Ich habe sie geliebt
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating

Ich habe sie geliebt

3.53 of 5 stars 3.53  ·  rating details  ·  2,932 ratings  ·  223 reviews
Pierre, un rico industrial de sesenta y cinco años, invita a Chloé, su joven nuera, a pasar un fin de semana en la casa de campo familiar. Ella acepta, llevada por la necesidad de cambiar de aires ante el reciente abandono de su marido. La amaba está magistralmente tejida en torno al diálogo que ambos mantienen en un momento crucial de sus vidas. Él, siempre arrogante e in...more
176 pages
Published (first published January 1st 2002)
more details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about Ich habe sie geliebt, please sign up.

Be the first to ask a question about Ich habe sie geliebt

This book is not yet featured on Listopia. Add this book to your favorite list »

Community Reviews

(showing 1-30 of 3,000)
filter  |  sort: default (?)  |  rating details
Saman
بُن‌مایه‌ی رمان (من او را دوست داشتم) و خود رمان حتی، چیزی نیست که بتوان از آن گذشت. البته روی سخنم با مخاطبینی‌ست که دغدغه‌ی زندگی ایشان چیزی فراتر از خوردن و خوابیدن و برنج و روغن مصرف کردن و به این‌ها اضافه کنید لنگ و پاچه و خورشت ‌قورمه‌سبزی و شکم و زیر شکم. یعنی به چیزی بیش‌تر از این دغدغه‌های انسان‌های معمولی فکر می‌کنند و فکر یا افکار خود را به فعل در می‌آورند
بعد از مدت‌ها خواندن یک کتاب برای من سخت بود. هر صفحه‌اش و بسیاری از گفت و شنودهای عروس و پدر شوهر برایم تکرار خاطره‌های پیشین و با...more
Shabnam
کتاب "من او را دوست داشتم" به موضوعی پرداخته که مدتی است ذهن مرا مشغول کرده و اخیرا ساعتها به آن فکر کرده ام

این کتاب و دو فیلم "پیش از طلوع آفتاب" و پیش از غروب آفتاب" ( که تقریبا همزمان با همدیده و خوانده شد) مرا بر آن داشت تا بیشتر و عمیق تر نسبت به موضوع عشق و ازدواج فکر کنم

شاید ظاهرا سوژه کتاب و این دو فیلم شباهتی به هم نداشته باشد اما به مسایلی می پردازد که در زندگی خود و دیگران با آن برخورد کرده ایم:
عشق، ازدواج و تعهد

چرا "آدرین" با داشتن دو فرزند و همسری خوب و مهربان و زندگی نسبتا آرام و...more
Azy


باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد . آن قدر که اشک ها خشک شوند ، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد . به چیز دیگری فکر کرد . باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد .

---------------------------------------------------------------------------------------------------

چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟

------------------------------------------------------------------------------------------...more
Kebrit !!!
خوب فکر کرده ام، دچار توهم نشده ام، تو را دوست دارم اما به تو اعتماد ندارم. چون رابطه ما واقعی نیست، شبیه بازی است. حالا که بازی است، هر بازی قاعده هایی دارد. دیگر نمی خواهم در پاریس تو را ببینم. نه در پاریس و نه هیج جای دیگری که تو را بترساندو وقتی با تو هستم دلم می خواهد بتوانم دستت را در خیابان بگیرم و در رستوران ببوسمت، در غیر این صورت لذتی برایم ندارد. در سنی نیستم که حوصله موش و گربه بازی داشته باشم. پس همدیگر را در جاهای دور می بینیم، هر چه دورتر بهتر.
annik
поняла наконец, чем меня так цепляет гавальда.

