Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “Kelidar” as Want to Read:
Kelidar
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

Kelidar

by
4.25  ·  Rating Details ·  2,229 Ratings  ·  168 Reviews
Der Stamm der Kalmischi weiß keinen Ausweg mehr. Die Herden werden von der Seuche dezimiert, die Steuereintreiber bedrängen sie, die Blutrache droht. Da ziehen die Männer und Frauen in die Berge. Weil sie sich über jedes Gesetz stellen und zu Räubern werden, beginnen die Legenden um sie zu wachsen. Heimlicher Held dieses epischen Romans aber ist das Land Chorassan, die Wie ...more
Taschenbuch, 645 pages
Published January 1st 1999 by Unionsverlag (first published January 1st 1976)
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.
This book is not yet featured on Listopia. Add this book to your favorite list »

Community Reviews

(showing 1-30)
filter  |  sort: default (?)  |  Rating Details
Ahmad Sharabiani
Kelidar, Mahmoud Dowlatabadi
عنوان: کلیدر؛ نویسنده: محمود دولت آبادی؛ تهران، پارسی، 1368؛ ده جلد در پنج مجلد؛ چاپ دیگر: تهران، فرهنگ معاصر، 1368؛ در پنج مجلد، چاپ دیگر: 1372؛ در پنج مجلد؛ چاپ بیستم 1387؛
اهل خراسان مردم کرد بسیار دیده اند. بسا که این دو با یکدیگر در برخورد نیز بوده اند. خوشآیند و ناخوشآیند. اما این که چرا چنین چشمهاشان، به «مارال» خیره مانده بود؟ خود نیز نمیدانستند. «مارال» دختر کرد، دهنه ی اسب سیاهش را به شانه انداخته بود، گردنش را سخت و راست گرفته بود، و با گامهای بلند، خوددار
...more
Pardis Zareie

دیشب گل محمد مرد.
وقتی مصاحبه محمود دولت آبادی را دیدم هنوز گل محمد را نمیشناختم، اون لحظه ای که گفت اشک میریختم و مرگ گل محمد را مینوشتم گفتم خوب حس یه نویسنده هست و طبیعی هست.
دیشب که گل محمد مرد، گریه نکردم حتی بغض هم نکردم. کتاب را بستم ساعت را نگاه کردم ۰۰:۵۷ نصف شب بود و باید میخوابیدم. صبح باید زود بیدار بشم و برم سر درسم.
ساعت ۱:۲۳ هنوز نتونستم بخوابم. نمیدونم چه مرگیم شده ، دیشب هم همش خواب جنگ و خون ریزی دیدم و نتونستم درست بخوابم.
ساعت ۲:۱۰ بهتره بلند بشم و یه چیزی بخونم یا یه فیلم نگا
...more
Hamid
Feb 04, 2017 Hamid rated it it was amazing  ·  review of another edition
چی بنویسم؟ الان جلد دهم تموم شد.. انگار من هم داغدار گلمحمدم..انگار من هم شریک بغض و خشم خفته بلقیسم، شریک تنهایی مارال... چقدر چقدر چقدر غم داشت این پایان.. فکر کنم تا همیشه مبهوت این پایان بندی بی نظیر محمود دولتآبادی خواهم ماند...و غمگین تمام شدن کلیدر ...more
Shadi
May 30, 2014 Shadi rated it it was amazing  ·  review of another edition
گل محمد: « زندگانی کرده ایم خان عمو، یک بار زندگانی کرده ایم و هیچ آدمی در این دنیا بیش از یک بار زندگانی نمیکند. خوب اگر نگاه بکنی می بینی که زندگانی کرده ایم. زندگانی یک بار است و بیش از یک بار هم نیست؛ و ما یک بار زندگانی کرده ایم. یک بار است زندگانی، یک بار. همان یک بار که نسیم صبح را به سینه فرو می دهیم، همان یک بار که عطش خود را با قدحی آب خنک فرو می نشانیم، همان یک بار که سیبی را گاز می زنیم و همان یک بار که تن در آب می شوییم و همان یک بار که سوار بر اسب در دشت تاخت می کنیم؛ یک بار... یک ...more
Saman Kashi
پیشتر دربارهی این رمان چیز دیگری نوشته بودم. زمانی که این رمان را شروع به خواندن کردم شانزده یا هفده سالم بود و یادم است آن موقع این رمان را نپسندیدم

