Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “انگار گفته بودی لیلی” as Want to Read:
انگار گفته بودی لیلی
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

انگار گفته بودی لیلی

3.16  ·  Rating Details ·  864 Ratings  ·  49 Reviews
Paperback, 182 pages
Published by مرکز (first published 2000)
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about انگار گفته بودی لیلی, please sign up.

Be the first to ask a question about انگار گفته بودی لیلی

Community Reviews

(showing 1-30)
filter  |  sort: default (?)  |  Rating Details
Saman Kashi
Aug 20, 2007 Saman Kashi rated it did not like it  ·  review of another edition
Shelves: novel
مجنون را ميبرند پيش طبيب از براي حجامت. ميگــــريد. او را ميگويند: تو را چه ميشود؟ تو كه اهل ترس نبودي.
ميخندد و ميگويد: ليك از ليلــي وجود من پُــر است
...more
Tahmine
May 28, 2010 Tahmine rated it liked it
بمبها از آسمان افتادند توي خانه همسايه، تو از ايوان پرت شدي و مردي....
هنوز هم جادوي اين جملات ابتداي كتاب را نتوانسته ام كشف كنم. آن روزها وقتي مي خواندمش با خودم فكر مي كردم چه جرأتي دارد نويسنده اش كه همه كتاب را توي همين جملات اول لو داده....
Mohsen Sad
Nov 21, 2009 Mohsen Sad rated it really liked it
بلد نیستم زندگی کنم

نمیتوانست راه برود.دمپایی دستش میکرد و خودش را به زور به زمین میکشید


داستان آرام پیش میرود و در حالی که آرام میگیری نیشت میزند و زهرش را با تمام وجود حس میکنی.

خواندنی است
لیلی
Sep 23, 2013 لیلی rated it really liked it
Recommends it for: دوستداران چهل سالگی، به همین سادگی،چراغ ها را من خاموش می کنم، و حتی پنجره زودتر می میرد
Recommended to لیلی by: Azadeh sharifi
خوب بود. خوب و کمی هم گنگ. و شیوه ی روایتش خیلی جالب بود؛ اون یک فصلی که از زبان مستانه بود، و بقیه ش که خطاب به علی بود و از زبان شراره. علت انتخاب اسم شخصیت اصلی رو نفهمیدم، اینکه چرا کسی با یک چنینی شخصیت آرومی باید"شراره"باشه؟ یه طور پارادوکسه شاید. شخصیت شراره-نمیدونم چرا-منو یاد زری سووشون مینداخت. قبل از متحول شدنش البته، ولی همون طوری دنبال محبت بود به نظرم، و نیاز به حمایت یک نفر داشت.
و ایده ی کلیِ مرگ یه نفر و تحت تاثیر اون قرار گرفتن همه ی شخصیت ها و زندگی هاشون، با این که شاید خیلی
...more
Ahmad Sharabiani
As if you said leylie (a novel), Sepideh Shamloo
عنوان: انگار گفته بودی لیلی؛ نویسنده: سپیده شاملو؛ تهران، نشر مرکز، 1379، در 182 ص، شابک: 9643054969؛ چاپ هفتم: 9789643054960؛ موضوع: داستانهای نویسندگان معاصر ایرانی قرن 21 م
چاپ دوم 1380، چاپ سوم 1381، چاپ چهارم 1382، چاپ هفتم پاییز 1385، چاپ هشتم بهار 1386، چاپ یازدهم 1388؛ چاپ پانزدهم 1392؛ چاپ شانزدهم 1393؛


