نیما یوشیج
>
Quotes
See if your friends have read any of نیما یوشیج's books.
Sign up »
نیما یوشیج quotes (showing 1-3 of 3)
“هست شب
يك شب دم كرده و خاك
رنگ رخ باخته است
باد - نو باوه ي ابر - از بر كوه
سوي من تاخته است
هست شب
همچو ورم كرده تني گرم در استاده هوا
هم ازين روست نمي بيند
اگر گمشده يي راهش را
با تنش گرم،بيابان دراز
مرده را ماند در گورش تنگ
به دل سوخته من ماند
به تنم خسته
كه مي سوزد از هيبت تب
هست شب . آري شب ”
― نیما یوشیج
يك شب دم كرده و خاك
رنگ رخ باخته است
باد - نو باوه ي ابر - از بر كوه
سوي من تاخته است
هست شب
همچو ورم كرده تني گرم در استاده هوا
هم ازين روست نمي بيند
اگر گمشده يي راهش را
با تنش گرم،بيابان دراز
مرده را ماند در گورش تنگ
به دل سوخته من ماند
به تنم خسته
كه مي سوزد از هيبت تب
هست شب . آري شب ”
― نیما یوشیج
“تورا من چشم درراهم شباهنگام...
تورا من چشم درراهم شباهنگام/ که میگیرند درشاخ "تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی/وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛/تورامن چشم درراهم/
شباهنگام، درآن دم، که برجا، دره ها چون مرده ماران خفتگان اند؛/درآن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سروکوهی دام،/گرَم یادآوری یانه، من ازیادت نمی کاهم؛/ تورا من چشم درراهم.
علی اسفندیاری(نیما یوشیج)”
― نیما یوشیج
تورا من چشم درراهم شباهنگام/ که میگیرند درشاخ "تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی/وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛/تورامن چشم درراهم/
شباهنگام، درآن دم، که برجا، دره ها چون مرده ماران خفتگان اند؛/درآن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سروکوهی دام،/گرَم یادآوری یانه، من ازیادت نمی کاهم؛/ تورا من چشم درراهم.
علی اسفندیاری(نیما یوشیج)”
― نیما یوشیج
“میتوانستی ای دل،رهیدن
گر نخوردی فریب زمانه
آنچه دیدی،ز خود دیدی و بس
هر دمی یک ره و یک بهانه
تا تو_ای مست!-با من ستیزی
....”
― نیما یوشیج
گر نخوردی فریب زمانه
آنچه دیدی،ز خود دیدی و بس
هر دمی یک ره و یک بهانه
تا تو_ای مست!-با من ستیزی
....”
― نیما یوشیج



