Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “پیکر زن هم چون میدان نبرد در جنگ بوسنی” as Want to Read:
پیکر زن هم چون میدان نبرد در جنگ بوسنی
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

پیکر زن هم چون میدان نبرد در جنگ بوسنی

3.85 of 5 stars 3.85  ·  rating details  ·  399 ratings  ·  36 reviews
Published (first published 1998)
more details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

Be the first to ask a question about پیکر زن هم چون میدان نبرد در جنگ بوسنی

Community Reviews

(showing 1-30 of 654)
filter  |  sort: default (?)  |  rating details
Amir ali
دورا:

مي خواي بدوني من توي دلم چه تصويري از كشورم دارم؟ كشور من تصوير يه سرباز مست و حيرون رو داره كه خنجرش رو روي پاچه ي شلوار ارتشيش تميز مي كنه و توي غلافش ميذاره. بعدش روي جسد مردي كه خرخره اش رو بريده تف مي كنه.

كشور من تصوير يه پيرمردي رو داره كه از صف پناهنده ها بيرون مي آد و براي اينكه خستگيش رو در كنه روي علفها دراز مي كشه. روي علفهايي كه توش يه مين ضدنفر خاك شده.

كشور من شبيه اون مادريه كه مي بينه اونيفورم پسرش يه دگمه كم داره. با عجله دگمه رو مي دوزه و بعدش پسرش رو خاك مي كنه.

كشور من همو
...more
Babak
"
شب ها، بعد از این که یه ده بیست تا بطری نیم لیتری آبجو با رفقاش بالا می ره، مرد سرزمین بالکان از دست تزلزل معنایی زبان نا امید می شه. می شاشه و می گریه.اشک های اضطراب رومی شاشه، اشک های مرض های اخلاقیش رو، اشک های ناکامی بشریت در برابر راز بزرگ کیهان. بعدش می ره بالا می آره، یه کم دیرتر، طرف های سه بعد از نصف شب ،وقتی سردردش دیگه امونش رو بریده از بس که این بی
ناموس ها آبجو رو با مالت کثافت می سازن.
"
Neda
I thought it was supposed to be a totally feministic play.. But as you go on you notice it's about humanity, life, war, death.. I wish it had more of its feminine aspects though..
Gilava
نه٬ دیگه بهم نگو که زمان همه چیز رو درست می کنه... من باور نمی کنم که زمان همه چیز رو درست می کنه. زمان فقط می تونه زخم های قابل درمان رو شفا بده. همین . زمان فقط می تونه اون کاری رو که از عهده اش بر می آد بکنه٬ نه بیشتر...
Bahar B
کشور من تصویر یه پیرمردی رو داره که از صف پناهنده ها بیرون می آد و برای این که خستگیش رو در کنه روی علف ها دراز می کشه . روی علف هایی که توش یه مین ضد نفر خاک شده.
کشور من شبیه اون مادری یه که می بینه اونیفرم پسرش یه دگمه کم داره. با عجله دگمه رو می دوزه و بعد پسرش خاک می کنه.
کشور من همون پدری یه که هر روز برای دختر هفت ساله ش که سیصد و چهل و شش روزه که مرده عروسک می سازه
کشور من سربازی یه که توی گیلاسش ، کنیاک و راکی و شراب و ویسکی و هر عرق دیگه یی که گیر می آره قاطی می کنه ، به این میگن fightin
...more
Vahid
شاهکاری که میشه براش یه دو جین واژهی پلاسیده مثل " ضد جنگ " ، " تراژدی مغز استخوانی " ، " مرثیهای برای انسان همیشه مصیبت زدهای که زیر درخت کهنسالی دوباره زاده میشود برای مصیبتی دیگر " ولی نه اینها همه مزخرفاتی است که نمیشه سر هم کردشان . باید بخوانید ...more
Rana Heshmati
شايد خود كتاب، چيزى بين و بود...
اما با آن قسمتى كه چهره ى كشورش رو روايت ميكنه،و دلم ميخواست كه زار زار باهش گريه كنم ....شايد كه، لايق پنج ستاره ى غمگين ه ....

