عباس صفاری
Author profile
born
January 01, 1951
in Yazd, Iran
gender
male
website
genre
|
کبریت خیس
— published 2007 — 2 editions |
|
|
دوربین قدیمی
— published 2002 — 3 editions |
|
|
خنده در برف
— published 2009 |
|
|
کلاغنامه از اسطوره تا واقعیت
— published 2007 |
|
|
تاریکروشنا
— published 2011 |
|
|
ماه و تنهایی عاشقان
by Izumi Shikibu, عباس صفاری , انونو کوماچی — published 2003 |
Upcoming Events
No scheduled events.
Add an event.
“دنيا كوچكتر از آن است
كه گم شده اي را در آن يافته باشي
هيچ كس اينجا گم نمي شود
آدمها به همان خونسردي كه آمده اند
چمدانشان را مي بندند
و ناپديد مي شوند
يكي در مه
يكي در غبار
يكي در باران
يكي در باد
و بي رحم ترينشان در برف
آنچه به جا مي ماند
رد پايي است
و خاطره اي كه هر از گاه
پس مي زند مثل نسيم سحر
پرده هاي اتاقت را”
― عباس صفاری, کبریت خیس
كه گم شده اي را در آن يافته باشي
هيچ كس اينجا گم نمي شود
آدمها به همان خونسردي كه آمده اند
چمدانشان را مي بندند
و ناپديد مي شوند
يكي در مه
يكي در غبار
يكي در باران
يكي در باد
و بي رحم ترينشان در برف
آنچه به جا مي ماند
رد پايي است
و خاطره اي كه هر از گاه
پس مي زند مثل نسيم سحر
پرده هاي اتاقت را”
― عباس صفاری, کبریت خیس
“زمستان را
به خاطر چتری دوست دارم
که سرپناهش را در باران
قسمت میکنی با من
و هر قدر هم که گرم بپوشی
یقین دارم باز
در صف خلوت سینما خودت را
دلبرانه میچسبانی به من
هنوز باورم نمیشود
که سال به سال
چشم به راه زمستانی مینشینم
که سالها
چشم دیدنش را نداشتهام”
― عباس صفاری, خنده در برف
به خاطر چتری دوست دارم
که سرپناهش را در باران
قسمت میکنی با من
و هر قدر هم که گرم بپوشی
یقین دارم باز
در صف خلوت سینما خودت را
دلبرانه میچسبانی به من
هنوز باورم نمیشود
که سال به سال
چشم به راه زمستانی مینشینم
که سالها
چشم دیدنش را نداشتهام”
― عباس صفاری, خنده در برف
“لرزش دستهایش روز به روز
بیشتر میشود
حلقه ی دور چشمهایش کبودتر
میگوید از عواقب بی خوابیست
قلبش را که نمی توان دید
اما اگر بپرسی خواهد گفت
شبیه قلبهای خالکوبی شده است
بر بازوی دلشکستگان
و بی رحمانه از میانش
گذشته همان تیر نازک خون آلود”
― عباس صفاری
بیشتر میشود
حلقه ی دور چشمهایش کبودتر
میگوید از عواقب بی خوابیست
قلبش را که نمی توان دید
اما اگر بپرسی خواهد گفت
شبیه قلبهای خالکوبی شده است
بر بازوی دلشکستگان
و بی رحمانه از میانش
گذشته همان تیر نازک خون آلود”
― عباس صفاری
Is this you? Let us know. If not, help out and invite عباس to Goodreads.































