Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “لب بر تيغ” as Want to Read:
لب بر تيغ
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

لب بر تيغ

2.34  ·  Rating Details  ·  152 Ratings  ·  13 Reviews
164 pages
Published by چشمه (first published 1390)
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about لب بر تيغ, please sign up.

Be the first to ask a question about لب بر تيغ

This book is not yet featured on Listopia. Add this book to your favorite list »

Community Reviews

(showing 1-30 of 233)
filter  |  sort: default (?)  |  Rating Details
کتابخانه ي ما
سبک نوشتنش را دوست دارم .معرکه است
Mehraveh
Apr 25, 2015 Mehraveh rated it did not like it  ·  review of another edition
اصلا انتظار همچین چیزی رو نداشتم شرط میبندم اگر قرار بود از رو داستان فیلم بسازند شخصیت داوود رو به بهروز وثوق میدادند و در نهایت یه سناریو متوسط بود برای فیلم فارسی
Mina
Aug 30, 2011 Mina rated it did not like it  ·  review of another edition
از این کتاب فقط 20 صفحه خواندم اما حتی یک جمله از آن اشتیاق ادامه مطالعه را در من ایجاد نکرد. فضای داستان را دوست نداشتم و برایم جذاب نبود، پس ادامه ندادم.
MITRA
Oct 30, 2014 MITRA rated it did not like it  ·  review of another edition
تنها چیزی که بعد از تموم کردن کتاب به ذهنت می رسه اینه که " خوب که چی؟". شخصیت ها کاملا نپخته است. مثل بیشتر نویسنده های مرد، نویسنده کاملا در شرح احساسات یک زن از زبان خودش ناتوان بوده( و واقعا نمی دونم چه اصراریه که این کار رو بکنن). حتی در جایی از کتاب که مادر نگران از دیر کردن پسرش داره با خودش حرف می زنه، تا وقتی اسم زن رو ننوشته، شما فکر می کنید این پدر خانواده است که از نگرانی نمی تونه بخوابه و نه مادر. کتاب روان است ولی شاید بیشتر باید روی کتاب کار می کرد. بیشتر اون رو می پروراند. در مجم ...more
Ramtin
خوشم نیومد.دیگه زیادی شبیه رضا موتوری و سلطان ه .
Mohammad
ضعیف ترین کار آقای سناپور
Zari
حالا یاد گرفته بود فحش هم بدهد. یاد گرفته بود شر باشد. شر را دیده بود. یاد گرفته بود چیزها یک وقتی باید داغان شوند. وقتش که رسید. وقتی خوب پر از شر شدند، باید داغان شوند و شرشان بریزد بیرون. شر نباید زیادی توی تنِ آدم بماند. شر از کجا توی تن سمانه رفته بود؟ توی تن خودش از کی و کجا رفته بود؟ از جایی نرفته بود. توی هوا بود. توی سلام و احوال پرسی، توی این جا نرو و آن جا برو…توی سرِ وقت سرِمیزِ شام آمدن و توی خودِ شام و تویِ خودِ عزیزم دوستت دارم و توی همه چیز و همه جا بود…
Mina kh
کتابو میگیری دستت یهو پرت میشی تو فضای دهه پنجاه.
اونجایی که پسرا با موتور سر گذر، دختر مورد علاقه شون رو زیر نظر میگرفتن و تیزی داشتن و دعواهای خونین میکردن.
من از اینکه یکی تو این دور و زمونه بتونی کتاب به سبک فیلمارسی های قدیم و با ادبیات کوچه بازاری بنویسه خیلی خوشم اومد ولی خب نویسنده کتاب ادعا میکنه این کتابش دقیقا داره مساله روز جامعه رو مطرح میکنه و این چیزیه که خیلی ازش سر درنیاوردم.
