Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “کبریت خیس ” as Want to Read:
کبریت خیس
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

کبریت خیس

by
3.6  ·  Rating Details ·  415 Ratings  ·  39 Reviews
مجموعه(انبوخته) شعر سالهای 1381-1383
--
...و «کم ترین ها» را نه بخاطر تواضع (چرا که وضعی در برابر خود نمی بینم.) بل به خاطر این گفتم که شاعران خوب کم اند. صفاری را هم دوست دارم از همین گروه بدانم، با «ترین» یا بی «ترین» خودش می داند. همینکه متعلق به گروه «کم ها» باشیم حرف کمی نیست.
یدالله رویایی
-نوشته ی پشت جلد-
...more
Paperback, 138 pages
Published 2005 by انتشارات مروارید
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about کبریت خیس, please sign up.

Be the first to ask a question about کبریت خیس

Community Reviews

(showing 1-30)
filter  |  sort: default (?)  |  Rating Details
Ahmad Sharabiani
Nov 18, 2015 Ahmad Sharabiani rated it really liked it
آسمان
و هرچه آبی دیگر
اگر چشمان تو نیست
رنگ هدر رفته است . . . بر بوم ِروزهای حرام شده
چه رنگها که هدر رفتند
و تو نشدند
...more
Tandis Toofanian
Jul 24, 2010 Tandis Toofanian rated it liked it
از هزاران زنی که فردا
پیاده می شوند از قطار
یکی زیبا
و مابقی مسافرند
Saman Kashi
میآیی و میرَوی
رنگها
مُدها
و مُدلها را
کوتاه وُ بلند
تند وُ ملایم وُ سنگین
پا به پای فصول
میآوری و میبَری.

دیگر چه باشی چه نباشی
تنها کتاب بالینیِ من شدهای
در این اتاقِ پُر از کتابهای ناخوانده.

با این حواس پنجگانهای که هیچکدام
حساب نمیبَرد از من
هزار بار هم که آمده باشی
صدای پِتپِت ماشینت از کنار خیابان
هنوز گلویم را خشک
و مرطوب میکند کفِ دستانم را

میآیی
میروی
و همیشه پیش از
پشت سر بستنِ در
طوری نگاهم میکنی
که انگار سقف دنیا از سنگ وُ
آسمان لرزهای در راه

...more
mitra
Oct 10, 2008 mitra rated it did not like it  ·  review of another edition
دنيا كوچكتر از آن است
كه گم شده اي را در آن يافته باشي
هيچ كس اينجا گم نمي شود
آدمها به همان خونسردي كه آمده اند
چمدانشان را مي بندند
و ناپديد مي شوند
يكي در مه
يكي در غبار
يكي در باران
يكي در باد
و بي رحم ترينشان در برف.
آنچه به جا مي ماند
رد پايي است
و خاطره اي كه هر از گاه
پس مي زند مثل نسيم سحر
پرده هاي اتاقت را.
Shabnam
در انتظار جه نشسته ای
زمان علف خرس نیست عزیزم
هر ثانیه حرام شده اش را
باید حساب پس بدهی
حواست نباشد
همین ساعت لکنته دیواری
به نیش عقربه های تیزش
اشتیاق مرا
به اجزای موریانه پسند تجزیه می کند
و جشم هایت را می برد
مانند دو تمبر باطل شده قدیمی
در البومی کپک زده بجسباند

نگو کسی به فکرت نیست
و نامت را دنیا از یاد برده است
شاید دنیا
تویی و من
و نام ما مهم نیست در جریده عالم
با حروف درشت جاپ شود
همین که جانانه بر لبی جاری شود
تا ابدیت خواهد رفت
صفحه96
Komail
Nov 12, 2013 Komail rated it liked it

