محمدعلی اسلامی ندوشن





محمدعلی اسلامی ندوشن


Born
Iran
Website


Mohammad Ali Eslami Nodushan

Average rating: 3.78 · 777 ratings · 80 reviews · 40 distinct works · Similar authors
(روزها (دورۀ سه‌جلدی

3.63 avg rating — 87 ratings — published 1984
Rate this book
Clear rating
زندگی و مرگ پهلوانان در شاه...

3.59 avg rating — 49 ratings — published 1969 — 2 editions
Rate this book
Clear rating
رستم و اسفندیار در شاهنامه

3.75 avg rating — 24 ratings — published 1351
Rate this book
Clear rating
ایران و تنهائیَش

3.40 avg rating — 30 ratings — published 1376 — 2 editions
Rate this book
Clear rating
ایران چه حرفی برای گفتن دارد

3.67 avg rating — 15 ratings — published 2007
Rate this book
Clear rating
صفیر سیمرغ

4.08 avg rating — 13 ratings — published 1973
Rate this book
Clear rating
ايران را از ياد نبريم

really liked it 4.00 avg rating — 12 ratings — published 2007
Rate this book
Clear rating
رباعيات حكيم عمر خيام

by
4.40 avg rating — 10 ratings — published 1388
Rate this book
Clear rating
آزادی مجسمه

2.93 avg rating — 15 ratings — published 1992
Rate this book
Clear rating
ماجرای پایان ناپذیر حافظ

3.31 avg rating — 13 ratings — published 1374
Rate this book
Clear rating
More books by محمدعلی اسلامی ندوشن…

Upcoming Events

No scheduled events. Add an event.

“دوچهرگی ایرانی از محیط ناامن سرچشمه گرفته است. یک رو را به ظاهر نشان دادن و در باطن چیز دیگری اندیشیدن، آن قدر طبیعی شناخته شده که کم کسی درباره ی آن تردید یا تعجب می کند. تا زمانی که ایرانی دوچهرگی خود را تعدیل نکرده، دلیل بر آن است که در عدم امنیت روانی به سر می برد. حافظ دوچهرگی را درد بزرگ ایرانی خوانده و درست است. تا زمانی که چنین است، تکلیف هیچ کس با جامعه روشن نیست و می توان تصور کرد که در این وضع، کار چندانی از پیش نرود.”
محمدعلی اسلامی ندوشن, ایران و تنهائیَش

“تاریخ و ادب فارسی دوشادوش یکدیگر حرکت کرده اند. آنچه در تاریخ نیامده، در ادب و به خصوص شعر فارسی دیده می شود؛ و در مقابل، درک ریشه های ادب فارسی، بی آنکه به حوادث تاریخی توجه شود، امکان پذیر نیست. چرا فکر صوفیانه تا این پایه نضج گرفت؟ چرا اندیشه ی خیامی به این درجه از نفوذ رسید؟ چرا عشق بر چنین مصطبه ای نشانده شد که حل کل مسائل بشری از آن خواسته شود؟ چرا شعر مدحی یک چنین دامنه ی ناهنجاری به خود گرفت؟ پاسخ همه ی این ها را از تاریخ باید شنید.”
محمدعلی اسلامی ندوشن, ایران و تنهائیَش

“گیسو را که می‌بافتند، نوکش از زیر چارقد بیرون می‌زد و بر پشت می‌لغزید. گیسو یکی از نهانی‌ترین سرمایهٔ زن بود که نامحرم نمی‌بایست ببیند. مردی از «شارسان» به ده ما آمده بود، برای خریدن کتیرا‌ که من نسبت به او احساس تحسینی پیدا کردم. این، از آن‌رو بود که به من گفتند که دختری از خویشان خود را دوست می‌داشته و به خواستگاری‌ش رفته بود، ولی او را به او نمی‌دادند. سرانجام فکری به خاطرش می‌رسد. روزی که دختر به حمام رفته بوده، کمین می‌کند و سر «بینهٔ حمام» در حالی‌که او خود را با حوله خشک می‌کرده، ناگهان می‌جهد و مشتی از گیسوانش را می‌بُرد و بیرون می‌رود.
همین کار، خانوادهٔ دختر را راضی می‌کند که او را به او بدهند. ظاهراً بعد از این عمل، کس دیگری حاضر نمی‌شده است او را بگیرد. گییو، نشانهٔ ناموس بود و با همین بریدن، بی‌آنکه دختر تقصیری داشته باشد، گویی در حکم آن قرار می‌گرفته که ناموسش را خدشه‌دار کرده‌اند.
دلیل دیگر آن است که در قدیم، زنان بدکاره گیسویشان را می‌بُریدند و خطاب «ای گیسوبریده!» دشنام بوده است

/ روزها، جلد اول، نشر یزدان، چاپ ۸۷، ص ۲۷۷ و ۲۷۸”
محمدعلی اسلامی ندوشن



Is this you? Let us know. If not, help out and invite محمدعلی to Goodreads.