reviews
Jun 27, 2008
اين كتاب به شدت تحت تأثير سري (ده فرمان) ساختهی فیلمساز فقید ( کریشتف كيشلوفسكي ) نوشته شده است. با اين تفاوت كه شما ملاحظه ميفرماييد تقريبن فضا همان است، آدمها همانها هستند و تنها كاري كه انجام شده اين است كه رنگ ايراني و نام ايراني به شخصيتها و مكانها داده شده است
و صد البته آن تفکری که در (ده فرمان) موج میزند در این کتاب به صورت اندیشهای در حد و اندازههای سریالهای درجه دو و سه سیمای جمهوری اسلامی وجود دارد More...
و صد البته آن تفکری که در (ده فرمان) موج میزند در این کتاب به صورت اندیشهای در حد و اندازههای سریالهای درجه دو و سه سیمای جمهوری اسلامی وجود دارد More...
0 comments
like
(2 people liked it)
Sep 07, 2010
ویژگی کلی کتاب های مستور ساده و روان بودن آنهاست. طوری که می توان بدون اینکه آنها را به زمین گذاشت، تا صفحه آخر خواند. این خصوصیت در این کتاب بیشتر از دو کتاب قبلیش بود که من خوندم(روی ماه خداوند را ببوس و من گنجشک نیستم).
برتری این کتاب نسبت به آن دو این بود که کمتر حالت شعاری داشت. در واقع همون مضمون رو داشت اما بر خلاف دو کتاب قبلیش، منظورش رو به صورت کاملاً غیرمستقیم بیان می کنه.
این کتاب روایتگر زندگی چندین نفره که در یک ساختمان زندگی می کنند در عین حال که هیچ ربطی به هم ندارند و More...
برتری این کتاب نسبت به آن دو این بود که کمتر حالت شعاری داشت. در واقع همون مضمون رو داشت اما بر خلاف دو کتاب قبلیش، منظورش رو به صورت کاملاً غیرمستقیم بیان می کنه.
این کتاب روایتگر زندگی چندین نفره که در یک ساختمان زندگی می کنند در عین حال که هیچ ربطی به هم ندارند و More...
0 comments
like
(1 person liked it)
Jul 04, 2009
from : Mohtataneh.blogfa.com
"با شما هستم! با شما عوضي ها که عينهو کرم داريد تو هم مي لوليد. چي خيال
کرديد؟ همه تون از وزير و وکيل گرفته تا سپور و آشپز و پرفسور آخرش مي شيد دو عدد.خيلي که هنر کنيد خيلي که خبر مرگتون به خودتون برسيد، فاصله دو عددتون ميشه صد. صدام رو مي شنفيد؟ مي شيد يه پيرمرد آب زيپوي بوگندو. کافيه دور تند نيگاش کنيد. همين که دور تند نگاش کرديد مي فهميد چه گندي زديد. مي فهميد چه چيز مزخرف و هجوي درست کرديد. حالا با اين عجله کدوم جهنمي قراره بريد؟ قراره چه غلطي بکن More...
"با شما هستم! با شما عوضي ها که عينهو کرم داريد تو هم مي لوليد. چي خيال
کرديد؟ همه تون از وزير و وکيل گرفته تا سپور و آشپز و پرفسور آخرش مي شيد دو عدد.خيلي که هنر کنيد خيلي که خبر مرگتون به خودتون برسيد، فاصله دو عددتون ميشه صد. صدام رو مي شنفيد؟ مي شيد يه پيرمرد آب زيپوي بوگندو. کافيه دور تند نيگاش کنيد. همين که دور تند نگاش کرديد مي فهميد چه گندي زديد. مي فهميد چه چيز مزخرف و هجوي درست کرديد. حالا با اين عجله کدوم جهنمي قراره بريد؟ قراره چه غلطي بکن More...
0 comments
like
(2 people liked it)
Jul 28, 2011
این کتاب رو پیمان تو خوابگاه بهم داد. یادمه برای اینکه ببینم خوشم میاد یا نه ابتدای کتاب رو همونجا خوندم و خیلی هم خوشم اومد. اونجایی که دانیال سر کج و کوله اش رو از پنجره کرده بود بیرون و داشت سر مردم داد می کشید. موقعیت های دیگه ای هم تو ساختمان خاوران اتفاق می افتاد که فکر نکنم یادم بره. مثل سیمین و فریزرش و اون شاعره که دلش نمی خواست به (ماهش) سیمین دست بزنه و ترجیح می داد نگاش کنه. ولی بهترین جای کتاب همون متن فریاد های دانیال بود. مستور اسم کتاب رو عالی انتخاب کرده گرچه اول برام سوال بود
More...