+مرسى نرگس.پ :دى
...more
Farnaz
می خوای بدونی من توی دلم چه تصویری از کشورم دارم؟ دلت می خواد بدونی؟
کشور من تصویر یِ سربازِ مستِ حیران رو داره که خنجرش رو روی پاچهی شلوار ارتشیش تمیز می کنه و توی قلافش می ذاره، بعدش روی جسد مردی که خرخرهش رو بریده تف میکنه.
کشور من تصویر یه پیرمردی رو داره که از صف پناهندهها بیرون میآد و برای اینکه خستگیش رو در کنه روی علف دراز می کشه. روی علفهایی که توش یه مین ضد نفر خاک شده.
کشور من شبیه اون مادری که میبینه اونیفرم پسرش یه دکمه کم داره. با عجله دکمه رو میدوزه و بعد پسرش رو خاک می کنه.
کشور من ه
...more
Sahar
و زنان

زنان آویخته به خاموشی شدند ....

توی ذهنم مثل یک شعر تکرار میشه چقدر تصویر داشت عالی بود !
Tandis Toofanian
کشور ِ من یه دسته زندانیه که قراره اعدام بشن
و مجبورشون می کنن خودشون ، قبر ِ دسته جمعی خودشونو بکنن
Pooriya
پیکر زن در یک کلام نماد پیروزی و شکست در جنگهاست از دیرباز در جنگ های قومیتی قوم غالب برای اثبات پیروزی خویش پیکر زنان قوم شکست خورده را به تارج برده تا نسل آن قوم را متزلزل کند من این نمایشنامه رو وقتی میخوندم متوجه تشابهات بسیاری بین شخصیت ها و قومیت های معرفی شده بالکانی با ایرانی ها دیدم بنابرین یکی از دیالوگ های کتاب رو دوباره بازنویسی کردم تا بیشتر متوجه منظورم بشین:

آخه همه این ساقیا دزدن به خدا. همشون، جون تو، کلاه بردارن. اگه میخوای عرقی که میخوری خیلی خوب باشه یا باس بطری بخری . تازه با
...more
Keivan
ماتئی ویسنییک همیشه فوق العادهس. از نمایشنامههاش همیشه لذت میبرم واقعن. ترجمه کمی (و فقط کمی) بضی جاها میتونست بهتر باشه.
از متن:
"مبارزین از روی شهوت افسارگسیخته یا عقده جنسی تجاوز نمیکنند. تجاوز نوعی استراتژی ارتشی برای تضعیف روحیه دشمن است. در جنگهای میاننژادی اروپا، تجاوز همسنگ تخریب خانههای دشمن، کلیساها یا عبادتگاههای دشمن، آثار فرهنگی و ارزشهای اوست."
...more
لیلی
May 01, 2015 لیلی rated it 4 of 5 stars  ·  review of another edition
Recommended to لیلی by: خانم شریفی:)
خوب! گنگ ولی خوب!
جنگ خیلی جهانیه. یعنی فقط مال ما و عراق و آلمان و فلسطین و اسراییل نیست کلا، خیلی جهانی تر از این حرفاس
"چه جوری برات بگم کیت، که من از کشورم متنفرم؟ که دیگه کشوری ندارم، که دیگه نمی خوام اون جا برگردم. که تنها چیزی که می خوام اینه که از این سرزمین نفرین شده دور بشم، از این سرزمین انزجار...دیگه نمی خوام خونه م رو ببینم...چون دیگه خونه ای ندارم. نمی خوام بدونم اقوامم هموز زنده هستن یا نه. حتی اگه جنگ تموم بشه، این سرزمین مدت ها نفرین شده باقی می مونه. نفرت توش لوه کرده، فریاد قربا
...more
Nadi kz
زمان فقط میتونه زخم های قابل درمان رو شفا بده ...
گاهی با خودم میگم کاش ماتئی ویسنییک زنهای همزبون من رو هم میدید ، زنایی که همسرشون شهید میشه و اسم پسرشون که بعد از شهادت پدر دنیا میاد میذارن پیشمرگه ... کاش ماتئی ویسنییک زنای جنگ داعش رو هم میدید...
...more
Sonya
من باور نمی کنم که زمان همه چیز رو درست می کنه .زمان فقط می تونه زخم های قابل درمان رو شفا بده .همین .
Nazanin
دورا:کشور من تصویر یه سرباز جوونی رو داره که برای اولین بار آدم کشته.کنار مردی که گردنش رو بریده و هنوز داره جون می ده بالا میاره.
کشور من تصویر رادووان کاراژیک،رهبر سیاسی صرب های بوسنی رو داره
یه جنایتکار جنگی و همزمان شاعر،که وسط جنگ بوسنی و محاصره ی سارایوو از طرف مسکو دعوت شد تا یه جایزه ی ادبی بگیره.
کشور من شبیه مادریه که این نامه رو براش فرستادند:
(پسرت رو کشتیم.اگه میخای برات جسدش رو بفرستیم تا خاکش کنی،برامون سه هزار دلار تهیه کن.)
کشور من یه دسته زندانیه که قراره اعدام بشن و مجبورشون میکنن
...more
Anahita
نمایشنامه ای تلخ درباره ی جنگ بوسنی و حوادث وحشتناک آن خصوصا آنها که برای زنان اتفاق افتاد مثل تجاوز، و معنای تجاوز از دیدگاه مردان بالکان. فکر میکنم که ملی گرایی افراطی و تلاش برای یافتن هویت خود در خاک و قلمرو و نژاد به طور افراطی می تواند در هر جای دنیا همین ابعاد وحشتناک و حیوانی به خودش بگیرد.در کل از این نمایشنامه خیلی لذت بردم گرچه خواندنش به عنوان یک زن خیلی درداور هم بود.
samira
کشور من تصویر یه پیرمردی رو داره که از صف پناهندهها بیرون میآد و برای اینکه خستگیش رو در کنه روی علفها دراز میکشه. روی علفهایی که توش یه مین ضدنفر خاک شده. کشور من شبیه اون مادریه که میبینه اونیفورم پسرش یه دگمه کم داره. با عجله دگمه رو میدوزه وبعدش پسرش رو خاک میکنه.

