مهدی سحابی





مهدی سحابی


Born
in قزوین / Qazvin, Iran
February 04, 1944

Died
November 09, 2009


مهدی سحابی در 15 بهمن سال 1322 در قزوین به دنیا آمد. وی پس از طی دورهی دبیرستان در شهر تهران و ورود به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشتهی نقاشی، با گذشت مدتی، تحصیل را نیمهکاره رها میکند و برای تحصیل در رشتهی کارگردانی سینما به ایتالیا عزیمت میکند. و در فرهنگستان هنرهای زیبا ی رم مشغول تحصیل می شود، اما پس از مدتی آن را نیز رها کرد. وی مدتی به سراغ روزنامهنگاری، بازیگری، عکاسی و کارهای مشابه پرداخت و در آخر به سراغ ادبیات، نقاشی و ترجمه ادبی رفت. تسلط او به زبانهای ایتالیایی، فرانسه و انگلیسی سبب شده که نویسندگان متفاوتی را به ایرانیها معرفی کند. وی آثاری را از زبانهای انگلیسی، فرانسوی و ایتالیایی به فارسی برگردانده است و رمان عظیم مارسل پروست بیگمان مهمترین ترجمه اوست. او دوره نقاشی و کارگردانی را نیمه تمام نهاد و به روزنامهنگاری ...more

Average rating: 3.83 · 4,700 ratings · 563 reviews · 44 distinct works · Similar authors
خیابان مارگوتا، شماره‌ی ۱۱۰

2.83 avg rating — 12 ratings — published 2004
Rate this book
Clear rating
مهدی سحابی گزیده آثار

by
3.50 avg rating — 8 ratings
Rate this book
Clear rating
ناگهان سیلاب

2.40 avg rating — 5 ratings — published 1989
Rate this book
Clear rating
پیچک باغ کاغذی

2.75 avg rating — 4 ratings — published 1382
Rate this book
Clear rating
بارون درخت‌نشین

by
4.06 avg rating — 17,807 ratings — published 1957 — 105 editions
Rate this book
Clear rating
دوست بازیافته

by
3.92 avg rating — 6,422 ratings — published 1971 — 67 editions
Rate this book
Clear rating
مرگ قسطی

by
4.23 avg rating — 5,112 ratings — published 1936 — 54 editions
Rate this book
Clear rating
در جستجوی زمان از دست رفته،...

by
4.14 avg rating — 30,077 ratings — published 1913 — 737 editions
Rate this book
Clear rating
رابینسون کروزوئه

by
3.66 avg rating — 190,591 ratings — published 1719 — 1985 editions
Rate this book
Clear rating
مکتب دیکتاتورها

by
3.83 avg rating — 154 ratings — published 1963 — 6 editions
Rate this book
Clear rating
More books by مهدی سحابی…
“ ...اینکه می گویم مترجم نباید دیده شود وقتی به ترجمه ی ادبی می رسیم ممکن است حکم بی رحمانه ای باشد. شاید تسکین این درد این است که مترجم بداند در کار بسیار مهمی دخالت کرده است. او در تب و تاب و شور آفرینش با مؤلف و نویسنده وارد مشارکت شده است. مثل آهنکاری که در ساختن یک بنای فخیم معماری از او کمک بخواهیم اما بعد از اتمام کار دیگر تیرآهن ها را نمی بینیم. ترجمه به نظر من چنین سهمی از آفرینش می گیرد. یک چیزهایی از آفرینش در او هست... منتها اصل قضیه به نظر من این است که ترجمه آفرینش نیست. ترجمه مشارکت دورادور در اثری ست که قبلاً آفریده شده. اینجاست که بحث فنی آن پیش می آید. یعنی ترجمه یک کار بسیار دقیق فنی در انتقال یک اثر آفریده شده است. این امر دوقطبی بودن یا دولبه بودن کار ترجمه را نشان می دهد... یعنی شما از یک طرف در یک اثر آفرینشی دخالت دارید و از طرف دیگر باید هرچه کمتر دیده شوید. دلداری ای که به مترجم می شود داد این است که در یک کار بزرگ مشارکت دارد و دارد در کار سترگی دخالت می کند. بنابراین هرقدر فروتنی نشان بدهد باز هم از باد آن آفرینش اصلی چیزی به او می رسد.”
مهدی سحابی