Gaurdin
Dec 28, 2015 Gaurdin rated it really liked it
تعلیق تعلیق تعلیق
همیشه جای خودش را در نوشته های سپیده شاملو پیدا میکند. این سبک تب دار و گاه کش دار را دوست دارم، خوب میداند چطور به مرزهای ناپیدا تلنگر بزند.
...more
Mercedé Khodadadi
Apr 20, 2017 Mercedé Khodadadi rated it really liked it
باورم نمیشه سالها پیش سرسری خوندم و از این کتاب بدم اومد
امشب در عرض دو ساعت تمومش کردم و خوشم اومد
شاید مشکل از خوندن من بوده نه کتاب
شاید اون موقع ها با سبک نوشته های پریشان حال ارتباطی برقرار نمیکردم
نمیدونم ولی به خودم و کتابها امیدوار شدم
behnaz
May 28, 2007 behnaz rated it really liked it  ·  review of another edition
صورتگر نقاشم.هر لحظه بتي سازم
وان گه همه بتهارا.درپيش تو بگدازم
صد نقش بر انگيزم.با كوه در آميزم
چون نقش تو را بينم.در آتشش اندازم
Rana Heshmati
Dec 02, 2013 Rana Heshmati rated it it was amazing
Recommended to Rana by: Azadeh sharifi
در طول کتاب حال تهوع داشتم. و با هر کلمهاش دلم میخواست اشک بریزم. ...more
Mahi
Aug 26, 2013 Mahi rated it liked it
Shelves: novel
نقدی از خانم لیلا صادقی:
داستان غالبا حول محور شخصیت این دو زن(شراره و مستانه) و زندگیشان که تقریبا شباهتی به هم ندارد، میگذرد. شراره یک زن نیمه سنتی ست که علیرغم تفاوت شخصیتی زیاد با علی ازدواج کرده و بعد از مرگ او در زمان جنگ بار زندگی خود و تنها فرزندش را به سختی به دوش کشیده.
ابتدا بنظر میرسد که لیلی معشوقه پنهانی علی (همسر شراره) بوده است، اما در آخر معلوم میشود که چنین نبوده. یعنی در واقع اصلن معلوم نمیشود که لیلی دقیقن کیست. عده ای از منتقدان به سادگی میگویند که لیلی نام مستعاری بوده که علی
...more
Niloo
چقدر ناراحت کننده بود...
واقعا اعصابم داغون شد :(
ولی خــیــلـــی عـالـی بود

چقدر حرفای نگفته بین علی و شراره ٫ شراره و مستانه ٫ مستانه و علی! حرفای نگفته بین همشون!
اون فصلی که از زبان مستانه بود واقعا خوب بود! قلبم درد گرفت... محمود واقعا دیوانه بود :-<

