قیصر امین‌پور قیصر امین‌پور > Quotes


قیصر امین‌پور quotes (showing 1-16 of 16)

“شهیدی که برخاک می‌خفت

سرانگشت در خون خود می‌زد و می‌نوشت

به امید پیروزی واقعی

نه در جنگ

که بر جنگ”
قیصر امین‌پور
“وقتي تو نيستي
نه هست‌هاي ما
چونانكه بايدند
نه بايدها

مثل هميشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض مي‌خورم

عمـري است
لبخندهاي لاغر خود را
در دل ذخيره مي‌كنم: باشد براي روز مبادا
اما
در صفحه‌هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست

آن روز هر چه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما كسي چه مي‌داند؟
شايد
امروز نيز روز مبادا
باشد

وقتي تو نيستي
نه هست‌هاي ما
چونانكه بايدند
نه بايدها

هر روز بي‌تو
روز مباداست”
قیصر امین‌پور, آینه‌های ناگهان
“هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم
یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم
ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم
بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم”
قیصر امین‌پور
“وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که بایدند نه بایدها

مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خوانم

چندیست لبخند ها ی لاغر خود را در دل ذخیره می کنم باشد برای روز مبادا

اما در صفحه های تقویم روزی بنام روز مبادا نیست

آنروز هر چه باشد روزی شبیه دیروز، روزی شبیه فردا،

روزی درست مثل همین روزهای ماست

اما کسی چه میداند شاید امروز نیز روز مبادا باشد

وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که بایدند نه بایدها

هر روز بی تو روز مباداست . . . !!! ”
قیصر امین‌پور
“اگر می توانستم
اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود
اگر دفتر خاطرات طراوت پر از ردپای دقایق نبود
اگر ذهن آیینه خالی نبود
اگر عادت عابران بی خیالی نبود
اگر گوش سنگین این کوچه ها
فقط یک نفس می توانست
طنین عبوری نسیمانه را به خاط سپارد
اگر آسمان می توانست ، یکریز
شبی چشمهای درشت تو را جای شبنم ببارد
اگر رد پای نگاه تو را باد و باران
از این کوچه ها آب و جارو نمی کرد
اگر قلک کودکی لحظه ها را پس انداز می کرد
اگر آسمان سفره هفت رنگ دلش را برای کسی باز می کرد
و می شد به رسم امانت
گلی را به دست زمین بسپریم
و از آسمان پس بگیریم
اگر خاک کافر نبود
و روی حقیقت نمی ریخت
اگر ساعت آسمان دور باطل نمی زد
اگر کوها کر نبودند
اگر آبها تر نبودند
اگر باد می ایستاد
اگر حرفهای دلم بی اگر بود
اگر فرصت چشم من بیشتر بود
اگر می توانستم از خاک یک دسته لبخند پرپر بچینم
تو را می توانستم ای دور از دور یک بار دیگر ببینم”
قیصر امین‌پور
“حرف‌های ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می‌کنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌شود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر می‌شود”
قیصر امین‌پور, مجموعۀ کاملِ اشعارِ قیصر امین‌پور
“کتابها مثل آدمها هستند . بعضی کتابها ساده لباس می پوشند و بعضی کتابها جلد زرکوب دارند”
قیصر امین‌پور
“با مردم شب دیده به دیدن نرسیدیم
تا صبح، دمی هم به دمیدن نرسیدیم
کالیم که سرسبز دل از شاخه بریدیم
تا حادثه سرخ رسیدن نرسیدیم”
قیصر امین‌پور
“مردم همه
تو را به خدا
سوگند می‌دهند

اما برای من
تو آن همیشه‌ای
که خدا را به تو
سوگند می‌دهم”
قیصر امین‌پور
“دیروز ما زندگی را به بازی گرفتیم،
امروز او ما را . . .
فردا . . . ؟”
قیصر امین‌پور
“و قاف
حرف آخر عشق است
آن جا که نام کوچک من
آغاز می شود”
قیصر امین‌پور
“سه شنبه
چرا تلخ و بی حوصله؟
سه شنبه
چرا این همه فاصله
سه شنبه
چه سنگین، چه سرسخت، فرسخ به فرسخ
سه شنبه
خدا کوه را آفرید ”
قیصر امین‌پور
“این روزها که می گذرد
شادم
زیرا
یک سطر در میان
آزادم
و می توانم
هر طور و هر کجا که دلم خواست
جولان دهم
_ در میان این دو خط”
قیصر امین‌پور
“با توام
ای لنگر تسکین!
ای تکان‌های دل!
ای آرامش ساحل!

با توام
ای نور!
ای منشور!
ای تمام طیف‌های آفتابی!
ای کبود ارغوانی!
ای بنفشابی!
با توام ای شور ای دلشوره‌ی شیرین!
با توام
ای شادی غمگین!
با توام
ای غم!
غم مبهم!
ای نمی‌دانم!
هر چه هستی باش!
ای کاش...
نه، جز اینم آرزویی نیست:
هر چه هستی باش!
اما باش!”
قیصر امین‌پور
“حسرت همیشگی



حرفهای ما هنوز ناتمام...

تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی !


پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود



آی... ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!”
قیصر امین‌پور
“ا توام
ای لنگر تسکین !
ای تکانهای دل !
ای آرامش ساحل !
با توام
ای نور !
ای منشور !
ای تمام طیفهای آفتابی !
ای کبود ِ ارغوانی !
ای بنفشابی !
با توام ای شور ، ای دلشوره ی شیرین !
با توام
ای شادی غمگین !
با توام
ای غم !
غم مبهم !
ای نمی دانم !
هر چه هستی باش !
اما کاش...
نه ، جز اینم آرزویی نیست :
هر چه هستی باش !
اما باش! ”
قیصر امین‌پور


All Quotes | Add A Quote
Play The 'Guess That Quote' Game