Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “پرنده‌ی من” as Want to Read:
پرنده‌ی من
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

پرنده‌ی من

3.11  ·  Rating Details ·  1,146 Ratings  ·  99 Reviews
سکوت من گذشته دارد. به خاطر آن بارها تشویق شده ام. هفت هشت ساله بودم که دانستم هر بچه ای آن را ندارد. سکوت من اولین دارایی ام به حساب می آمد ... در طول سال هایی که بعد از آن آمد بارها مورد تحسین زن های خانواده مان قرار گرفتم به خاطر توداری ام. به خاطر رازداری ام. خیلی زود فهمیدم که به یک صندوقچه می مانم با دری کیپ و پر از راز
...
امیر از سکت های من کلافه می شد. سکوت من او را
...more
Paperback, 141 pages
Published 2002 by نشر مرکز
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about پرنده‌ی من, please sign up.

Be the first to ask a question about پرنده‌ی من

Community Reviews

(showing 1-30)
filter  |  sort: default (?)  |  Rating Details
Gypsy
Apr 24, 2017 Gypsy rated it did not like it
من تقریباً دچار فریبا وفیزدگی شدم. با کلی شوق و ذوق رویای تبت و پرندهی من و بیباد، بیپارو رو تو جشن امضای آنلاینش سفارش دادم و خوندم. ولی به حال ادبیاتمون متأسف شدم. درسته که باید فریبا وفیها و مصطفی مستورها بنویسن تا ما یاد بگیریم و بتونیم اینطوری جسارت کنیم و زبونمونو دراز کنیم، وگرنه همینم نداشتیم و من قدردانم، شرمنده اگر تند شروع کردم نقدمو. ولی به خدا انتظار نداشتم کتابی که اینقدر جایزه گرفته و به چاپ بیست و چندم رسیده باشه، ناامیدم کنه. یه بخشیش هم اینه که از چاپ اینا خیلی گذشته و قطعاً نو ...more
Mehdi khani
May 17, 2010 Mehdi khani rated it liked it
راه رفتن خوب است.همیشه خوب بوده است.همیشه به درد می خورد.وقتی که فقیری و کرایۀ تاکسی گران تمام می شود.وقتی که ثروتمندی و چربی های بدنت با راه رفتن آب می شود.اگر بخواهی فکر کنی می توانی راه بروی.اگر بخواهی از فکر خالی بشوی باز هم باید راه بروی.برای احساس کردن زندگی در شلوغی خیابان ها باید راه بروی و برای از یاد بردن آزار و بی مهری مردم باز هم باید راه بروی.وقتی جوانی. وقتی پیری. وقتی هنوز بچه ای.هر توقف یعنی یک چیز خوشمزه. و برای توقف بعدی باید راه رفت

پرنده ی من ،روایتگر زندگی زنانی است که محبوس
...more
pegah
Apr 12, 2014 pegah rated it it was ok
سبک نگارش جالب بوداما در کل باورم نمیشه این همه جایزه گرفته و به زبانهای دیگه ترجمه شده. یکی از ایرادات این بود که داستان اینقدر طولانی نبود که آدم فرصت کنه کاراکترها رو بشناسه یا دوستشون داشته باشه و شخصیت خود قهرمان داستان هم یه چیز نیم بند و مبهمه. آدم بالاخره نمیفهمه این زن شوهرش رو دوست داره یا نه، بهش وابسته س یا نه و غیره
Kebrit !!!
Oct 21, 2009 Kebrit !!! rated it really liked it
مامان نمیداند به خاطر چه چیزی زن آقاجان شد.
«یک روز من را به پدرت دادند. فکر کردم لابد بابای دومم است و من باید این دفعه دختر او باشم. یک نفر یک مشت به پهلویم زد و گفت پدرت نیست، شوهرت است. ازآن به بعد هر وقت مشت میخوردم میفهمیدم اتفاق مهمی افتاده.»
...more
Gisoo
Apr 06, 2015 Gisoo rated it it was ok
به خاطر توجهاتی که جلب کرده بود برای خوندن انتخابش کردم ولی به نظر من چیزی بیشتر از پست های جدا از همِ یک وبلاگ روزمره نویسی نبود.
...
حتی تا آخر کتاب هم چیز زیادی از شخصیت ها نمیدونیم.
Elnaz Akbarzade
May 06, 2010 Elnaz Akbarzade rated it liked it
شخصیت زن این داستان شباهت زیادی به حالتهای بیچاره گی و ناامیدی من داره.
و شاید نماینده یه گوشه ای از زن درون همه زنهاست!