مادر علی خیلی شیرین بود... خـــیـــلـــی :)
حرفای قشنگ و مهربونش واقعا به دل می نشست
Ali
Sep 08, 2015 Ali rated it it was ok
Shelves: fiction, persian
[حذف شد]
آزاده
قدرت نویسندگی این زن منو متعجب کرد!
Marzieh ebrahimi
Feb 27, 2016 Marzieh ebrahimi rated it it was amazing
بینهایت کتاب غمناکی ه...اولین بار بود که هنگام خوندن ی کتاب اونقدر ذهنم درگیر میشد که باید کتاب رو چند لحظه ای کنارمیذاشتم تا ذهنم خوانده ها رو هضم کنه و باز ادامه بدم
Afsaneh
Nov 02, 2013 Afsaneh rated it liked it
انگار گفته بودی لی لی قصه زن است ...زن معاصر با زندگی تلخ متاثر از جنگ پر از آشفتگی ،تنهایی و قدرت ...قصه تنهایی و وناکامی و تلخ کامی ...انگار گفته بودی لیلی سراسر درددل زن است زن های تنها و سرگردان که هرچه سعی می کنند از جبر سرنوشت بگریزند دیوارهای همیشگی سنت و جهل آنها را به دام اسارت خود می کشد و حتی لحظاتی تو را به رهایی و عریانی زمینی و تفکر یک عمر آرامش می برد اما ناگهان تو را دوباره به تارعنکبوتی دیگر می اندازد که دیگر رهایی از آن هرگز توی زن ، را میسر نیست
(http://sheeva.blogfa.com/post-
...more
Mehdi Miri Disfani
Jan 29, 2012 Mehdi Miri Disfani rated it liked it
Shelves: farsi-books
اولین کتابی بود که از سپیده شاملو خوندم. احسان تو سفر امسالم به مشهد (تابستان 90) برام انتخابش کرد. بخش اول داستان (مجموع بخشهایی که شراره راوی است و با علی صحبت میکند) را بیشتر پسندیدم. ابتدای رمان جذابه اما به مرور از جذابیت داستان کم میشه و رمان کشش خودش رو از دست میده.
اگرچه تکنیک رمان و استفاده از جریان سیال ذهن رو توش پسندیدم اما به نظر من یه جای کار میلنگید. شاید عدم تسلط کامل نویسنده به این تکنیک دلیلش بوده باشه (شاید هم من با این تکنیک به اندازه کافی آشنایی ندارم).برخی از تکرارها مناسب و
...more
Roozbeh Estifaee
Sep 26, 2013 Roozbeh Estifaee rated it did not like it
اولین سوالم بعد از خوندن این کتاب اینه که جایزه گلشیری تا حالا به کتابی داده شده که ارزش جایزه گرفتن رو داشته باشه؟ آیا این حکم تجربی من، که با خوندن یه تعدادی از برندههای این جایزه میگم اکثر برگزیدههاش حتی در حد افتضاحند، بعد از خوندن همه برندههاش هم صادقه؟ فاجعهای مثل این کتاب، حتی اگه در مقایسه با کتابهای رقیبش هم بهترین بوده (که واقعا برام سخته باورش)، به شکل مطلق ارزش این که اسم «برنده» روش بیاد رو نداره. این کتاب بده، و از اون بدتر جایزه گلشیریه، که عملا دور هم برگزار میشه و به سبک حکمرانا ...more
Elmira
Feb 24, 2007 Elmira rated it it was amazing
Shelves: novel, persian, feminine
This is one of my most favorite books in contemporary persian literature. It relates a story about a woman, who has lost her husband during Iran-Iraq war accidentally, and everything around the woman, from the physical environment up to the concepts in her mind, and memories.

The language used is completely easy, and it serves great for the sophisticated structure of the story. The descriptions are wonderful and smart. The whole story is masterfully integrated, in a way that you find no subjects
...more
mobarake  mortazavi
"اگرآن همه لوس نبودم، اصلا گریه نمی کردم. چه می دانستم بیخودی اشک خرج می کنم. چه می دانستم بعدها چقدر آن را کم می آورم..."