دنیا کوچکتر از آن است
كه گم شده اي را در آن يافته باشي
هيچ كس اينجا گم نمي شود
آدمها به همان خونسردي كه آمده اند
چمدانشان را مي بندند
و ناپديد مي شوند
يكي در مه
يكي در غبار
يكي در باران
يكي در باد
و بي رحم ترينشان در برف
آنچه به جا مي ماند
رد پايي است
و خاطره اي كه هر از گاه
پس مي زند مثل نسيم سحر
پرده هاي اتاقت را
Mostafa
Nov 17, 2015 Mostafa rated it liked it
Shelves: شعر
بعضیاش خیلی خوب بود و بعضیاش هیچی!
زندگی غربیش یه مقدار تو ذوق میزد
*
پرنده
نیستم
اما از قفس بدم می آید
دلم میخواهد آفتاب که سر میزند
پرندگان همه از شادی بال در بیاورند
و مرا هم که خواب صبحگاهی ام بی شک
در بسته و تکراری بیدار کنند.
پرنده قفس نشین نه با طلوع آفتاب
شاد میشود و از غروب آن دلگیر
Azy
Nov 15, 2015 Azy rated it liked it
Shelves: poems, farsi

نگو کسی به فکرت نیست
و نامت را دنیا از یاد برده است
شاید دنیا
تویی و من

و نام ما مهم نیست در جریده عالم
با حروف درشت جاپ شود
همین که جانانه بر لبی جاری شود
تا ابدیت خواهد رفت

soheila
نامگذاری نشریه ادبی

گفتند چرا سنگ
گفتیم مگر در آن صبح غریب
اولین نقشها و کلمات را
اجداد بیابانگردمان
بر سنگ نتراشیدند.

مگر کافی نیست که نانمان هنوز از زیر سنگ بیرون می آید
و ناممان شتابان می رود
که بر سنگ نوشته شود.

سنگمان را کسی به سینه نزد
و سرمان تا به سنگ نخورد آدم نشدیم!

***

Before And After

Before
مثل نیلوفری که بودا
یک صبح بی حکمت بهاری
در آن نگریسته باشد زیبا بود
و زیباتر می شد
وقتی از یاد می برد زیبایی اش را

After
زیبایی اش را
آنقدر از یاد نبرد
که نیلوفر را آب برد وُ
زانوان هیچ بودایی دیگر
کنار برکه سست نشد

**
...more
Soodi
Jun 16, 2008 Soodi rated it liked it
......
گنجشکها فقط یک نت بلدند
آنرا هم برای دل خودشان میخوانند
رفتار غریب آنها
هیچ ربطی به مرده ی شما ندارد
HM
Aug 16, 2013 HM rated it liked it  ·  review of another edition
Shelves: poetry
عباس صفاری خلاای را در زبان فارسی پر کرد که سایه سنگین شعر ذهنی قرن ها پنهان کرده بود.

زندگی روزمره ، اشیاء وافعی، مکالمه با شعر جهان و طنز قدرتمند و دلنشین و زبان ساده و بی تکلف تنها ویژگی های کار او نیستند. او بر خلاف ظاهر ساده شعرش نگاه ژرفی دارد

ذکر چند نمونه از شعرش کافی است تا تفاوت کار او با تمام شاعران پیش از او آشکار شود . جنسی از شعر که زبان فارسی به آن نیاز دارد

::


باران در این شهر ساحلی
مسافری تنهاست
که چشم اندازش را
به میل خویش می آراید:
از سرعت ماشین ها می کاهد
و به سرعت رهگذران می افزاید.
...more
Nastaran
Jun 22, 2015 Nastaran rated it really liked it
خِرت و پِرت های این خانه
چشم تو را که دور می بینند
یکبند پشت سرم حرف می زنند
گلدانها
پرده ها
تختخواب آشفته
ظروف تلنبار شده بر هم
مجلات بازمانده بر میز
حتی این گربه ی بی چشم و رو
که در غیاب تو ترجیح می دهد
حیاط همسایه را..

می گویند تو که نیستی
تنبل می شوم
و سَمبل میکنم هر مهمی را
کسی نیست به این کله پوکها بگوید
وقتی تو نیستی چه فرق میکند
فرقم را از کجا باز کنم
و یقه ام را تا کجا.
از فرودگاه که بردارمت
خواهی دید ریشِ سه روزه ام
سه تیغه است و معطر
و خط اطو باز گشته است
به پیراهن و شلوارم.