"سکوت من گذشته دارد،به خاطر آن بارها تشویق شده ام . هفت هشت ساله بودم که فهمیدم هر بچه ای آن را ندارد.سکوت اولین دارایی ام به حساب می آمد... در طول سالهایی که بعد از ان امد بارها مورد تحسین زن های خانواده مان قرار گرفتم به خاطر توداری ام ، به خاطر رازداری ام. خیلی زود فهمیدم که به یک صندوقچه می مانم با دری کیپ و پر از راز.
.
.
.
امیر از سکوت های من کلافه می شد.سکوت من او را می ترسان
...more
Ahmad Sharabiani
May 25, 2012 Ahmad Sharabiani rated it really liked it
My bird (a novel), Fariba Vafi.
عنوان: پرندهی من؛ نویسنده: فریبا وفی؛ تهران، نشر مرکز، 1381، در 141 ص؛ چاپ سوم 1382: چاپ چهارم 1383؛ چاپ پنجم 1384؛ چاپ ششم 1386؛ چاپ هفتم 1387: شابک: 9789643056704؛ چاپ چهاردهم 1391، چاپ پانزدهم و شانزدهم 1392؛ موضوع: داستانهای نویسندگان معاصر ایرانی قرن 21 م

...more
Zohreh Samiei
Dec 23, 2016 Zohreh Samiei rated it liked it
تلخ بود گم شدن در شخصیت زنی تنها و بی پرنده;
Reyhane
Dec 20, 2016 Reyhane rated it it was amazing
عاشقانه خوندمش و لذت بردم.
قلمِ عالی،توصیفای عالی و طنزِ تلخ.
قبلن از فریبا وفی رویای تبتو خونده بودم ولی خب این ازون بهتر بود حقیقتن!
Behdad Ahmadi
Mar 23, 2017 Behdad Ahmadi rated it it was ok
از اون کتابهاست که میشه بعد از تموم شدنش، یه دل سیر گریه کرد.

یه دل سیر باید به حال ادبیاتی که به چنان حضیضی فرو افتاده که چنین کتابی باید توش جایزه بگیره و تقدیر بشه، اشک ریخت.

