مهدی اخوان ثالث





مهدی اخوان ثالث

Author profile


born
January 01, 1928 in مشهد / Maŝhad, Iran

died
August 26, 1990

gender
male

genre


About this author

مهدی اخوان ثالث در سال ۱۳۰۷ در مشهد چشم به جهان گشود. در مشهد تا متوسطه نیز ادامه تحصیل داد واز نوجوانی به شاعری روی آورد و در آغاز قالب شعر کهن را برگزید. در سال ۱۳۲۶ دوره هنرستان مشهد رشته آهنگری را به پایان بر و همان جا در همین رشته آغاز به کار کرد.در آغاز دههٔ بیست زندگیش به تهران آمد و پیشهٔ آموزگاری را برگزید. در سال ۱۳۲۹ بادختر عمویش ایران اخوان ثالث ازدواج کرد. با اینکه نخست به سیاست گرایش داشت ولی پس از رویداد ۲۸ مرداد از سیاست تا مدتی روی گرداند. چندی بعد با نیما یوشیج و شیوهٔ سرایندگی او آشنا شد. شاهکار اخوان ثالث شعر زمستان است. او رویکردی میهن‌پرستانه داشت و بهترین اشعارش را نیز برای ایران گفته‌است (تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم). او دارای ۴ فرزند است.

پیشینه و رویدادها
* اخوان چند بار به زندان افتاد و یک بار نیز به حومه کاشان...more


Average rating: 3.93 · 4,078 ratings · 174 reviews · 24 distinct works
زمستان
4.02 of 5 stars 4.02 avg rating — 1,627 ratings — published 1335 — 5 editions
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
آخر شاهنامه
3.94 of 5 stars 3.94 avg rating — 665 ratings — published 1381 — 2 editions
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
از این اوستا
3.83 of 5 stars 3.83 avg rating — 379 ratings — published 1344 — 2 editions
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
ارغنون
3.71 of 5 stars 3.71 avg rating — 338 ratings — published 1379 — 2 editions
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
گزینه اشعار مهدی اخوان ثالث
4.11 of 5 stars 4.11 avg rating — 175 ratings — published 1989
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
زندگی می‌گوید: اما باز باید...
3.95 of 5 stars 3.95 avg rating — 176 ratings — published 2000 — 5 editions
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
عاشقانه‌ها و کبود
3.79 of 5 stars 3.79 avg rating — 116 ratings — published 2005
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
قاصدک
3.98 of 5 stars 3.98 avg rating — 116 ratings — published 1983 — 3 editions
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
در حیاط کوچک پاییز در زندان
3.82 of 5 stars 3.82 avg rating — 112 ratings — published 1368 — 2 editions
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
سر کوه بلند
3.78 of 5 stars 3.78 avg rating — 68 ratings — published 2002
My rating:
didn't like it it was ok liked it really liked it it was amazing
add to my books
More books by مهدی اخوان ثالث…
“لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد ، دلم ، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ
های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست
و آبرویم را نریزی ، دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است”
مهدی اخوان ثالث

“قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما ،‌اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو ، دروغ
که فریبی تو. ، فریب
قاصدک 1 هان ، ولی ... آخر ... ای وای
راستی ایا رفتی با باد ؟
با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای
راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خکستر گرمی ، جایی ؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند”
مهدی اخوان ثالث

“خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
من به هر سو می دوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از دورن خسته ی سوزان
می کنم فریاد ، ای فریاد ! ی فریاد
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی بی رحم
همچنان می سوزد این آتش
نقشهایی را که من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من ، سوزد و سوزد
غنچه هایی را که پروردم به دشواری
در دهان گود گلدانها
روزهای سخت بیماری
از فراز بامهاشان ، شاد
دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه این مشبک شب
من به هر سو می دوم ، گ
گریان ازین بیداد
می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد
وای بر من ، همچنان می سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
و آنچه دارد منظر و ایوان
من به دستان پر از تاول
این طرف را می کنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
ز آندگر سو شعله برخیزد ، به گردش دود
تا سحرگاهان ، که می داند که بود من شود نابود
خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خکستر
وای ، ایا هیچ سر بر می کنند از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد ؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد ”
مهدی اخوان ثالث