0 comments
like
(1 person liked it)
Jan 03, 2011
تنها دلیلی که اول میخواستم به این کتاب یک ندم این بود که فکر میکنم نویسنده میدونه که کتابش فاجعس و اینو توش میگه و این که چرا با وجود این که میدونه فاجعس چاپش کرده ایراد نویسندس نه کتاب. ولی دیدم واقعا نمیتونم یک ندم. تمام مدت داشتم حس میکردم دارم تلویزیون خودمونو به روایت مجریهای سحر ماه رمضمون میخونم. اگر به صورت ناخودآگاه نویسنده ظرافتی به خرج داده، چند سطر بعد با توضیحی بسیط ظرافت خودش رو با خاک یکی کرده. به نظر من قسمت تا حدودی بد کتاب در مقایسه با بقیه قسمتهای فاجعه، یکم قبل از آ
More...
Sep 07, 2010
به نظرم برخلاف داستان کوتاههای مصطفی مستور که سرشاز از نوآوریه، داستان های این کتاب تقریبا قابل پیش بینی و تکراری بودن( شایدم زیادی واقعین واسه همین آشنا به نظر میرسن) اما به نظرم تاثیری که آدمها ناخواسته و غیرمستقیم و ندانسته روی هم دارن یک اصل غیر قابل انکار که اصلا اشاره ای بهش نشده، هرکدوم از آدما فقط قصه خودشون تعریف می کنند!
More...
Apr 17, 2010
حالم از این کتاب بهم نخورد. اما از مصطفی مستور و این روشنفکر نمایی مذهبیش چرا
مستور با ترجمه و نقد داستانهای ریموند کارور لطف بزرگی در حق ادبیات کرد ولی با نوشتن این کتاب و روی ماه خداوند رو ببوس نشون داد که آدمیه که یا شعور فرهنگی پائینی داره, یا حاضره برای رسیدن به یه سری مقام خاص خیلی کارها بکنه
در هر دو صورت کتاب هاش احمقانه ست More...
مستور با ترجمه و نقد داستانهای ریموند کارور لطف بزرگی در حق ادبیات کرد ولی با نوشتن این کتاب و روی ماه خداوند رو ببوس نشون داد که آدمیه که یا شعور فرهنگی پائینی داره, یا حاضره برای رسیدن به یه سری مقام خاص خیلی کارها بکنه
در هر دو صورت کتاب هاش احمقانه ست More...
Oct 12, 2011
عنوان داستان از فرمايشي از حضرت علي است: دنياي شما در نظر من بي ارزش تر است از استخوان خوك در دستهاي جذامي. همين عنوان درونمايه كتاب را هم بيان مي كند. رماني كه شخصيتهاي آن ساكن برج مسكوني خاوران هستند كه ظاهرا از چند طبقه اجتماعي مختلف در اين برج ساكن هستند از نوذر كه در آپارتمان شصت متري ساكن است تا آن جوانهايي كه در آپارتمان دويست و خرده اي متري پارتي گرفته اند.از دكتر اخترشناس تا سوسن تن فروش. و مستور در ابتدا تك تك به سراغ هر كدام از اين ساكنين مي رود و در آخر كه داستان به لحظات اوجش مي رسد
More...
Sep 25, 2008
استخوان خوک در دستان جذامی : در کتاب آمده حضرت علی ( ع) در وصف دنیا می فرماید : به خدا سوگند که دنیای شما در نزد من پست و حقیرتراست از استخوان خوکی در دست جذامی.
داستان واقعیات زندگی را به خوبی به تصویر کشیده و شخصیت جذاب داستان " دانیال " با فریادهای گاه و بی گاهش پرده از این واقعیات برمیدارد .
داستان درباره افراد متفاوتی است که در یک آپارتمان زندگی می کنند ، نمونه ای از افراد هرروزی .
و دانیال همه را می بیند و فریاد می کشد . نمونه ای از حرفهایش : زندگی و به فیل More...
داستان واقعیات زندگی را به خوبی به تصویر کشیده و شخصیت جذاب داستان " دانیال " با فریادهای گاه و بی گاهش پرده از این واقعیات برمیدارد .
داستان درباره افراد متفاوتی است که در یک آپارتمان زندگی می کنند ، نمونه ای از افراد هرروزی .
و دانیال همه را می بیند و فریاد می کشد . نمونه ای از حرفهایش : زندگی و به فیل More...