ее герои не боятся. не знаю, как так вышло, но ее дышащие, любящие, несчастные герои, пропитанные драмой, не боятся того, чего боимся мы – каких-то банальностей. а еще – они не следуют условностям. если у нас иногда срывает ограничитель, – у них его просто нет от рождения. я не уверена, какой путь они проходят, возможно, они топчутся на месте, но я искренне им завидую, и буду читать гавальду, хотя бы потому что все ее герои - бесстрашны глобально.

upd...more
Pris robichaud


Forever Leaving You Wanting Just One More Moment, 21 Feb 2006


"So love is just bullshit" That's it? It never works out?"
"Of course it works out. But you have to fight.."
"Fight how?"
"Every day you have to fight a bit. A little bit each day, with the courage to be yourself, to decide just to be happy"
Pierre is explaining to Chole that you need to work to make love happen.
Anna Gavalda at the age of thirty six and after a failed marriage has written her first novel. This is a beautifully crafte...more
Shafagh
Beyond the catching title of this book, what drew me into reading this book was the sentence wittily chosen from inside the book to go to the hard cover, on the back. Those very few words which made me certain that I wanted to know about this book were: "the courage to make mistakes...".

To me, this book was barely a story about love, but mostly about genuine feelings of humans. Several affairs/relationships are described in this book; however, none of them are the kind you would wish to have one...more
Rebecca
I love good dialog. To me, a book with realistic, seamless dialog -- capturing how people really talk and interact -- is the epitome of the suspension of disbelief in a work of literature. Gavalda (in concert with whoever translates her works from French to English) is a master of realistic dialog.

I haven't read a ton of contemporary French literature, and the little I've read has been translated into English, but based on this scant knowledge, I feel like I do have at least a partial impression...more
Shelley
Someone I Loved is Anna Gavalda's first novel and is obviously inspired by the dissolution of her own marriage. Told from the perspective of a woman in her late 30s, Chloe, it begins with her decision to take her children to her in-laws' lake house after her husband leaves her for another woman. Chloe's father-in-law decides to come along. What ensues is a loaded conversation by the fireplace about love found, love lost, and the realization that no one is truly who you think they are. While Chlo...more
Inga
Nachdem ich "Zusammen ist man weniger allein" so mochte, stolperte ich neulich über zwei weitere, kürzere Romane von Anna Gavalda. Den ersten, "Ich habe sie geliebt", habe ich in zwei Nächten verschlungen und er ist wunderschön. Die Geschichte ist herzzerreißend. Die Frage: Wenn die Liebe ungewollt zuschlägt, entscheidet Mann sich besser für die Liebe oder für die Frau und das Leben, mit dem man verheiratet ist?
Chloé wird von ihrem Ehemann verlassen und ihr Schwiegervater entführt sie zur Erholu...more
Aryan
فکر می کنی زندگیت ارزش زنده ماندن را دارد؟
اوه.. بله... به هرحال کمی... تازه بچه ها
دلیل خوبی است.
بله با تو موافقم، افکار پوچی داشتم. اما طعم خوشبختی را چشیده بودم، نهایتِ خوشبختی... هم هیجان زده بودم و هم کمی وحشت زده. آیا این قدر خوشبخت بودن طبیعی بود؟ درست بود؟ چه بهایی باید بابت آن می پرداختم؟
---
چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تنِ کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چه قدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟
Naghmeh Siami
شروع کردنش خیلی سخته چون مقدمه چینی مبهمی داره و سخت آدمو جذب میکنه ولی وقتی شروع به خوندنش کردم توش غرق شدم و پا به پای شخصیتا تا آخر قصه رفتم و حسشونو درک کردم و براشون غصه خوردم و بهشون حق دادم. یه جور خوشایندی غمگین و واقعیه.


