احمدرضا احمدی
Author profile
born
May 19, 1940
in کرمان / Kérmân, Iran
gender
male
genre
|
ساعت ۱۰ صبح بود
by احمدرضا احمدی , Ahmadreza Ahmadi — published 2006 — 2 editions |
|
|
چای در غروب جمعه روی میز سرد می شود
by احمدرضا احمدی, Ahmadreza Ahmadi — published 2007 — 2 editions |
|
|
روزی برای تو خواهم گفت
by احمدرضا احمدی , Ahmadreza Ahmadi — published 2008 |
|
|
من حرفی دارم که فقط شما بچه ها باور می کنید
by احمدرضا احمدی, Ahmadreza Ahmadi — published 1970 |
|
|
عزیز من
by احمدرضا احمدی , Ahmadreza Ahmadi — published 2003 |
|
|
قافیه در باد گم میشود
by احمدرضا احمدی , Ahmadreza Ahmadi — published 1990 |
|
|
همهی آن سالها
by احمدرضا احمدی , Ahmadreza Ahmadi — published 2007 |
|
|
عاشقی بود که صبحگاه دیر به مسافرخانه آمده بود
by احمدرضا احمدی , Ahmadreza Ahmadi — published 1999 |
|
|
لکهای از عمر بر دیوار بود
by احمدرضا احمدی , Ahmadreza Ahmadi — published 1993 |
|
|
یک منظومه دیریاب در برف و باران یافت شد
by احمدرضا احمدی , Ahmadreza Ahmadi — published 2001 |
Upcoming Events
No scheduled events.
Add an event.
“حقیقت دارد
تو را دوست دارم
در این باران
میخواستم تو
در انتهای خیابان نشسته
باشی
من عبور کنم
سلام کنم
لبخند تو را در باران
میخواستم
میخواهم
تمام لغاتی را که می دانم برای تو
به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در اینه نگاه کنم
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را
امروز نگویم
خانه را برای تو آماده کنم
برای تو یک چمدان بخرم
تو معنی سفر را از من بپرسی
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بمیرم
تا زنده شوم ”
― احمدرضا احمدی
تو را دوست دارم
در این باران
میخواستم تو
در انتهای خیابان نشسته
باشی
من عبور کنم
سلام کنم
لبخند تو را در باران
میخواستم
میخواهم
تمام لغاتی را که می دانم برای تو
به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در اینه نگاه کنم
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را
امروز نگویم
خانه را برای تو آماده کنم
برای تو یک چمدان بخرم
تو معنی سفر را از من بپرسی
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بمیرم
تا زنده شوم ”
― احمدرضا احمدی
“شتاب مکن
که ابر بر خانهات ببارد
و عشق
در تکهای نان گم شود
هرگز نتوان
آدمی را به خانه آورد
آدمی در سقوط کلمات
سقوط میکند
و هنگام که از زمین برخیزد
کلمات نارس را
به عابران تعارف میکند
آدمی را توانایی
عشق نیست
در عشق میشکند و میمیرد ”
― احمدرضا احمدی
که ابر بر خانهات ببارد
و عشق
در تکهای نان گم شود
هرگز نتوان
آدمی را به خانه آورد
آدمی در سقوط کلمات
سقوط میکند
و هنگام که از زمین برخیزد
کلمات نارس را
به عابران تعارف میکند
آدمی را توانایی
عشق نیست
در عشق میشکند و میمیرد ”
― احمدرضا احمدی
“آن كس ميتواند از عشق سخن بگويد
كه قوس و قزح را
يكبار هم شده
معني كرده باشد
اكنون كسي را
در روشنايي پس از باران
از دار فرود ميآرند
هزار پله به دريا ماندهست
كه من از عمر خود چنين ميگويم
فقط ميخواستيم ميان گندمزارها بدويم
حرف بزنيم و عاشق باشيم
اما گمشدن دلهامان را حدس زدند و اكنون
در انتهاي كوچهي انبوه از لاله عباسي
كسي را از دار فرود ميآرند”
― احمدرضا احمدی
كه قوس و قزح را
يكبار هم شده
معني كرده باشد
اكنون كسي را
در روشنايي پس از باران
از دار فرود ميآرند
هزار پله به دريا ماندهست
كه من از عمر خود چنين ميگويم
فقط ميخواستيم ميان گندمزارها بدويم
حرف بزنيم و عاشق باشيم
اما گمشدن دلهامان را حدس زدند و اكنون
در انتهاي كوچهي انبوه از لاله عباسي
كسي را از دار فرود ميآرند”
― احمدرضا احمدی
Topics Mentioning This Author
| topics | posts | views | last activity | |
|---|---|---|---|---|
| انجمن شعر: فراموشي / احمدرضا احمدي | 6 | 56 | Dec 30, 2009 12:35pm | |
| انجمن شعر: * معرفي شاعران | 42 | 230 | Aug 14, 2010 01:29am |
Is this you? Let us know. If not, help out and invite احمدرضا to Goodreads.






