اکنون دوازده سال از آن زمان میگذرد و من نیز بسیار بسیار بیشتر خواندهام و دیدهام و روزگار گُرده از دمارم بیرون کشیده است. دوست دارم اگر عمر مجالی باقی بگذارد یک بار دیگر این کتاب را بخوانم. زیباییهایش را کشف کنم. با قهرمانانش همذات پنداری کنم. برایشان ماتم بگیرم و جان کلام: با این ده جلد داستان مدتی زندگی کنم

اگر عمر مجالی دهد
...more
Pooya Kiani
وقتی که زندگانی به راه پلشتی خواست کله پا بشود، پس زنده باد مرگ!
این، جانمایه ی «کلیدر»ه

کلیدر از هیچ شروع و به همه ختم میشه. شخصیتها همگی لعاب خاص خودشون رو دارن. کوچکترینهاشون اسطوره و اسطورهای ترینها به اصرار انسان نگه داشته میشن.

دنیای کلیدر از خودش شکل میگیره، از خودش تغذیه میشه و در نهایت گلمحمدها رو غرق در زهراب واقعیت، به سرنوشت میسپاره.

داستان کلیدر فقط گرته برداری از واقعیت نیست، فقط یک رمان تاریخی نیست، ادبیات کلیدر فقط جملات و کلمات قصار نیست، ادامه ی راه بیهقی یا ادبیات کهن یا امروزی
...more
Parnian
Jun 11, 2013 Parnian rated it it was amazing  ·  review of another edition
آن ها كه تا به آخر رفته اند وانگشته اند تا چیزی بتوانند بگويند
Alireza
Jul 13, 2012 Alireza rated it it was amazing  ·  review of another edition
Shelves: novel
شکی ندارم که گلمحمد عاشق زندگانی است. گلمحمدها عاشق زندگانیاند. چه جای شبهه که زندگانی را باید قدر دانست. چه جای شک؟ شک! شک ...

