شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی / Mosleh-al-Din Sa'adi
author profile
gender
male
place of birth
Shiraz, Iran, Islamic Republic of
genre
Poetry
about this author
A native of Shiraz, Persia, Shiekh Saadi left his native town at a young age for Baghdad to study Arabic literature and Islamic sciences at Al-Nizamiyya of Baghdad (1195-1226).
The unsettled conditions following the Mongol invasion of Persia led him to wander abroad through Anatolia, Syria, Egypt, and Iraq. He also refers in his work to travels in India and Central Asia. Saadi is very much like Marco Polo who traveled in the region from 1271 to 1294. There is a difference, however, between the two. While Marco Polo gravitated to the potentates and the good life, Saadi mingled with the ordinary survivors of the Mongol holocaust. He sat in remote teahouses late into the night and exchanged views with merchants, farmers, preachers, ...more
Sign up for Goodreads to pick your favorite quotes and books by شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی / Mosleh-al-Din Sa'adi.
avg rating: 4.18
| 1,524 ratings
| 54 reviews
| 10 distinct works
|
6 fans
More books by شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی / Mosleh-al-Din Sa'adi…
upcoming events
No scheduled events.
"علم سلاح جنگ با شیطان است و خداوند سلاح را چون به اسیری برند شرمساری بیش برد
"
— شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی / Mosleh-al-Din Sa'adi
"
— شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی / Mosleh-al-Din Sa'adi
"قیامت میکنی سعدی بدین شیرین سخن گفتن
مسلم نیست طوطی را در ایامت شکرخایی"
— شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی / Mosleh-al-Din Sa'adi
مسلم نیست طوطی را در ایامت شکرخایی"
— شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی / Mosleh-al-Din Sa'adi
tags:
eloquent
1 person liked it
"هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
یاد تو میرفت و ما عاشق و بیدل بدیم
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
مشعلهای برفروخت پرتو خورشید عشق
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی
می چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت
"
— شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی / Mosleh-al-Din Sa'adi
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
یاد تو میرفت و ما عاشق و بیدل بدیم
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
مشعلهای برفروخت پرتو خورشید عشق
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی
می چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت
"
— شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی / Mosleh-al-Din Sa'adi
tags:
غزل
0 people liked it


