_ پس عشق یک جور حماقت؟ درست است؟ هرگز عاقبتی ندارد؟
_ چرا چرا، اما باید برایش جنگید، باید با خود جنگید
Masumeh
رمان را نخواندم. گوش دادم. به عنوان کتاب صوتی دانلودش کردم و اول با کمی ناراحتی و بعدش در کمال آرامش گوش دادم. برایم جالب بود که همانطور که لم داده بودم یا دراز کشیده بودم کسی برایم کتاب می خواند. گاهی همزمان با خواندن فرو می رفتم در رویا. بعد دوباره پلیر را می زدم عقب تر و دوباره گوش میکردم. صدای راوی پس از پارت اول برایم قابل تحمل شد. انصافن خوب خوانده بود. موضوع قصه برایم جذاب بود.حرف اش تازه و عمیق بود. نگاه تازه ای به موضوعی قدیمی. نگاه خاص یک زن را داشت که مثل زنهای پیش از خودش فکر نمی کرد...more
Leeyla
Mundane as can possibly be. It amazes me how many positive reviews this book received in France... to me it was just the same old plain blah blah blah about relationships : dealing with the breakup, having the courage to make the right decision, fighting for true love... nothing we haven't read or heard before.

Funny, cause we were discussing Anna Gavalda's books with a colleague of mine in the subway the other day, and some woman spontaneously joined into our conversation, telling me how she sha...more
Parisa
دلم می خواست ترجمه عنوان "دوستش داشتم" باشد. دلم می خواست مترجم به جای اینکه بنویسد "تو زیبایی" ترجمه کند "تو خوشگلی". به جای اینکه بگوید "تو زیبای منی" بنویسد " تو خوشگل منی". دلم می خواست ترجمه حس بیشتری منتقل کند. حسی که از پس همین ترجمه هم دارد منتقل می شود اما بدون وسواسی که خود نویسنده در مقدمه کتاب درباره ویراستاری های مکررش نوشته است.


(از مقدمه کتاب):
منتقد مجله ادبی بانوان "ماریان" سبک گاوالدا را اینگونه ارزیابی می کند: "نقطه قوت آنا گاوالدا در این است که همانگونه که آدمی سخن می گوید، می...more
Kate
Devastating. At first glance this is a story of a father acting as apologist for his son's betrayal by recounting the regret-laden story of his own faithfulness. But this is Anna Gavalda — so it's far, far more than that. She takes us into some deep and cloudy waters, in a novel about marriage, love, parenthood, fear, the phases of life, the passing of time. Morality, mortality.

Much of the story unfolds as a conversation between two people in a fire-lit room, over a bottle of wine, in the middl...more
الناز ی
مهم نیست من پیش تو می مانم چون فکر بهتری به ذهنم نمیرسد.اولین بار است که نمیتوانم از عهده ی خودم بر آیم.. من که همبشه همه چیز را پیش بینی میکردم ... من ... گذاشتم هرچه میخواهد بشود
Sara tz
پدری که زندگی آرام، زن ودو بچه ش رو ،به تنها عشق زندگی و معشوقه اش ترجیح میده، ولی همیشه عبوس
پسری که معشوقه اش رو به زندگی آرام و دو بچه اش ترجیح میده، ولی به اشتباهش اذعان میکنه
کدوم کار درست رو انجام دادن؟؟؟؟
آدم ها باید به داشته هاشون بیشتر اهمیت بدن به جای اینکه به دنبال رویاهای اشتباه برن
چقدر خوب که این کتاب رو بعد از کتاب "چراغها را من خاموش می کنم " خانم پیرزاد خوندم.....یاد دکتر برویر در کتاب ". نیچه گریه کرد" هم افتادم چه خوب میشد همه هیبنوتیزم میشدن تا متوجه بشن تصمیمی که میگیرن درسته...more
Jennifer D
I give this novel 4 Stars.

I adored this slip of a story. The prose is refined and sparse with not one superfluous sentence.

The inside jacket description reads as follows:

"With this deceptively simple novel Anna Gavalda delivers an uncommon romance about the unpredictability of love, the toll it takes on its victims - both innocent and guilty - and the unanticipated resilience of its survivors. Caustic, authentic and humanely sensitive, Someone I Loved is a revelatory work of fiction."