آتش را جور دیگری خواهم دید و پیش چشمانم، هر بار که به تو بیندیشم، شالی سرخ خواهد گذشت.
...more
Zahra
Nov 27, 2014 Zahra rated it it was amazing  ·  review of another edition
Shelves: favorites, novels
من به قیمت خونم این مردم را،این رعیت مردم را شناخته ام،گل محمد.تو خود هم در این ایام باید دستگیرت شده باشد که با چه جور خلایقی سروکار داشته ای.مردمی که تا بخواهی طمعکار هستند و در همان حال مثل مورچه به کمترین رزق و روزی هم قانعند.جماعتی ذلیل و دروغگو که امید و آرزوهایشان هم مثل خودشان ذلیل و کوچکند.این جور آدمها مرد کارهای بزرگ نیستند.پیش پای پهلوان زانو میزنند،پهلوان را می پرستند،اما خودشان پهلوان نیستند.نمی توانند پهلوان باشند.اینست که همیشه ی خدا چشم و دهانشان باز است تا دیگری برایشان کاری بک ...more
Gisoo
Sep 28, 2013 Gisoo rated it really liked it  ·  review of another edition
یک داستان طولانی و پر از اتفاق که هرچه پیش میره جذاب تر و پخته تر می شه، همون طور که شخصیتهاش بزرگ تر و بهتر می شن.
اگرچه داستان حجم زیادی داره و به تبع اون برای نگارشش مدت زمان زیادی مورد نیاز بوده (حدود 15 سال) ولی به هیچ گسستگی و سکته ای برخورد نمی کنیم و در حقیقت با "یک " کتاب و "یک" داستان روبه رو هستیم...داستانی که خودش از ماجرای زندگی و حالات و تغییرات شخصیت های متعددی تشکیل شده.
کم و بیش در مورد ریشه های واقعی خط اصلی ماجرا و خیلی از شخصیت ها خونده م ولی هنر نویسنده در پرداخت شخصیت ها و پر
...more
Maryam Shahriari
Jun 22, 2007 Maryam Shahriari rated it it was amazing  ·  review of another edition
Shelves: رمان
اين رمان 10 جلدي خيلي قشنگ بود. جلد هاي اولش زياد واسم كشش نداشت ولي 2-3 جلد آخر... از پاش بلند نمي شدم. هنوزم خيلي از توصيفاتي كه توش بود بعد از 3 سال تو ذهنم مونده...
Amin Dorosti
پیشتر بر آن بودم که در پایان جلد دهم چند صفحهای درباره این رمان بنویسم و آن چه را که در آن دیدهام بازگویم! اما اینک که آن را به پایان بردهام، چنان سوگوارم که دستم به قلم نمیرود! به راستی چه کس میتواند به گاهِ سوگواری خویش دست و دل به کاری برد!؟ شاید زمانی دیگر چیزی بنویسم! اما اینک آنچنان سوگوارم که تنها میتوانم بگویم:
به سوگ نشستهام! به سوگ آنکه عشق را به تمامی زیست، به سوگ آنکه مرگ را نیز به عشق زندگانی به آغوش کشید! به سوگ گلمحمدِ سردار! به سوگ خان عمو! به سوگ بیگ محمد! به سوگ گلمحمدها نشستهام
...more
Ali
Oct 14, 2007 Ali rated it it was ok  ·  review of another edition
Shelves: persian-novels
اگرچه رمان در جامعه ی ما چیزی حدود دویست سال دیر به دنیا آمده، در تاریخ صد ساله ی رمان فارسی، کلیدر هم چیزی حدود پنجاه سال دیر به دنیا آمده است. این رمان به دوران داستان های بلند عیاری تعلق دارد، که در سرتاسر آن نه از کثرت گرایی رمان معاصر جهان خبری هست و نه از روایت های مدرن قصه گویی. یک حکایت دراز از یک سلسله وقایعی وصفی و نقلی که تلاش شده به زبانی زیبا روایت شود که اگر در حجم "جای خالی سلوج" بود، که به گمان من تنها رمان خواندنی دولت آبادی ست، از بسیاری جهات پذیرفتنی تر از حجم فعلی می توانست ب ...more
Hz.Motaee
Mar 18, 2016 Hz.Motaee rated it it was amazing  ·  review of another edition
بيرقت بلند گل ممد سردار!

---------------
كتاب اشارات قشنگي داشت براي من،چيزهايي كه نشون ميداد تو جامعه چه خبر بوده و چه خبر هست،هميشه بابقلي بندارها وجود داشتند و خواهند داشت،هميشه ارباب ها وجود داشته و خواهند داشت،حتي در دموكرات ترين كشورها
--------
جمله اي كه خيلي به درد شرايط اين روزهاي من ميخورد،از ستار نقل به مضمون ميكنم:
ارباب ها هميشه ميخوان تا دست چپ و راستت رو شناختي برات آستين بالا بزنن،وقتي سرت رو بالش دو تا شد و چهارتا پا زيرِ لحافت،ديگه نميتوني تكون بخوري،صب تا شب بايد مثله خر آسياب بچرخ
...more
Mahbubeh
Mar 07, 2014 Mahbubeh rated it it was amazing  ·  review of another edition
بیگ محمد: هیچ وقت عاشق بوده ای ستّار؟
عاشق زیاد دیده ام!!
بیگ محمد:راه و طریقش چه جور است عشق؟
ستار:من که نرفته ام برادر!
آنها که رفته اند چی؟آنها چی می گویند؟
ستار:آنها که تا به آخر رفته اند وانگشته اند تا چیزی بتوانند بگویند!

