غزاله علیزاده





غزاله علیزاده


Born
in مشهد / Maŝhad, Iran
February 15, 1945

Died
May 10, 1996

Genre


او با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشتهٔ فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. وی پیشهٔ ادبی خود را از دههٔ و با چاپ داستانهای خود در مشهد آغاز کرد.
وی که از بیماری سرطان رنج میبرد بعد از دو بار اقدام ناموفق به خودکشی، سرانجام در اردیبهشت سال در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلقآویز کرد.

آثار:
* سفر ناگذشتنی
* دو منظره
* چهارراه
* تالارها
* شبهای تهران
* خانه ادریسیها

چهار اثر نخست در مجموعهای با نام با غزاله تا ناکجا در سال توسط نشر توس منتشر شدهاست. کتاب خانه ادریسیها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستاننویسی را از آن خود کرد.
...more

Average rating: 3.56 · 388 ratings · 39 reviews · 8 distinct works · Similar authors
خانه‌ی ادريسی‌ها

3.65 avg rating — 252 ratings — published 1992 — 8 editions
Rate this book
Clear rating
شبهای تهران

3.21 avg rating — 48 ratings — published 1999
Rate this book
Clear rating
چهارراه

3.55 avg rating — 31 ratings — published 2007
Rate this book
Clear rating
با غزاله تا ناكجا

3.74 avg rating — 19 ratings — published 1998
Rate this book
Clear rating
دو منظره

3.77 avg rating — 13 ratings — published 1984
Rate this book
Clear rating
سفر ناگذشتنی

3.13 avg rating — 15 ratings — published 1977
Rate this book
Clear rating
جزیره

liked it 3.00 avg rating — 7 ratings
Rate this book
Clear rating
بعد از تابستان

2.67 avg rating — 3 ratings — published 1355
Rate this book
Clear rating
More books by غزاله علیزاده…
“تغییر جهان با قواعد نیست، استثناء جهش ایجاد می کند.”
غزاله علیزاده, خانه ادریسیها

“تا جایی که من می دانم، در تمام عمر یا فکر کرده ای یا رویاهای دور و دراز بافته ای. یونس را ببین، از صبح می رود خاک سخت و سیاه را شخم می زند. اوست که با درون خودش پیکار می کند. آرامش را با تواضع به دست می آورد. پیروزی با نفس کار شعار و فلسفه نیست، جریانی خاموش در عمق است. هیچ کدام از ما به سادگی به رضا نرسیده ایم. سر یک هفته، مسابقه ی برتری شروع می شود، همه چیز را می سوزاند، غیر از نفرت و پشیمانی.”
غزاله علیزاده, خانه ادریسیها

“دل و جراتش را دارید؟ من پیرم ولی نه این قدر که روی وعده های پا در هوا جان دیگران را فدا کنم. شما نک و نال می کنید، چون که مایوسید، اما وقتی کار بالا بگیرد بیش از همه به زندگی چسبیده اید. روشنفکرهای سرخورده، هرگز قابل اعتماد نیستند، ضعف نفس دارند، شیفته ی شهرت و افتخارند، خود را مرکز هستی می دانند.”
غزاله علیزاده, خانه ادریسیها