketabesh? aia lazeme man ketab ra ham bekhoonam?
Farhad
May 12, 2008 Farhad rated it liked it
جز كارهاي ساده و پرمايه هوشنگ مرادي كرماني و فيلمي كه در وقت اضافه مهرجويي به پايان رسيده ساخته شد.اگرچه فيلم خوش ساختي است نشان از بيان فيلسوفانه و چالش انگيز او همچون هامون پري و بانو ديگر ندارد.
maryam
Oct 24, 2007 maryam rated it liked it
I like Moradi Kermani's works. His stories and the way he tells them are simple, funny and still meaningful.
hastiya
Apr 17, 2007 hastiya rated it it was amazing
i like this book
i enjoyed it
Niloo
Aug 17, 2015 Niloo rated it really liked it
فيلمش بهتر بود ولى ^^
amin
Mar 29, 2007 amin rated it it was ok
شاید فیلمش جذاب تر بود
Nazanin
10/10
Sina
Mar 27, 2007 Sina rated it really liked it
;-)
Salva Keynezhad
Salva Keynezhad rated it really liked it
May 20, 2016
KAMYABZARE
KAMYABZARE marked it as to-read
May 19, 2016
Mohammad Sattari
Mohammad Sattari rated it really liked it
May 14, 2016
Awat
Awat added it
May 09, 2016
Mrz Kvp
Mrz Kvp marked it as to-read
May 06, 2016
Sarah
Sarah marked it as to-read
Apr 23, 2016
Haniye
Haniye marked it as to-read
Apr 20, 2016
Sobhani
Sobhani marked it as to-read
Apr 19, 2016
Shima
Shima rated it liked it
Apr 13, 2016
Melikat11
Melikat11 rated it it was amazing
Apr 12, 2016
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 47 48 next »
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »
  • امينه
  • زمستان 62
  • چمدان
  • خورشيد را بيدار كنيم
  • آداب بی‌قراری
  • عاشقیت در پاورقی
  • Fatima Is Fatima
  • لاله
  • استاد عشق:نگاهی به زندگی و تلاش های پروفسور محمود حسابی، پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران
  • قصه‌های من و بابام / لبخند ماه
  • من تا صبح بیدارم
  • حسنی نگو یه دسته گل
  • آژانس شیشه‌ای
  • کنیز ملکه مصر
  • اسفار کاتبان
  • تقسیم
  • یوسف‌آباد، خیابان سی‌وسوم
  • سگ کشی، فیلم‌نامه
7022472
Houshang Moradi Kermani
هوشنگ مرادی کرمانی در سال 1323 در روستای سیرچ از توابع بخش شهداد استان کرمان متولد شد. تا کلاس پنجم ابتدایی در آن روستا درس خواند و همراه پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد. مادرش از دنیا رفته بود و پدرش دچار نوعی ناراحتی روانی-عصبی شده بود و قادر به مراقبت از فرزندش نبود. از همان سنین کودکی به خواندن علاقه خاص داشت و عموی جوانش که معلم روستا بود در این علاقه بیتاثیر نبود. پس از
...more
More about هوشنگ مرادی کرمانی...

Share This Book