کتاب داستان یه زن خانهدار بینامه (یا شاید نام داشته و حتا یادم نمونده؟) و و افراد پیرامونش: همسرش امیر، مادرش، دو خواهرش، پسر و دخترش، پدر مرحومش. اما این زن خانهدار و اطرافیانش تاثیری در روند داستان ندارن، چرا که توی صد و چهل صفحهی این کتاب داستانی وجود نداره. هیچ پیرنگی نیست. فقط ناله و گلایهست و خاطرهگویی و بیان اتفاقات
...more
Brienne
Oct 20, 2010 Brienne rated it really liked it  ·  review of another edition
Beautiful, beautiful book. A quick read written in a uniquely spare style. It is like poetry. It is a challenge it seems to get your hands on an authentic piece of literature from a contemporary Iranian author. This is a must read! Fariba Vafi’s novel is not about a woman who hates being a mother or who hates her husband. Instead, it is the story of a woman trying to balance her many roles. She is simultaneously grateful for the opportunity to be a part of a nuclear family while at the same time ...more
Banushka
Dec 28, 2016 Banushka rated it really liked it  ·  review of another edition
gözden kaçmış bir iran romanı...
iran edebiyatını da sineması kadar bilsek keşke... sinemasını, edebiyatını, geçmişini düşündükçe "iran olacağız" hezeyanının çok da gerçekçi olmadığını anlıyor insan. iran bile olamayacağız çünkü. bile burada aşağılamak anlamında değil, onlardaki okuma, yazma ve ifade kültürüne yetişmemizin mümkün olmadığı gerçeğini anlatıyor. biz işte günlük 20 sözcükle 50 sözcük arasında ifade yeteneğine sahip bir çoğunlukla yaşıyoruz.
bir kadının kocası ve çocuklarıyla sıkıştığ
...more
kheyzaran
Nov 23, 2012 kheyzaran rated it liked it
پرنده ی من را با موضع منفی آغاز کردم. در ذهنم قرار نبود با چیزی بیش از رمانهای آشپزخانهای و غرغرهای زنانه روبرو باشم. اما کتاب چیزهای بیشتری داشت. حد تجربهها بیشتر از زندگی ساده و ملالآور یک زن خانهدار طبقهی متوسط نبود. اما نویسنده تا حد زیادی موفق شده بود ملال زندگی امروزه خانوادهی ایرانی را به تصویر بکشد و از این لحاظ به نوعی رئالیسم اجتماعی نزدیک میشد. این تصویرسازی واقعی و زبان زنانهی داستان که به شکلی درونماندگار در نگاه راوی و واژهها و تجربههای او وجود داشت جزو صفات مثبت و تحسینبرانگیز داس ...more
soheila
Jul 16, 2015 soheila rated it it was amazing  ·  review of another edition
كنار امير دراز مي كشم. حالا نه برايش زنم، نه مادر، نه خواهر. هيچ ربطي به هم نداريم. نور سرد و سفيد تلويزيون مثل نورافكني از خط دشمن به رويمان افتاده و دنبال شناسايي ماست كه مثل دو غريبه روي قالي افتاده ايم. به امير مي چسبم و شانه هايش را محكم مي گيرم. برميگردد و توي خواب بغلم مي كند. حالا نه او شوهر است نه من همسر. نه او مرد است نه من زن. دو آدميم تنگ هم و پناه گرفته در هم.
Susan
Jan 04, 2017 Susan rated it did not like it  ·  review of another edition
افتضاح بود.
هرچقدر فکر می کنم که یک نکته ی مثبت تویش پیدا کنم به چیزی نمی رسم.هرصفحه را که رد می کردم می گفتم خب که چی.و این خب که چی تا آخرش باهام ماند.نویسنده موقع نوشتن چه فکری کرده؟قلم را گرفته دستش و هرچرت و پرتی به ذهنش رسیده نوشته.
وقتی داشتم کتاب را از کتابخانه می گرفتم با خودم گفتم آیا تصمیم درستی است که یک بار دیگر از داستان نویسان زن ایرانی بخوانم؟تجربیات افتضاح گذشته ام-به طور خاص می توانم به شروع یک زن فریبا کلهر اشاره کنم که میزان بد بودنش در بیان نمی گنجد.دلم برای درختی می سوزد که ب
...more
Alexxy
Nov 06, 2015 Alexxy rated it really liked it
یکی از دلایلی که من خیلی از این کتاب لذت بردم این بود که نویسنده واقعا شرایط رو طبیعی به تصویر کشیده بود. شاید من یا هر کس دیگه ای در چنین فضایی بزرگ نشده باشه ولی به نظرم همه می تونن شخصیت اصلی رو درک کنند. چون تمام مشکلات و سختی هاش چیزهایی هستند که می دونیم در این جامعه و در خیلی از خانواده ها وجود داره..
Abdollah2
Mar 31, 2012 Abdollah2 rated it liked it
راه رفتن خوب است.همیشه خوب بوده است.همیشه به درد می خورد.وقتی که فقیری و کرایه تاکسی گران تمام می شود.وقتی که ثروتمندی و چربی های بدنت با راه رفتن آب می شود.اگر بخواهی فکر کنی می توانی راه بروی.اگر بخواهی از فکر خالی بشوی باز هم باید راه بروی.برای احساس کردن زندگی در شلوغی خیابان ها باید راه بروی و برای از یاد بردن آزار و بی مهری مردم باز هم باید راه بروی.وقتی جوانی. وقتی پیری. وقتی هنوز بچه ای.هر توقف یعنی یک چیز خوشمزه. و برای توقف بعدی باید راه رفت
Anahita ShamsAvari
esme in ketab be nazare man ye estelah tu zabane Torkie, bayad ketab ro khoonde bashid ta motevajehe harfam beshid, albate age torki balad bashin: Tarafin gooshi uchupde...
رؤیا (Roya)
اولین کتاب از خانم وفی که میخواندم و بسیار دوستش داشتم. همیشه به کتابهایی که یکروزه تمام میشوند علاقه مندم. کتاب گفتگوهای درونی زنی گرفتار در میانه زندگی شلوغ و محقرانه اش با شوهری در حال پرواز.
Golnaz
May 08, 2014 Golnaz rated it it was ok  ·  review of another edition
مثل فيلم "ميگرن"، همه اش غر.
توى اين نويسنده ها دنبال زويا پيرزاد مى گردم ولى پيدايش نمى كنم.
Alelade Biri
Jan 06, 2017 Alelade Biri rated it really liked it  ·  review of another edition
Modern İran edebiyatı yazarlarından Feriba Vefi'nin 52 kısa bölümden oluşan ve bir solukta okunan romanı "Uçup Giden Bir Kuş".