This comp...more
Tiina Suvanto
Nautin Anna Gavaldan Viiniä keittiössä (Je l'aimais) äänikirjan muodossa. Se toimi oivasti pidemmillä ajomatkoilla kuskin viihdykkeenä. Olin joitain vuosia sitten lukenut Gavaldalta Kimpassa-kirjan, josta kovasti pidin. Katsoin jälkimmäisestä elokuvankin, joka ei ollut hassumpi sekään.

Viiniä keittiössä lähti liikkeelle vauhdikkaasti, oltiin menossa jonnekin, väsyneinä, lapset nukkuen. Jotain traagista oli tapahtunut ja tapahtumat pyörähtivät käyntiin. Siksi en osannutkaan odottaa, että liki kok...more
Maria
Втората ми книга на Гавалда. И много прилича на първата, която прочетох преди 2 или 3 години - "Утешителната игра", макар "Обичах я" да е първият роман на писателката (справка - анотацията към книгата).
Започва с разпокъсан диалог, от който лека-полека става ясно кой кой е и какво се случва. Малко е изнервящо, защото не е лесно да се проследят репликите на героите, но има и подсказки.
Сюжетът също напомня донякъде "Утешителната игра" - как си тръгва любовта, как идва нова, какъв е животът без лю...more
Varesh
<<< "Je l'aimais" est une bonne définition de "L'obscénité extrême masculin" !!! >>>

زندگی را آموختم: دسته گل های کوچک برای همسران و دسته گل های بزرگ برای معشوقه ها

آدمی هرچه کمتر داشته باشد، کمتر از دست می دهد: شهرت و ثروت دامی برای کودن هاست

"So love is just bullshit" That's it? It never works out?"
"Of course it works out. But you have to fight.."
"Fight how?"
"Every day you have to fight a bit. A little bit each day, with the courage to be yourself, to decide just to be hap...more
Ellie
Chloé’s husband has left her and their children for another woman. She is angry and confused but her father-in-law (or would that be ex father-in-law?), Pierre, comes to the rescue and whisks her away from it all. They have never been close, Pierre generally quiet in her presence but as they talk and argue, she learns so much more about him, and how sometimes you can’t help who you loved.

Someone I Loved is a novella composed mostly of conversations, starting with a car journey and little snippet...more
Amle
I find it really difficult to know what I think of this book. In some ways I like it and others, I don't. The dialogue at the start felt very real but at times confusing in the way the text was divided and in the layout of the pages. It might have been the fault of my edition of the book and me being not-yet-fluent in French. Maybe I'd feel differently about it if I read it in English, maybe not. It got better/easier when it all turned into, more or less, a monologue. The story of Pierre and Mat...more
Michèle
ici, Chloé, récemment abandonnée par son mari, passe quelques jours avec le père de celui-ci. Et ce père raconte que dans sa jeunesse, il a eu une passion interdite, ou plutôt, qu'il s'est interdite, pour une femme. Et que cette négation a pu avoir sur lui et sa famille des conséquences plus subtiles, qu'il résume par une anecdote avec sa fille.

"...Cette petite fille têtue, n'aurait pas préféré vivre avec un papa plus heureux?"

_Je l'aimais_ n'est pas aussi ragaillardissant que Ensemble c'est tou...more
Chambodia
I got this book for a dollar when a bookstore went out of business. My friends and family are always trying to drag me out of those places when I go in, and because of that I didn't realize this is really more of a novella than a novel. The same story is told in French and English.

After the first chapter, nothing actually happens in the story other than talking and moping around. Since it's so short, it's a quick read. I've read so many books revolving around bad choices and regrets. Can't say I...more
Annie Chuiton
«Aucun message.
Bien-sûr.
Suis-je bête.
Suis-je bête...»

