صمد بهرنگی / Samad Behrangi
author profile
born
June 24, 1939
died
August 31, 1967
gender
male
place of birth
Tabriz, Iran, Islamic Republic of
genre
Children's Books, Literature & Fiction, Biographies & Memoirs
about this author
Samad Behrangi pronounced [sæmæd behrængiː]) (June 24, 1939 - August 31, 1967) was an Iranian Azeri socialist and writer. He is famous for his book for children, The Little Black Fish (ماهی سیاه کوچولو).
Born in Tabriz, Behrangi started teaching in village schools in Iranian Azerbaijan in 1957 which he continued for eleven years.
Apart from children's stories, he wrote many pedigological essays and collected and published several samples of oral Azerbaijani literature. His folklore studies have usually been done with the help of his colleague Behrooz Dehghani, who helped publish some of Behrangi's works after his early death. Behrangi also has a few Azerbaijani translations from Persian poems by Ahma...more
Sign up for Goodreads to pick your favorite quotes and books by صمد بهرنگی / Samad Behrangi.
avg rating: 3.72
| 5,094 ratings
| 161 reviews
| 16 distinct works
|
12 fans
More books by صمد بهرنگی / Samad Behrangi…
|
ماهی سیاه کوچولو by صمد بهرنگی / Samad Behrangi, Samad Behrangi avg rating 3.84 — 1,468 ratings — published 1987 6 editions |
my rating: |
|
اولدوز و کلاغ ها by صمد بهرنگی / Samad Behrangi avg rating 3.63 — 566 ratings — published 2007 2 editions |
my rating: |
|
اولدوز و عروسک سخنگو by صمد بهرنگی / Samad Behrangi avg rating 3.59 — 493 ratings |
my rating: |
|
قصه های بهرنگ by صمد بهرنگی / Samad Behrangi avg rating 3.72 — 451 ratings — published 2004 3 editions |
my rating: |
|
تلخون by صمد بهرنگی / Samad Behrangi avg rating 3.59 — 362 ratings — published 2001 2 editions |
my rating: |
|
کوراوغلو by صمد بهرنگی / Samad Behrangi avg rating 3.64 — 245 ratings — published 2007 |
my rating: |
|
افسانه های آذربایجان by صمد بهرنگی / Samad Behrangi avg rating 3.73 — 200 ratings — published 1998 2 editions |
my rating: |
|
مجموعه ی کامل آثار by صمد بهرنگی / Samad Behrangi avg rating 3.87 — 171 ratings — published 2003 |
my rating: |
|
بیست و چهار ساعت در خواب و بیداری by صمد بهرنگی / Samad Behrangi avg rating 3.77 — 149 ratings — published 2007 |
my rating: |
|
کچل کفترباز by صمد بهرنگی / Samad Behrangi avg rating 3.39 — 163 ratings — published 2005 |
my rating: |
upcoming events
No scheduled events.
"روزی روزگاری پادشاهی بود که دختری داشت. پادشاه دخترش را در پرده نگه داشته بود و دختر حتا روی آفتاب را هم ندیده بود. فقط دایه اش را می دید و بس.
یک روز داشت بازی می کرد، چیزی از دستش دررفت و شیشه ی پنجره شکست و چشم دختر به خورشید افتاد. برف تازه باریده بود و آفتاب هم بود. دختر دو پایش را کرد توی یک کفشش و به دایه اش گفت: "من آن چیز را می خواهم! باید آن را به من بدهی!"
دختر خورشید را ندیده بود و نمی دانست که چیست. دایه اش گفت: " جانم! خورشید را نمی شود گرفت." دختر دست برنداشت و آخر سر دایه مجبور شد که او را بلند کند تا از پنجره به بیرون نگاه کند، شاید دست بردارد.
دختر دید که برف باریده و روی برف هم دو تا پرنده نشسته اند و آنطرف تر دو قطره خون روی برف ریخته.
یکی از پرنده ها به دیگری گفت: "خواهر! ببین توی دنیا چیزی زیباتر از برف و خون پیدا می شود؟" دیگری جواب داد: "چرا پیدا نمی شود! محمد گل بادام از هر چیزی زیباتر است.""
— صمد بهرنگی / Samad Behrangi (افسانه های آذربایجان)
یک روز داشت بازی می کرد، چیزی از دستش دررفت و شیشه ی پنجره شکست و چشم دختر به خورشید افتاد. برف تازه باریده بود و آفتاب هم بود. دختر دو پایش را کرد توی یک کفشش و به دایه اش گفت: "من آن چیز را می خواهم! باید آن را به من بدهی!"
دختر خورشید را ندیده بود و نمی دانست که چیست. دایه اش گفت: " جانم! خورشید را نمی شود گرفت." دختر دست برنداشت و آخر سر دایه مجبور شد که او را بلند کند تا از پنجره به بیرون نگاه کند، شاید دست بردارد.
دختر دید که برف باریده و روی برف هم دو تا پرنده نشسته اند و آنطرف تر دو قطره خون روی برف ریخته.
یکی از پرنده ها به دیگری گفت: "خواهر! ببین توی دنیا چیزی زیباتر از برف و خون پیدا می شود؟" دیگری جواب داد: "چرا پیدا نمی شود! محمد گل بادام از هر چیزی زیباتر است.""
— صمد بهرنگی / Samad Behrangi (افسانه های آذربایجان)

























