reviews
Sep 17, 2007
دائما می اندیشم .شب وروز ،در تمامی لحظه ها ،درباب راهم ،مکتبم،وطنم.
من متعلق به نفرت از اسارتم و نفرت از استبداد.اما به باور داشتن ،عادت نمی کنم.
می گویم: تو هرگز به خاطر وطنی که به عادت دوست داشتنش مبتلا شده یی به جان نخواهی جنگید
نمازی که از روی عادت خوانده شود ،نماز نیست.تکرار یک عادت است :نوعی اعتیاد.
عادت رد تفکر است ورد تفکر آغاز بلاهت است و ابتدای ددی زیستن . انسان هر جه دارد محصول تمامی هستی خویش را به اندیشه سپردن است .ومن پیوسته می اندیشم که کدام راه ، کدام مکتب ،ک More...
من متعلق به نفرت از اسارتم و نفرت از استبداد.اما به باور داشتن ،عادت نمی کنم.
می گویم: تو هرگز به خاطر وطنی که به عادت دوست داشتنش مبتلا شده یی به جان نخواهی جنگید
نمازی که از روی عادت خوانده شود ،نماز نیست.تکرار یک عادت است :نوعی اعتیاد.
عادت رد تفکر است ورد تفکر آغاز بلاهت است و ابتدای ددی زیستن . انسان هر جه دارد محصول تمامی هستی خویش را به اندیشه سپردن است .ومن پیوسته می اندیشم که کدام راه ، کدام مکتب ،ک More...
0 comments
like
(1 person liked it)
Feb 27, 2007
فضای کتاب را از روی نامش می توان تا حدی تصور کرد. داستان عاشق شدنی در پای سبلان. قصه تاکید بسیاری بر" لزوم عادت نکردن به ظرافت ها و لطف های عاشقانه" دارد که وقتی حدود 6 سال پیش آن را می خواندم، به نظرم نگاهی روشن و تازه بود. اینک بیشتر بر این باورم که چنین فضاهایی در لایه های آرمانی تخیل انسان شکل می گیرد و در دنیای واقع انسان همان موجود فراموشکاری است که هست. از دید کنونی من همیشه تا حدی عادت می کنی و توانایی و رشد حسی و ذهنی بسیار عظیم تری می طلبد جز این بودن. دست کم من که هنوز فرسن
More...
0 comments
like
(1 person liked it)
Feb 11, 2011
کتابی با نثری خاص... این اولین کتابی است که از نادر ابراهیمی خوندم و به نظرم نثر و توصیفی کاملا خاص داشت و در تمام 239 صفحهش سخن از عشق بود و عشق... اصلا هم تکراری و خسته کننده نبود برام و به نظرم خیلی خوب پرداخته بود به سخن از عشق و گفتگوهای فیلسوفانه از عشق از زبان دو عاشق...
به نظرم این کتاب برای خوانندههای خاص جالب باشه و شاید همه خوششون نیاد از این چنین بی پروایی که کتاب ِ نویسندهای رو بخونن که بی محابا در ستایش عشق نوشته ... More...
به نظرم این کتاب برای خوانندههای خاص جالب باشه و شاید همه خوششون نیاد از این چنین بی پروایی که کتاب ِ نویسندهای رو بخونن که بی محابا در ستایش عشق نوشته ... More...
Jun 23, 2007
عشق به ديگري ضرورت نيست حادثه است
عشق به وطن ضرورت است نه حادثه
عشق به خدا تركيبي است از ضرورت و حادثه
عشق به وطن ضرورت است نه حادثه
عشق به خدا تركيبي است از ضرورت و حادثه
0 comments
like
(5 people liked it)
Dec 19, 2007
kheili molayeme va por az jomleyaye ghashango amoozande
0 comments
like
(1 person liked it)
May 02, 2011
از کتاب «یک عاشقانه آرام»، اثر زنده یاد: نادر ابراهیمی
مگذارید عشق، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود، که حتی آب دادنِ گلهای باغچه، به عادتِ آب دادنِ گلهای باغچه بدل شود. عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست، پیوسته نوکردنِ خواستنیست که خود پیوسته، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن است. تازگی، ذاتِ عشق است و طراوت، بافتِ عشق. چگونه میشود تازگی و طراوت را از عشق گرفت که عشق همچنان عشق بماند؟ عشق، تن به فراموشی نمیسپارد، مگر یک بار برای همیشه. جامِ بلور، تنها یک بار میش More...
مگذارید عشق، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود، که حتی آب دادنِ گلهای باغچه، به عادتِ آب دادنِ گلهای باغچه بدل شود. عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست، پیوسته نوکردنِ خواستنیست که خود پیوسته، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن است. تازگی، ذاتِ عشق است و طراوت، بافتِ عشق. چگونه میشود تازگی و طراوت را از عشق گرفت که عشق همچنان عشق بماند؟ عشق، تن به فراموشی نمیسپارد، مگر یک بار برای همیشه. جامِ بلور، تنها یک بار میش More...
0 comments
like
(2 people liked it)
Apr 24, 2008
ensan harche darad mahsoole tamaamie hastie khish ra be andishe sepordan ast.
khodavande khoda, pish az aanke ensan ra biafarinad, eshgh raa aafarid; chera ke midanest ensan bedoone eshgh, darde rooh ra edrak nakhaahad kard, va bedoone darde rooh, bakhshi az khodavande khoda rar khishtane khish nakhahad dasht.
baraye shademane va por zistan dar asre bi eteghadie rooh, dar meh zistan zaroorat ast.
migoft:"aashegh hargez tanha nakhahad mand"
mi More...
