خسرو گلسرخی





خسرو گلسرخی


Born
in رشت / Rasht, Iran
January 22, 1943

Died
February 18, 1973

Genre


خسرو گلسرخی (زادهٔ بهمن - درگذشتهٔ بهمن ) شاعر و نویسندهٔ مارکسیست ایرانی و از فعالان سیاسی چپگرا بود. گلسرخی در دوران حکومت محمدرضا پهلوی به همراه کرامتالله دانشیان محاکمه و اعدام شد. محاکمه و سخنرانی او در این محاکمه همان زمان بهطور ناقص از تلویزیون پخش شد و در بهمن ، در سالگرد اعدام او و تنها چند روز پس از وقوع انقلاب، بهطور کامل پخش شد و شهرت بسیاری یافت. گلسرخی ازآنپس از چهرههای شناختهشدهٔ چپ بوده و بسیاری یادش را گرامی میدارند

دفاعیه او در دادگاه مشهور شد. این دفاعیه با سانسور در همان زمان رژیم شاه از تلویزیون پخش شد ولی بار دیگر به صورت کاملتر در اولین روزهای سقوط شاه در پنجمین سالگرد اعدام او در شب بهمن از تلویزیون سراسری ایران پخش شد. او در دادگاه از عقاید مارکسیستی خود و تأثیر پذیریاش از اسلام سخن گفت و رژیم شاه را به شدت محک
...more

Average rating: 3.37 · 219 ratings · 14 reviews · 10 distinct works · Similar authors
ای سرزمین من: مجموعه اشعار ...

by
3.29 avg rating — 98 ratings — published 1994 — 3 editions
Rate this book
Clear rating
بیشه بیدار

3.18 avg rating — 38 ratings — published 1998
Rate this book
Clear rating
آیا یک با یک برابراست؟ - مج...

3.50 avg rating — 24 ratings — published 2008
Rate this book
Clear rating
آخرين دفاع خسرو گلسرخي

by
3.50 avg rating — 16 ratings — published 1979
Rate this book
Clear rating
مجموعه اشعار خسرو گلسرخی

3.24 avg rating — 17 ratings
Rate this book
Clear rating
من در كجاي جهان ايستاده‌ام؟

3.79 avg rating — 14 ratings — published 1997
Rate this book
Clear rating
دستي ميان دشنه و دل

by
4.67 avg rating — 6 ratings — published 1996
Rate this book
Clear rating
سیاست هنر ، سیاست شعر

3.33 avg rating — 3 ratings
Rate this book
Clear rating
پرنده خیس

3.50 avg rating — 2 ratings
Rate this book
Clear rating
این رسم توست که ایستاده بمیری

liked it 3.00 avg rating — 1 rating
Rate this book
Clear rating
More books by خسرو گلسرخی…
“معلم پای تخته داد میزد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود


ولی آخر کلاسیها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وآن یکی در گوشه‌ای دیگر «جوانان» را ورق می زد

برای اینکه بیخود های‌و هو می کرد و با آن شور بی‌پایان
تساویهای جبری را نشان می‌داد
با خطی ناخوانا بروی تخته‌ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود


تساوی را چنین بنوشت : یک با یک برابر است


از میان جمع شاگردان یکی‌برخاست

همیشه
... یک نفر باید بپاخیزد



:به آرامی سخن سر داد



تساوی اشتباهی فاحش و محض است
نگاه بچه‌ها ناگه به یک سو خیره گشت و
معلم مات بر جا ماند

و او پرسید : اگر یک فرد انسان ، واحد یک بود
آیا یک با یک برابر بود؟

سکوت مدهشی بود و سوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود

:و او با پوزخندی گفت
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه
قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه صورت نقره گون ، چون قرص مه می‌داشت بالا بود
وآن سیه چرده که می نالید پایین بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می‌پرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفتخواران از کجا آماده می‌گردید؟
یا چه‌کس دیوار چین‌ها را بنا می‌کرد؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می‌گشت؟
یا که زیر ضربه شلاق له می‌گشت؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه‌کس آزادگان را در قفس می‌کرد؟

:معلم ناله‌آسا گفت
:بچه‌ها در جزوه‌های خویش بنویسید
...یک با یک برابر نیست”
خسرو گلسرخی

Topics Mentioning This Author