Roman İran'ın fakir bir mahallesinde geçiyor. Baş kahramanımız bir kadın; üstünde çatısı ve içinde ailesi olan her yer onun için ev, huzur demek. Fazlasını aramıyor. Belki de artık ne aradığını o da bilmediğinden aramaktan vazgeçmiş.

Onun aksine İran'dan kaçmak isteyen bir kocası, bakmakla yükümlü olduğu iki küçük çocuğu ve anlayışsız bir annesini var. Yol boyunca, zorlu
...more
Ali
Apr 01, 2007 Ali rated it it was ok  ·  review of another edition
Shelves: persian-fictions
خوشبختانه در این دو سه دهه ی اخیر، بسیاری به نوشتن پرداخته اند و در میان آثار چاپ شده، کارهای قشنگ کم نیست. اما متاسفانه به هزار و یک دلیل، یکی هم دور افتادگی از ایران، خواندن همه ی آنها برایم میسر نشده. از میان بسیاری که خوانده ام، اینها کارهایی ست که بیشتر دوستشان داشته ام. از این مکان از قاضی ربیحاوی/ دیوان سومنات از ابوتراب خسروی / جامه به خوناب از رضا جولایی/ خالو نکیسا، بنات النعش و یوزپلنگ از ایرج صغیری / نیمه ی غایب از حسین سناپور/ پرنده ی من از فریبا وفی/ رنگ کلاغ از فرهاد بردبار/ راز ک ...more
Bita
Mar 18, 2016 Bita rated it liked it
امیر خبر ندارد که روزی صدبار به او خیانت می کنم. وقتی که زیرشلواری اش به همان حالتی که درآورده وسط اتاق است. وقتی توی جمع آنقدر سرش گرم است که متوجه من نیست. وقتی سیر شده و یادش می افتد که منتظر ما نمانده است. وقتی مرا علت ناکامی هایش به حساب می آورد. وقتی زن دیگری را به رخ من می کشد. وقتی که می تواند از هرچیزی به تنهایی لذت ببرد. وقتی که تنهایم می گذارد به او خیانت می کنم.

خبر ندارد كه روزي صدبار به او خیانت می کنم

روزی صدبار از این زندگی بیرون می روم

با ترس و وحشت زنی که هرگز از خانه دور نشده ا
...more
Zahra Amjadi
به نظرم این کتاب از کتاب قبلی از که فریبا وفی خوندم ( رویای تبت ) بهتر بود و بیشتر تونستم داستانو بفهمم ، اما هنوز هم نثر این نویسنده واسم گنگه و نمیتونم خیلی با شخصیت ها ارتباط برقرار کنم!
داستان خیلی کم بود و تا میومدی داستانو درک کنی و ادامه بدی ، کتاب تموم شده بود و به نظرم جا داشت که داستان یکمی بیشتر ادامه پیدا کنه
به هر حال با خوندن این دو تا کتاب که هر دو رو هم کلی تعریف ازشون شنیده بودم ، زیاد ترغیب نشدم که کتابای بیشتری از این نویسنده بخونم!
یه سری دیالوگ بود توی کتاب که به نظرم قشنگ بود
...more
ZaRi
Sep 09, 2015 ZaRi added it
Shelves: novellate
میگوید: «تنها راه نجاتم، رفتن است».

«آنجا هم بروی بَردهای»

علامت جنگ را دادهام.

راست مینشیند: «میشود بفرمایی چرا؟»

«چون برده به دنیا آمدهای. پدرت کی بود؟»

باید سؤالم را بد تعبیر کرده باشد که بتواند فریاد بزند:

«پدر من یک آدم زحمتکش و شریف بود. ولی پدر تو».

میخواهد پای پدر مرا وسط بکشد. توی حرفش میپرم «بالاخره زحمتکش بود یا برده؟»

ولی او جواب نمیدهد. چیزی که دنبالش میگشت پیدا کرده است؛ پدر من.