Aug 10, 2009
اميدوارم روح آقاي (نادر ابراهيمي) مورد آمرزش خداوند قرار گرفته باشد. اين نوشتار ارتباطي به شخصيت، خوبي و يا بدي شخصیت ايشان ندارد؛ تکرار میکنم: اين نوشتار ارتباطي به شخصيت، خوبي و يا بدي شخصیت ايشان ندارد، چرا كه
داوري در آن سوي در نشسته است، بي رداي شوم قاضيان
ذاتاش درايت و انصاف
هيأتاش زمان
به عنوان خوانندهاي كه آثار اين نويسنده را در زمينهي ادبيات داستاني خوانده و يك قفسه از كتابخانهام را كتابهاي ايشان اشغال كردهاند بايد عرض كنم كه هيچ وقت در تار More...
Aug 09, 2008
جالب بود. نادر ابراهیمی انگار یکپارچه پنجره است. یکپارچه پنجره رو به دنیای سخت و شوخی ناپذیر ِ بیرون. اول احساس خاصی نسبت به کتاب نداشتم. واقعا نمی توانستم تصمیم بگیرم حقیقت و شاید واقعیت را چطور با آنچه او می گوید کنار هم بگذارم... کم کم شاید بیشتر و بیشتر خودم را سپردم به جریان کتاب و روایت های منحصر به فرد نویسنده. اما جالب بود، انگار تمام ِ "عسل" های کتاب را همانگونه که او می گفته می شد .
برایم سوالی بود تمام مدت اینکه چرا یک عاشقانه ی آرام را بعد از مرگ نادر ابراهیمی می خوان More...
برایم سوالی بود تمام مدت اینکه چرا یک عاشقانه ی آرام را بعد از مرگ نادر ابراهیمی می خوان More...
Jul 07, 2009
بازم همون سوالات همیشگی
هنر برای هنر یا هنر برای مردم یا هنر برای تعهدات اجتماعی یا .......
اما من به این نتیجه رسیدم که یک پیام هر چه قدر هم زیبا و عمیق باشه اگه منو با خودش نبره نمی تونه روم تاثیر بذاره درست مثل یک عاشقانه ارام
هنر برای هنر یا هنر برای مردم یا هنر برای تعهدات اجتماعی یا .......
اما من به این نتیجه رسیدم که یک پیام هر چه قدر هم زیبا و عمیق باشه اگه منو با خودش نبره نمی تونه روم تاثیر بذاره درست مثل یک عاشقانه ارام
Jun 06, 2008
13 bar khondamesh va baz ham khaham khond vaghti shadam be soraghesh miram vaghti ghamginam ham tanha ketabie ke dastam be tarafesh mire, na faghat hamin yek ketab az nader ebrahimie aziz balke har asar honari ke in ostade bozorg az khodesh be ja gozashte daryaei ke ta tosh ghargh nashi nemifahmish. man daneshjoye adabitam va asheghe adabiat tamame ketabhaye nader ro ham khondam baziharo chandin bar va eteghade rasekhi daram ke ta ashegh nabashi hargez nakhahi fahmid ke nader ebrahimi yani yek
More...
Aug 05, 2009
yeki az behtarin ketabhaei ke man ta in lahze khoondam.hamishe doost dashtam injoor zendegi konam.man in ketab ro dar kenare hamsaram va ba sedaye boland har shab mikhundim.va baz ham mikhoonim,chon mikhaym ke hamishe yademoon bemoone az zendegi chi mikhaym.
Nov 07, 2009
آنگاه که من، کنار پل، ایستاده بودم، در قلب مه، با چند شاخه مرطوب نرگس،به انتظار تو، و تو در درون مه پیدا شدی، مه را شکافتی و پیش آمدی، و با چشمان سیاه سیاهت دمادم واقعی تر شدی، تا زمانی که من واقعیت گلگون گونه های گل انداخته ات را بوییدم، آنگونه که تو، گلهای نرگس مرا بوییدی، و از اینکه به انتظارت ایستاده ام، با گونه های گلگون تشکر کردی، و با هم، دوان، در در درون مه، به خانه رفتیم
More...
0 comments
like
(3 people liked it)
Aug 12, 2009
عشق به دیگری ضرورت نیست حادثه است
عشق به وطن ضرورت است نه حادثه
عشق به خدا ترکیبی است از ضرورت و حادثه
عشق به وطن ضرورت است نه حادثه
عشق به خدا ترکیبی است از ضرورت و حادثه
Oct 23, 2008
اگه کتابو نیمه کاره ول میکردم 3 یا 4 ستاره به این کتاب میدادم..کتاب بسیار خوب شروع میشه و تا نیمه های در قلب واقعه هم خوبه اما از اونجا به بعد سیر نزولی پیدا میکنه..از اون حالت
بکر و ساده اش در میاد و غرق شعار میشه..هر چند شاعرانه بودن نثر ابراهیمی مثل همیشه قابل ستایشه اما منی که اول بار دیگر شهری که دوست میداشتم رو خوندم و بعد اومدم سراغ این کتاب،یکم تو ذوقم خورد... More...
بکر و ساده اش در میاد و غرق شعار میشه..هر چند شاعرانه بودن نثر ابراهیمی مثل همیشه قابل ستایشه اما منی که اول بار دیگر شهری که دوست میداشتم رو خوندم و بعد اومدم سراغ این کتاب،یکم تو ذوقم خورد... More...
Apr 24, 2011
راهی برای تصور یک زندگی و یک جامعه آرمانی !
لذت درک و شهود یک آرمان و آرزو ...
لذت درک و شهود یک آرمان و آرزو ...
Sep 27, 2009
Ketabe kheili ghashangie! dastan kheili aroom pish mire o aghab jolo mishe!!! Doosesh daWwshtam kheili!!!