کشور من تصویر یکی از رایجترین فحشها رو داره: ای لامصبِ بدمصبِ سگ مصب!
...more
Arghavan
Oct 08, 2013 Arghavan added it  ·  review of another edition
Recommended to Arghavan by: موعون
نمیتونم ستاره بدم بهش واقعاً. بسیار دردناک، و بسیار آزاردهنده. جداً اذیت شدم با خوندنش؛ اگه بخوام طبقِ این، ستاره بدم یک ستاره حقّش ه! ولی عالی بود و یک ستاره دادن کار احمقانهای ه به نظرم. فلذا هیچ ستارهای نمیدم بهش.
خیلی بیشتر از حدّ نرمال، دردناک بود این.

مرسی موعون؛ مرسی کمپین؛ مرسی رعنا که اجازه دادی موعون بدهش بهم :-"
...more
Roya Shakeri
مبارزين از روي شهوت افسار گسيخته يا عقده جنسي تجاوز نمي كنند. تجاوز نوعي استراتژي ارتشي براي تضعيف روحيه دشمن است. در جنگ هاي ميان نژادي اروپا، تجاوز هم سنگ تخريب خانه هاي دشمن، كليساها با عبادتگاه هاي دشمن، آثار فرهنگي و ارزش هاي اوست.
Nima Fallah
...کشور من اون مادری ه که میبینه اونیفرم پسرش یه دگمه کم داره؛ با عجله دگمه رو میدوزه و بعدش پسرش رو خاک میکنه ...
...کشوره من همون پدریه که هر روز، برای دختر هفت ساله ش که سیصد و چهل و شیش روزه که مرده ، یه عروسک میسازه ...
...more
Felicia
Apr 22, 2009 Felicia rated it 5 of 5 stars  ·  review of another edition
Recommends it for: people who like theatre
Who wouldn't like a book about life as seen from a stage? Or as seen on a stage.
For me, Matei Visniec remains the best romanian writer alive.
He has his unique spirit that will keep my interest for his books up.
Ebrahim Geranpayeh
May 26, 2015 Ebrahim Geranpayeh rated it 5 of 5 stars  ·  review of another edition
Recommends it for: EveryOne
Recommended to Ebrahim by: Maryam Psn
یا شاید کشور من اون نوشتهی روی درختی در سارایووست که میگه: Hello! I'm still alive ...more
Alborz Taheri
یک درام با یک تصویر سازی تلخ ، کوبنده و فاجعه بار از یک جنگ با چاشنی روان شناسی ..
 Jesi
جنگجوی جدید بالکان به زن دشمن نژادی اش تجاوز می کند تا به این ترتیب تیر خلاص را به دشمن نژادی اش بزند.آلت زن دشمن نژادی برایش یک میدان نبرد می شود.در هیچ جای دیگری،همچون این میدان مبارزه ی جدید،نفرت نژادی به این شدت دیده نمی شود.جنگجوی جدید دیگر خود را در معرض فشنگ و خمپاره و تانک قرار نمی دهد.فقط خود را در معرض فریاد های زنان قرار می دهد.اما این فریاد ها عزم او را برای خدمت به وطنش بیش تر می کند و با اراده ی قوی تری هدفش را نشانه می گیرد.