~*~*~*~
Roya Shakeri
حالا اين خواب سرراست را آدم
به كدام شير پاك خورده اي بگويد
كه طرف فرويد از آب در نيايد.

خوش به حال اين پروانه ها
كه هيچ زيست شناسي قادر نيست
خوابشان را ثابت كند.
samira
Apr 18, 2012 samira rated it really liked it
به خانه که بازگردم
باید برای این زن بی قرار
که گوشی به دست در باجه تلفن گریه میکرد
شعری بنویسم
می توانم از فلاش بک استفاده کنم
زن را و باجه را یکراست
برگردانم کنار آبهای نازک دل آفرینش
و بیاشوبم با این زجه ی آشنا
آرامش مرجانهای ازلی را
می توانم همانجا
رهایش کنم به حال خود
تا زهر صدایش برای ابد
مسموم کند هوای بهشتی ی فرشتگان را
یا از همان راه رفته ی خیس از اشک
بازگردانمش
به همین تقاطع بی رحم
و با این سکه نیم دلاری
آنقدر به شیشه بکوبم
.تا گور بی تاریخش را گم کند
از فلاش فوروارد هم
میتوانم استفاده کنم
موبایل کوچکی به
...more
Kebrit !!!
Feb 04, 2010 Kebrit !!! rated it really liked it
پسر شش ساله ی همسایه گفته است
اگر دخترها به بازی نگیرندش
عکسشان را لُختِ مادرزاد خواهد کشید
.
نگران نباش عزیز دلم
آنتونی دارد بلوف می زند
فقط نقاش ها قادرند
آدم را لخت مادرزاد بکشند
.
عکس را عصر همان روز
وقتی نشانمان داد به سختی
جلوی خنده خود را گرفتیم
و یاد پیکاسو افتادیم
که گفته بود بچه ها نابغه اند
عکس را ایزابل
به آتش شومینه سپرد
و گریه کنان به اتاقش رفت
ما باز مانده ی شب را
کنار آتش نشستیم
و از زنانی یاد کردیم که پیکاسو
به گریه انداخته بود
ZaRi
Dec 01, 2013 ZaRi added it
Shelves: poem
لازم نیست دنیا دیده باشد
همین که تو را خوب ببیند
دنیایی را دیده است .
از میلیون ها سنگ همرنگ
که در بستر رودخانه بر هم می غلتند
فقط سنگی که نگاه ما بر آن می افتد
زیبا می شود .
تلفن را بردار
شماره اش را بگیر
و ماموریت کشف خود را
در شلوغ ترین ایستگاه شهر
به او واگذار کن .
از هزاران زنی که فردا
پیاده می شوند از قطار
یکی زیبا
و مابقی مسافرند
Arezou
Aug 31, 2014 Arezou rated it really liked it
Shelves: شعر
دور دنیا هم که چرخیده باشی
باز دور خودت چرخیده ای
راه دوری نخواهی رفت
حتی در خواب های آب رفته ات
که تیک تاک بیداری مدام
تهدیدشان می کند.
.
.
.
می گویند دنیا کوچک شده است
و استوا در آینده ای نزدیک
همسایه ی خونگرم قطب خواهد شد.
نه همسفر خوشباور
دنیا هرگز کوچک نمی شود
ما کوچک شده ایم،
آنقدر کوچک که دیگر
هیچ گم کرده ای نداریم
Mohammad Mirzaali
Jul 24, 2013 Mohammad Mirzaali rated it really liked it
صفّاری شاعرِ مرگ و زندگی ست؛ زندگی‌اش عشق است و البته مرگ‌اش: مرگ، و صراحتِ صفّاری در هر دویِ این‌ها در نگاهِ اوّل قدری عجیب است. او ابائی ندارد از «ناخنِ لاک‌زده»‌، «پیراهنِ بی‌آستین»، «زبانِ صورتی»ِ معشوق‌اش بگوید و اضافه کند که لهجه‌ی مید-وِستیِ خانمْ «شهوانی» ست. او شاید وسط شعرش یک‌هُو از لفظِ «دیّوث» استفاده می‌کند و در موارد اوّل و این مورد نه حسِّ هرزه‌نویسی به خواننده دست می‌دهد و نه حسّ هتّاکیِ شاعر. صفّاری با تمام این صراحت‌ها شعرش را به سرِ آدم می‌کوبد و بی‌رحمانه می‌نویسد: «دنیا ...more
Fsn
Mar 11, 2009 Fsn added it
اگر بنویسم سنگ

