Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “دشنه در دیس” as Want to Read:
دشنه در دیس
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

دشنه در دیس

3.95 of 5 stars 3.95  ·  rating details  ·  386 ratings  ·  10 reviews
Published 2007
more details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about دشنه در دیس, please sign up.

Be the first to ask a question about دشنه در دیس

This book is not yet featured on Listopia. Add this book to your favorite list »

Community Reviews

(showing 1-30 of 523)
filter  |  sort: default (?)  |  rating details
Saman
Oct 10, 2013 Saman added it
Shelves: poem
شعبدهبازان لبخند
در شبکلاهِ درد

...more
Komail
برای چهگوارا

غافلان
همسازند،
تنها توفان
کودکانِ ناهمگون میزاید.

همساز
سایهسانانند،
محتاط
در مرزهای آفتاب.
در هیأتِ زندگان
مردگانند.

وینان
دل به دریا افگنانند،
بهپای دارندهی آتشها
زندگانی
دوشادوشِ مرگ
پیشاپیشِ مرگ
هماره زنده از آن سپس که با مرگ
و همواره بدان نام
که زیسته بودند،
که تباهی
از درگاهِ بلندِ خاطرهشان
شرمسار و سرافکنده میگذرد.

کاشفانِ چشمه
کاشفانِ فروتنِ شوکران
جویندگانِ شادی
در مِجْریِ آتشفشانها

شعبدهبازانِ لبخند
در شبکلاهِ درد
با جاپایی ژرفتر از شادی
در گذرگاهِ پرندگان.



در برابرِ تُندر میایستند
خانه را روشن میکنند.
و
...more
Shokufeh شکوفه  Kavani کاوانی
شاملو ؛ شاملوست و همه ء نقدهایی هم که به او شده از اهمیت کارش برائ ادبیات فارسی نمیکاهد......تازه او هم حق حرف زدن داشت ؛ مگر نه ؟
Ghazal
شانه ات مجابم می کند
در بستری که عشق
تشنگی ست
Amir ali
گفتی که:
« باد، مرده ست!
از جای بر نکنده یکی سقف راز پوش
بر آسیاب ِ خون،
نشکسته در به قلعه بیداد،
بر خاک نفکنیده یکی کاخ
باژگون.
مرده ست
باد!»
گفتی:
« بر تیزه های کوه
با پیکرش،فروشنده در خون،
افسرده است باد!»
تو بارها و بارها
با زندگیت
شرمساری
از مردگان کشیده ای.
این را،من
همچون تبی
ـ درست
همچون تبی که خون به رگم خشک می کند
احساس کرده ام.)
وقتی که بی امید
وپریشان
گفتی:
«مرده ست باد!
بر تیزه های کوه
با پیکر کشیده به خونش
افسرده است باد!» ـ
آنان که سهم شان را از باد
با دوستا قبان معاوضه کردند
در دخمه های تسمه و زرد آب،
گفتند در
...more
Farhad
دفتر از پخته ترين كارهاي شاملو از نظر فكري است.حركت شعر اجتماعي كه از هواي تازه ققنوس در باران مرثيه هاي خاك شكفتن در مه پيشتر آغاز شده بود در اين جا به تجلي مي رسد.يعني اگر ابراهيم در آتش دفتري براي ابراهيم بود در اين جا به جامعه و فضاي ابراهيم توجه شده است.از نظر زباني هرچند يكدستي واژه ها و جمله ها خوب به چشم مي خورد ولي وزن و ارائه همانند ابراهيم در آتش است.بخشي از شعرها در ايران و باقي در سفرهاي پايان روزگار رژيم گذشته به كشوهاي ديگر سروده شده است و شاعر خسته يك چيز را جست و جو مي كند:آزادي ...more
Zari
Jan 03, 2014 Zari added it
Shelves: poem
تارهایِ بیکوک و
کمانِ بادِ وِلنگار
باران را
گو بیآهنگ ببار!
غبارآلوده، از جهان
تصويری باژگونه در آبگينهیِ بیقرار
باران را
گو بیمقصود ببار!
لبخندِ بیصدایِ صدهزار حباب
در فرار
باران را
گو به ريشخند ببار!
چون تارها کشيده و کمانکشِ باد آزمودهتر شود
و نجوایِ بیکوک به ملال انجامد،
باران را رها کن و
خاک را بگذار
تا با همه گلویاش
سبز بخواند
باران را اکنون
گو بازیگوشانه ببار!
...more
طيبه تيموري
چه بی تابه می خواهمت ای دوریت
آزمون تلخ زنده به گوری!
چه بی تابه تو را طلب می کنم!
بر پشت ِ سمندی
گوئی
نوزین
که قرارش نیست.
و فاصله
تجربه ئی بیهوده است.
بوی پیرهنت،
این جا
و اکنون. ـ
کوه ها در فاصله
سردند.
دست
در کوپه وبستر
حضور مانوس ِ دست تو را می جوید،
و به راه اندیشیدن
یاس را
رج می زند
بی نجوای ِ انگشتانت
فقط.-
و جهان از هر سلامی خالی است
Nafise 983
چه بي تابانه مي خواهمت اي دوريت آزمون تلخ زنده به گوري چه بي تابانه تو را طلب مي كنم
برپشت سمندي گويي نوزين كه قرارش نيست
و فاصله
تجربه اي بيهوده است
بوي پيرهنت
اينجا و اكنون
كوه ها در فاصله سردند
دست
در كوچه و بستر
حضور مانوس دست و را مي جويد
وبه راه انديشيدن
ياس را رج مي زند
بي نجواي انگشتانت
فقط
و جهان از هر سلامي خالي است(
Mojgan
گزمه ها قدیسانند ، گزمه ها قدیسانند
Yasamin RN
Yasamin RN marked it as to-read
Jun 13, 2015
Mehdi
Mehdi added it
Jun 02, 2015
Laleh
Laleh added it
Mar 02, 2015
کوروش شاپور
کوروش شاپور marked it as to-read
Feb 01, 2015
Sara
Sara added it
Jan 30, 2015
حنانه حسینی
حنانه حسینی marked it as to-read
Dec 02, 2014
Fatemesalehi
Fatemesalehi marked it as to-read
Nov 22, 2014
Mitra
Mitra marked it as to-read
Nov 20, 2014
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 17 18 next »
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »
  • ایمان بیاوریم به آغازِ فصلِ سرد
  • از این اوستا
  • دیر آمدی ری را ! باد آمد و همه رویاها را با خود برد
  • سه دفتر
  • آرش کمانگیر
  • سطرها در تاریکی جا عوض می‌کنند
  • از ترمه و تغزل
  • تو را دوست دارم چون نان و نمک
  • باغبان جهنم
  • غزلیات سعدی
  • در بندر آبی چشمانت... گزینۀ شعرهای عاشقانه
  • شعر زمان ما - احمد شاملو
  • مجموعه اشعار حمید مصدق
6904638
از ویکی پدیای فارسی
احمد شاملو، الف. بامداد یا الف. صبح ( آذر - مرداد )، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگنویس ایرانی و از بنیانگذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام میشد و از همین روی، خانواده اش هرگز نتوانستند برای مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش د
...more
More about احمد شاملو...
(مجموعه آثارِ احمد شاملو (دفترِ یکم: شعرها 1378-1323 آیدا در آینه هوای تازه قصّه‌ی دخترای ننه‌دریا ابراهیم در آتش

Share This Book