پیکر زن همچون میدان نبرد: مبارزین به آن می شتابند تا تیر
...more
Pardis Parto
آخرین باری که به من زنگ زدی میخواستی بدانی چه موقعی واقعا تصمیم گرفتم نگهش دارم. برایت آن لحظه را تعریف میکنم. یک روز، پس از رفتنت، از اتاقم خارج شدم و در کنار دریاچه قدم زدم. قدم میزدم و به دریاچه و درختان نگاه میکردم. و ناگهان چشم ام به نوشته یی خورد که روی درختی چسبیده بود و نظرم را جلب کرد. نزدیک شدم و نوشته را خواندم: " به اطلاعتان میرسانیم که این درخت یک درخت مرده است. بین دوم تا هشتم آوریل این درخت بریده میشود. به جایش، برای شادی و خوشنودی شما، بلافاصله نونهال جوانی کاشته میشود." این نوشت ...more
anca dc
în general, teatru descompus, sau, omul-ladă-de-gunoi primeşte trei steluţe galbene. mi-ar plăcea să văd spectacolul. în particular, cinci steluţe lucitoare pentru:

~ omul cu calul
~ omul-pubelă (sau omul-ladă-de-gunoi)
~ alergătorul
În sfârşit, zorii... Dacă m-ar vedea cineva, ar zice că sunt o rană care aleargă... Cu siguranţă că în spatele meu se întinde o nesfârşită dâră de sânge... Mă apropii de un munte... Ce bine! Aerul e mai rece... O să plouă... Sunt fericit că va ploua... Ploaia îmi va spă
...more
Azin Naderi
زندگی...جنگ و دیگر هیچ...
Leilux
در یک کلام می تونم بگم یه شاهکار؛ یه شاهکار روایت گونه از جنگ ...
باید این نمایشنامه رو خوند و کنارش سه تا ستاره ی غمگین از جنس اشک ها و غم ها و جیغ ها و زوزه ها ... از جنس زخم ها و درد ها و خون ها و سیاهی ها کنارش نشوند ...
کتابی که گرچه تلخ و درد آور خصوصا برای زنان، اما دوباره خواهمش خواند ...
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 21 22 next »
topics  posts  views  last activity   
نظر 1 8 Mar 08, 2012 07:05AM  
  • مهمان ناخوانده
  • لاموزيکا دومين
  • سه روایت از زندگی
  • Dans la solitude des champs de coton
  • Nokon kjem til å komme
  • دو مرغابی در مه
  • سوء تفاهم
  • مرگ یزدگرد
  • چاه بابل
  • دیوانه بازی
  • گوشه نشینان آلتونا
  • Betrayal
  • روح پراگ
  • میرا
  • چرا ادبیات
  • همه‌ی افتادگان
  • خداحافظ گاری کوپر
  • ملکوت
3171846
From an early age, Matei Vişniec discovered literature as a space dedicated to freedom. He draws his strengths from Kafka, Dostoevsky, Poe, Lautréamont. He loves the Surrealists, the Dadaists, absurd and grotesque theatre, surrealist poetry, fantastic literature, magical realism, even the realist Anglo-Saxon theatre. He loves everything except Socialist Realism.

Vişniec studied philosophy at Buchar
...more
More about Matei Vişniec...
داستان خرس‌های پاندا: به روایت یک ساکسیفونیست که دوست‌دختری در فرانکفورت دارد تماشاچی محکوم به اعدام اسب‌های پشت پنجره سه شب با مادوکس Scrisori de dragoste către o prinţesă chineză

Share This Book

“طبیعت از خلاء متنفره.قواعد طبیعت هیچ ربطی به صاعقه های وحشیگری انسان ها ندارن.طبیعت کاری با بی شرف ها نداره.تاثیرش رو با وجود اون ها ادامه می ده و اثرش مثل همیشه مرموز و سرشار از زیبایی ه.” 9 likes
More quotes…