کلیدر-محموددولت آبادی
...more
Neda
Mar 23, 2016 Neda rated it it was amazing  ·  review of another edition
كتاب را تازه تمام كرده ام... يك ماهي ميشود كه با اين كتاب زندگي كرده ام و حالا كه تمام شده غمگينم... مينويسم براي دلِ شكسته ي بلقيس، غمِ شوي مارال، درهم شكستگي شيرو و بيچارگي زيور، كاكل فروافتاده ي بيگ محمد، بزرگي خان عمو، زخم و كينه ي كاري خان محمد و برابراي مظلوميت گل محمد... آي گل محمد...
Negar_nrz
Mar 03, 2014 Negar_nrz marked it as to-read  ·  review of another edition
يك شاهكار ... ميخوانم و لذت ميلرم و غرق ميشوم و ...
Amin Dorosti
Mar 04, 2017 Amin Dorosti rated it it was amazing  ·  review of another edition

پینوشتی بر جلد ششم:
احساس میکنم که در جلد ششم کلیدر، نه تنها از شتاب رویدادها کاسته شده است بلکه در کل، روایت در یک نشیب بی فراز فرو رفته است. شاید این نشیب، آرامشی پیش از طوفان باشد؛ شاید! ولی به هر روی آن چه روشن است این جلد از کلیدر فراز و نشیبهای جلدهای پیشین را نداشت و آرام آرام در بستری که پیشتر فراهم آمده بود پیش میرفت. البته بی شک این سخن بدین معنا نیست که این جلد جذاب نبود و خستهکننده بود. شاید نویسنده در حال پروردن میدانی برای به میان آمدنِ مردمانی دیگر و رخدادهایی دیگرگونه است. گذشته ا
...more
Amin Dorosti
بخش های زیبای جلد نهم به انتخاب من:

شاید شما تعجب کنی از حرف من، ارباب؛ اما به عقیدۀ من بیشتر مردم، بیشتر وقتها دروغ میگویند. نه بیشتر مردم، که همۀ مردم همۀ وقتها دروغ میگویند! فقط وقتهایی که تنها هستند، ممکن است راست هم بگویند. اما به ندرت! چون آدم وقتی هم که تنها میشود، تنهاییاش پر است از دروغهایی که در میان جماعت و با دیگران گفته بوده. حق هم دارند که دروغ بگویند، ارباب؛ چونکه حقیقت آدم را دیوانه میکند! این است که آدمها دروغ میگویند و عیبی هم نیست. چه عیبی دارد؟ وقتی که همه به هم دروغ میگویند د
...more
Mehdi khani
Jun 23, 2010 Mehdi khani rated it it was amazing  ·  review of another edition
آی...چه برادری!چه برادریست این بیگ محمد!بازگشته است.دلاور را از پرابست و پیرامون محله دور کرده و بازگشته است.بازگشته است و با همۀ کوفتگی تن و آشوب خیال،چگورش را از دور،شاید از پناه پنهان چادر،به زمزمه واداشته است.چگور.نوای افسونگر چگور،به عشق آرامش گل محمد.خواست پیشین برادر را،میل او را به شنیدن صدای ساز آنگاه که در وجد بود،بیگ محمد به یاد نگاه داشته است.می نوازد.ملایم و آرامبخش می نوازد.همدل و هماهنگ وضع و حال.نه بی پروا و مستانه،و نه آنگونه به شوق و خشم و به نیرو تا پای را به طلب رکاب از خاک ب ...more
Mehdi khani
Jun 23, 2010 Mehdi khani rated it it was amazing  ·  review of another edition
کلیدر رود رمانی است با نثری زیبا و دل انگیزکه شاخابه هایی متعدد از سرگذشت ها و شخصیت هادارد داستان با مارال شروع می شود و با گل محمد پایان می پذیرد و در این میان شخصیتی آگاه و بریده از احزاب سیاسی به نام ستار پینه وز با گل محمد همراه می شود و با او به کام مرگ میرود
کینه اولین منزلگاهی است که زن دردرون خود به آن می رسد.کینۀ ویرانگر.غوغایی از خشم درونش را برمی آشوبد.آتش فشان درد.گریۀ خشمگین.دستی به نوازش.نگاهی به پذیرفتنش.فریادرسی در د سترس.آبی بر آتش:تو نیز زنی؛فراخور عشق!آرامش.اما دل دریا همیشه ب
...more
Mehdi khani
Jun 23, 2010 Mehdi khani rated it it was amazing  ·  review of another edition
نه!چشمی باز است.چشمهایی بازند.قلبی بی آرام است.کبوتری بال بر دیواره های قفس می کوبد.پروازی شکسته.دلاور آرام نمی گیرد.نمی تواند آرام بگیرد.شب را به آسمان،آسمان را به کلیدر می پیونداند.مارال در نگاهش می خرامد.تنها کلیدر است و مارال.تنها مارال است بربستر سبز گینۀ دشت.ماری بر سبزینه می خرامد.مار می گریزد.چیزی بی فرجام،کاری ناتمام مانده است
«بگذار گم شود!اسبِ نجیبی اگر بود به هر رانی رکاب نمی داد»
چه دلپسند بود اگر کار ،چون افسانه می گذشت؛روان و شیرین و پیروزمند.پیاله ای شراب،بیهوشی و کمند!گزمه مست،درب
...more
Maryam Hosseini
Jul 11, 2014 Maryam Hosseini rated it it was amazing  ·  review of another edition
شیرینی زندگانی بیش از یک بار به کام آدم نمی نشیند ؛
،اما تلخی هایش هر بار تازه اند
...هر بار تازه تر