«Je me disais : «Allez, il faut pleurer une bonne fois pour toutes. Tarir les larmes, presser l'éponge, essorer ce grand corps triste et puis tourner la page. Penser à autre chose. Mettre un pied devant l'autre et tout recommencer.»
On me l'a dit cent fois. Mais pense à autre chose. LA vie continue. Pense à tes filles. Tu n'as pas le droit de te laisser aller. Secoue-toi.
Oui je sais, je le sais bien, mais comprenez-moi : je n'y arrive pas.
D...more
Ghazal sarabi
رمان خيلي خوبي بود .. خيلي ... هم شيرين هم تلخ ... هم دلنشين هم دل آزار ... واقعي اما ترسناك ...

قسمت هايي ازش كه خيلي دوست داشتم :

* بايد يك بار به خاطر همه چيز گريه كرد. آن قدر كه اشك ها خشك شوند، بايد اين تن اندوهگين را چلاند و بعد دفتر زندگي را ورق زد. به چيز ديگري فكر كرد. بايد پاها را حركت داد و همه چيز را از نو شروع كرد.


* "حق اشتباه" تركيب بسيار كوچكي از واژه ها
يك جمله، اما چه كسي اين حق را به تو خواهد داد؟ چه كسي جز خودت؟

* مسخره است ، عبارات از عهده ي بيان واقعيات بر نمي آيند. بايد خي...more
Nejat et
من او را دوست داشتم گفتمان بین زن و مردی است که از عشق حرف میزنند یکی زخم خورده و دیگری اسیر عشقی چند ساله که تمام شده ، کتاب تا میانه هایش حوصله تان را سر میبرد ، حرفی برای گفتن ندارد و قلم نویسنده ارضایتان نمیکند ، چپتر های انتهایی اما بهتر میشود ، اندوه ها و احساساتی وصف می شود که مانند سیلی شما را به خودتان می آورد ، داغ میکنید و برای نویسنده لبخند میزنید . من او را دوست داشتم را کتابی متوسط و رو به پایین میدانم
Ali Tavakoli
باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد . آنقدر که اشک ها خشک شوند . باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد . به چیز دیگری فکر کرد . باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد .



تجربه ی خواندن آثار ترجمه شده از این نویسنده ی فرانسوی را به همه پیشنهاد می کنم و به خصوص خواندن مجموعه داستان های کوتاه او را که براستی تجربه ای موفق از کلام مکتوب به همان سادگی و به همان دلنشینی است.
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 99 100 next »
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »
  • دیوانه بازی
  • Enough About Love
  • Je vais bien, ne t'en fais pas
  • Jenny
  • Clair de Femme
  • La petite fille de Monsieur Linh
  • Sauve-Moi
  • La rêveuse d'Ostende
  • همنوایی شبانه‌ی ارکستر چوبها
  • La valse lente des tortues
  • In Another Life
  • Aux fruits de la passion (Malaussène, #6)
  • پيکر زن همچون ميدان نبرد در جنگ بوسنی
  • The Hurlyburly's Husband
  • Sans feu ni lieu
  • یک عاشقانه‌ی آرام
  • The Oppermanns
26826
Anna Gavalda is a French teacher and award-winning novelist.

Referred to by Voici magazine as "a distant descendant of Dorothy Parker", Anna Gavalda was born in an upper-class suburb of Paris. While working as French teacher in high school, a collection of her short stories was first published in 1999 under the title "Je voudrais que quelqu'un m'attende quelque part" that met with both critical acc...more
More about Anna Gavalda...
Hunting and Gathering I Wish Someone Were Waiting for Me Somewhere L'Echappée belle 95 Pounds of Hope La consolante

Share This Book

“I think we go well together. I like being with you because I'm never bored. Even when we're not talking, even when we're not touching, even when we're not in the same room, I'm not bored. I'm never bored. I think it's because I have confidence in you, in your thoughts. Do you understand? I love everything I see in you, and everything I don't see. I know your faults, but as it turns out, I feel as though your faults go well with my qualities. We're not afraid of the same things. Even our inner demons go well together! You, you're worth more than you show...” 33 likes
“چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟” 23 likes
More quotes…