Mohsen Rajabi
Jul 10, 2013 Mohsen Rajabi rated it did not like it  ·  review of another edition
رمان چندان جالبی نبود. قصه کلی داستان که چندان باورپذیر نبود، و صحنه های داستان هم هرچند در هر صحنه چیزهای خوبی می شد دید، اما انسجام کلیش اصلا راضی کننده نبود. شاید مهم ترین نکته کتاب، نثر بعضی جملات و تکه ها بود، اما در کل اصلا آنقدرها که بهمن فرمان آرا از این کتاب تعریف کرده بود، خواندنی نبود.
samira
Jan 31, 2013 samira rated it it was ok  ·  review of another edition
این داستان یا رمان کوتاه من رو کمی یاد تله فیلم های کسل کننده ایرانی انداخت که بعد از ظهرهای جمعه یا روزای تعطیل از شبکه یک پخش می شد/می شه.
MimYusof
Nov 19, 2012 MimYusof rated it it was ok  ·  review of another edition
نوع ادبیات کوچهبازاری و عامیانهی داستان را دوست داشتم. هر فصل داستان، تماشای سکانسهای مستقل و در عین حال مرتبط یک فیلم سینمایی را تداعی میکرد. ...more
Mohammad
Apr 19, 2012 Mohammad rated it did not like it
Shelves: 2011q2
نسبت به بقیه آثار آقای سناپور ضعیف تر بود
Mahsa N Nasiri
Mar 02, 2014 Mahsa N Nasiri rated it did not like it  ·  review of another edition
سناپور با این کتاب تقریبا نا امیدم کرد.
Persianeyes
Persianeyes rated it it was ok
Jul 18, 2016
Omid  Niyafar
Omid Niyafar rated it liked it
Jul 01, 2016
RJ
RJ added it
Jul 04, 2016
Fatemeh M
Fatemeh M marked it as to-read
Jun 09, 2016
Sama
Sama rated it it was ok
Jun 01, 2016
Rawoyo Abdurrouf
Rawoyo Abdurrouf marked it as to-read
May 30, 2016
Hosseinkord
Hosseinkord marked it as to-read
May 28, 2016
Sayeh
Sayeh added it
Apr 09, 2016
Hadiov
Hadiov marked it as to-read
Apr 05, 2016
Zahra
Zahra rated it it was ok
Apr 02, 2016
Poorya Teimoory
Poorya Teimoory is currently reading it
Mar 18, 2016
بهمن بهمن
بهمن بهمن marked it as to-read
Feb 28, 2016
Asal frd
Asal frd marked it as to-read
Feb 28, 2016
« previous 1 3 4 5 6 7 8 next »
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »
  • بهار ۶۳
  • خواب زمستانی
  • آزاده خانم ونویسنده اش یا آشویتس خصوصی دکتر شریفی
  • جن نامه
  • مردی که گورش گم شد
  • آونگ خاطره‌های ما
  • مرگ‌بازی
  • تلخون: مجموعه قصه
  • از روزگارِ رفته حکایت
  • سنگ صبور
  • یوسف‌آباد، خیابان سی‌وسوم
  • من تا صبح بیدارم
  • از رنجی که می‌بریم
  • کولی کنار آتش
  • حتی وقتی می‌خندیم
  • روز و شب یوسف
  • Summer Rain
  • لاله
155296
سناپور در سال در کرج بهدنیا آمد. درسخواندهٔ رشتهٔ منابع طبیعی است اما از همان ابتدا به نوشتن و روزنامهنگاری روی آورد. در آغاز فعالیت داستاننویسیاش برای کودکان و نوجوانان مینوشت. پسران دهکده () و افسانه و شب طولانی () حاصل این دوران است. سپس به روزنامهنگاری روی آورد و در روزنامه همشهری و زن و حیاتنو و چند نشریه دیگر شروع به همکاری کرد. مدتی هم بر کار گردآوری و چاپ داستانهاب مجلات گردون و کارنامه ن ...more
More about حسین سناپور...

Share This Book