صادق هدایت
>
Quotes
صادق هدایت quotes (showing 1-43 of 43)
“در همین جهان است که دست کم می توانی امیدوار باشی که روزی کلک خودت را بکنی، امیدی که در آن جهان نمی تواند وجود داشته باشد.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“اگر زندگانی سپری نمی شد چقدر تلخ و ترسناک بود.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“هرچه قضاوت دیگران درباره من سخت بوده باشد نمیدانند که من بیشتر خودم را سخت قضاوت کرده ام”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“اگر مرگ نبود همه ارزویش میکردند”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد
و می تراشد.
اين دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين
دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند
و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان
سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند”
― صادق هدایت
و می تراشد.
اين دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين
دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند
و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان
سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند”
― صادق هدایت
“خاصیت هر نسلی اینست که آزمایش نسل گذشته را فراموش بکند”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“شانس ما اگر شانس بوددسته بيل درخت مي شد ”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“تقلید عیب نیست، دزدی و چاپیدن عیب است”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“گاهی خنده بیخ گلویم را میگیرد، آخرش هیچکس نفهمید درد من چیست، همه گول خوردند.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“کسانی هستند که از بیست سالگی شروع به جان کندن می کنند.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“برای کسی که در گور است زمان معنی خودش را گم میکند”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“زندگی من مثل یک شمع آب می شود، نه اشتباه می کنم-مثل یک کنده ی هیزم تر است که گوشه ی دیگدان افتاده و به آتش هیزم های دیگر برشته و زغال شده، ولی نه سوخته و نه تر و تازه مانده، فقط از دود و دم دیگران خفه شده”
― صادق هدایت, The Blind Owl
― صادق هدایت, The Blind Owl
“آنچه زندگانی را زهرآلود می کند جنگ برای زندگی نیست، بلکه کشمکش سر چیزهای پوچ و بیهوده است.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“از زمانیکه همه روابط خودم را با دیگران بریده ام، می خواهم خودم را بهتر بشناسم.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“انسان به واسطه خودپسندی اش گمان می کند تمام موجودات برای وجود او پا به عرصه وجود گذاشته و آنها را برای کشتن و خوردن آفریده اند!”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“چقدر تلخ و ترسناک است هنگامیکه آدم هستی خودش را حس می کند.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“ستمگری و کشتار نسبت به حیوانات، دشنام و ناسزا به شرافت و مقام انسانیت است.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“In life there are certain sores that, like a canker, gnaw at the soul in solitude and diminish it.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“برای من بزرگترین معجزه همین است که وجود دارم.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“ای مرگ تو نوشداروی ماتمزدگی و نا امیدی می باشی تو پرتو درخشانی اما تاریکت میپندارند ”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“سایه ام هست که مرا وادار به حرف زدن می کند، فقط او می تواند مرا بشناسد.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“اگر کسی تمدن می خواهد باید وحشیگری و بی شرفی ها را فراموش کند.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“بعضی ها خوش به دنیا می آیند و بعضی ها ناخوش.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“انسان خون می ریزد، تخم بیدادگری و ستمگری می کارد، پس در نتیجه ثمره جنگ و درد و ویرانی و کشتار می درود.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“خودکشی وقتی است که هیچ راهی برای اشتراک معنوی با همنوعان در کار نیست.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“این هوشی که به آن می نازیم و در هر ساعت به آن تفاخر می کنیم، در هر دقیقه ما را گول می زند.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“اگر در دنیا شباهت و ابتذال هست، در هنر نیست.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“Ugh! How many stories about love, copulation, marriage and death already exist, not one of which tells the truth! How sick I am of well-constructed plots and brilliant writing!”
― صادق هدایت, The Blind Owl
― صادق هدایت, The Blind Owl
“زکی! مردن هم جدی نیست، شاید از هرکار و هرچیز دیگری کمتر جدی باشد.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“از دیدگاه آدم مدرن، درد به مظهر تنهایی و غایت مقصود بدل می شود.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“مردم معمولی خدا را نمی بینند.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“I write only for my shadow which is cast on the wall in front of the light. I must introduce myself to it.”
― صادق هدایت, Unknown Book 9160484
― صادق هدایت, Unknown Book 9160484
“تنها هنر است که با حقیقت رابطه دارد.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“گمان می کنم آزادم ولی جلو سرنوشت خودم نمی توانم کمترین ایستادگی بکنم، افسار من به دست اوست.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“در این بازیگر خانه ی دنیا هر کسی یک جور بازی می کند تا هنگام مرگش برسد.”
― صادق هدایت
― صادق هدایت
“او همهٔ این علما و فضلا را بزرگ کرده بود و خوب میشناخت، به فرنگ رفتهها و متجددین و قدیمیهایش همه سر و ته یک کرباس بودند فقط عناوین مختلف آنها فرق میکرد. پیشتر میرفتند نجف حجتالاسلام میشدند و حالا میرفتند فرنگ با عنوان دکتری برمیگشتند و کارشان عوامفریبی و همهٔ حواسشان توی شکم و زیرشکمشان بود."
داستان میهنپرست”
― صادق هدایت, سگ ولگرد
داستان میهنپرست”
― صادق هدایت, سگ ولگرد
“هاسمیک: "... و فهمید همهٔ کیفهایی که برای مردم معمولی جایز بود برای کسی که دنیاهایی مافوق تصورات و لذایذ سایرین ایجاد میکرد غیرممکن بود"
داستان تجلی”
― صادق هدایت, سگ ولگرد
داستان تجلی”
― صادق هدایت, سگ ولگرد
“مرد میزبان: "...- مخصوصا اتومبیل که با بوق و گرت و خاک، روحیهٔ شاگرد شوفررو تا دورترین دهکورهها میبره - افکار تازه بهدورون رسیده، سلیقههای کج و کوچ و تقلید احمقونه تو هر سولاخی میچپونه!"
داستان تاریکخانه”
― صادق هدایت, سگ ولگرد
داستان تاریکخانه”
― صادق هدایت, سگ ولگرد
“مرد میزبان: "گفت: «- من هیچ وقت در کیفهای دیگرون شریک نبودهام، همیشه یه احساس سخت یا یه احساس بدبختی جلو منو گرفته: - درد زندگی، اشکال زندگی. اما از همیه این اشکالات مهمتر جوال رفتن با آدمهاست شر جامعیه گندیده، شر خوراک و پوشاک، همیه اینا دائما از بیدار شدن وجود حقیقی ما جلوگیری میکنه. یه وقت بود داخل اونا شدم، خواستم تقلید سایرین رو در بیارم، دیدم خودمو مسخره کردهام هر چی رو که لذت تصور میکنن همهرو امتحان کردم، دیدم کیفهای دیگرون به درد من نمیخوره."
داستان تاریکخانه”
― صادق هدایت, سگ ولگرد
داستان تاریکخانه”
― صادق هدایت, سگ ولگرد
“مرد میزبان: "اصلا من تنبل آفریده شدم. - کار و کوشش مال مردم توخالیس، به این وسیله میتونن چالهیی که تو خودشونه پر بکنن."
داستان تاریکخانه”
― صادق هدایت, سگ ولگرد
داستان تاریکخانه”
― صادق هدایت, سگ ولگرد
“مرد میزبان: "اصلا من تنبل آفریده شدم. - کار و کوشش مال مردم توخالیس، به این وسیله می]وان چالهیی که تو خودشونه پر بکنن."
تاریکخانه”
― صادق هدایت, سگ ولگرد
تاریکخانه”
― صادق هدایت, سگ ولگرد