0 comments
like
(1 person liked it)
Sep 12, 2008
وقتی این کتابو خوندم که داستان های کوتاه و چند اثری که مستور ترجه شونو به عهده گرفته بود رو قبل ش خونده بودم؛ واسه همین با سبک و روال ش آشنا بودم.
نویسنده تو این داستان،از برخی داستان های کوتاهی که پیش تر چاپ کرده بود استفاده کرده بود و شخصیت هاشو کنار هم چیده بود. از این کار ش اون موقع خوش م نیومد. یعنی خوش م نیومد از داستانی که داستان چه هاشو پیش تر خونده باشم. ولی الا بعد از چن سال،برام فرق چندانی نمی کنه و عادی شده تقریبن؛ چون از نویسنده های دیگه ای هم چنین رویه رو دیدمو خو More...
نویسنده تو این داستان،از برخی داستان های کوتاهی که پیش تر چاپ کرده بود استفاده کرده بود و شخصیت هاشو کنار هم چیده بود. از این کار ش اون موقع خوش م نیومد. یعنی خوش م نیومد از داستانی که داستان چه هاشو پیش تر خونده باشم. ولی الا بعد از چن سال،برام فرق چندانی نمی کنه و عادی شده تقریبن؛ چون از نویسنده های دیگه ای هم چنین رویه رو دیدمو خو More...
Jun 18, 2007
"عاشق دانیالم" در طول کتاب هر بار که دانیال دهانش را باز می کرد این جمله را می گفتم. به نظرم دانیال یک مفسر بود. مصطور زندگی ها را به تصویر می کشید و دانیال آنها را تفسیر می کرد. و تنها چیز هائی که در این روایت ها مشترک بودند، ساختمان خاوران بود و زندگی. زندگی ای که با تمام پویائی خود ادامه داشت. و دانیال هم از طبقه ی چهاردهم این همه پویائی را می دید انگار و بالاتر از همه حتی دکتر مفید هم می دید انگار و حقیقتش هم می دید.
این داستان را دوست می داشتم ، هرچند کمی " مفرح بی درد" More...
این داستان را دوست می داشتم ، هرچند کمی " مفرح بی درد" More...
Jul 08, 2009
کتاب از نظر داستانی به 8-9 تا اپیزود مختلف تقسیم می شه که موازی روایت میشه، این ممکنه تو نظر اول بد بیاد که برای 80 صفحه کتاب انقدر زیاد داستان وجود داشته باشه ولی همینو بگو که من کتابو باز کردم تا تمومش کردم بستمش.
کتاب بیشتر کشش داستانی داره ولی ادبیات و نثرشم خوبه.
کتاب بیشتر کشش داستانی داره ولی ادبیات و نثرشم خوبه.
0 comments
like
(1 person liked it)
Jan 23, 2009
شروع به خواندن که می کنی تا ته داستان را ادامه میدهی. من که اینطور بود. زود خواندمش. شخصیت پردازیهای جالبی دارد ولی به نظرم سوژه اش تکراری و در حد همین فیلم و سریالهای آپارتمانی است. بعضی از شخصیتها هم خیلی تیپیک و جیغ بودند. در کل پسندیدم
Oct 20, 2008
وقتی این کتابو خوندم که داستان های کوتاه و چند اثری که مستور ترجه شونو به عهده گرفته بود رو قبل ش خونده بودم؛ واسه همین با سبک و روال ش آشنا بودم.
نویسنده تو این داستان،از برخی داستان های کوتاهی که پیش تر چاپ کرده بود استفاده کرده بود و شخصیت هاشو کنار هم چیده بود. از این کار ش اون موقع خوش م نیومد. یعنی خوش م نیومد از داستانی که داستان چه هاشو پیش تر خونده باشم. ولی الا بعد از چن سال،برام فرق چندانی نمی کنه و عادی شده تقریبن؛ چون از نویسنده های دیگه ای هم چنین رویه رو دیدمو خو More...
نویسنده تو این داستان،از برخی داستان های کوتاهی که پیش تر چاپ کرده بود استفاده کرده بود و شخصیت هاشو کنار هم چیده بود. از این کار ش اون موقع خوش م نیومد. یعنی خوش م نیومد از داستانی که داستان چه هاشو پیش تر خونده باشم. ولی الا بعد از چن سال،برام فرق چندانی نمی کنه و عادی شده تقریبن؛ چون از نویسنده های دیگه ای هم چنین رویه رو دیدمو خو More...
