کیومرث منشی زاده





کیومرث منشی زاده

Author profile


born
January 01, 1945 in جیرفت کرمان, Iran

gender
male

genre


About this author

دکتر کیومرث منشی زاده، متولد 1324 جیرفت کرمان، از شاعران بزرگ و مطرح معاصر ایران است، که بیشتر او را با عنوان بنیانگذار شعر ریاضی می شناسند. وی در رشته های فلسفه، ریاضی، فیزیک و حقوق در کشورهای آمریکا، فرانسه و ایران تحصیل کرده است.
دفتر شعر "ساعت سرخ در ساعت ۲۵" گزینه‌ای‌ست از دوره‌های مختلف شعری کیومرث منشی زاده، که در سال ۱۳۸۷ انتشارات نگیما منتشر کرده است. دفتر در بر گیرنده‌ی ۵۷ شعر، از چهار دفتر شعر ایشان - "شعرهای تازه"، "از قرمزتر از سفید"، "تاریخ تاریخ" و "سفرنامه‌ی مرد مالیخولیایی رنگ پریده"- است
کیومرث منشی زاده دو شاخه‌ی ویژه در شعر دهه‌های اخیر ابداع کرده است. یکی "شعر ریاضی" که در دهه‌ی پنجاه آن را ابداع کرد و با استفاده از اعداد، مفاهیم ریاضی و فرمول‌های فیزیکی شعرهایی سرود که بحث‌انگیز و جالب توجه بود. مانند این چند سطر از شعر...more


Average rating: 4.00 · 2 ratings · 1 review · 1 distinct work
ساعت سرخ در ساعت 25
4.0 of 5 stars 4.00 avg rating — 2 ratings — published 2008
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books

* Note: these are all the books on Goodreads for this author. To add more, click here.

Upcoming Events

No scheduled events. Add an event.

“انسان دایره ای غم انگیزی است که تکرار می شود.”
کیومرث منشی زاده

“آبی ست
آبی ست
نگاه او
آبی ست
گویا آسمان را
در چشم هایش ریخته اند
وقتی که دست های مرا
در دست می گیرد
گردش خون را
در سر انگشت هایش
احساس می کنم
نبض اش چنان به سرعت می زند
که گویی
قلب خرگوشی را
در سینه اش
پیوند کرده اند
تا باران خاکستری مرغان ماهی خوار
بر برگ های سپیدار و زردآلو
فرو می ریزد
قلب، مانند قهوه خانه های سر راه
یادآور غربت است
هیچ مسافری را
برای همیشه
در خود جای نخواهد داد
هیچ مسافری را
برای همیشه
در خود جای نخواهد داد
وسواس دوست داشتن
مرا به یاد ماهی قرمزی می اندازد
که در آب های تنگ بلور
به آرامی
خواب رفته است
یک روز
یک روز ماهی قرمز
سکته خواهد کرد
و دستی ماهی قرمز را
که دیگر نه ماهی ست
و نه قرمز
از پنجره به باغ
پرتاب خواهد کرد

قهوه خانه سر راه / کیومرث منشی زاده”
کیومرث منشی زاده

“من در آیینه به خود می‌نگرم

من در آیینه به خود می‌نگرم با وسواس

همچو گنگی که به یک گنگ دگر می‌نگرد.



از نسیم نفس زرد غروب

در پس پنجره‌ی خاطر من

پرده‌ی سربی شک می‌لرزد

روی لب‌های دو چشمم خاموش

سایه‌ی زمزمه‌ای می‌ماسد:

هیچ‌کس این همه با این تصویر

نیست بیگانه

که من...”
کیومرث منشی زاده

Topics Mentioning This Author

topics posts views last activity  
انجمن شعر: * معرفي شاعران 42 230 Aug 14, 2010 01:29am  
انجمن شعر: قهوه خانه سر راه / کیومرث منشی زاده 6 33 Sep 12, 2010 03:24am  


Is this you? Let us know. If not, help out and invite کیومرث to Goodreads.