______________________


وقتی از خود بگذرم از دنیا می گذرم
وقتی از خود و دنیا بگذرم گلوی تو را هم می توانم بجوم
.می توانم بکشمت و همـه عـمرم را سیاه بپوشم و در عزایت گریه کنم
... خشـم من را به شوخی مگیر ، آن جور که دل من را به شوخی گرفتی
Amin Dorosti
Feb 13, 2017 Amin Dorosti rated it it was amazing  ·  review of another edition
Shelves: roman
در جلد چهارم کلیدر، استاد دولتآبادی رمان خود را رفتهرفته از روایتی که بیشتر سویه های شخصی و فردی دارد، به سوی روایتی اجتماعی-سیاسی هدایت میکند. از آغاز تا کنون دردها، رنجها و دغدغهها تا حدود زیادی فردی و شخصی بودند، و هر یک از شخصیتها آنچنان درگیرِ سرنوشت و رنجِ شخصیِ خویش بودند که بی توجه به یکدیگر، گویی هر یک در جزیرهای جداگانه از هم زندگی میکردند؛ حال آنکه از آغاز جلد چهارم رفتهرفته سویههای اجتماعی-سیاسی بیشتر آشکار میشوند و شخصیتهای رمان رفتهرفته ابعاد اجتماعی خود را نیز بیشتر بروز میدهند. د ...more
Mehdi khani
Jun 23, 2010 Mehdi khani rated it it was amazing  ·  review of another edition
اما دریغ؛دریغا که خنجر،دریغا که تیغ از آستین پاره برون می آید،با دست پاره آستینان.بس دریغ همین است،تنها دریغ-شاید-همین.شاید که خون را طریق،جاری بودن است و جاری اگر نیست،خون نیست و زنده نیست و زندگانی نیست.شاید که خون را طریق جاری شدن است.دریغا اما که خون زیبای مردمان با دست مردمان بر خاک جاری می شوددر این میانه،در حدّ فاصل دست و سینه تنها دشنۀ بیگانه است.در این میانه دشنه،بس دشنه دشمن است؛دشنه بیگانه و دشمن است.که دشمن خود روی در نقاب دورویی پوشیده می دارد با دشنه ای که در کف مردم نهاده است از ب ...more
Reyhaneh
Mar 13, 2007 Reyhaneh rated it it was amazing  ·  review of another edition
چهارده سالگي ام مي توانست كاملا متفاوت باشد اگر به جاي اين كتاب آن روز ِ كتابخانه دستم مي رفت سمت كتابي ديگر . بعد از پنج سال دوباره خواندم و دوباره همان سرخوشي و حيرت و شيفتگي
***
نه نام محمود دولت آبادي را شنيده بودم ؛ نه هيچ تعريفي از رمانش . كليدر ، كشف من بود . همين زيبايش مي
كرد برايم
***
امتياز دادن هايم كه از هيچ منطقي پيروي نمي كند . گاهي به احساسم در همان زمان خواندن امتياز مي دهم . گاهي هم امتياز بر اساس ، احساس كنوني ام نسبت به كتاب است . اين امتياز از امتياز هاي زمان خواندن است . رها
...more
Mahdie Bjr
Jul 17, 2015 Mahdie Bjr rated it it was amazing  ·  review of another edition
مدتيه ميخوام راجع به اين كتاب چند خطي بنويسم... اما نميدونم چي بنويسم! واقعا عالي بود...
به همه خوندنش رو پيشنهاد ميكنم
Amin Dorosti
جلد هشتم کلیدر هم به راستی فوق العاده بود.
دست مریزاد استاد دولت آبادی