Nov 12, 2011
داستانی تجاری و کم عمق...شخصیت های کپی پیست شده از جاهای مختلف...ادبیاتی از مدافتاده...افسوس می خورم که چرا چنین کتابهای که حرف تازه ای برای گفتن ندارند ،جایزه می گیرند و برای بیستمین بار تجدید چاپ می شوند.
May 31, 2008
اون پايين داريد چي كار ميكنيد؟ با شما هستم! با شما عوضي ها كه عينهو كِرم داريد تو هم ميلوليد. چي خيال كرده ايد؟ همهتون، از وكيل و وزيرگرفته تا سپور و آشپز و پروفسور، آخرش ميشيد دو عدد. خيلي كه هنر كنيد، خيلي كه خبر مرگ تون به خودتون برسيد فاصلهي دو عددتون ميشه صد. صدام رو ميشنفيد؟ ميشيد يك پيرمرد آب زيپوي عوضي بو گندو. كافيه دور تند نيگاش كنيد. همين كه دور تند نيگاش كرديد ميفهميد چه گَندي زده ايد. ميفهميد چه چيز هجو و مزخرفي درست كرده ايد.
More...
Nov 28, 2010
نسبت به چند داستانی که از مصطفی مستور خواندهام داستان بهتری به نظر میآید نکته که در اکثر آثار مستور به چشم میخورد این رنج و عذابی است که از زندگی آپارتمانی دارد!
Jun 15, 2010
کتابی بود که مرا جذب کرد و در پایان از خواندن اش راضی بودم. مستور توصیف های دقیقی از حالتهای روحی شخصیت هایش ارائه می کند و به خوبی تو را وارد فضای زندگی آنها می کند. در عین حال که که همه چیز ساده و روان بیان می شود و از پیچیدگیهای بیهوده عاری است، اما می دانی که نگاه نویسنده عمیق و تحلیلگر است.
More...
Jan 21, 2008
کتاب بدی نبود ولی یک مساله ای هست که تو کنابای مسنور خیلی تو ذوق می زنه اونم اینه که از موقعیت های کلیشه ای خیلی استفاده می کنه، کافیه یه نگاهی سرسری به کتاباش بندازید تا متوجه این نکاه بشید، انگار برای مستور همه ی آدما یه جور عاشق می شن، یا یه جور به تلفن جواب می دن، کلن همه شون مثل همن، دغدغه هاشون شاید در ظاهر فرق کنه ولی در باطن یکیه، خلاصه این که به غیر از روی مته خداوند را ببوس باقی کتاباش حرف تازه ای برای گفتن ندارند.
الهام More...
الهام More...
Dec 09, 2010
تو به خاطر من ، محض خاطر عشق به من از عشق من عبور می کنی و عاشق کسی می شی که همه دلیل و حجت تو برای عاشق شدنت به اون من هستم ؟
0 comments
like
(1 person liked it)
Oct 24, 2009
نماهایی متفاوت از پلشتی های زندگی....با حرکت محسوس دوربین و دکوپاژ منحصر بفرد مستور
Oct 12, 2011
آنتوني فلو رو كه ميشناسي؟مي گه توي اين دنياي عوضي و هيشكي به هيشكي ديگه چي بايد اتفاق بيفته كه مومنان اقرار كنند خداوندي در كار نيست يا اگه هست خيلي مهربون نيست؟
Merged review:
آنتوني فلو رو كه ميشناسي؟مي گه توي اين دنياي عوضي و هيشكي به هيشكي ديگه چي بايد اتفاق بيفته كه مومنان اقرار كنند خداوندي در كار نيست يا اگه هست خيلي مهربون نيست؟ More...
Merged review:
آنتوني فلو رو كه ميشناسي؟مي گه توي اين دنياي عوضي و هيشكي به هيشكي ديگه چي بايد اتفاق بيفته كه مومنان اقرار كنند خداوندي در كار نيست يا اگه هست خيلي مهربون نيست؟ More...
Sep 27, 2008
داستانی با حضور ـ تقریبا ـ تمام شخصیت های داستانی مستور در داستان های کوتاهش. با وجود اینکه همه این افراد در آپارتمانی جمع شده اند اما ذهن به هیچ وجه به سمت و سوی فیلم "اجاره نشین ها" نرود؛ زیرا اصولا هیچ ربطی ندارد! مثل این ریویو که به آن فیلم هیچ ربطی ندارد! (توضیح:ریویو بعداز 12 شب چنین چیزی از آب درمیآید!) ـ
More...