بی برو برگرد باید

پنجره ای ،سری ،بال پرنده ای

یا چراغ نیمه شب خیابانی را بشکند

در آسیاب دهکده ای متروک

اگربه خواب رفته باشد

حتما ستگ نیست
Amir
Jun 16, 2011 Amir rated it really liked it
Shelves: poetry
طعم شعرهای صفاری عین طعم شعرهای بوکوفسکیه. شعرهایی که از فرط سادگی دل نشینه
.
fatemeh شهبازی
Jul 30, 2012 fatemeh شهبازی rated it really liked it


پرنده

نیستم

اما از قفس بدم می اید.

دلم می خواهدافتاب که سر می زند

پرندگان همه از شادی پر دربیاورند

ومرا هم که خواب صبحگاهی ام بی شک

در بسته وتکراری است بیدار کنند.

پرنده ی قفس نشین نه باطلوع افتاب

شاد می شود نه از غروب ان دلگیر.

عباس صفاری
Abbas Saffari
Feb 08, 2010 Abbas Saffari rated it it was amazing
منظومهي عباس صفاري در کتاب درسي دانشگاههاي آمريکا






خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: فرهنگ و ادب -


.........
ترجمهي شعر بلند «حکايت ما» سرودهي عباس صفاري براي چهارمين سال متوالي در چاپ جديد کتاب درسي دانشگاههاي آمريکا قرار گرفت.
به گزارش بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين منظومه يک پارودي مدرن است بر اساس داستان آدم و حوا که اولينبار در سال 2004 با ترجمهي الهام راثي در نشريهي اينترنتي «کلمات بدون مرز» وابسته به کالج بارد نيويورک انتشار يافت. ضميمهي ادبي روزنامهي نيويورکتايمز نيز در ه
...more
Mohamad Yoosofi
Jul 23, 2014 Mohamad Yoosofi rated it it was ok
Shelves: شعر
شعرهای عباس صفاری را احتمالاً باید نمونه‌ی «شعر ساده»‌ای دانست که این‌روزها بیش‌تر با شاعرانی چون شمس لنگرودی، شهاب مقربین، سیدعلی صالحی و... شناخته می‌شود. اسلوب این شعرها عمدتاً بر بیرون‌کشیدن شعر از غلظت زبان‌ورزی‌های شاعرانه‌ای استوار است که در شعرهای پیش از آن موج می‌زده است. البته من شخصاً شعرهای این مجموعه را چندان موفق و پرتأثیر نمی‌دانم و فقط تک‌وتوی از آن‌ها را درخشان و قدرت‌مند ارزیابی می‌کنم. دلیل این ناموفق بودن را بیش از هرچیز باید در جداماندگی حال‌وهوای این شعرها از زیست‌جهانِ ...more
Amir ali
Aug 11, 2013 Amir ali rated it liked it
Shelves: شعر-نو
صدای ما را خیر
کسی نمی شنود
کسی نخواهد شنید
آنقدر نشنیدند که گاهی
فکر می کنم زیر آسمان خدا
کسی کر نیست
مائیم که خفه خون گرفته ایم:
تندیس های بی آزاری، زیر باران
در یک میدان قدیمی
و صدایمان التماس مادران پلازا است
که فقط کبوتران را دورمان جمع می کند.
یک شیشه ی ضد گلوله
مابین تازه عروس و شوهرش
دو صندلی اسقاط
و دو گوشی سیاه تلفن
لیز و سرد
مثل دو ماهی مرده،
دل تنگت حالا
هر چه می خواهد بگو!
نه
تنابنده ای نمی شنود
no one، no body، no soul
صدایی که پوست است و استخوان
و خارج نشده از دهان
یک گله شعار و کلمات قصار
از رویش می گذرن
...more
Yasamin Rezaei
Nov 03, 2013 Yasamin Rezaei rated it really liked it
دروغای خوبی گفته.یا به قولی "خوب" دروغ گفته دوستمون.
یکی از معدود شعرای غیر دروغشو اینجا میارم که خیلی دوسش داشتم ؛ خیلی :