- چون آدمها عمدتا دو جور هستند، یا - دست کم - من دو جور دیدهام. یک جورش آدمهایی هستند که بدون یقین و ایمان نمیتوانند زندگانی بکنند؛ و یک جور دیگرش آدمهایی هستند که با یقین و ایمان نمیتوانند زندگانی بکنند. راست اینکه بعضی از ایمان هراس دارند و بعضی از بیایمانی دچار وحشت میشوند. آن که ایمان می آورد، از پوکبودن وحشت دارد. و آن که ایمان پیدا نمیکند، از بار سنگین آن وحشت دارد؛ وحشتِ پابندشدن دارد. بعضی خودشان را در قید ایمان، آزاد
...more
Fattane
Jan 24, 2013 Fattane rated it it was amazing  ·  review of another edition
Shelves: favorites
در طول دو هفته، نسخه ی الکترونیکی دوره ی 10 جلدی کلیدر رو تموم کردم، جذاب و گیرا با نگارشی فوق العاده و تاثیرگذار ...
این کتاب نه تنها شاهکار محمود دولت ابادی ست بلکه شاهکار ادبیات ایران هم به شمار می رود، تا به امروز با هیچ اثری به این اندازه گریه نکرده ام، همونطور که دولت ابادی در مصاحبه اش گفته با مرگ گل محمد اشک می ریخته، امروز عزادار گل محمدها هستم ...
شخصیت پردازی فوق العاده خوبی داشت، معمولا اکثر داستان ها بسته به جنسیت نویسنده، از فقدان شخصیت پردازی جنس مخالف رنج می برند اما کلــــیدر چیز
...more
Samaneh Khanlari
نخوانده بودم هم چیزی از دست نمیدادم...:((
یعنی در حد هفتصد هشتصد صفحه بود خیلی هم ممنون میشدیم ولی آخه نه سه هزاااااار صفحه:))

آدميزاد فقط با آب و نان و هوا نيست كه زنده است
اين را دانستم و مي دانم كه آدم به آدم است كه زنده است؛
آدم به عشق آدم زنده است!

کلیدر /محمود دولت آبادی
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 next »
topics  posts  views  last activity   
it is wonderful 6 34 Jan 21, 2015 11:45PM  
خدا قوت 3 24 Jul 01, 2013 01:10AM  
  • آتش بدون دود
  • همسایه‌ها
  • Suvashun (سووشون)
  • (جانِ شیفته (دورۀ چهارجلدی (L'âme enchantée)
  • شازده احتجاب
  • سال بلوا
  • شوهر آهو خانم
  • خانوم
  • دایی جان ناپلئون
  • کوراوغلو
  • عزاداران بیل
  • وردی که بره ها میخوانند
5989821
Persian profile: محمود دولت آبادی
Mahmoud Dowlatabadi (Persian: محمود دولت آبادی) is an Iranian writer and actor, known for his promotion of social and artistic freedom in contemporary Iran and his realist depictions of rural life, drawn from personal experience.

Dowlatabadi is celebrated as one of the most important writers in contemporary Iran, particularly for his use of language. He elevates rur
...more
More about Mahmoud Dowlatabadi...

Share This Book



No trivia or quizzes yet. Add some now »

“شیرینی زندگانی بیش از یک بار به کام آدم نمی نشیند; اما تلخی هایش هر بار تازه اند، هر بار تازه تر.” 39 likes
“درد اینجاست که درد را نمی شود به هیچکس حالی کرد!” 28 likes
More quotes…