عباس صفاری





عباس صفاری

Author profile


born
January 01, 1951 in Yazd, Iran

gender
male

website

genre


About this author

عباس صفاری (متولد ۱۳۳۰ در یزد) شاعر ایرانی است. مجموعه شعر او به نام دوربین قدیمی در سال ۱۳۸۲ از برندگان سومین دوره جایزه شعر کارنامه شد. شعرترانه «خسته» از فرهاد مهراد نیز سروده صفاری است. او در سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰ به همراه بهروز شیدا و حسین نوش‌آذر سردبیری فصل‌نامه فرهنگی هنری سنگ را به عهده داشت. او در حال حاضر در لس‌آنجلس زندگی می‌کند.
کتاب
در ملتقای دست و سیب: مجموعه شعر (۱۹۹۲ - ۱۹۸۸)، نشر کارون، لس‌آنجلس، ۱۹۹۲
تاریک روشنای حضور، نشر کارون، لس‌آنجلس، ۱۹۹۶
دوربین قدیمی و اشعار دیگر، نشر ثالث، ۱۳۸۱
کبریت خیس، مجموعه شعر سال‌های ۱۳۸۱-۱۳۸۳، نشر مروارید، تهران، ۱۳۸۴
کلاغنامه: از اسطوره تا واقعیت، نشر مروارید، تهران، ۱۳۸۵
مقاله
چارلز بوکافسکی، ن‍گ‍اه‌ ن‍و، ش‌ ۶۴، (ب‍ه‍م‍ن‌ ۱۳۸۳): ص‌ ۷۸ - ۸۱
فرزندان پاز نسل جدید شاعران مکزیک، مجله کارنامه‌، ش‌...more


Average rating: 3.61 · 275 ratings · 36 reviews · 6 distinct works
کبریت خیس
3.69 of 5 stars 3.69 avg rating — 156 ratings — published 2007 — 2 editions
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
دوربین قدیمی
3.63 of 5 stars 3.63 avg rating — 52 ratings — published 2002 — 3 editions
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
خنده در برف
3.32 of 5 stars 3.32 avg rating — 38 ratings — published 2009
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
کلاغنامه از اسطوره تا واقعیت
3.4 of 5 stars 3.40 avg rating — 5 ratings — published 2007
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
تاریکروشنا
2.6 of 5 stars 2.60 avg rating — 5 ratings — published 2011
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
ماه و تنهایی عاشقان
by
3.74 of 5 stars 3.74 avg rating — 19 ratings — published 2003
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
More books by عباس صفاری…

Upcoming Events

No scheduled events. Add an event.

“دنيا كوچكتر از آن است
كه گم شده اي را در آن يافته باشي
هيچ كس اينجا گم نمي شود
آدمها به همان خونسردي كه آمده اند
چمدانشان را مي بندند
و ناپديد مي شوند
يكي در مه
يكي در غبار
يكي در باران
يكي در باد
و بي رحم ترينشان در برف
آنچه به جا مي ماند
رد پايي است
و خاطره اي كه هر از گاه
پس مي زند مثل نسيم سحر
پرده هاي اتاقت را”
عباس صفاری, کبریت خیس

“زمستان را
به خاطر چتری دوست دارم
که سرپناهش را در باران
قسمت می‌کنی با من
و هر قدر هم که گرم بپوشی
یقین دارم باز
در صف خلوت سینما خودت را
دلبرانه می‌چسبانی به من

هنوز باورم نمی‌شود
که سال به سال
چشم به راه زمستانی می‌نشینم
که سال‌ها
چشم دیدنش را نداشته‌ام”
عباس صفاری, خنده در برف

“لرزش دستهایش روز به روز
بیشتر میشود
حلقه ی دور چشمهایش کبودتر
میگوید از عواقب بی خوابیست
قلبش را که نمی توان دید
اما اگر بپرسی خواهد گفت
شبیه قلبهای خالکوبی شده است
بر بازوی دلشکستگان
و بی رحمانه از میانش
گذشته همان تیر نازک خون آلود”
عباس صفاری



Is this you? Let us know. If not, help out and invite عباس to Goodreads.