"before
مثل نیلوفری که بودا
یک صبح بی حکمت بهاری
در آن نگریسته باشد ، زیبا بود
و زیبا تر می شد
وقتی از یاد می برد
زیبایی اش را

after
زیبایی اش را
آنقدر از یاد نبرد
که نیلوفر را آب برد و
زانوان هیچ بودایی دیگر
کنار برکه سست نشد!"
Vahid Taromi
Oct 28, 2008 Vahid Taromi rated it it was amazing
مجموعه شعری بی نظیر که مانند جهان نویستده اش - عباس صفاری _ پر است از شعرهایی که بزرگ ترین خصوصیتشان چندگانگی فرهنگی است چه در قالب زبانی و فرمال و چه در قالب محتوایی .
Sara
Nov 07, 2013 Sara rated it it was ok
زبان تو باید
پرچم نیلوفر باشد
و لب هایت زرورق سپیده دم
که هر چرندی می گویی یا شعر ناب است یا زمزمه ی آبشار
آنوقت برای همین چارخط مدح بی قافیه
من یک خروار کلام ریز و درشت را
....غربال کرده ام
Parnian
Jan 06, 2013 Parnian rated it really liked it
تقریباً از شاعرای جدید نا امید بودم که رفتم سراغ این کتاب.
خیلی تجربه ی خوبی از شعر موج نو خوندن بود. فازش مدرن بود اما مدرنیته ش افراطی و جوگیری نبود.
Leyla Haghighi
Mar 08, 2016 Leyla Haghighi rated it it was amazing
Shelves: persian-language
محشر..
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 next »
topics  posts  views  last activity   
فوق العاده است 1 10 Aug 31, 2011 10:41AM  
  • باغبان جهنم
  • تو را دوست دارم چون نان و نمک
  • ساعت ۱۰ صبح بود
  • در بندر آبی چشمانت
  • آیدا در آینه
  • پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی
  • از ترمه و تغزل
  • نامه‌ها
  • از این اوستا
  • گزينه‌ اشعار قیصر امین‌پور
  • آینه در آینه
  • غزلیات سعدی
  • خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم
87426
عباس صفاری (متولد در یزد) شاعر ایرانی است. مجموعه شعر او به نام دوربین قدیمی در سال از برندگان سومین دوره جایزه شعر کارنامه شد. شعرترانه «خسته» از فرهاد مهراد نیز سروده صفاری است. او در سالهای تا به همراه بهروز شیدا و حسین نوشآذر سردبیری فصلنامه فرهنگی هنری سنگ را به عهده داشت. او در حال حاضر در لسآنجلس زندگی میکند.
کتاب
در ملتقای دست و سیب: مجموعه شعر ( - )، نشر کارون، لسآنجلس،
تاریک روشنای حض
...more
More about عباس صفاری...

Share This Book



“دنيا كوچكتر از آن است
كه گم شده اي را در آن يافته باشي
هيچ كس اينجا گم نمي شود
آدمها به همان خونسردي كه آمده اند
چمدانشان را مي بندند
و ناپديد مي شوند
يكي در مه
يكي در غبار
يكي در باران
يكي در باد
و بي رحم ترينشان در برف
آنچه به جا مي ماند
رد پايي است
و خاطره اي كه هر از گاه
پس مي زند مثل نسيم سحر
پرده هاي اتاقت را”
126 likes
“نگو کسی به فکرت نیست
و نام‌ات را دنیا از یاد برده است
شاید دنیا
تویی و من”
26 likes
More quotes…