منتظرم درجۀ غیرتم به نقطۀ جوش برسد. امیر هم پیله کرده و میدانم تا مرا به آن نقطه برساند ولکن نیست. دیگر نمیتوانم
...more
Hakan T
Apr 23, 2016 Hakan T rated it really liked it  ·  review of another edition
Kitapçıda yeni çıkanlar rafında tesadüfen görüp aldığım, ismini daha önce hiç duymadığım, ancak çağdaş İran edebiyatının bilinen bir ismi olduğu anlaşılan Fariba Vefi'nin Türkçe'ye çevrilen ilk kitabı Uçup Giden Bir Kuş benim için çok hoş bir sürpriz oldu. Romanın esasen gayet bilindik bir ana teması var; günlük hayatın sıkıntılarıyla boğuşan, eşiyle aralarındaki sevgiyi kaybetmiş bir kadının hissetikleri. Sürekli başka bir ülkeye kaçıp yeni bir hayata yelken açma hayalleri kuran kocasının duyar ...more
Laleh
Jun 12, 2016 Laleh rated it really liked it
رمانهای ایرانی اغلب فضای تلخی دارند و البته این رمان هم تلخی خاص خودش را دارد اما الکی تلخ نیست. نویسنده دلتنگیهای خودش را به زور به خورد خواننده نمیدهد، بلکه تاریخ زن معاصر ایران را مینویسد؛ اگر بنا بود کسی تاریخ زمان ما را بنویسد، به نظرم، فریبا وفی این کار را کرده است. به گمان من، امکان ندارد زن ایرانی باشی و، حداقل، کمی از این رمان را زندگی نکرده باشی. البته اگر نام نویسنده را از کتاب برداری و رمان را بخوانی باز هم میتوانی حدس بزنی که نویسنده یک زن است؛ زنهای این رمان خیلی بهتر از مردهایش پر ...more
طيبه تيموري
Feb 13, 2009 طيبه تيموري rated it it was amazing
وقتي ادم به اندازه كافي از زندگي اش فاصله مي گيرد تازه متوجه مي شود چه چيزهايي دارد
***
بچه با كتك بزرگ نمي شود. بچه با تحقير بزرگ نمي شود. قد مي كشد ولي هرگز بزرگ نمي شود
***
محاكمه كردن يك آدم ضعيف لطفي ندارد. ميل حق طلبي را براي هميشه در آدم كور مي كند
***
فقط مردن است كه مي تواند زندگي را به شكل اولش برگرداند
***
دفاع كردن از چيزي كه به آن اعتقاد نداري، لذتي ندارد
***
كسي كه علاقه اي به ديدن نشانه ها ندارد مجبور است اتفاق را يك جا هضم كند
***
Uyuyan Adam
İran edebiyatından bir ses olması ve pek aşina olmadığımız bir dünyaya pencere açması açısından sevdim. İranlı bir ev kadının aile-aidiyet-gitme-kalma-affetme-kabul etme halleri. Yer yer cidden etkileyici benzetmeler özellikle hoşuma gitti. Öte yandan, zaman zaman bazı ilişkiler ve karakterler soyut ve desteksiz kaldığı için, daha etkileyici olma fırsatını kaçırdığını düşündüm.
Saman Kashi
Aug 12, 2007 Saman Kashi added it
Shelves: novel
تقریبن میشود گفت که تمام کارهای خانوم وفی را خواندهام. نمیدانم چرا این کتاب جایزه گرفت. به این سبک داستان نویسی که بسیاری هم دوستدار و پیرو دارد میگویم داستانهای پاستوریزه. سر دمدارش را خانوم پیرزاد با مجموعه کارهایش میدانم ...more
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 next »
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »
  • فریدون سه پسر داشت
  • جایی دیگر
  • ویران می‌آیی
  • طعم گس خرمالو
  • دایی جان ناپلئون
  • سهم من
  • مدار صفر درجه
  • بازی عروس و داماد
  • نفرین زمین
  • دیوانه بازی
  • کولی کنار آتش
  • خانه‌ی ادريسی‌ها
  • سه گزارش کوتاه درباره‌ نوید و نگار
  • موش و گربه
  • کلیدر، جلد اوّل و دوّم
  • ایمان بیاوریم به آغازِ فصلِ سرد
  • وردی که بره ها میخوانند
  • Women Without Men: A Novel of Modern Iran

Share This Book



“راه رفتن خوب است. همیشه خوب بوده است. همیشه به درد می خورد. وقتی که فقیری و کرایه ی تاکسی گران تمام می شود، وقتی که ثروتمندی و چربی های بدنت با راه رفتن آب می شود. اگر بخواهی فکر کنی، می توانی راه بروی. اگر هم بخواهی از فکر خالی شوی باز هم باید راه بروی. برای احساس کردن زندگی در شلوغی ِ خیابان ها باید راه بروی و برای از یاد بردن آزار و بی مِهری مردم باز هم باید راه بروی. وقتی جوانی، وقتی پیری، وقتی هنوز بچه ای. هر توقف یعنی یک چیز خوشمزه. و برای توقف بعدی باید راه رفت.” 16 likes
More quotes…