× من اعتراف می کنم که برای این کتاب حرف داشتم! اما آنقدر و آنقدر توی مدتی که داشتم می خوندم حرف و نظر شنیدم، و بعضا سلیقه خود را در حلق بنده فرو کردن، که ذهنم دیگه نمی تونه حرف خودشو بزنه :-"
فقط اینو بگم من این نثرِ سیال طور رو دوست دارم، اما بیشتر برای چیزهای کوتاه. و این مدلی نوشتن باید ظرافت خاصی داشته باشه به نظرم که مخاطب خسته نشه. این خوب بود ولی فکر می کنم که یه چیزی ک
...more
Farimahjoub
May 30, 2014 Farimahjoub rated it really liked it
قطعاً پشت قضیه ی نوشتن این کتاب یه تفکر بزرگ بوده البته نسبت به سایر داستان های ادبیات فارسی در دوران جاری چرا که واقعا قسمت های مختلف داستان ارتباط های زیادی با هم داشتند.و نباید لحظه ای از تمرکز بر کتاب غفلت میکردی.البته از طرفی هم یه سری از مطالب کلیدی و ارتباطی مجدداً تکرار میشدند.
Leyla Haghighi
Jul 27, 2010 Leyla Haghighi rated it liked it
Shelves: persian-language
بزرگتر که شد،می نشست توی تخت .این ور آن ورش را نگاه میکرد.می زد زیر گریه.بعدتر میگفت : حالم بده.بعدتر دیگه دیگر نبودی .میرفتم بالای سرش .آب می بردم و شربت تب بر.میگفتم: بخور مامان جون،خوب می شی.
دلم شور میزد.تا صبح بالای سرش راه می رفتم.بعدتر برام آب می آورد و قرص آرام بخش.میگفت: بخواب مامان!بخواب
Maryam
Oct 11, 2007 Maryam added it
آنقدر تعریف این کتاب را شنیده بودم و آنقدر از گفتگوی کوتاه نویسنده در یکی از روزنامه ها لذت برده بودم که دوست داشتم زود زود کتاب را بخوانم.هرچند تکنیک دارد این رمان ولی زبان به شدت اذیت می کند . مخصوصا اینکه روایت غالب است به داستان و ظاهرا قرار بوده کمی سیال ذهن هم بشود که نشده
Reza
Oct 20, 2013 Reza rated it it was ok
ولی فکر کنم باید لحن و شیوه ی روایی مستانه با شراره یه فرقی می کرد!
در واقع رمان یه راوی بیشتر نداشت!
s
Apr 05, 2007 s added it
دلم ميخواد اين كتاب را بخونم
Ideh
Jul 11, 2009 Ideh added it
یکی از بدترین کتاب هایی که تا به حال خوندم
یه جور تنش خاصی داشت که اذیتم می کرد
Parisa
Mar 29, 2008 Parisa rated it liked it
فصل آخر کتاب به نظرم خیلی گیج کننده بود...انگار بعدا به کتاب چسبونده بودند...
azam
Jul 01, 2007 azam rated it liked it
ندا ميگه اين كتاب يعني زندگي!!
Shenoto
قسمت هایی از این کتاب را در شنوتو بشنوید
http://shenoto.com/podcast/2222
Nilo0-0o-o0o0o0o0
INAM HANOOZ NAKHOONDAM .... ASLAN IN SERIE KETABAIE TAZAMO HANOOZ NAKHOONDAM .... BARAIE HAMIN NAZARI NEMIDAM FELAN .... HARCHAND MOTMAENAM ASHEGHE HAMASHOON MISHAM ... MOTMAEN BASHIN KE MOTMAENAM
Saloomeh
Sep 05, 2007 Saloomeh rated it liked it
بیشتر از کتاب به یک تابلو نقاشی شبیه شده
به جمله جمله این کتاب به راحتی میشه جسمیت داد
تصویرسازیش خیلی خیلی قویه
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 next »
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »
  • ویران می‌آیی
  • داستان یک شهر
  • همنوایی شبانه‌ی ارکستر چوبها
  • دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد
  • فریدون سه پسر داشت
  • قصه‌ ی دخترای ننه‌ دریا
  • اسفار کاتبان
  • اولدوز و کلاغ‌ها
  • مهمان مامان
  • نون والقلم
  • شازده احتجاب
  • دریا پری، کاکل زری
  • آداب بی‌قراری
  • حتی وقتی می‌خندیم
  • داستان خرس‌های پاندا: به روایت یک ساکسیفونیست که دوست‌دختری در فرانکفورت دارد
  • عقرب روی پله‌های راه‌ آهن اندیمشک یا از این قطار خون می‌چکه قربان
  • بازی آخر بانو
84288
(Sepideh Shamlou)

سپیده شاملو متولد اسفند ماه ۱۳۴۷ کارشناسی زبان انگلیسی دارد. مدتی مقالاتی درباره سینما نوشت و با انتشار رمان انگار گفته بودی لیلی به عنوان داستاننویس مطرح شد.

آثار

رمان
* انگار گفته بودی لیلی
* سرخی تو از من

مجموعه داستان
* دستکش قرمز

جوایز
رمان انگار گفته بودی لیلی، برندهٔ جایزهٔ هوشنگ گلشیری برای بهترین رمان اول، سال ۱۳۷۹
...more
More about سپیده شاملو...

Share This Book